میرزا زین‌العابدین تهرانی

میرزا زین‌العابدین تهرانی ( زاده ۱۲۶۰ در تهران - درگذشته ۱۳۲۱ در تهران) ملقب به ظهیر الاسلام امام جمعه تهران در عصر ناصرالدین شاه قاجار و مظفرالدین شاه قاجار بود[۱]

میرزا زین‌العابدین تهرانی
امام جمعه تهران
شناسنامه
نسب سادات
زادروز ۱۲۶۰ (قمری)
زادگاه ، ایران
تاریخ مرگ ذیقعده ۱۳۲۱ (۶۱ سال)
محل مرگ تهران، ایران
آرامگاه بقعه سر قبر آقا
نام همسر زهرا خانم دختر دوستعلی‌خان نظام‌الدوله
ضیاءالسلطنه دختر ناصرالدین‌شاه قاجار
دین اسلام
مذهب شیعه دوازده امامی

وی فرزند میرزا ابوالقاسم تهرانی از خاندان ائمه جماعت تهران [۱] بود . پدرش که از سادات خاتون آبادی بود در ۱۲۷۲ هجری قمری درگذشت. چون میرزا زین‌العابدین در آن هنگام خردسال بود، سید مرتضی، عموی میرزا زین‌العابدین کفالت امور امام جمعه را برعهده گرفت. زمانی که زین‌العابدین به ۱۸ سالگی رسید، به فرمان ناصرالدین شاه امام جمعه تهران شد. در جوانی به عضویت فراموشخانه درآمد. در ۱۳۲۰ هجری قمری به حج رفت و ذی القعده ۱۳۲۱ هجری قمری در شصت و یک سالگی در تهران درگذشت و در بقعه سر قبر آقا دفن شد. او با میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان دوستی داشت.

فرزندانویرایش

  1. میرزا ابوالقاسم، پس از وفات پدر به امام‌جمعگی رسید، از همسر اولش دو دختر و یک پسر پیدا کرد، از جمله سید حسن امامی. همسر دوم او، شکوه‌الدوله دختر مظفرالدین‌شاه بود و صاحب سه فرزند شد.
  2. سید محمد امام‌زاده، از شاگردان آخوند خراسانی بود. در سال ۱۳۲۶ هجری قمری به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و پس از استعفای برادرش، میزا ابوالقاسم امام‌جمعه، سمت امام‌جمعگی یافت. او در ۱۵ دی ۱۳۲۴ در تهران درگذشت. وی از حامیان اتحاد اسلام بود.
  3. دختر، همسر شیخ‌جعفر سلطان‌العلماء
  4. دختر، همسر میرزا احمد پسر میرزا جواد مجتهد تبریزی
  1. سیّدعلی حسام‌الدین میرزا، در نوزده‌سالگی درگذشت
  2. سیّد جواد ضیاءالدین میرزا، ملقب به ظهیرالاسلام
  3. ندیم‌السلطنه، در دوازده‌سالگی درگذشت
  4. زهرا خانم شمس السلطنه که پس از وفات مادرش ملقب به ضیاءالسلطنه شد و به همسری محمد مصدق درآمد.

زندگی‌نامهویرایش

سید زین العابدین امام جمعه در سال ۱۲۶۱ هـ. ق به دنیا آمد. بعد از فوت میرزا ابوالقاسم تهرانی منصب امامت جمعه به پسر او میرزا زین العابدین رسید. اما چون سید زین العابدین در سن طفولیت بود، کفالت امور امام جمعه گی به عهده عموی او میرزا سید مرتضی تهرانی ملقب به صدرالعلماء گذاشته شد؛ و زمانی که به سن رشد رسید به فرمان ناصرالدین شاه در سال ۱۲۸۰ هـ. ق در سن ۲۱ سالگی امام جمعه تهران و ملقب به ظهیر الاسلام شد. سید از دوستان میرزای شیرازی بود.

وی ابتدا با زهرا سلطان خانم، دختر دوستعلی‌خان نظام‌الدوله ازدواج کرد.‌ دوستعلی معیری می‌نویسد در سال ۱۲۸۸ هـ. ق که ناصرالدین شاه قصد زیارت امام رضا (ع) کرد، دوستعلی خان نظام الدوله (بعدا ملقب به معیرالممالک) که همراه شاه بود بین راه به وبا مبتلا شد. معیرالممالک نذز کرد چنانچه از این مرض جان سالم بدر برد دختر خود ـزهرا سلطان ـ را به همسری یکی از سادات درآورد. پس از اینکه وی به سلامت به تهران بازگشت و خبر نذر او در میان مردم پیچید، تنی چند از سادات برای خواستگاری دخترش به وی مراجعه کردند اما از این میان زهرا سلطان خانم نصیب سید میرزا زین العابدین امام جمعه شد.او از زهرا سلطان خانم صاحب سه پسر و دو دختر، از جمله سید ابوالقاسم، هم نام پدر سید زین العابدین شد. سید ابوالقاسم بعدا داماد مظفرالدین شاه شد.

بعد از مدتی، زهرا سلطان خانم، همسر سید زین العابدین، مرحوم شد و میرزا حسین خان سپهسالار که از معتمدین امام جمعه بود از ناصرالدین شاه درخواست کرد دختر بزرگش «ضیاء السلطنه» را به همسری میرزا سید زین العابدین درآورد. ناصرالدین شاه نیز با این پیشنهاد سپهسالار موافقت نمود، و دختر خود را به همسری امام جمعه تهران درآورد. امام جمعه از ضیاءالسلطنه صاحب ۲ پسر و ۲ دختر شد. یکی از این دختران به نام شمس السلطنه به همسری دکتر محمد مصدق درآمد. [۲]

ارتباط با فراموشخانهویرایش

اسماعیل رائین وی را اولین روحانی و امام جمعه ای می‌داند که به فراماسونها پیوست و به عضویت فراموشخانه ملکم خان درآمد. رائین طی سندی که در آن گزارش بلونه ـ سفیر وقت فرانسه ـ به دولت متبوع خود را آورده، پیوستن سید زین العابدین را به فراماسونری عنوان می‌کند. بلونه در این گزارش نقش مهم روحانیت را در جامعه گوشزد کرد و خاطر نشان می‌کند: پیوستن روحانیان به فراماسونری اهمیت ویژه‌ای دارد، چون سلاح خطرناکی است که در دست هر کس باشد از آن سوء استفاده خواهد کرد. متأسفانه میرزا زین العابدین بدون در نظر گرفتن اهمیت مسئله و بدون شناخت کافی فراماسونری به این انجمن پیوست. در بخشی از این سند آمده‌است: فراماسونری به وسیله میرزا ملکم خان وارد این منطقه [ایران] گردید و ظرف مدت کمی تمام ناراضیان به ویژه ملاها و سیدها در آن گرد آمدند. پادشاه که در ابتدا با نظر تمسخر بدین تشکیلات می‌نگریست اکنون نگران به نظر می‌رسد… افکار عمومی ضد ملکم خان است که می‌خواست شاه را نجات دهد و او حالا برای پیوستن به مردم، خویش را از شاه کنار کشیده‌است. ابتدا امام جمعه که رئیس مذهبی است در این راه پیشقدم شده‌است. با در نظر گرفتن خصایص آسیا، جناب عالی خوب خواهید دریافت که پیوستن امام جمعه به فراموشخانه چه سلاح خطرناکی خواهد بود که به دست شخص کاردان و زیرکی بیفتد و نیز تا چه پایه شاه حق دارد نسبت به این موضوع بدبین و بدگمان باشد. رائین معتقد است ملکم از وجود زین العابدین امام جمعه که تمایل به انگلیسی‌ها داشت و جزء اولین کسانی بود که در نخستین روزهای تشکیل فراموشخانه به آن پیوست، استفاده‌های سیاسی فراوانی برد.

اعمال نفوذ امام جمعه در تعویض صدر اعظمویرایش

سید زین العابدین امام جمعه روابط دوستی فوق‌العاده‌ای با علی اصغر خان اتابک ملقب به امین السلطان، صدر اعظم ناصر الدین شاه داشت.صدارت علی اصغر خان اتابک با واگذاری امتیازات فروان به دول خارجی و نفوذ بیش از حد این دولت‌ها در ایران همراه بود و دلیل آن اوضاع بد مالی کشور و نیز سفرهای ناصرالدین شاه به اروپا بود.امام جمعه به‌طوری‌که در نامه‌ای که به آیت الله میرزای شیرازی در جریان امتیاز تنباکو نوشت به امین السلطان مرتبه عصمت بخشید وی در بخشی از این نامه نوشته‌است: .... لازم دانستم که جسارت کنم قلب مبارک شاهنشاه اسلام پناه هرگز به این که کفر به اسلام غلبه پیدا نماید نبوده و نیست و نخواهد بود؛ و هم چنین جناب اجل وزیر اعظم دام علاه(امین السلطان) که در این جوانی معری و مبری از کافه معاصی است و مطیع شرع و شریعت و اخلاصی نسبت به سادات خاصه دارد که هیچ‌یک از دولتیان مثل او نیستند…

دوستعلی معیری ـ نویسنده کتاب رجال عهد ناصری ـ زین العابدین را از دوستان نزدیک امین السلطان صدراعظم ناصرالدین شاه و مظفر الدین شاه می‌داند.وی در کتاب خود نقل قولی را از امام جمعه در خصوص توانمندی اش در تعویض صدراعظم چنین آورده: میرزا علی اصغر خان امین السلطان هر روز خود را به امام جمعه نزدیکتر می‌ساخت تا آنکه در دوران مظفری که مقام صدارت و لقب اتابکی یافت در زمره دوستان آن بزرگوار درآمد. در ماه شوال سال ۱۳۲۰ هـ. ق امام جمعه عزم سفر حج کرد… حاج میرزا ابوالقاسم فرزند ارشد امام جمعه که پس از پانزده سال تحصیل علوم دینی در عتبات تازه به ایران بازگشته بود در غیبت پدر قائم مقام او خوانده شد. پس از یکی دو ملاقات با اتابک نه تنها با او نجوشید بلکه با عین الدوله و همدستانش که علیه وی می‌کوشیدند چندان یاری کرد تا صدراعظم را از کار برکنار ساخت. امام جمعه در بحبوحه زمستان سال ۱۳۲۱ هـ. ق از سفر مکه بازآمد… با وجود سرمای طاقت فرسا از زائر کعبه استقبالی شایان به عمل آمد که کلیه طبقات در آن شرکت جستند. من نیز به قصد دیدار از میان جمعیت می‌گذشتم … هنگامی به حضرت عبدالعظیم رسیدم که امام جمعه قبلاً رسیده و بر حرم رفته بود… دیری نپایید که امام جمعه از حرم بیرون آمد و به دیدارم آغوش مهر گشود. در حین معانقه سر بگوشم نهاد و گفت: غم مخور چیزی نخواهد گذشت که عین الدوله را بر سر جایش خواهم نشاند و اتابک را باز خواهم آورد!

امام جمعه ناعالمویرایش

از زندگی سید زین العابدین اخبار زیادی در دست نیست. جستارهای کوتاهی از کتبی مختلفی یافت شد که دقت در آن‌ها برای شناخت این روحانی عصر ناصرالدین شاه کافی است.

محمدحسن خان اعتماد السلطنه در بخشی از کتاب خوابنامه یا خلسه خود، امام جمعه را فردی بی سواد معرفی کرده‌است. محمد حسن خان این کتاب را در شرح احوال امین السلطان، از زبان خود وی به رشته تحریر درآورده است. وی در بخشی از این کتاب چنین می‌گوید: از کارهایی که در آن شب کردم (جریان جنبش مردم ضد امتیاز تنباکو) یکی این بود که امام جمعه را به حضور همایونش (شاه) فرستم که هم دلداری دهد و هم به زبان بی زبانی و بیان نادانی خود در پیشگاه اقدس معلوم کند (که) این فتنه را نایب السلطنه به دستیابی و معاونت میرزا حسن آشتیانی و سایرین علیه علی اصغر خان اتابک برپا نمود. امام جمعه که معلوماتش فقط این است که پسر مرحوم میرزا ابوالقاسم امام جمعه می‌باشد و اگر کسی از او بپرسد تو چکاره‌ای این قدر ناطقه و تقریر ندارد که بیان شغل و منصب خود نماید به حضور رفت و مطلب را به وجهی معروض داشت. امام جمعه هر که باشد شریف یا مرضیع از نسل عمر یا علی مقصود من فایده است. غرض من به دست او مجری شد.

امام جمعه متمولویرایش

در روزگار فقر و بیماری مردم در عصر ناصری، میرزا زین العابدین امام جمعه که انتظار می‌رفت همچون سایر روحانیون معظم در کنار مردم قرار داشته و سطح زندگی خود را در حد متوسطین آنان قرار دهد، املاک و مستغلات بسیاری در تهران و ساوه برای خود برپا کرد.او بعداً بسیاری از آن‌ها را وقف کرد.

دوستعلی معیری در جایی از کتاب خود یکی از باغ‌های وی در حکیمیه را چنین شرح داده‌است: در عمران و آبادی نیز دستی دراز داشت از جمله از زمین‌های بی آب و گیاه واقع در سمت راست جاده سرخه حصار[۲] باغی به مساحت چند میلیون قد و قناتی پرآب احداث کرد و سر در و عمارتی زیبا در آنجا بنا نهاد. از گرد عمارت هشت خیابان عریض منشعب و دامنه آن‌ها تا دیوار باغ کشیده می‌شد. هر خیابان دو سه هزار ذرع طول داشت و در دو طرف هر یک نوعی از درختان بی بر و به اصطلاح جنگلی کاشته شده بود. در فاصله خیابان‌ها چمنستانها، گلزارها، حوض‌ها و جویبارها و درختان بارور بسیار، نظر را لذت می‌بخشید و هوای معطر و مطبوع باغ دل را به فرح و انساط می‌آورد. خلاصه امامیه یا قلعه امام [۳]که به این هر دو نامش می‌خواندند بهشتی بود از رنگ و بو… این منطقه همان منطقه‌ای است که امروز به حکیمیه شناخته می‌شود. میرزا علی نقی حکیم الممالک پسر میرزا اسماعیل خان، پیشخدمت و حکیم محمد شاه و ناصرالدین شاه قاجار بود. حکیم الممالک منطقه حکیمیه امروزی که چاهک نام داشت خریداری کرد و به نام خود حکیمیه نامید. سپس آن را به زین العابدین امام جمعه فروخت. مدتی که این منطقه در تملک امام جمعه بود امامیه هم نامیده می‌شد [۴]. معیری در بخش دیگری می‌نویسد: مقر ییلاقی امام جمعه، قریه اسدآباد[۵] شمیران بود.اسدآباد (زعفرانیه) به فرزانه خانم دختر فتحعلی شاه تعلق داشت. فرزانه خانم به حسینعلی خان معیرالممالک. وی از شوهر خویش دو فرزند آورد و اسدآباد را به آنان بخشید. فرزندان هر دو در جوانی درگذشتند و اسدآباد به ملکیت معیرالممالک درآمد و بالاخره دوست محمدخان معیرالممالک آن را به عنوان هدیه عروسی به خواهرش زهرا سلطان خانم (همسر امام جمعه) بخشید. امام جمعه،اسدآباد (زعفرانیه) را پیش از آنچه بود آباد ساخت و بر ابنیه و باغ‌هایش افزود.

علاوه بر اموال و املاک فوق، فهرست موقوفات خاندان امامی که مربوط به اموالی است که خانواده امام جمعه آن‌ها را وقف کرده‌اند نیز برخی از املاک سید زین العابدین، پدرش و پسرش که در شهرستان ساوه می‌باشد را بدین اسامی معرفی کرده‌است:

  1. روستای حسین‌آباد گاوگرد
  2. روستای چیچک آباد
  3. روستای امام آباد
  4. روستای قلندریه
  5. روستای سینک
  6. روستای حسین‌آباد
  7. روستای فتح‌آباد
  8. روستای انجیلاوندین
  9. روستای طراز ناهید

در نظر داشته باشید که اگر فردی روستایی را وقف کند یعنی به‌طور کامل مالک تمام آن روستا است و این افراد (خاندان امام جمعه) ۹ روستا را در شهرستان ساوه وقف کرده‌اند؛ که این خود گویای تمکن مالی بسیاز زیاد این چند نفر است که در زمان فقر و تنگدستی بینهایت مردم در عصر قاجار این همه ثروت فقط نزد چند فرد به ظاهر روحانی وجود داشته‌است که ظاهراً پس از استفاده کردن خود و خانواده شان از این املاک، اندک زمانی قبل از مرگـ آن‌ها را وقف کرده‌اند. وسعت این املاک به حدی بوده که از این موقوفه به عنوان یکی از بزرگترین موقوفات کشور یاد می‌شود.

خانه سید زین العابدین (ظهیر الاسلام) واقع در محله بهارستان تقاطع خیابان ظهیرالدوله وهدایت بوده که در تملک سازمان تأمین اجتماعی می‌باشد و یکی از عمارت‌های ثبت شده تهران در فهرست آثار ملی است و اخیرا مورد بازسازی قرار گرفته است. [۳].

امام جمعه در بیماریویرایش

میرزا آقاخان کرمانی حکایتی در کتاب رضوان در خصوص امام جمعه نقل کرده‌است که ذکر آن خالی از لطف نیست: امام جمعه تهران به تلاشی عظیم افتاد و بحران سخنش روی داد. طولوزان دکتر را به عیادت وی آوردند. خوردن شراب کهنه تجویز کرد. امام جمعه استیهایش نمود: که اگر بخورم به جهنم خواهم رفت. دکتر گفت: اگر نخورید زودتر خواهید رفت [۶].

مرگ سید زین العابدینویرایش

سید زین العابدین امام جمعه در سال ۱۳۲۰ از طریق اروپا به مکه رفت و در هنگام ورود به مکه، والی شهر تا یک فرسخی از او استقبال نمود، این سفر یک سال و نیم طول کشید. سه روز پس از بازگشت از سفر مکه (که یکسال به طول انجامیده بود) به مرض ذات الریه مبتلا و بستری شد.سلطان الحکما دستور فصد داد ولی بیماری شدت یافت و دو روز پس از معاینه اظهار داشت که گرفتن خون اصولاً خطا بوده و کار از درمان گذشته‌است.سید زین العابدین در ۱۱ ذی قعده ۱۳۲۱ در سن ۶۱ سالگی درگذشت و جسدش در مقبره پدرش، سر قبر آقا به خاک سپرده شد.

فرزندان سید زین العابدینویرایش

با فوت سید زین العابدین، منصب امامت جمعه به فرزند ارشد وی، سید ابوالقاسم که در سن ۱۷ سالگی به نجف رفته بود تفویض شد.او داماد مظفرالدین شاه و برادر ناتنی سید جواد ظهیر الاسلام بود. ازدواج وی با دختر شاه پس از مهاجرت اول علماء به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی صورت گرفت.سیدابوالقاسم امام جمعه از بدو ورود به ایران در شبستان مسجد شاه مشغول تدریس فقه و اصول گردید و پانصد شاگرد داشت، هفت سال مشغول تدریس بود که نهضت مشروطیت شروع شد در ۲۷/۴/۱۲۸۸ توسط مجلس عالی مشروطه خواهان از منصب امامت جمعه تهران عزل شد؛ و از ایران به مصر و اسکندریه تبعید شد و پس از ورود به تهران در منزل خود گوشه‌نشین شد و مشغول مطالعه شد. میر سید محمد برادر میرزا ابوالقاسم دوم فرزند سید زین العابدین به جای وی از طرف مردم به امامت جمعه تهران منصوب شد و در سال ۱۳۲۴ درگذشت. پس از فوت میر سید محمد، به میر سید ابوالقاسم (برادرش و امام جمعه قبل از وی) تکلیف شد امام جمعه تهران شود ولی او به علت کسالت مزاج عذرخواهی کرد. فرزند دیگر سید زین العابدین، سید جواد ظهیر (السلام) برای دوره‌ای نیابت تولیت آستان مقدسه رضوی و مسجد سپهسالار را بر عهده داشت. از طرف محمدرضا شاه پهلوی به آقای سید جواد ظهیر (الاسلام) نیابت تولیت مسجد سپهسالار، تکلیف امام جمعه شدن تهران شد ولی ایشان قبول نکرد و سید حسن امامی فرزند سید ابوالقاسم به عنوان امام جمعه معرفی و انتخاب شد.

منابعویرایش

  1. «میرزا ابوالقاسم تهرانی | بانک اطلاعات رجال». rijaldb.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۹-۱۰.
  2. ۱ ـ شرح حال رجال ایران (قرن ۱۲، ۱۳، ۱۴ هـ. ش) جلد اول، مهدی بامداد ـ امیر کبیر و ایران، فریدون آدمیت ۳ ـ دانشنامه آریانیکا ۴ ـ سایت موقوفات امامی ۵ ـ رجال عصر ناصری، دوستعلی معیری ۶ ـ فراموشخانه و فراماسونری در ایران، اسماعیل رائین، جلد اول ۷ ـ سیاستگران دوره قاجار، خان ملک ساسانی ۸ ـ تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم الاسلام کرمانی
  3. User، Super. «امامیه (حكیمیه، چاهك) - تهران نامه». tehrannameh.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۶-۱۵.
  4. User، Super. «آقا سید جواد - تهران نامه». tehrannameh.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۶-۱۵.
  5. User، Super. «اسدآباد - تهران نامه». tehrannameh.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۶-۱۵.
  6. User، Super. «امام جمعه تهران - تهران نامه». tehrannameh.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۶-۱۵.