میرزا مهدی اصفهانی

محمد مهدی غروی اصفهانی خراسانی (۱۳۰۳ ق، اصفهان۱۳۶۵ ق، مشهد) (مشهور به میرزا مهدی اصفهانی) از فقهای اصولی معاصر شیعه بوده‌است. او از محققین معارف قرآن و ائمه می‌باشد. او همچنین بر مبانی معارفی خود مکتب خاصی از سلوک اخلاقی و تهذیب نفس را در خراسان پایه نهاد که رکن اساسی آن توجه دائمی به ذات خداوند به عنوان آشناترین آشنا برای انسان و همچنین توسل به نماینده خدا در زمین، حجت بن الحسن است. او و شاگردانش از احیاگران فرهنگ مهدویت در تاریخ معاصر ایران به‌شمار می‌آیند.

میرزا
مهدی اصفهانی
میرزا مهدی اصفهانی
زادروز۱۳۰۳ قمری
اصفهان
درگذشتمشهد
محل زندگیاصفهان، نجف، مشهد
محل تحصیلنجف
پیشهمعارف و عقاید اسلامی، فقه و اصول
سال‌های فعالیتمعاصر
شناخته‌شده برایتاسیس مکتب اعتقادی خراسان موسوم به (تفکیک)
مذهبشیعه دوازده امامی
استادهامیرزای نائینی، آخوند خراسانی، سید محمدکاظم یزدی

وی را مؤسس مکتب تفکیک یا مکتب معارف خراسان می‌دانند. نام مکتب تفکیک یا مکتب معارف خراسان بعدها توسط شاگردان او بر روش تدریسش تعلق گرفت. دلیل این نامگذاری این است که او با کاوش در مبانی وحیانی به اهمیت این نکته پی برد که فلسفه و عرفان و سایر معارف بشری از پایه با معارف قرآن و ائمه تغایر و تضاد دارند، و از این رو همواره تلاش در جداسازی و تفکیک معارف الهی وحیانی از سایر مکاتب (فلسفه و عرفان و تصوف و …) داشت.

زندگی‌نامهویرایش

میرزا مهدی اصفهانی در اوایل سال ۱۳۰۳ هجری قمری در اصفهان به‌دنیا آمد. پدرش میرزا اسماعیل اصفهانی نام داشت. وی در ۹ سالگی پدر را از دست داد. مقدمات فقه و اصول را در اصفهان خواند و در سن ۱۲ سالگی راهی نجف شد.[۱] محمدرضا حکیمی در کتاب خود مکتب تفکیک، به‌نقل از پسر میرزا مهدی، زندگی علمی او را به سه دوره تقسیم کرده‌است:

دورهٔ اولویرایش

دورهٔ اول (۱۸ سال) از مهاجرتش به نجف آغاز می‌شود و شامل شرکت او در دروس میرزای نائینی می‌شود. در این دوره به سیر و سلوک عرفانی اشتغال دارد و شاگرد سید احمد کربلایی است.

وی همچنین در این دوره در نجف، درس اصول را نزد آخوند خراسانی (صاحب کفایة الاصول) و درس فقه را نزد سید محمدکاظم یزدی (صاحب عروة الوثقی) خواند. وی همچنین با سید اسماعیل صدر ارتباط پیدا می‌کند و به‌راهنمایی او سلوک خود را پیش می‌گیرد. به‌واسطهٔ صدر با محمد بهاری همدانی، سید علی قاضی و سید جمال گلپایگانی آشنا می‌شود.[۲]

هم‌زمان با انقلاب مشروطه در ایران، اولین جلسه درس میرزای نائینی را تشکیل می‌دهد که در آن قریب ۷ نفر از جمله سید جمال‌الدین گلپایگانی، سید محمود حسینی‌شاهرودی شرکت می‌کردند. در این جلسات مطالب مکتب اصول انصاری مورد بررسی قرار می‌گرفت. این درس نزدیک به ۵ سال طول کشید. در این مدت استاد سلوک وی، سید احمد کربلایی بود.[۳]

دورهٔ دومویرایش

دورهٔ دوم، مابقیِ زمانی است که وی در نجف بوده‌است و در این دوره و در حدود سن ۳۰ سالگی به‌دیدار حجت بن الحسن نایل می‌شود.[۴] و حجت بن الحسن به وی می‌گوید: «طلب المعارف من غیر طریقنا مساوق لانکارنا» به این معنی که طلب علم غیر طریق اهل بیت مساوی با انکار ماست . این ماجرا دیدگاهش نسبت به عرفان و فلسفه را به‌کلی دگرگون کرد؛ و از این زمان به بعد وی از مخالفین سرسخت در هم امیزی علوم اهل بیت با فلسفه و عرفان شد.

دورهٔ سومویرایش

دورهٔ سوم (۲۵ سال) از زمان مهاجرت میرزا به مشهد تا زمان مرگ او است. در این دوره وی علاوه بر تدریس درس خارج فقه، دروس معارفی را نیز بیان می‌کند. هدف از این دروس تفکیک بین مفاهیم بشری و تأویلات فلسفی و عرفانی از معارف اهل‌بیت است.[۵]

اجازه اجتهادویرایش

اجازهٔ اجتهاد وی در ۳۵ سالگی به قلم میرزای نائینی و تأیید آقاضیاءالدین عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی و عبدالکریم حائری یزدی، صادر شد.[۶]

در اجازه‌نامه میرزا نائینی به او آمده‌است:

«…هو جناب العالم العامل، والتّقی الفاضل، العلم العلاّم، والمهذّّب الهمام، ذوالقریحة القویمة والسلیقة المستقیمة، والنظر الصائب، والفکر الثاقب، عماد العلماء، وصفوة الفقهاء، الورع التقی و العدل الزکی، جناب الآقا میرزا مهدی الاصفهانی، ادام اللّه تأییده و بلّغه الامانی، فلقد بذل فی هذا السبیل عمره و اشتغل به دهره، و عکف بباب مدینة العلم عدة سنین، و حضر علی الاساطین، و قد حضر ابحاثی الفقهیة والاصولیة مدّة مدیدة و سنین عدیدة، حضور تعمق و تحقیق، وتفهم و تدقیق، وکتب اکثر ما حضره فاحسن و اجاد، و ادّی حق المراد، الی ان حصل له قوةّ الاستنباط، وبلغ رتبةالاجتهاد وجاز له العمل بما یستنبطه من الاحکام، علی النهج المعمول بین الأعلام، فلیحمد اللّه سبحانه و تعالی علی ما اولاه من جودة الذهن و حسن النظر….»

انتقاداتویرایش

سید محمدحسین حسینی طهرانی از شاگردان سید محمدحسین طباطبایی و منتقدین مکتب معارف خراسان، آراء میرزا مهدی اصفهانی را با آراء احمد احسائی تطبیق داده و معتقد است رد عرفان و فلسفه از طرف میرزا مهدی، در اثر «وازدگی نفس» و به‌واسطهٔ «عدم تحمل و عدم وصول» در سلوک و از سر کین است.[۷]

طهرانی به‌نقل از سید جمال‌الدین گلپایگانی، استاد سلوک میرزا مهدی، وی را دارای ظرفیت سلوک نمی‌داند و روانه‌کردن او به ایران را به‌درخواست گلپایگانی و به‌دلیل وخامت اوضاع جسمی او می‌داند. وی ماجرای رؤیت امام عصر توسط میرزا مهدی به‌صورت مکاشفه در قبرستان وادی السلام را بدین صورت ذکر کرده‌است:[۸]

از جمله دستورها این بود که نوافل خود را به‌نحو نماز جعفر طیار بخواند؛ او در وقتی چنین حالی پیدا کرد که به‌هر جا نگاه می‌کرد، سید جمال می‌دید، و ما هرچه خواستیم به او بفهمانیم این معنای حقیقت وجود نیست… نشد و این رؤیت را دلیل بر آن می‌گرفت که در عالم وجود حجت خدا، سیدجمال است؛ و پس از خارج شدن از این حال برای او شک و تردید پیدا شد که آیا سیر و سلوک حق است یا باطل؟ و روزی که در وادی‌السلام رفته بوده‌است در مکاشفه‌ای می‌بیند که بقیةالله ارواحنا فداه کاغذی به او دادند که در پشت آن کاغذ به‌خط سبز نوشته‌است: «أنا الحجة بن الحسن». خودش این مکاشفه را تعبیر به بطلان سیر و سلوک خود نمود…

دفاعی که از این‌جا می‌توان در برابر میرزا مهدی کرد این است که واقعاً افراد نمی‌توانند با مطالبی که از تفکرات یونانیان است اسلام بیاورند. این‌ها همه باورهای بشری است؛ و دین چیزی نیست که با باورهای بشری بتوان گفت که صحیح است! دین حتماً باید پشتوانه روایی یا فقهی داشته باشد.

پیروان مکتب میرزای اصفهانی، ادعای محمد حسین طهرانی را غیرواقعی می‌دانند.

بخش اعظمی از انتقادات یا اتهاماتی که مخالفان میرزا مهدی اصفهانی به او وارد نموده‌اند، در کتاب «میرزا مهدی اصفهانی، از مکتب سلوکی سامراء تا مکتب معارف خراسان» پاسخ داده شده‌است.[۹] در بخشی از این کتاب پاسخ به سخنان سید محمدحسین حسینی طهرانی نیز آورده شده‌است.[۱۰]

از طرف دیگر برای شناخت منصفانه و دوطرفه از موضوع می‌توان انتقادات به جریان تفکیک را نیز در کتاب «صراط مستقیم؛ نقد مبانی مکتب تفکیک» نوشته محمد حسن وکیلی از شاگردان جوان سید محمدحسین طهرانی مطالعه کرد.[۱۱] سیدمحمدحسین طباطبایی صاحب تفسیر المیزان نیز که نگاهی حکمی- عرفانی- فقهی دارد، نقدی بر دیدگاه تفسیری جریان تفکیک دارد.[۱۲]

سید حسن اسلامی، استاد دانشگاه ادیان در مصاحبه‌ای کتاب «الحیات» تألیف محمدرضا حکیمی از حامیان میرزا مهدی اصفهانی و تئوریسین جریان تفکیک را «نمونه‌ای عالی از سلطه تفکر چپ در ایران» می‌داند.[۱۳]

دیدگاه‌هاویرایش

تناقض در منطق بشریویرایش

محمد صادقی تهرانی در تفسیر الفرقان، فلسفه ای را که بر مبنای منطق علمی بنا شده پر از مطالب غلط و خطا می‌داند. در ضمن این بحث، ۶۶ عنوان از اختلافات موجود بین علمای منطق را نقل می‌کند که میرزا مهدی اصفهانی آنها را استخراج کرده‌است.[۱۴] روایت محمد صادقی تهرانی از ۶۶ تناقض منطق بشری از دیدگاه میرزا مهدی اصفهانی منحصر به فرد است و در کتابهای شناخت نامه[۱۵] و اندیشه نامه[۱۶] میرزا مهدی اصفهانی، ذکری از این موضوع نشده‌است. هر چند محمد صادقی تهرانی مدت کوتاهی شاگرد میرزا بوده، ولی می‌گوید این مطالب را از طریق یکی از شاگردان بزرگ وی نقل کرده‌است. وی نامی از این شاگرد میرزا نمی‌برد.

ميرزا مهدي اصفهاني و مخالفت با حكمت و عرفانویرایش

بارزترين ويژگي‌ میرزا مهدی اصفهاني برخورد بسیار شديد او با حكمت و عرفان است به گونه‌اي که وي حتي بر فراز منبر نيز در نقد مباني عرفانی شدیداً به هیجان می‌آمد و عنان اختیار خود را از دست می‌داد و به سادگي دربارة عرفان و عرفای بزرگ و حتی به کسانی که زنده بودند ناسزا می‌گفت.

اين جسارت‌ها گاه آنقدر شديد مي‌شد كه حتي دلباختگان و شيفتگان ايشان در جواز اقتدا به آن مرحوم شك مي‌كردند چنان كه در بين ارادتمندان ايشان در خراسان معروف است كه در مجلسي چنان تعابير مرحوم ميرزا نسبت به حكما تند شد كه ميرزا جواد آقاي تهراني پس از درس به دليل اينكه مي‌خواست در نماز ايشان شركت كنند از وي تقاضا نمود كه استغفار كند.

مرحوم آقا سيد محمد حسن قاضي رحمه‌الله؛ آقازادۀ ارشد عارف رباني عالم بالله و بأمرالله مرحوم آية‌الله حاج ميرزا علي قاضي قدس‌سرّه در مصاحبه‌اي مي‌گويند:

«من يك ماه رمضان در مشهد بودم و پاي منبر آقاي ميرزا مهدي اصفهاني حاضر شدم، ايشان سر منبر مي‌رفت و زياد هم عصباني مي‌شد و به پدرم ناسزا مي‌گفت. صراحتاً مي‌گفت: «آن سيدي كه در نجف است، ريشش قرمز است و قدش كوتاه است و فلان ....» بعضي‌ها به او گفتند: «پسرش پاي منبر شما اينجا نشسته‌است.» بعد از آن آمد و از من خيلي عذر خواست و حتي يك روز مرا به منزلش براي افطار دعوت كرد. من منبرهاي او را مي‌نوشتم و وقتي به نجف رفتم آنها را به آقا نشان دادم . پدرم گفت: «‌اينها چيست كه تو نوشته‌اي؟ هرگز آقا ميرزا مهدي اصفهاني يك چنين حرف‌هايي نمي‌زند. مگر ديوانه‌اي تو! آنها را دور بينداز!» من هم آنها را دور ريختم. بعد از حدود سي سال كه كتاب ابواب الهدي چاپ شد، آن را خواندم ديدم صد رحمت به آنچه در مشهد شنيدم!»[۱۷]

از نگاه دیگرانویرایش

نظرات موافقینویرایش

نظر وحید خراسانیویرایش

حسین وحیدخراسانی، از مراجع تقلید شیعیان و از شاگردان میرزا مهدی اصفهانی، دربارهٔ او می‌گوید:

«میرزا مهدی اصفهانی مرد ملایی بود. بدون تردید مجتهد مسلم بود. مجتهد قطعی، مجتهد مطلق، او مرد نخبه ای بود.

در عظمت علمی میرزا، اجازه اجتهاد میرزای نائینی به ایشان کاشف مطلب است. اجازه اجتهاد مطلق داده به میرزا، آن هم با چه اوصاف و القابی و تصریح کرده که سال‌ها در درس فقه و اصول من شرکت نموده و در درس من تحقیق و تدقیق می‌نموده و درس را عمیق می‌فهمیده و اکثر درس‌هایی را که شرکت کرده، تقریر نموده و چقدر خوب و دقیق تقریر نموده: «و أحسن و أجاد و أدّی حقَّ المراد و بلغ رتبه الإجتهاد…».

میرزا مهدی اصفهانی از اکابر شاگردان میرزای نائینی بوده‌است. از آن چند نفری که حرف‌هایش را، (در اصول) با آن‌ها پخته کرده‌است. میرزا ابتدا فقط خودش به‌طور خصوصی در درس میرزای نائینی شرکت می‌کرده، بعد آقا سید جمال الدین گلپایگانی به این درس خصوصی اضافه شد، بعد آقا سید محمود شاهرودی اضافه شد، بعد آقا موسی خوانساری.

آقا میرزا مهدی از آن کسانی است که تا کسی او را ندیده باشد نمی‌داند که بود.

مرحوم آقا سید جمال الدین گلپایگانی فرمود: میرزا از آن شش یا هفت نفری است که نائینی در دوره اول، حرف‌های (اصولی) خود را با آن‌ها پخته کرده بود.

میرزا کسی است که وقتی وارد مشهد شد، حوزه مشهد را منقلب کرد. یعنی همه فضلای مشهد محصول آقا میرزا مهدی هستند.

میرزا از هر جهت تمام بود: هم علمش، هم اخلاقش، هم عملش. او مرد نخبه ای بود. انصافاً علاوه بر شخصیت علمی، قدرت این را داشت که حوزه مشهد را متحول کرد.

من مرحوم میرزا را در مشهد درک کردم، بعد در تهران به درس میرزا مهدی آشتیانی رفتم و از ایشان در مباحث مختلف فلسفی و آنچه تدریس می‌کردند، مطالبی آموختم در حدی که ایشان قبول کردند که من حرف‌هایشان را دارم و آنچه را که فرموده‌اند را فهمیده‌ام و به آنها رسیده‌ام. به من فرمودند: علت اینکه حرف‌های من را فهمیده‌ای، اما آن را قبول نمی‌کنی چیست؟! من گفتم: جهتش این است که من از مرحوم میرزا مهدی اصفهانی مطالبی یادگرفته ام که با توجه به آنها نمی‌توانم قبول کنم.

ما بارها منزل میرزا می‌رفتیم. فرش منزل میرزا دو عدد پلاس بود و خود میرزا از چاه آب می‌کشید و توی حوض می‌ریخت و من اینها را خودم شاهد بودم… میرزا نوکر نداشت.

من از شاگردان مرحوم میرزا شنیده بودم که ایشان تخلیه روح دارند. بعد از درس که خلوت شد به مرحوم میرزا گفتم: من سخت باورم. اینها حرفی زده‌اند. اما من می‌خواهم از خودتان بشنوم شما تخلیه روح دارید؟ ایشان مکثی کردند و گفتند: بله، من می‌توانم روحم را دو ساعت از بدنم جدا نگه دارم. سپس گفتند: من تجرد عن تجرد هم دارم و بعد تجرد عن تجرد را توضیح دادند.»[۱۸]

نظر صادقی تهرانیویرایش

محمد صادقی تهرانی، از میرزا با عناوینی مانند «عالم نحریر و علامة کبیر کان فی سلک الفلاسفة المنطقیین و العرفاء الرسمیین، ثم أصبح من أکبر المعارضین لذلک الثالوث» و «بحر المعارف الربانیة، المتحقق بحقیقة من المعرفة الشهودیة» تجلیل می‌کند.[۱۴] وی که منظومه را در قم نزد اساتید دیگری تملذ کرده بود و بر آن تسلط داشت در مورد درس منظومه میرزا می‌گوید:

تابستان همان سال به مشهد مشرف شدم و توفیق شرکت در درس میرزا مهدی اصفهانی را یافتم که ایشان نیز شرح منظومه حکمت ملاهادی سبزواری را تدریس می‌کردند. ایشان را مرد بسیار عمیق یافتم که متن موزون منظومه را با تسلطی منحصر به فرد موشکافانه و دقیق، با رعایت کامل قواعد مشکل صرفی و نحوی آن می‌خواند و یک به یک رد می‌کرد. دائم پای خود را با عصبانیت تکان می‌داد که آقا اینها مغز را مختل می‌کند. این اسفار و منظومه خلاف نص قرآن است.[۱۹]

نظرات مخالفینویرایش

نظر طهرانیویرایش

سيد محمد حسين حسيني طهراني از قول سید جمال گلپایگانی استاد میرزا مهدی اصفهانی می گوید: «مرحوم آقا سيد جمال‌الدين براي حقير نقل كردند كه چند نفر از شاگردان ما دچار خطا و اشتباه شدند؛ و چون ظرفيت سلوك را نداشتند ما به هرگونه بود آنها را روانه‌ي ايران نموديم؛ از جمله آقا ميرزا مهدي اصفهاني بود كه مدتي با اصرار از ما دستور مي‌گرفت و از جمله دستورها اين بود كه نوافل خود را به نحو نماز جعفر طيار بخواند؛ او در وقتي چنين حالي پيدا كرد كه به هر جا نگاه مي‌كرد سيد جمال مي‌ديد؛ و ما هرچه خواستيم به او بفهمانيم اين معناي حقيقت وجود نيست؛ بلكه ظهوري است در يكي از مجالي امكانيه و چيز مهمي نيست، نشد؛ و اين رؤيت را دليل بر آن مي‌گرفت كه در عالم وجود حجت خدا، سيد جمال است؛ و پس از خارج شدن از اين حال، براي او شك و ترديد پيدا شد كه آيا اين سير و سلوك حق است و يا باطل؟ و روزي كه در وادي السلام رفته بوده‌است در مكاشفه‌اي مي‌بيند كه حضرت بقية‌الله ارواحنا فداه كاغذي به او دادند و در پشت آن كاغذ به خط سبز نوشته‌است: أنا الحجة ابن الحسن. خودش اين مكاشفه را تعبير به بطلان سير و سلوك خود نموده؛ و از آنجا از عرفان و پيمودن راه خدا زده مي‌شود» [۲۰]

نظر آشتیانیویرایش

سيد جلال‌الدين آشتياني از اساتید فلسفه و عرفان در مورد میرزا مهدی اصفهانی می‌گوید: «اين مخالفت با فلسفه در مشهد، تاريخچه‌اي دارد و آن برمي‌گردد به زمان آقا ميرزا مهدي اصفهاني كه شاگرد ميرزا حسين نائيني بوده‌است. او در ابتدا مي‌رود و همان طريقة آخوند ملاحسينقلي همداني و آقا شيخ محمد بهاري و آقا سيد مرتضي كشميري را انتخاب مي كند. روزه زياد مي گيرد؛ نماز زياد مي‌خواند؛ اذكار وارد شده از أئمه را انجام مي دهد ، مدتي اين كار را مي كند. آقاي خوئي براي من نقل كرد؛ از آقاي ميلاني هم شنيدم كه مرحوم آقا شيخ ابوالقاسم اصفهاني كه استاد آقاي بروجردي رحمةالله‌عليه بود مي‌گفت : مرحوم آقا ميرزا حسين نائيني پنجاه دينار به من داد و گفت: ايشان را ببر ايران و معالجه اش كن! ما آمديم شميران جائي گرفتيم. پس از مدتي حالش بهتر و سرانجام خوب شد. بعد مي‌رود نزد مرحوم آقا ميرزا احمد آشتياني كه شاگرد نائيني بود و با وي دوست بود و مهمان او مي شود‌؛ بعدها آقا ميرزا احمد مي‌گفت: شواهدالربوبية را پيش من مي‌خواند؛ اما فهم مطالب فلسفي برايش از أصعب امور بود. در ابتدا چنين عقايدي را نداشت؛ اما پس از آن كه به اصفهان رفت كار به جائي رسيد كه از عرفان سرخورد و به جان فلسفه افتاد.»[۲۱]شاگردا

شاگردانویرایش

آثار چاپ شدهویرایش

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. حکیمی: ۱۳۸۳، ص ۲۱۲
  2. حکیمی: ۱۳۸۳، ص ۲۱۳
  3. حکیمی: ۱۳۸۳، ص ۲۱۴
  4. حکیمی: ۱۳۸۳، صص ۲۱۴—۸
  5. حکیمی: ۱۳۸۳، صص ۲۲۰—۳
  6. حکیمی: ۱۳۸۳، صص ۲۲۰—۱
  7. طهرانی: ص ۸۲
  8. طهرانی: ص ۸۱ (در حاشیهٔ صفحه)
  9. سید مقداد نبوی رضوی. میرزا مهدی اصفهانی، از مکتب سلوکی سامراء تا مکتب معارف خراسان. تهران: نگاه معاصر، ۱۳۹۶.
  10. میرزا مهدی اصفهانی، از مکتب سلوکی سامراء تا مکتب معارف خراسان، صص ۷۵ تا ۸۷.
  11. «صراط مستقیم؛ نقد مکتب تفکیک». http://erfanvahekmat.com/دانشنامه/صراط_مستقیم_(کتاب). دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۱-۲۷. پیوند خارجی در |وبگاه= وجود دارد (کمک)
  12. قرآن، iqna ir | خبرگزاری بین‌المللی (۲۶ فروردین ۱۳۹۴–۱۲:۳۴). «نقد علامه طباطبایی بر دیدگاه تفسیری مکتب تفکیک». fa. دریافت‌شده در 2019-01-27. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  13. «دین آنلاین - الحیات نمونه عالی سلطه تفکر چپ در ایران است». dinonline.com. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۱-۲۷.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱۲، ص ۳۷
  15. مجموعه نویسندگان، شناخت نامه فقیه اهل بیت میرزا مهدی اصفهانی ره، مؤسسه معارف اهل بیت
  16. مجموعه نویسندگان، اندیشه نامه فقیه اهل بیت میرزا مهدی اصفهانی ره، مؤسسه معارف اهل بیت
  17. كيهان فرهنگي، آذر ۱۳۸۲،شمارة ۲۰۶ ، ص ۱۱، يادنامة عارف كبير سيد علي قاضي.
  18. حاتمی، اعظم. «حضرت وحید خراسانی: غروی اصفهانی حوزه مشهد را منقلب کرد | خبرگزاری بین‌المللی شفقنا». دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۷-۱۱.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ روحانی صدر، حسین، سرچشمه و سرآب در خدمت خادم‌القرآن، ص ۳۸
  20. جنگ خطي علامه حسيني طهراني، ج۱۵، ص ۸۰.
  21. یادکرد خالی (کمک)
  22. اکثر موارد زیر علاوه بر منابع یادشده، در حکیمی: ۱۳۸۳، صص ۲۲۴—۵ ذکر شده‌است.
  23. مجتبی قزوینی قدس‌سره[پیوند مرده]
  24. عالم ربانی، متاله قرآنی و استاد مکتب معارف اهل بیت علیهم السلام میرزا حسنعلی مرواید
  25. «Ayatulah al-Uzma Sistani's Bio». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ ژوئن ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۰۹.
  26. سیره و آثار میرزا مهدی الهی قمشه ای
  27. محمدباقر ملکی میانجی
  28. آدینه بوک: ابواب الهدی مهدی اصفهانی، حسین مفید (مقدمه)
  29. MehrNews.com - Iran, Iranian, Nuclear, political, world, sport, Cultural, economic, SocialAndOccations news and headlines
  30. معرفی کتاب: مصباح الهدی

منابعویرایش