باز کردن منو اصلی

سورهٔ ناس صدوچهاردهمین و آخرین سورهٔ قرآن است و ۶ آیه دارد. معنی واژهٔ «ناس» در زبان فارسی، «مردم» است. نه روایت این سوره را مکی دانسته، اما سه روایت هم خبر از مدنی بودن آن داده‌اند. سورهٔ ناس در جزء سی‌ام قرآن قرار دارد و بر اساس ترتیب نزول مشخص‌شده توسط محمدهادی معرفت، بیست‌ویکمین سورهٔ نازل‌شده بر محمد، پیامبر اسلام، است که پیش از توحید و پس از فلق نازل شده‌است. این سوره و فلق، سورهٔ صدوسیزدهم قرآن، «مُعَوِّذَتَیْن» و «مُشَقْشِقَتَان» نامیده شده‌اند. سورهٔ ناس در کنار کافرون، توحید و فلق، یکی از سوره‌های چَهارقُل (چارقُل) است.

سورهٔ ۱۱۴ قرآن
ناس
مردم
Al-Nas.svg
دسته‌بندیمکی(مورد اختلاف)
نام‌های دیگرمُعَوِّذَتَیْن و مُشَقْشِقَتَان (به همراه فلق)؛ مُعَوِّذَةُ الثّانیَة
اطلاعات آماری
شمارهٔ نزول۲۱
جزء۳۰
حزب‌۱۲۰
شمار آیه‌ها۶
شمار واژه‌ها۲۰
شمار حرف‌ها۸۰
متن سوره
متن سوره با خط عثمانی
فلق

یکی از نظرات دربارهٔ شأن نزول این سوره، تذکر به محمد نسبت به پناه‌بردن به پروردگارش از «شر وسوسه‌گر نهانی» است. همچنین در تفسیر الدُّر المَنْثور نوشتهٔ جلال‌الدین سیوطی، مفسر اهل سنت، آمده که شأن نزول این سوره، جادو شدن پیامبر اسلام توسط فردی یهودی بوده و دو سورهٔ معوذتین برای بی‌اثر شدن این جادو نازل شده‌اند. با وجود نیامدن این روایت در مصحف‌های تمام محدثان به‌سبب مصونیت محمد از سحر و جادو که در آیات ۸ و ۹ سورهٔ فرقان به آن اشاره شده، محمدحسین طباطبایی، مفسر شیعه، در المیزان این اشکال را رد کرده و معنی «سحر» در آیات سورهٔ فرقان را «بی‌عقل و دیوانه» بودن دانسته که با مریضی جسمی بر اثر این سحر تفاوت دارد.

روایات متفاوتی از محدثان شیعه در فضیلت قرائت این سوره آمده‌است. از جملهٔ این روایات، بهبودی محمد بر اثر خواندن سوره‌های معوذتین و قبولی نماز وِتْر با خواندن این دو سوره و سورهٔ توحید است. همچنین در تفسیر کشاف از جارالله زمخشری، محدث سنی معتزلی، آمده که این دو سوره، محبوب‌ترین سوره‌ها نزد خدا هستند و خواندنشان مثل خواندن تمام کتاب‌های پیامبران الهی است.

با وجود حضور این سوره، سورهٔ فلق و سورهٔ فاتحه در اکثر مصحف‌های مفسران و محدثان اسلامی، آمده که عبدالله بن مسعود در مصحف خود از آوردن این سوره‌ها امتناع کرده و آن‌ها را جزء قرآن به‌حساب نیاورده‌است؛ چرا که این سوره‌ها به‌عنوان وسیله‌ای برای حِرز پیامبر نازل شده‌اند. با این وجود، این ادعا در چندین روایت و تفسیر شیعه و سنی رد شده‌است. برای مثال، در الدر المنثور آمده که مُعاذ بن جَبَل خواندن این دو سوره توسط محمد در نماز را شنیده و در تفسیر المیزان آمده که محمد باقر به نقل از پدرش حذف این دو سوره را وارد ندانسته‌است.

نام‌هاویرایش

«ناس» در زبان عربی به معنی «مردم» است. علاوه بر این، سورهٔ ناس و فلق نام «مُشَقْشِقَتَان» را بر خود دارند. مُشَقْشِقْ (مفرد مشقشقتان) به معنی خطیب ماهر و دارای صوت قوی است.[۱][۲][۳] این دو سوره همچنین «مُعَوِّذَتَیْن» نام گرفته‌اند.[۴] از آن‌جا که سورهٔ ناس دومین سوره از معوذتین است، به آن «مُعَوِّذَةُ الثّانیَة»، به‌معنای مُعَوِّذَهٔ دوم، هم گفته می‌شود.[۵]

نزولویرایش

بر سر مَکّی و مَدَنی بودن سورهٔ ناس اختلاف وجود دارد. در میان مفسران شیعه، سید محمدحسین طباطبایی، مفسر شیعه، در المیزان[۶] و شیخ طبرسی در مَجْمَع‌ُالْبَیان[۷] آن را مدنی برشمرده‌اند؛ اما ناصر مکارم شیرازی، مفسر شیعه، در تفسیر نمونه[۸] آن را مکی گفته‌است. جلال‌الدین محلی از مفسران سنی در تفسیر جَلالَیْن[۹] و زمخشری در تفسیر کَشّاف هم آن را مکی دانسته، اما احتمال مدنی‌بودنش را نیز داده‌اند.[۱۰] به‌طور کلی، سه روایت سوره‌های ناس و فلق را مدنی و نه روایت آن را مکی دانسته‌اند.[۱۱] از روایات دینی چنین به نظر می‌رسد که ناس و فلق با هم نازل شده باشند.[۱۲] بر اساس ترتیب نزول مشخص‌شده توسط محمدهادی معرفت، سورهٔ ناس بیست‌ویکمین سورهٔ نازل‌شده بر پیامبر اسلام است.[۱۳]

شأن نزول این سوره برای تذکر به پیامبر اسلام نسبت به پناه‌بردن به پروردگارش از «شر وسوسه‌گر نهانی» است و پیام این آیه در درجه اول خطاب به وی، و پس از آن خطاب به تمام انسان‌ها است.[۱۴][۱۵][۱۶] واژه «قُل» (بگو) ابتدای آیه اول هم نشانه دیگری از موردخطاب قرارگرفتن محمد است.[۱۷]

در اَلدُّرُّ الْمَنْثور نوشتهٔ جلال‌الدین سیوطی، مفسر اهل سنت، آمده که مردی یهودی محمد را جادو کرده و وی بیمار می‌شود. جَبرَئیل بر او نازل شده و دو سورهٔ معوذتین را برایش می‌آورد و پیامبر را از سحرشدن توسط فردی یهودی، که سحرش در یک چاه است، آگاه می‌کند. علی بن ابی‌طالب به‌دنبال سحر رفته و آن را نزد محمد می‌آورد، سپس درهنگام بازکردن هر گره، علی بن ابی‌طالب یک آیه از دو سوره را می‌خواند و با پایان دو سوره، محمد چنان از جا برمی‌خیزد که انگار پابندی از پایش بازشده‌باشد.[۱۸] با وجود نیامدن این روایت در مصحف‌های تمام محدثان به‌سبب مصونیت محمد از سحر و جادو که در آیات ۸[الف] و ۹[ب] سورهٔ فرقان به آن اشاره شده، محمدحسین طباطبایی این اشکال را رد کرده و معنی «سحر» در آیات سورهٔ فرقان را «بی‌عقل و دیوانه» بودن دانسته که با مریضی جسمی بر اثر سحر تفاوت دارد.[۱۹] از دیگر اشکالات واردشده به این روایت، اضطراب آن است؛ به این معنی که متن روایت در نقل‌قول‌های مختلف، تغییر کرده و هر بار شرایط متفاوتی داشته‌است.[۲۰] همچنین اشکالی تاریخی به این روایت وارد شده؛ چرا که محمد اولین بار در مدینه با یهودیان روبه‌رو شد و سورهٔ ناس در مکه و پیش از آن نازل شده‌است.[۲۱]

محتوای سورهویرایش

محتوای این سوره از جهاتی مشابه سورهٔ فلق است؛ چرا که هر دو سوره اشاره به پناه‌بردن به خدا از بدی‌ها و «شَرّ» دارند، با این تفاوت که سورهٔ فلق روی انواع «شر» تمرکز دارد و سوره ناس به «شر وسوسه‌گر نهانی» اشاره می‌کند.[۲۲]

سه آیهٔ ابتدایی سوره، به سه وجه پروردگاری (رَبوبیت)، حاکمیت (مالکیت) و خدایی (الوهیت) الله اشاره می‌کنند.[۲۳][۲۴]

سید موسی صدر، مفسر شیعه، سورهٔ ناس را پرتوافکن بر حقیقت جن دانسته[۲۵] و اجنه را به دو دستهٔ مؤمن و مشرک تقسیم کرده‌است.[۲۶]

به‌گفتهٔ سید محمود طالقانی، مفسر شیعه، از حیث آواشناسی تکرار دو حرف «ن» و «س» در این سوره و برخورد آن دو، نشان‌دهندهٔ برخورد نیروهای خیر و شر در نفس انسان است؛ چرا که حرف «س» و توالی آن در زبان عربی، نشانی از «شر» است. حرف «ن» هم در زبان عربی نمادی از «خیر» است.[۲۷]

تفسیرویرایش

 
قرآن اثرِ میرزا احمد نیریزی؛ کتابت: ۱۱۱۷ ه‍. ق، اواخر دورهٔ صفوی؛ نگاه‌داری‌شده درکتابخانهٔ کاخ گلستان. در این مصحف، سورهٔ ناس مکی دانسته شده‌است.

سه آیه ابتداییویرایش

طبق تفاسیر شیعه، شامل تفسیر نمونه، تفسیر المیزان و تفسیر تبیان، در آیهٔ اول، به پناه‌بردن به خدا اشاره شده که در درجهٔ اول خطابی به محمد و سپس نسبت به تمام مردم است.[۲۸][۲۹][۳۰] ابتدای آیه اول، پناه بردن به «پروردگار مردم» مطرح شده‌است. در تفسیر نمونه آمده که منظور از این پناه‌بردن، تنها گفتن ذکری از روی زبان نیست؛ بلکه شخص باید در اعمالش هم پناه‌بردن به معبود را نشان دهد.[۳۱] در تفسیر المیزان و تفسیر القرآن العظیم از ابن‌کثیر، مفسر اهل حدیث، چنین آمده که آمدن سه عبارت «رَبِّ النّاس»، «مَلِکِ النّاس» و «إلَهِ النّاس» در سوره، نشانه‌ای از پناهنده‌شدن انسان و تمایل او به موجود قدرتمند و توانا در هنگام ضعف و ناتوانی است. از بین این سه مورد، «إلَهِ النّاس» مستقیماً نیاز به یک معبود را مطرح می‌کند.[۳۲][۳۳][۳۴] آیه اول سوره (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ) در واقع دستوری به محمد، پیامبر اسلام، برای پناه‌بردن به الله است؛ از آن‌جا که بر اساس محتوای سوره ناس و آیاتی در دیگر سوره‌ها، الله پروردگار، پادشاه و معبود مردم است. در تفسیر المیزان آمده که ترتیب این سه آیه به دلیل نزدیکی هر یک از این صفات به ذات انسان دارای اهمیت است؛ این تفسیر همچنین اشاره کرده که نیامدن حرف «و» میان سه آیه و تکرار سه‌بارهٔ کلمهٔ «ناس» به دلیل امکان استقلال هر یک از سه صفت، و در پی آن، هر یک از سه آیه، است.[۳۵]

در تفسیر کشاف از جارالله زمخشری، محدث سنی معتزلی، آمده که فرمانروایی (مالکیت) و خدایی (الوهیت)، لزوماً به همراه یکدیگر نمی‌آیند و دو صفت متفاوت هستند؛ و این که آمدن این صفت‌ها نشان‌دهندهٔ حقیقی‌بودن و توانا بودن خداست. بنا به این تفسیر، این آیات به معنی این هستند که تنها موجود مستحق پرستش و پادشاه حقیقی، الله است.[۳۶]

به گزارش فخر رازی، مفسر سنی اشعری، در جامع العلوم، آوردن چندبارهٔ «الناس» در این سوره تکرار نیست؛ بلکه هر بار به اشخاص متفاوتی اشاره دارد: النّاس اول به جنین‌ها اشاره دارد که تحت تربیت خدا هستند، النّاس دوم به کودکانی اشاره می‌کند که خدا آنان را نیرومند می‌کند، منظور از النّاس سوم جوانان بالغ است که خدا را عبادت می‌کنند و مقصود از النّاس چهارم، دانشمندان است که شیطان برای گمراه‌کردنشان نیازمند وسوسهٔ آنان است.[۳۷]

وسواس خناسویرایش

راغب اصفهانی، لغت‌شناس و مفسر اهل سنت، در مُفْرَدات راغب دربارهٔ معنی واژه «وسواس» بیان کرده که معنی اصلی آن، صدای آهسته‌ای است که از به‌هم‌خوردن زینت‌آلات ایجاد می‌شود. بعد از این معنی، «وَسْواس» به هر زمزمه آهسته، و سپس به افکار بد و نامطلوب انسان، که شبیه زمزمه آهسته در گوش است، اطلاق شده‌است.[۳۸] در خصوص «خَنّاس» هم آمده که معنی جمع‌شدن و عقب‌رفتن می‌دهد. ارتباط این واژه با «وسواس» در مفهوم عقب‌نشینی شیاطین هنگام آمدن نام الله است.[۳۹]

تفسیر نمونه با درنظرگرفتن معنی این دو واژه، مفهوم آیه چهارم سوره را «بگو من از شرّ وسوسه‌گر شیطان‌صفتی که از نام خدا می‌گریزد و پنهان می‌گردد، به خدا پناه می‌برم» بیان کرده‌است. بر اساس معنی و مفهوم دو واژه، ترکیب «الوَسواسِ الخَنَّاس» به افکار نامطلوبی اشاره می‌کند که از «شَیاطین» سرچشمه گرفته و با آمیختن حق و باطل، قصد وسوسه انسان را داشته‌باشد.[۴۰] علی بن ابی‌طالب در خطبه ۵۰ نهج‌البلاغه به موضوع مشابهی اشاره می‌کند و می‌گوید: «پاره‌ای از حق و پاره‌ای از باطل فراهم شده و درهم‌آمیخته می‌شود؛ در این هنگام شیطان بر دوستانش مسلط می‌شود و آنان که لطف حق شاملشان شده نجات می‌یابند.»[پ][۴۱]

سید موسی صدر وسوسه را به دو نوع «خیال و تفکرات» و «سست‌کردن اراده» تقسیم کرده‌است. خیال و تفکرات شامل هوس‌ها و طمع‌هاست، که بر خلاف دستورهای خدا در اسلام است و دستهٔ دوم هم وسوسه‌های ترک دستورها و اعمال مشکل در اسلام و لذت‌طلبی را شامل می‌شوند.[۴۲]

وسوسه‌گرانویرایش

دو آیهٔ انتهایی سوره اشاره می‌کند که وسوسه‌گران فقط محدود به گروهی خاص نبوده و می‌توانند از جن یا انسان باشند و امکان پراکندگی آنان میان مردم هم وجود دارد.[۴۳] در آیهٔ ۱۱۲ سوره انعام هم به شیاطینی از جن و انسان اشاره شده[ت] که همراه با این آیه، اشاره به شیطانی‌بودن برخی انسان‌ها دارد.[۴۴][۴۵] محمد بن جریر طبری، مفسر سنی اهل حدیث، هم با استناد به آیهٔ ۶ سوره جن و عبارت «رِجَالٍ مِنَ الْجِنّ» (به‌معنای «مردانی از [جنس] جن») بیان کرده که واژهٔ «ناس» منحصر به مردم نبوده و به جن هم اطلاق می‌شود. این آیات همچنین با آیهٔ ۱۱۲ سورهٔ انعام ارتباط دارند؛ معنی بخش ابتدایی این آیه «اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم؛ آنها به‌طور سری (و درگوشی) سخنان فریبنده و بی‌اساس (برای اغفال مردم) به یکدیگر می‌گفتند» است که مستقیماً به دو آیهٔ پایانی سورهٔ ناس مربوط می‌شود.[۴۶]

در احادیث اسلامیویرایش

در حدیثی از محمد، پیامبر اسلام، دربارهٔ سوره‌های کوتاه قرآن آمده: «هر چیز را چکیده‌ای است و چکیده [و مغز] قرآن، سوره‌های مفصل‌اند».[ث] «سوره‌های مفصل» به‌معنی سوره‌های پایانی و کوتاه قرآن، از جمله سورهٔ ناس، است.[۴۷]

در تفسیر القرآن العَظیم اثر ابن کثیر، محدث سنی اهل حدیث، آمده که صَفیَّه، همسر محمد، شبی برای دیدار با پیامبر اسلام به مسجد رفته و پیامبر در راه بازگشت به خانه، او را همراهی کرده‌است. در راه، دو مرد مسلمان انصاری از کنار آن‌ها گذشته و به پیامبر سلام می‌کنند و سپس وی به آن دو هشدار داده و اعلام می‌کند که همراهش صفیه است. با تأیید دو مرد، محمد ادامه می‌دهد: «همانا شیطان در وجود پسر آدم مانند خون جریان دارد و من از آن ترسیدم که وسوسه‌ای در دل‌های شما بیفکند.» این روایت، اشاره‌ای به آیهٔ پنجم این سوره دارد.[۴۸]

ابن کثیر گزارش داده‌است که سعید بن جُبَیر به نقل از عبدالله بن عباس گفته‌است: «شیطان در قلب پسر آدم نشسته‌است؛ پس هرگاه او حواس‌پرت و غافل شود وسوسه کرده و هرگاه خدا را یاد کند پنهان می‌شود.»[۴۹]

فضیلت قرائتویرایش

به‌گزارش طبرسی، محدث شیعه، در تفسیر مجمع‌البیان، در یکی از احادیث اسلامی آمده که محمد «شدیداً بیمار شد، «جَبرَئیل» و «میکائیل» نزد او آمدند، جبرئیل نزد سر پیامبر نشست و میکائیل نزد پای او، جبرئیل سوره فلق را تلاوت کرد، و پیغمبر را با آن در پناه خدا قرار داد، و میکائیل سوره «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاس» را.»[۵۰][۵۱]

در روایت دیگری که در تفسیر مجمع‌البیان از محمد باقر، امام پنجم شیعه، نقل شده، آمده «هر کسی که در نماز وِتْر «معوذتین» و «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد» را بخواند، به او گفته می‌شود: ای بندهٔ خدا! بشارت باد بر تو که خداوند نماز وتر تو را قبول کرده!»[۵۲]

به‌گزارش طبرسی در مجمع‌البیان، از پیامبر اسلام روایت شده که هرکس دو سورهٔ فلق و ناس را بخواند، مثل این است که تمام کتاب‌های پیامبران الهی را خوانده باشد.[۵۳] در تفسیر کشاف از جارالله زمخشری، آمده که محمد این دو سوره را «محبوب‌ترین سوره‌ها» نزد خدا گفته و نیز این که هیچ سوره‌ای مثل این دو نازل نشده‌است.[۵۴]

در مجمع‌البیان آمده که ابی‌خدیجه از حسین بن علی نقل کرده که «جبرئیل در حالی که پیامبر اسلام، محمد، مشغول دادخواهی یا ناله بود، ارواح پلید را به‌وسیله قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاس [سورهٔ ناس] و قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق [سورهٔ فلق] و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد [سورهٔ توحید] دور کرد و سپس گفت: به نام خدا ارواح پلید را از او دور می‌سازم و خدا شفا می‌دهد تو را از هر دردی که تو را اذیت کند بگیر آن را که بر تو گوارا باشد.»[ج][۵۵]

اختلاف بر سر حضور در قرآنویرایش

در زمان گردآوری قرآن در زمان عثمان بن عفان، خلیفه سوم، با وجود آمدن سورهٔ ناس در بسیاری از مصحف‌ها، روایت شده که عبدالله بن مسعود در مصحف خود از آوردن سوره‌های معوذتین و فاتحه امتناع کرده و آن‌ها را جزء قرآن به‌حساب نیاورده[۵۶][۵۷][۵۸] و در این خصوص گفته‌است: «چرا چیزی که در کتاب خدا نیست را به آن می‌افزایید؟» وی اعتقاد داشت که این دو سوره نه به‌عنوان بخشی از قرآن، بلکه به‌عنوان وسیله‌ای برای حِرز پیامبر نازل شده‌اند.[۵۹] در الدر المنثور گفته شده که وی از خواندن این دو سوره به‌عنوان بخشی از قرآن هم امتناع کرده‌است.[۶۰] در کتب مختلف اسلامی، نقدهایی به این ادعا وارد شده‌است. در الدر المنثور، اثر سیوطی مفسر اهل سنت، به نقل از معاذ بن جبل، یکی از صحابهٔ محمد، گفته شده که وی خواندن این سوره توسط پیامبر اسلام در نماز را شنیده‌است.[۶۱] در تفسیر المیزان آمده که هنگامی که از محمد باقر دربارهٔ دلیل حذف این سوره‌ها توسط ابن مسعود پرسیده‌اند، وی به نقل از علی بن حسین، امام چهارم شیعه، این کار را نظر شخصی ابن مسعود دانسته و این دو سوره را جزئی از قرآن به‌شمار آورده‌است.[۶۲]

در فرهنگ اسلامیویرایش

سورهٔ ناس، در کنار کافرون، توحید و فلق، یکی از سوره‌های چهارقُل (چارقُل) است. عبارت چهارقل به چهار سوره از قرآن که با حرف امر «قُل» آغاز می‌شوند اشاره دارد.[۶۳]

در فرهنگ اسلامی، سوره‌های معوذتین به عنوان تَعویذ و حِرز شناخته شده و به آن‌ها و دیگر آیات قرآن که به عنوان حرز و تعویذ استفاده می‌شوند، قَوارِع قرآن هم گفته می‌شود. دلیل این نام‌گذاری، این است که این‌گونه آیات شیطان را «می‌کوبد» و پیشامدهای ترسناک را دفع می‌کند.[۶۴] پیامبر اسلام هم خواندن این دو سوره را بهترین تعویذ دانسته‌است.[۶۵]

جستارهای وابستهویرایش

ناس (سوره) در پروژه‌های خواهر

  متن مرتبط در ویکی‌نبشته
  پرونده‌های مرتبط در ویکی‌انبار

یادداشتویرایش

  1. أَوْ يُلْقَىٰ إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا ۚ وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا
  2. انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا
  3. وَلکِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هذا ضِغْثٌ، وَ مِنْ هذا ضِغْثٌ فَیُمْزَجانِ، فَهُنالِکَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطانُ عَلی اَوْلِیائِهِ، وَ یَنْجُو الَّذینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللّهِ الْحُسْنی.
  4. شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ
  5. أن لکل شیءٍ لباباً و لباب القرآن سور المفصل
  6. باسم اللَّه ارقیک و اللَّه یشفیک من کل داء یوذیک خذها فلتهنیک

پانویسویرایش

  1. اقبال، فرهنگ‌نامه علوم قرآن، ۲۵۹۴.
  2. سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، ١:‎ ٢٠٣.
  3. سخاوی، جمال القراء وکمال الاقراء، ١:‎ ٢٠٢.
  4. بادکوبه هزاوه، «استعاذه»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۹۵.
  5. ابن عاشور، التحریر و التنویر، ٣٠:‎ ٥٥٣.
  6. طباطبایی، تفسیر المیزان، ٢٠:‎ ٣٩٥.
  7. طبرسی، تفسیر مجمع‌البیان، ۳۸۷.
  8. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۵۰۱.
  9. محلی، تفسیر جلالین، ٦٠٧.
  10. زمخشری، تفسیر کشاف، ٤:‎ ٨٢٣.
  11. اسکندرلو، «نقد تاریخ‌گذاری قرآن به روایت مویر»، پژوهش و حوزه، ۲۴۲.
  12. طباطبایی، تفسیر المیزان، ٢٠:‎ ٣٩٥.
  13. معرفت، آموزش علوم قرآن، ۲:‎ ۱۶۶.
  14. طباطبایی، تفسیر المیزان، ٢٠:‎ ٣٩٥.
  15. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۵۰۳.
  16. شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ١٠:‎ ٤٣٥.
  17. طبرسی، تفسیر مجمع‌البیان، ۲۷:‎ ۳۹۰.
  18. سیوطی، الدر المنثور، ٦:‎ ٤١٧.
  19. طباطبایی، تفسیر المیزان، ٢٠:‎ ٣٩٣–٣٩٤.
  20. ربیع نتاج، «بررسی سندی و متنی روایت سبب نزول سور معوذتین»، حدیث پژوهی، ۲۴۱–۲۴۳.
  21. ربیع نتاج، «بررسی سندی و متنی روایت سبب نزول سور معوذتین»، حدیث پژوهی، ۲۴۴.
  22. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۵۰۳.
  23. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۵۰۶.
  24. ابن کثیر و شمس‌الدین، تفسیر ابن کثیر، ٨:‎ ٥٠٧.
  25. صدر، «تفسیر سوره ناس»، تفسیر سوره ناس و فلق، بند ۱۲.
  26. صدر، «تفسیر سوره ناس»، تفسیر سوره ناس و فلق، بند ۹.
  27. خوش‌منش، «جستارهایی در زمینه نظماهنگ قرآن کریم»، بینات، ۸۷.
  28. طباطبایی، تفسیر المیزان، ٢٠:‎ ٣٩٥.
  29. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۵۰۳.
  30. شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ١٠:‎ ٤٣٥.
  31. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۵۰۶.
  32. طباطبایی، تفسیر المیزان، ٢٠:‎ ٣٩٥.
  33. طباطبایی، تفسیر المیزان، ٢٠:‎ ٣٩٦.
  34. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ١٤:‎ ٥٢٩.
  35. طباطبایی، تفسیر المیزان، ٢٠:‎ ٣٩٦.
  36. بیضاوی، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ٥:‎ ٣٥٠.
  37. طبرسی، تفسیر مجمع‌البیان، ۳۹۱–۳۹۲.
  38. اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ٨٦٩.
  39. اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ٣٠٠.
  40. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۵۰۸.
  41. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۵۰۸.
  42. صدر، «تفسیر سوره ناس»، تفسیر سوره ناس و فلق، بند ۱۲–۱۴.
  43. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۵۰۹.
  44. محلی، تفسیر جلالین، ٦٠٧.
  45. طباطبایی، تفسیر المیزان، ٢٠:‎ ٦٩٠.
  46. ابن کثیر و شمس‌الدین، تفسیر ابن کثیر، ٨:‎ ٥٠٨.
  47. لسانی فشارکی، «هر کلمه قرآن، می تواند باب ورود به قرآن باشد»، گلستان قرآن، ۱۲.
  48. ابن کثیر و شمس‌الدین، تفسیر ابن کثیر، ٨:‎ ٥٠٧.
  49. ابن کثیر و شمس‌الدین، تفسیر ابن کثیر، ٨:‎ ٥٠٨.
  50. طبرسی، تفسیر مجمع‌البیان، ۳۸۷.
  51. طبرسی، تفسیر مجمع‌البیان، ۳۷۸.
  52. طبرسی، تفسیر مجمع‌البیان، ۳۷۸.
  53. طبرسی، تفسیر مجمع‌البیان، ۳۷۸.
  54. زمخشری، تفسیر کشاف، ٤:‎ ٨٢٤.
  55. طبرسی، تفسیر مجمع‌البیان، ۳۸۷.
  56. فخر رازی، تفسیر کبیر، ١:‎ ١٩٠.
  57. دینوری، ترجمهٔ تأویل مشکل القرآن، ۱۳۸.
  58. سیوطی، الدر المنثور، ٦:‎ ٤١٦.
  59. دینوری، ترجمهٔ تأویل مشکل القرآن، ۱۳۸.
  60. سیوطی، الدر المنثور، ٦:‎ ٤١٦.
  61. سیوطی، الدر المنثور، ٦:‎ ٤١٤.
  62. طباطبایی، تفسیر المیزان، ٢٠:‎ ٣٩٤.
  63. لسانی فشارکی، «چهارقل»، دانشنامه جهان اسلام.
  64. اقبال، فرهنگ‌نامه علوم قرآن، ۳۸۹۵.
  65. بادکوبه هزاوه، «استعاذه»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۹۵.

منابعویرایش

  • آشتیانی، محمدرضا؛ امامی، محمدجعفر؛ حسنی، عبدالرسول؛ شجاعی، سید حسن؛ طباطبایی‌نژاد، سید نورالله؛ عبداللهی، محمود؛ قرائتی، محسن؛ محمدی اشتهاردی، محمد (۱۳۸۷) [۱۳۶۶]. مکارم شیرازی، ناصر، ویراستار. تفسیر نمونه. ۲۷. تهران: دارالکتب السلامیة. شابک ۹۶۴-۴۴۰-۰۳۰-۵.
  • ابن عاشور، محمدطاهر (۱۳۷۸). التحریر و التنویر (به عربی). ۳۰. بیروت: مؤسسة التاریخ العربی.
  • ابن کثیر، اسماعیل؛ شمس‌الدین، محمدحسین (۱۳۷۷). تفسیر ابن کثیر (به عربی). ۸. بیروت: دارالکتب العلمیة؛ منشورات محمد علی بیضون.
  • اصفهانی، راغب (۱۳۷۱). داوودی، صفوان عدنان، ویراستار. مفردات الفاظ القرآن (به عربی). بیروت: دار الشامیة.
  • اقبال، ابراهیم (۱۳۸۵). فرهنگ‌نامه علوم قرآن. تهران: امیرکبیر. شابک ۹۶۴-۳۰۴-۲۲۵-۱.
  • بادکوبه هزاوه، احمد (۱۳۷۷). «استعاذه». در موسوی بجنوردی، کاظم. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ۸. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. صص. ۱۹۵–۱۹۸. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۰۲-۵۴۱-۶. بایگانی‌شده از اصلی در ۳ ژوئیه ۲۰۱۹.
  • معرفت، محمدهادی (۱۳۷۱). آموزش علوم قرآن. التمهید. شابک ۹۶۴-۰۶-۱۹۸۲-۵.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر (۱۳۷۳). تفسیر القرآن العظیم (به عربی). به کوشش عجماوی، محمد فضل؛ محمد، مصطفی سید؛ عبدالباقی، علی احمد؛ قطب، حسن عباس؛ رشاد، محمد سید (گروه محققان). ریاض: دار عالم الکتب.
  • صدر، سید موسی (۱۳۸۸). تفسیر سوره ناس و فلق. فرخیان، مهدی (مترجم). تهران: موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۹۰۰۶۸-۹-۲.
  • لسانی فشارکی، محمدعلی؛ زمانی علویجه، محبوبه (خرداد ۱۳۸۱). «هر کلمه قرآن، می تواند باب ورود به قرآن باشد». گلستان قرآن. سوم (۱۱۷).
  • اسکندرلو، محمدجواد (پاییز و زمستان ۱۳۸۳). «نقد تاریخ‌گذاری قرآن به روایت مویر». پژوهش و حوزه (۱۹).
  • خوش‌منش، ابوالفضل (زمستان ۱۳۷۷). «جستارهایی در زمینه نظماهنگ قرآن کریم». بینات (۲۰) – به واسطهٔ نورمگز.
  • ربیع نتاج، سید علی‌اکبر؛ آقاپور، رضا؛ حیدری، محمدصادق (بهار و تابستان ۱۳۹۵). «بررسی سندی و متنی روایت سبب نزول سور معوذتین». حدیث پژوهی (۱۵) – به واسطهٔ نورمگز.