نخبه‌گرایی باور یا گرایشی است که بر طبق آن بعضی از افراد دارای ویژگی های سرآمدی معینی هستند و از تخصص یا مهارت های بالقوه ای چون : تبار مشخص، کیفیت یا ارزش ذاتی، هوش، ثروت، آموزش یا تجربه تخصصی بالا، یا دیگر صفات برخوردارند و بنابراین اثرگذاری یا اقتدارشان از دیگران بیشتر است؛ دیدگاه‌شان در موضوعی خاص باید از دیگران جدی تر گرفته شود، یا بهای بیشتری بدان داده شود؛ نظرات این افراد در کل با احتمال بیشتری به سود جامعه است؛ یا مهارت‌ها، تواناییها یا خرد خارق‌العاده‌شان آن‌ها را به طور خاص برای رهبری مناسب می‌سازند.[۱]

در تعریفی دیگر از "ویلفردو پاره تو" نخبه کسی است که ذاتا دارای امتیازات هوشی، جسمی و روانی است که او را بر دیگران برتری می بخشد.

واژهٔ نخبه‌گرایی ممکن است برای توصیف وضعیتی به کار رود که در آن قدرت در دستان شمار افراد محدودی متمرکز گردد. مخالفان نخبه گرایی، عبارتند از نخبه ستیزی، مساوات‌خواهی، عوام‌گرایی و فلسفه سیاسی پلورالیسم. نظریه نخبگی تحلیل علوم سیاسی یا جامعه شناسانه تأثیر نخبگان بر جامعه است: نظریه پردازان نخبگی پلورالیسم را ایده‌آلی اتوپیایی می‌دانند.

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش