نظریه پارادوکس منافع

"پارادوکس منافع" از جدیدترین نظریات سیاسی و اجتماعی با رویکرد تحلیل طبقاتی برای تبیین الگوی محافظه کارانه در رفتار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی طبقات اقتصادی و به خصوص طبقه متوسط است. این نظریه برای اولین بار توسط رحیم بایزیدی در مقاله ای با همین عنوان ارائه شده است.[۱] بر اساس این نظریه، طبقات اجتماعی را می توان بر اساس میزان برخورداری از ثروت به سه طبقه بالا (یک دهک ثروتمند)، پایین (5 دهک فقیر جامعه) و متوسط (4 دهک میانی)، تقسیم کرد. این تقسیم بندی طبقاتی با هدف استخراج الگوی رفتار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی طبقات انجام شده است.[۲]

توزیع ثروت در نظریه پارادوکس منافعویرایش

توزیع ثروت بخشی اساسی از نظریه پارادوکس منافع را تشکیل می دهد. بر اساس این نظریه، توزیع ثروت در سطح جامعه بدین شکل است که طبقه ثروتمند شامل دهک بالا، بین 76 تا 88 درصد کل ثروت جامعه را در اختیار دارد؛ طبقه متوسط شامل دهک های 6 تا 9، در مجموع بین 11 تا 23 درصد از کل ثروت جامعه را در اختیار دارند؛ و در نهایت نیز طبقه پایین شامل دهک های 1 تا 5، در مجموع کمتر از 2 درصد از ثروت جامعه را در اختیار دارند. این تقسیم بندی، معیارِ تفاوت الگوی رفتاری طبقات جامعه در مورد سیاست های بازتوزیعی، قرار گرفته است.[۳]

پارادوکس منافع در طبقه متوسطویرایش

با استناد به الگوی توزیع ثروت بین طبقات سه گانه، توزیع ثروت در سطح جامعه به قدری نابرابر است که اگر بازتوزیع کامل ثروت انجام شود، نه تنها طبقه پایین، بلکه طبقه متوسط نیز از نظر اقتصادی منتفع خواهد شد و تنها طبقه بالا (دهک ثروتمند جامعه) متضرر خواهد شد. طبقه متوسط بدین علت از بازتوزیع ثروت منتفع می گردد که در شرایط کنونی، سهم کمتری از ثروت جامعه را در تناسب با سهم جمعیتی خود در اختیار دارد. به عبارتی دیگر، طبقه متوسط بر اساس الگوی تقسیم بندی طبقاتی در نظریه پارادوکس منافع، 40 درصد از جمعیت جامعه را به خود اختصاص داده است، اما ثروت این طبقه در مجموع تنها بین 11 تا 23 درصد است. لذا انتظار می رود که طبقه متوسط حامی سیاست های بازتوزیعی در جامعه باشد تا سهم بیشتری از توزیع ثروت در اختیار بگیرد؛ اما بر اساس مطالعات پیمایشی، طبقه متوسط عمدتاً نه تنها موافق سیاست های بازتوزیعی در سطح جامعه نیست، بلکه اکثریت آنها مخالف اعمال این سیاست ها هستند. از جمله دلایلی که برای این پارادوکس رفتاری در طبقه متوسط مطرح شده، تضاد منافع اقتصادی این طبقه با منافع سیاسی و اجتماعی آن است. به عبارتی دیگر، گرچه بازتوزیع ثروت می تواند ثروت بیشتری را برای طبقه متوسط به ارمغان بیاورد، اما برتری سیاسی و اجتماعی این طبقه را بر طبقه پایین (50 درصد جامعه) از بین می برد. لذا طبقه متوسط، عموما برای حفظ موقعیت برتر خود، از سیاست های بازتوزیعی حمایت نمی کند. مقصود از پارادوکس منافع در این نظریه، وجود تضاد در پیگیریِ همزمانِ منافع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی توسط طبقات جامعه و به خصوص طبقه متوسط است.[۴]

منابعویرایش

  1. Baizidi, Rahim (2019-09-02). "Paradoxical class: paradox of interest and political conservatism in middle class". Asian Journal of Political Science. 27 (3): 272–285. doi:10.1080/02185377.2019.1642772. ISSN 0218-5377.
  2. Src='https://Secure.gravatar.com/Avatar/0f07b99d7f358724c425d31241514f2d?s=70، <img Alt=؛ #038;d=mm؛ Srcset='https://Secure.gravatar.com/Avatar/0f07b99d7f358724c425d31241514f2d?s=140، #038;r=g'؛ #038;d=mm؛ گفت، #038;r=g 2x' Class='avatar Avatar-70 Photo' Height='70' Width='70'/> رستمی (۲۰۲۰-۰۹-۲۲). «نظریه پارادوکس منافع ؛ الگوی رفتاری محافظه کارانه در طبقه متوسط». جامعه شناسان جوان. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۰-۰۶.
  3. Baizidi, Rahim (2019-09-02). "Paradoxical class: paradox of interest and political conservatism in middle class". Asian Journal of Political Science. 27 (3): 272–285. doi:10.1080/02185377.2019.1642772. ISSN 0218-5377.
  4. Baizidi, Rahim (2019-09-02). "Paradoxical class: paradox of interest and political conservatism in middle class". Asian Journal of Political Science. 27 (3): 272–285. doi:10.1080/02185377.2019.1642772. ISSN 0218-5377.