نوشتن با دوربین

نوشتن با دوربین: رودررو با ابراهیم گلستان کتابی است به کوشش پرویز جاهد که حاصل گفتگوهای مفصّلِ او با ابراهیم گلستان است. این گفتگوها را جاهد ظرف ۱۸ ماه و برای پروژهٔ دکترایش انجام داده بود.

نوشتن با دوربین
نویسنده(ها)ابراهیم گلستان
عنوان اصلینوشتن با دوربین: رودررو با ابراهیم گلستان
کشورتهران
زبانفارسی
ناشرانتشارات اختران
تاریخ نشر
۱۳۸۴
شابکشابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۷۵۱-۴۵۷-۶
کتابخانه ملی ایران۲۰۷۴۹۵۷

واکنش‌ها به نظرات گلستان و لحن او در این کتاب چنان گسترده بود که مجلهٔ نگاه نو یک شماره‌اش را به جوابیهٔ دیگران به این کتاب اختصاص داد. فیلم یک بوس کوچولو از بهمن فرمان‌آرا که کمی پس از انتشار این کتاب منتشر شد نیز پاسخی صریح به این کتاب دانسته می‌شود.

محتواویرایش

متن این گفتگو از روی گفته‌های ابراهیم گلستان به پرویز جاهد در گفتگوهایی است که در طول ۱۸ ماه به تفاریق سرگرفته است.[۱] این گفتگوها در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ میلادی صورت گرفته و جاهد آن‌ها را برای پروژهٔ دکترایش (با عنوان «تاریخ تحلیلی ریشه‌های موج نو در سینمای ایران») انجام داده‌است. در این کتاب از گلستان به عنوان فیلمسازی اثرگذار در سینمای ایران یادشده و موقعیتش با فیلمسازان مستقلی چون کن لوچ در سینمای انگلستان، جان کاساوتیس در سینمای ایالات متحده و ژان روش در سینمای فرانسه مقایسه شده‌است. گلستان در این گفتگوها با کلامی نافذ و گاهی گزنده، به نقد سینمای ایران پرداخته‌است.[۲]

کتاب دو مقدمه نیز دارد که در مقدمهٔ اول جاهد چگونگی گفتگو با گلستان را شرح داده و در دومی به معرفی گلستان و آثار او پرداخته‌است. در این مقدمه‌ها، جاهد شرح داده که می‌دانسته گفتگو با گلستان سخت خواهد بود و حتی برخی سعی داشتند او را از انجام این گفتگوها منصرف کنند.[۳]

انتشارویرایش

به پیشنهادِ عبّاس معروفی کتاب به انتشارات اختران سپرده شد.[۴] انتشارِ کتاب واکنش‌های فراوانی برانگیخت. بعضی از گفته‌ها پیرامون کتاب در چاپ‌های بعدی بدان پیوست شد.[نیازمند منبع]

در چشم دیگرانویرایش

احمدرضا احمدی کتاب را ستوده؛ ولی در عین حال به پرویز جاهد ایراد هم گرفته که از چند موضوع در پرسش‌های غافل مانده، از جمله مصاحبه‌های رادیویی گلستان پیش از انقلابِ ۱۳۵۷ و عکّاسی چشم‌انداز و پرتره‌ایش.[۵] در جایی دیگر، احمدی از گلستان به عنوان فردی صادق یادکرده که ریاکار نبود و این کتاب را نیز مصداقی از همین روراستی وی دانسته‌است.[۶] محمّدعلی موحّد بازاندیشی‌طلبی گلستان در این مصاحبهٔ بلند را ستوده‌است.[۷] آیدین آغداشلو نیز بی‌پردگی گفته‌های گلستان در این کتاب را ستود.[۸]

شهرام میریان در گزارشی برای رادیو فردا، گفتگوی گلستان و جاهد را «بلندبالا اما جاندار و پرتحرک» توصیف کرده‌است که با زبانی برنده و گاه گزنده و نیشدار به نقد جریان روشنفکری و ادبی دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ ایران پرداخته‌است. جاهد هم گفتگو با میریان می‌گوید که این کتاب شوکی در فضای فرهنگ ایران ایجاد کرد و به همین خاطر مورد توجه قرار گرفت.[۹] بهروز تورانی، فیلم‌شناس هم در مطلبی برای بی‌بی‌سی فارسی، نوشته که جاهد در ارائهٔ تصویر ابراهیم گلستان به عنوان نویسنده و فیلمساز، موفق بوده‌است. وی این کتاب و نظرات گلستان را روایتگر دیدگاهی متفاوت از تاریخ سینمای ایران می‌داند که با روایت رسمی متفاوت است و برای خواننده‌ای که تنها با روایت رسمی آشناست می‌تواند «تکان‌دهنده» باشد.[۱۰] پرویز حمزوی در مطلبی برای دویچه وله فارسی می‌نویسد که این کتاب و نظرات گلستان «از روی فضای مه آلود روشنفکری ایران آن روزگار پرده برداشته‌است».[۱۱]

محمد زاهدی معتقد است که کتاب منعکس‌کنندهٔ احترام فوق‌العاده‌ای است که پرویز جاهد برای ابراهیم گلستان قائل بوده‌است. وی به کتاب بابت وجود غلط‌های املایی و چاپی نقد وارد کرده‌است و گفته که جاهد در توصیف جنبه‌های منفی شخصیت گلستان ضعیف عمل کرده‌است چنان‌که «کوچک‌ترین اشاره‌ای به فحاشی و هتاکی وی نمی‌کند و تنها از بداخلاقی و کم‌حوصلگی و سخن می‌گوید».[۱۲] وی همچنین به لحن تحقیرآمیزی که گلستان برای توصیف بزرگان ادب و هنر ایران (همچون احمد شاملو و پرویز ناتل خانلری) به کار برده انتقاد وارد می‌کند و آن را تلاشی برای «مورد توجه قرار دادن خود [از طریق] تحقیر کردن دیگران و آثار هنری‌شان» توصیف می‌کند.[۱۳] امینی و ستوده نیز گلستان را به خاطر «سعی در به رخ کشیدن تجربه و دانش خود» نکوهش کرده‌اند.[۱۴] زاهدی همچنین تعبیری که گلستان در این کتاب برای توصیف درد زایمان زنان به کار برده (و آن را به درد دفع مدفوع در زمان یبوست تشبیه کرده و از لفظ «ریدن» استفاده کرده) را به شدت نکوهش می‌کند.[۱۵] احمد طالبی‌نژاد هم به لحن گلستان نقد جدی وارد کرده، این اثر را یک «کتاب توهین‌آمیز» نامیده و از این که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این کتاب مجوز نشر داده اظهار تعجب کرده‌است.[۱۶]

مجلهٔ نگاه نو یک شماره را به نوشتن جوابیه به این اثر اختصاص داد.[۱۷] بعدتر علی میرزایی کتابی با عنوان فرهنگ، مردمسالاری، توسعه را در سال ۱۳۸۸ منتشر کرد که مجموعه‌ای از گفتگوها و میزگردهای مختلف بود؛ یکی از آن‌ها با عنوان «دوباره نگاه کن» گفتگویی بود با پرویز جاهد راجع به کتاب نوشتن با دوربین.[۱۸]

بهمن فرمان‌آرا در همان سال انتشار کتاب، فیلمی به نام یک بوس کوچولو ساخت و منتشر کرد که به عقیدهٔ منتقدان، پاسخی شدید به این کتاب بود. در این فیلم شخصیتی به نام «محمدرضا سعدی» وجود دارد که در اسم و رفتار، کنایه‌ای است به گلستان (اشاره به گلستان سعدی). منتقدان این فیلم را «انتقامی از طرف همهٔ تحقیرشدگان این کتاب» نامیدند.[۱۹]

پانویسویرایش

منابعویرایش