باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
}}
 
'''خولیو کورتاسار''' که هنگام تولد ژولز فلورنسیو کورتاسار نامیده شد، (۲۶ اوت ۱۹۱۴ [[بروکسل]]- ۱۲ فوریه ۱۹۸۴ [[پاریس]]) نویسنده [[رمان]] و [[داستان کوتاه]] [[آرژانتینی]] بود. او یک نسل از [[نویسندگان آمریکای لاتین]]، از [[مکزیک]] تا [[آرژانتین]] را تحت تأثیر قرار داد. بخش بزرگی از بهترین و شناخته شده‌ترین کارهایش را در [[فرانسه]] نوشت. جایی که در سال ۱۹۵۱ در آن شروع به کار کرد.
 
وی یکی از بارورترین، متعهدترین و جهانی‌ترین نویسندگان آمریکای لاتین است که از ایشان با اصطلاح «بوم - Boom» یاد می‌شود. همچنین منتقدان ادبی از کورتاسار به عنوان یکی از [[نویسندگان شاخص دهه شصت]] قرن گذشته نام می‌برند، دهه‌ای که اوج شکوفایی [[ادبیات آمریکای لاتین]] در قرن بیستم محسوب می‌شود و علاوه بر کورتاسار، خاستگاه نام‌ها و چهره‌های ادبی ماندگاری چون: [[گابریل گارسیا مارکز]]، [[ماریو بارگاس یوسا]]، [[کارلوس فوئنتس]]، [[خوان کارلوس اونتی]]، [[گیرمو کابررا اینفانته]]، [[آلخو کارپانتیه]]، [[خوان رولفو]]، [[آدولفو بیوی کاسارس]]، [[ادواردز]]، [[خوزه دونوسو]] و عده‌ای دیگر در تاریخ ادبیات جهان است، که هسته و بانی اصلی رشد ادبیات و در کنار آن [[صنعت نشر]] کتاب در این منطقه از جهان و نیز جلب توجه منتقدین ادبی و استعدادهای جوان و جویای نام سراسر زمین به این قاره و ادبیات شاخص آن گردید.
 
== آموزش و پرورش و آموزش شغلی ==
کورتاسار در ۱۸ سالگی به عنوان آموزگار در مدرسه ابتدایی مشغول به کار شد (در آن زمان معلم‌ها پس از اخذ دیپلم دبیرستان و سپری کردن چند دوره و امتحان انتخاب می‌شدند) گرچه کورتاسار هرگز موفق به اتمام تحصیلاتش در رشته زبان و فلسفه در [[دانشگاه بوئنس آیرس]] نشد، ولی به عنوان آموزگار در دبیرستان‌های شهرستان‌های مختلف تدریس می‌کرد. در ۱۹۳۸ مجموعه‌ای از غزلیات با نام مستعار خولیو دنیس منتشر کرد. او بعدها منکر این اثر شد. در مصاحبه‌ای با [[تلویزیون اسپانیا]] در سال ۱۹۷۷ کورتاسار اعلام کرد انتشار اثر یاد شده تنها تخطی او از اصلی بوده که برای خود وضع کرده بود اصلی که بر اساس آن از چاپ یک اثر مادامی که متقاعد نشده باشد که آنچه در اثر گفته شده حقیقتاً همان چیزی است که منظور داشته‌است خودداری کند.
 
در ۱۹۴۴ به عنوان استاد ادبیات فرانسه در [[دانشگاه ملی کیو]] (Cuyo) مشغول به کار می‌شود. در ۱۹۴۹ نمایشنامه پادشاهان را بر اساس اسطوره [[تیسیوس و میناتور]] به رشته تحریر درمی‌آورد.
 
== سال‌های در فرانسه ==
در سال ۱۹۵۱، کورتاسار، که از مخالفان دولت خوان دومینگو پرون بود<ref>Cortázar sin barba, by Eduardo Montes-Bradley. Random House Mondadori, Editorial Debate, Madrid, ۲۰۰۴</ref> به فرانسه مهاجرت کرد، جایی که باقی عمر و زندگی حرفه‌ای‌اش را در آن سپری کرد. از ۱۹۵۲ به بعد، وی برای سازمان یونسکو به عنوان مترجم کار می‌کرد. از پروژه‌هایی که کورتاسار بر آن‌ها کار کرد می‌توان ترجمه اسپانیایی [[رابینسون کروزو]]، داستان «[[خاطرات هادرین]]» نوشته [[مارگریت یورسنار]]، و داستان‌هایی از [[ادگار آلن پو]] را نام برد. او از آثار [[آلفرد ژاری]] و [[کنت د لاترمون]] تأثیر بسیار گرفت. کورتاسار بخش عمده‌ای از آثارش را در پاریس به رشته تحریر در آورد. در سال‌های بعد، او به طور فعال در مخالفت با سوءاستفاده از حقوق بشر در [[امریکای لاتین]] تلاش کرد، و از طرفداران انقلاب [[ساندنیستا]] در [[نیکاراگوئه]] بود.
 
در ۱۹۵۳ پس از گذشت دو سال از دریافت بورس تحصیلی دولت فرانسه برای ادامه تحصیل در پاریس و شروع به کار در [[سازمان یونسکو]]، با «آئورورا برناردِس» ازدواج می‌کند. سال بعد به هنگام حضور در اجلاس عمومی یونسکو در [[مونته ویدئو]] - اروگوئه - و اقامت در [[هتل سروانتس]] این شهر بارها با خورخه لوئیس بورخس دیدار و گفتگو می‌کند، هتلی که بعداً به عنوان محل شکل‌گیری ماجرای داستان کوتاه موفقی به نام «در قفل‌شده» مورد استفاده‌اش قرار می‌گیرد.
کورتاسار داستان‌های کوتاه متعددی نگاشت که در مجموعه‌هایی تحت عناوین (Bestiario 1951)، پایان بازی (۱۹۵۶)، و سلاح‌های اسرارآمیز (۱۹۵۹) چاپ شده‌است. مجموعه‌ای از داستان‌های کورتاسار با انتخاب و ترجمه پل بلکبورن به زبان انگلیسی تحت عنوان انفجار و داستان‌های دیگر (bllow-up and other storied) توسط [[انتشارات پانتئون]] منشر شد (۱۹۶۷). عنوان این مجموعه برگرفته از فیلمی به همین نام از [[میکل آنجلو آنتونیونی]] است (۱۹۶۷)، که با الهام از داستان کورتاسار به عنوان las babas do Diablo ساخته شده‌است.
 
[[جیانینا براشی]] داستان‌نویس [[پورتوریکو|پورتوریکویی]] نیز داستان کورتاسار را به عنوان مطلع فصلی از کتاب دوزبانه‌اش به نام «Yo - Yo Boing» استفاده کرده‌است (۱۹۹۸). فیلم «آخر هفته» [[ژان لوک گدار]] محصول دهه ۶۰ نیز متأثر از داستانی دیگر از کورتاسار با نام «بزرگراه جنوبی» la autopista del sur ساخته شده‌است. داستان «تعقیب‌کننده» el perseguidor براساس داستان زندگی [[چارلی پارکر]] نوازنده جاز نگاشته شده‌است.
 
از کورتاسار چندین رمان نیز منتشر شده که از آن میان می‌توان به «جایزه‌ها» (los premios، ۱۹۶۰)، «رائیولا یا بازی لی‌لی» (Rayuela، ۱۹۶۳)، «یک تفنگ اسباب بازی:۶۲» (۶۲ modelo para armar، ۱۹۶۸)، و «دستورالعملی برای مانوئل» (libro de manuel، ۱۹۷۳) اشاره کرد.
از آخرین اثر کورتاسار اثری است مشترک با سومین همسرش کارول دالوپ به نام «مسافران بزرگراه» که به لحن طنز حماسی سفر طولانی این زن و شوهر را در مسیر پاریس–[[مارسی]] به همراه کاروان [[فولکس واگن|فولکس واگنی]] با نام مستعار نام فافنر روایت می‌کند.
 
در بوئنس آیرس یک مدرسه، کتابخانه عمومی و همچنین می‌دانی در همسایگی [[پالرمو]] به نام کورتاسار نامگذاری شده‌است. این میدان به عنوان مرکز گرایش‌های هنری و غیرمتعارف ([[بوهمایی]]) شهر با زندگی شبانه فعال شناخته می‌شود که از آن با نام‌های [[پلازا سِرانو]] یا [[پالرمو سوهو]] نیز یاد می‌شود.
 
در سال ۲۰۰۷ [[برتراند دلانوئه]] شهردار پاریس میدان کوچکی در [[جزیره سنت لوئیس]] را به افتخار کورتاسار به نام او نامگذاری نمود.
 
انتشارات [[دانشگاه دوک]] پس از انتشار رمان کورتاسار، مجله‌ای ادبی به عنوان «رائیولا: یک بازبینی فرهنگی» منتشر ساخت.
* اتاقک مورلی (۱۹۷۳)
* جسم هشت‌وجهی (۱۹۷۴) (مجموعه داستان)
* فانتوم‌ها بر علیه خفاش‌های چند ملیتی(۱۹۷۵)
* سیلوالاندیا (۱۹۷۵)
* کسی از آنجا می‌گذرد (۱۹۷۷) (مجموعه داستان)
* کسی به نام لوکاس (۱۹۷۹)
* گلندا را بسیار دوست می‌دارم (۱۹۸۰) (مجموعه داستان)
* بی وقتی‌ها (۱۹۸۲) (مجموعه داستان)
* اوتونائوت‌های کوسموروت (Los autonautas de la cosmopista)
* نیکاراگوآی بی نهایت عزیز (۱۹۸۳)
[[رده:نویسندگان اهل آرژانتین]]
[[رده:نویسندگان اهل بلژیک]]
[[رده:نویسندگان اهل پاریس]]
[[رده:نویسندگان پست‌مدرن]]
[[رده:نویسندگان داستان کوتاه اهل آرژانتین]]
۴۲٬۶۷۹

ویرایش