تفاوت میان نسخه‌های «دانائه»

۵۰۳ بایت اضافه‌شده ،  ۶ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
هنگامی که وی به سریفوس رسید،متوجه شد که در غیاب او،مادرش مورد آزار و اذیت های گستاخانه و حتی تجاوز به عنف از سوی پولیدکتس قرار گرفته و مجبور شده که به معبدی پناهنده شود.پرسئوس که با شنیدن این خبر از کوره دررفته بود،به سرعت به دربار پولیدکتس رفت،پولیدکتس و درباریان در آن هنگام جلسه تشکیل داده بودند،پولیدکتس با دیدن قهرمان ماجرا بسیار تعجب کرد و از پذیرفتن این که پرسئوس توانسته است مأموریتش را با موفقیت به پایان برساند،امتناع نمود.پرسئوس اذعان کرد که به راستی [[گورگون]] [[مدوسا]] را به قتل رسانده است و سر را برای ثابت نمودن ادعای خود به همه نشان داد.شاه و درباریانش با حیرت به سر خیره شدند و به سنگ تبدیل گشتند.
 
در نسخه ی دیگری از اسطوره،می بینیم که پولیدکتس به علت واهمه ای که از شهامت پرسئوس دارد،سعی می کند وی را خائنانه به قتل برساند،ولی پرسئوس به موقع سر مدوسا را بیرون می آورد و از آن در مقابل دشمن استفاده می کند.(البته روایت دیگری هم وجود دارد که می گوید پولیدکتس نه تنها آسیبی به مادر و فرزند وارد نکرد،بلکه از آنها در برابر آکریسیوس محافظت هم کرد.
 
سپس پرسئوس پادشاهی را به [[دیکتیس]] ،برادر پولیدکتس-که پرسئوس را او بزرگ کرده است-می سپارد.
 
==یادداشت==
[[1]].برگرفته از مقالات ویکی پدیای انگلیسی