تفاوت میان نسخه‌های «آرتور دو گوبینو»

بدون خلاصه ویرایش
== سفر به ایران ==
گوبینو در سال ۱۸۵۵ به همراه همسر و دخترش از طریق بندر [[بوشهر]] به [[ایران]] آمد و از طرف دربار استقبال باشکوهی از او به عمل آمد. در طول اقامت خود در ایران به زبان [[فارسی]] مسلط شد و به کارهایی از قبیل [[سکه‌شناسی]] و مطالعهٔ تاریخ و [[فلسفه]] و ترجمهٔ متون فارسی به فرانسه مشغول گشت. خود گوبینو در نامه‌ای به خواهرش می‌نویسد: در ایران همه چیز هست؛ زندگی، خدا، هستی، نیکی و… من به ایران آمده ام تا ببینم مردم این سرزمین پهناور و باستانی چطور زندگی می‌کنند و چطور می‌اندیشند. گوبینو در طول زندگی پرماجرای خود در سال ۱۸۵۸ بار دیگر به فرانسه بازگشت و به [[امریکا]] رفت و بعد از مدتی بار دیگر در مقام سفیر فرانسه به [[تهران]] اعزام شد و تا سال ۱۸۶۳ در این مقام باقی ماند. سال‌های آخر عمر او در سفر به سرزمین‌های اروپایی مخصوصاً آلمان و [[ایتالیا]] سپری شد و در اواخر عمر هم در [[پاریس]] زیست و در شهر [[تورین]] درگذشت.
 
== گوبینو و سیدعلی محمد باب ==
 
ارنست اورسل در کتاب سفرنامه اورسل می نویسد:<ref>{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =اورسل| نام =ارنست| عنوان = سفرنامه ارنست اورسل| سال =1353| ناشر = شرکت افست| مکان =ایران | زبان = پارسی|مترجم=علی اصغرسعیدی|شماره ثبت کتابخانه ملی = 74|صفحه = 276|}}</ref>
{{نقل قول|بابیه یک آئین سیاسی و مذهبی است که پیدایش و گسترش آن یکی از پدیده های شایان توجه تطور مذهبی در ایران معاصر به شمار می رود. چند صفحه ای که از '''کتاب مذاهب و فلسفه در آسیایی وسطی''' اثر آقای گوبینو اقتباس شده ، تصور درستی از نهضت بزرگ افکار مذهبی که در ایران مسلمان را تکان داده است ،بدست خواهد داد. آقای گوبینو یکی از افرادی است که مشرق زمین را خوب مطالعه و درک کرده است و با زبانهای محلی این سرزمین آشنایی عمیق دارد. این دیپلمات فرآنسوی که در اروپا با انتشار مقالات و آثار عالمانه اش معروفیت خاصی پیدا کرده است در ایران نیز نامش با ترجمه کتاب '''«مباحثی درباره روش دکارت»''' که نثر آن به فارسی فصیح و روانی است و از طرف دانشمندان و روشنفکران ایران سخت مورد اقبال واقع شده – برای همه آشنا است.}}
۳۰۸

ویرایش