هنری مورای: تفاوت میان نسخه‌ها

اصلاح ارقام
جز (ربات: حذف میان‌ویکی موجود در ویکی‌داده: ۱۳ میان‌ویکی)
(اصلاح ارقام)
}}
 
'''هنری مورای'''متولد 1893۱۸۹۳ میلادی یکی از روان شناسان آمریکایی است. مورای هم مانند آلپورت مطالعه شخصیت را در یک موقعیت دانشگاهی انجام داد تا در موقعیت بالینی.هر چند او به روانکاوی پرداخت،آن را برای درمان بیماران بکار نبست،زیرا ترجیح می داد که شخصیت انسان را از طریق مطالعه گسترده افراد بهنجار بررسی کند.
دوره کودکی موری با طرد شدن از سوی مادر سطح بالای حساسیت نسبت به درد و رنج دیگران،و گونه ای از جبران نارسایی به شیوه آدلری برای دو نقص-لکنت زبان و ناتوانی در ورزش-مشخص شده است.<ref>دوان پی.شولتز؛سیدنی الن شولتز(1987).تاریخ روان شناسی نوین.ترجمه علی اکبر سیف و همکاران(1370)،چاپ اول،انتشارات رشد،تهران،صفحه 332-331</ref>
 
با در نظر گرفتن تحصیلاتش در پزشکی و بیوشیمی،جای شگفتی تیست از اینکه موری به کارکرد فیزیولوژیکی آن گونه که به شخصیت مربوط می شود تاکید کرد.او بر مفهوم کاهش تنش تاکید ورزید،که به نظرش نخستین قانون در باره رفتار آدمی است.همچنان که فروید هم این گونه می اندیشید.موری همچنین به شیوه فرویدی اهمیت ناهوشیار و تاثیر تجارب کودکی را بر رفتار بزرگسالی مورد توجه قرار داد.او مفاهیم فروید در باره نهاد،من،و فرامن را البته با بعضی تغییرات وارد نظام خود کرد .
 
او شخصیت را به سه بخش نهاد،من و فرامن تقسیم کرد(مورای،1938مورای،۱۹۳۸).نهاد شامل گرایش های مادرزادی و تکانشی ماست و انرژی لازم برای عملکرد شخصیت را فراهم می کند.این دیدگاه در اصل همانند دیدگاه فروید است.درنظام مورای نهاد علاوه بر تکانه های ابتدایی و شهوانی گرایش های اجتماعی مطلوبتری مانند همدلی،همانند سازی،و شکل های عشق غیر شهوی را نیز شامل می شود.
 
در نظام مورای من در تعیین رفتار نقش فعالتری دارد تادر نظریه فروید.مورای عقیده دارد که من خدمتگزار صرف نهاد نیست بلکه سازمان دهنده ای است که همه رفتار ها را هوشیارانه انتخاب می کند.من به سرکوبی تکانش های نامطلوب نهاد بر می خیزد و بروز تکانه های مطلوب را تسهیل می کند.