فتح شروان (۱۵۸۱): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
سنان پاشا برای وارسی وضعیت شروان، شخصی به نام ''عمرآقا'' را به دربار صفوی گسیل داشت. عمرآقا به همراه یکی از امرای قزلباش به شروان رفت و دید که تمام آن منطقه، به جز بادکوبه، در تسخیر سپاه ایران است. عمرآقا بعد از این ماموریت با فرستاده‏ای از دربار صفوی به نزد سنان پاشا رفت و وی را از مشاهدات خود آگاه ساخت. سنان پاشا قول داد که مقدمات صلح را ایجاد کند و درخواست کرد که دربار ایران یکی از امیران بزرگ قزلباش را با مکتوبی مهربانانه به نزد سلطان عثمانی گسیل دارد تا پایه صلح محکم گردد. شاه محمد خدابنده نیز در تابستان ۹۸۹ قمری / مه ۱۵۸۱ میلادی [[ابراهیم‌خان ترکمان]] حاکم قم را، که مردی سیاستمدار و مدبر بود، با پیشکش‌ها و مکتوبی برای پادشاه عثمانی نزد سنان پاشا فرستاد.
 
== شکتشکست کوشش‌های صلح و تمایل عثمانی برای ادامه جنگ ==
سنان پاشا در آغاز سال ۹۹۰ قمری / فوریه ۱۵۸۲ میلادی، با سفیر ایران از ارزروم به استانبول رفت. ولی پادشاه عثمانی چون از آنچه در آذربایجان رخ داده بود، مطلع شد، طی نامه‏ای به سلطان مرادخان عثمانی، او را به ادامه نبرد و تصرف سایر نواحی قفقاز و آذربایجان ترغیب کرد و بدین ترتیب تلاش‌های به عمل آمده برای پیمان نامه صلح از میان رفت. تلاش‌های [[پیکرخان زیاد اوغلی قاجار]] که در ۹۸۹ قمری (۱۵۸۱ میلادی) توانسته بود یک بار دیگر غازی گرای خان و صفی گرای خان تاتار (برادران محمد گرای خان) را که به همکاری عثمان پاشا، از راه دربند به شروان حمله کرده بودند، شکست دهد و سران تاتار را در نواحی شماخی نابود کرده و غازی گرای خان را به اسارت گیرد، با اقدامات جنگ‌طلبانه سلطان عثمانی از یک طرف، و درگیری شاه محمد خدابنده در [[جنگ‌های خراسان (۱۵۸۰)|جنگ‌های خراسان]] از طرف دیگر، کوشش‌هاى به عمل آمده براى قرارداد صلح بی‌فایده ماند. اندک زمانی پس از شکست امیران تاتار، پیکرخان زیاد اوغلی قاجار حاکم شروان در گذشت و چون در همان سال، شاه محمد خدابنده و [[حمزه میرزا]] با همراهان به قزوین بازگشتند و سال بعد نیز به قصد دفع [[علیقلی‌خان شاملو]] و هواخواهان عباس میرزا به خراسان رفتند، عثمان پاشا، موقع را مغتنم شمرد و از دربند بر قلعه شماخی تاخت و آنجا را در اختیار گرفت و شروان را از دست ایران خارج ساخت.
 
== منابع ==