تفاوت میان نسخه‌های «بنیادگرایی»

بدون خلاصه ویرایش
در [[مطالعه همسنجشی ادیان]]، منظور از '''بنیادگرایی''' چندین برداشت متفاوت از تفکر و عمل دینی است، از طریق تفسیر تحت الفظی متون دینی همانند [[انجیل]] یا [[قرآن]] و همینطور گاهی نهضت‌های [[ضد مدرنیسم|ضدمدرنیست]] در ادیان گوناگون می‌باشد.
 
بنیادگرایی یک پدیده تاریخی است، که صفت بارز آن مقاوت بر سر اصول در قلب [[فرهنگ]] است، حتی در جایی که ممکن است فرهنگ به ظاهر تحت تأثیر دین پیروان آن فرهنگ باشد. این اصطلاح همچنین می‌تواند به طور خاص به این باور شخص اطلاق می‌شود که متونفهم دیناو او،از متون دین، علی رغم هر امر دیگر و ادعاهای دانشمندان در مورد تناقضات احتمالی، بدون اشتباه و در طول تاریخ همواره درست بوده‌است.در اندیشه بنیاد گرایی این خطر وجود دارد که فرد بخواهد اندیشه خود را (چه دینی و چه غیر دینی) به دیگران تحمیل کند؛ اما از متن و جوهر بنیاد گرایی به خودی خود چنین چیزیتحمیلی بیرون نمی آید و می تواند اجمالا با احترام به دیگران همراه گردد.
 
== نکات کلی ==
 
بنیادگرایی، آنگونهآن گونه که امروزه به کار برده می‌شود، صرفا یک اصطلاح تازه به وجود آمده‌است که تا حد زیادی به بافتهای تاریخی و فرهنگی پروتستانیزم (به عنوان مثال [[جدال بین بنیادگرایان و نوگرایان]] در کلیسای پرسبای ترین) در سالهای دهه ۱۹۲۰ ایالات متحده مرتبط می‌شود از آن زمان به بعد این اصطلاح به کشورهای دیگر 'صادر' شده و در مورد ادیان مختلفی از جمله بودایسم، یهودیت و اسلام به کار برده شده‌است. نباید بنیادگرایی را با [[احیاگرایی|نهضت احیاگران]] که قدمت خیلی بیشتری دارد و صرفا خاص آمریکای قرن بیستم نیست، اشتباه بگیریم.
این واژه برای بار نخست در جنبش اعتراضی بر ضد گرایشهای «عصری سازی» در درون شاخهٔ [[پروتستانیسم]] [[آمریکا|ایالات متحدهٔ آمریکا]] دروسط سدهٔ ۱۹ میلادی به کار رفت. واژه بنیادگرایی به‌وسیلهٔ سلسله مقالاتی که در آغاز سدهٔ ۱۹ در آمریکا زیر عنوان «the Fundamentals of Truth» (بنیادهای حقیقت) نشر گردید، پدیدار گردید و بر ضد یزدان‌شناسی نوین بود.
 
 
== پدیده بنیادگرایی ==
اگرچه اصطلاح بنیادگرایی در کاربرد عمومی شاید به صورت تحقیرآمیزطعنه آمیز در مورد یک گروه دینیایدئولوؤیک افراطی، یا جنبش‌های نژادی افراطگرا که انگیزه‌های به ظاهر مذهبی دارند به کار برده می‌شود، این اصطلاح در واقع معنی دقیقتری دارد. واژه "بنیادگرایی" به معنی بازگشت به اصولی است که معرف یا اساس یک دینایدئولوؤی است. این اصطلاح به طور خاص به هر گروه بسته دینیایدئولوؤیک اطلاق می‌شود که حاضر نیست با گروه دینیایدئولوؤیک بزرگتری که خود از درون آن برخاسته ادغام شود، بر این اساس که اصول بنیادینی که گروه دینیایدئولوؤیک بزرگتر بر اساس آن پایه گذاری شده فاسد شده یا جای خود را به اصول دیگری که مخالف ماهیت آن هستند داده‌است.
 
این شکل گیری هویت متمایز بر این اساس الزامی تلقی می‌شود که جامعه دینی این توان را از دست داده که خود را مذهبی معرفی کند. اصول بنیادین «دین به خاطر غفلت کنار گذاشته شده، و به واسطه سازش و بی توجهی از بین رفته، به گونه‌ای که از دید گروه جدایی طلب بنیادگرا تعریفی که جامعه عموما مذهبی از خود دارد کامل بیگانه و اساسا مخالف ذات دین آن جامعه‌است.»؛ بنابراین جنبشهای بنیادگرا بر همان اصول مذهبی گروه بزرگتر بنیان نهاده می‌شوند، اما بنیادگرایان با خودآگاهی بیشتر تلاش می‌کنند رویکردی را در مورد دنیای مدرن ایجاد کنند که بر پایه وفاداری شدید به آن اصول استوار است، تا شفافیت هر دو مسأله دین و زندگی را حفظ کند.
 
این اصطلاح خود از نام چهار جلد کتاب که تحت عنوان ''[[اصول بنیادین]]'' در سال [[۱۹۹۰]] منتشر شد گرفته شده‌است. این کتاب‌ها از سوی انستیتوی انجیل لوس آنجلس. که اکنون دانشگاه بایولا نام دارد، منتشر شده و توسط آر. ای. توری که. یک کشیش وابسته به [[انستیتوی انجیل مودی]] در [[شیکاگو]] بود ویرایش شده‌است. در ابتدا این پروژه توسط [[لایمان استوارت]] و با کمک کمپانی نفت یونین کالیفرنیا (که اکنون به [[یونوکال]] معروف است) و همکاری انستیتوی انجیل لوس آنجلس پایکه گذاری شد. این کتابها انتشار مجدد مجموعه مقالاتی بودند که از طریق نامه برای هر کشیش در ایالات متحده ارسال می‌شد. به این کتابها اصول بنیادن گفته می‌شد چراکه از تمامی مسیحیان می‌خواست که اصول بنیادین خاص نظیر [[بکرزایی]] و [[قیام جسمانی عیسی]] را قلبا تأیید کنند. این مجموعه مقالات معرف [[جدال بنایدگرایان و نوگرایان]]" بود که در اواخر [[قرن ۱۹]] در درون [[کلیسای]] [[پروتستان]] [[ایالات متحده]] بوجود آمد و با همان آب وتاب در سال‌های دهه [[۱۹۰]] ادامه یافت.]]
۳۰۸

ویرایش