تفاوت میان نسخه‌های «اسرار گنج دره جنی»

جز
 
'''''اسرار گنج دره جنی''''' فیلمی است ایرانی ساخته [[ابراهیم گلستان]]. وی در سال ۱۳۵۳ کتابی نیز به همین نام بر اساس آن فیلم نوشته‌است.
 
 
== دیگر عوامل ==
* مدیر فیلم‌برداری: ابراهيمابراهیم گلستان
* صدا: [[محمود هنگوال]]
* تدوین: ابراهيم گلستان
* ساخت مجسمه‌ها: [[کاوه گلستان]]
* نقاشی: [[بهمن دادخواه]]
* محصول: كارگاهکارگاه فيلم گلستان
* سال ساخت: ۱۳۵۳
* تاریخ [[اکران]]: ۱۳۵۳
مرد روستایی در ظاهرهیبت شهری‌ها را پیدا کرده اما تصمیمش این است تا به ده برگردد، و از روستاییانی که کتکش زده‌اند زهرچشمی بگیرد. وی به این فکر می‌افتد که خانه‌اش را نوسازی کند و در آن اشیا شیک و لوکس بگذارد و به هم ولایتی‌هایش خودی نشان بدهد و فخر بفروشد. برای این کار جوانکی هنردوست و معتاد که از اقوام زن زرگر است به کمکش می‌آید.
 
از سوی دیگرقهوه‌چی بین راهی (با بازی [[محمود بهرامی]])، به سفرهای متعدد مرد روستایی به تهران شک می‌کند و دنبال این است تا بداند که وی چرا به دفعات به شهر می‌رود و باز می‌گردد. قهوه‌چی به پرس و جو از احوال مرد روستایی در روستا می‌پردازد اما چیزی دستگیرش نمی‌شود. ژاندارم منطقه به قهوه‌چی و رفتارش مشکوک می‌شود و تصور می‌کند که او مشغول قاچاق [[مواد مخدر]] است. از معلم ده که زینال پور نام دارد می خواهد زاغ سیاه قهوه‌چی را چوب بزند اما معلم ادعای شرف و حیثیت کرده و از انجام این کار شانه خالی می کند. سپس برای کسب خبر دست به دامن [[برادر زن]] مرد روستایی می شود ولی او هم جوابش می کند.
 
مرد روستایی بی خبر از این همه دسیسه با بسیاری خریدهای لوکسش وارد ده می شود. آنها را در خانه جا می دهد و از معلم ده، زینال پور، که حالا نام فامیلش را به اصرار مرد روستایی به لشکویی (جایی که معلم در آن جا به دنیا آمده) تغییر داده، می خواهد که خانه را نیز بازسازی کند. معلم به طرز خنده آوری بنای قدیمی را سرهم بندی می کند و برای او عمارت و باغی نیز سرهم می‌کند. در نهایت محیطی مهیا می شود که هیچ جایش به جای دیگر نمی خوردنمی‌خورد. خانه و باغ پر از مجسمه های لوکس است.
 
مرد روستایی دستور می دهد دور باغش را حصار و سیم‌خاردار بکشند تا مردم ده نتوانند وارد خانه‌اش بشوند و در محوطه‌ای وسیع [[جشن عروسی]] مفصلی می گیرد و زن جدید، که همان کلفت [[خانه زرگر]] باشد، را به خانه می‌آورد. همسر اول مرد نیز غمگین و ناراحت به زور در جشن عروسی هوویش شرکت می‌کند.
 
هیچ کدام از مردم ده در جشن عروسی حضور ندارند و خبرندارند که مرد روستایی چگونه به این ثروت رسیده است. در این جشن بریز و بپاش زیادی دیده می‌شود. [[غذاهای ایرانی]] و خارجی سرو می شود و میهمانانی از شهر به چشم می‌خورند.
 
چند روز بعد از عروسی، نقاشی به راهنمایی معلم به ده می آید تا تصویری از نوعروس و داماد بکشد. اما در حین کشیدن تصویر لرزه‌ای ناشی از انفجارهای راه‌سازان خانه ای که از پای بست ویران بوده را به ویرانی کامل می‌کشد و همه چیز از بین می رود. مرد روستایی از معلم ده گله می کند که چرا برای او خانه خوبی نساخته است.
 
پس از انفجار و از بین رفتن عمارت پوشالی مرد روستایی، همسر سابق مرد ، همسرجدید، زن زرگر، نقاش و معلم که حالا سر و سری با زرگر دارد بار خودشان را به سوی شهر می‌بندند و مرد روستایی را تنها می‌گذارند.
مرد روستایی اندکی بعد درمی یابد که حفره گنجش مسدود شده و دیگر نمی تواندنمی‌تواند به آن دسترسی پیدا کند. کسی هنوز نمی‌داند که قهوه چی، زرگر، ژاندارم و کدخدا از بین رفته اند.
 
مرد روستایی تنها مانده‌است و همه چیز مانند خواب و خیالی به نظر می‌رسد.
{{ابراهیم گلستان}}
{{ابراهیم گلستان}}
 
 
[[رده:فیلم‌های ۱۹۷۴ (میلادی)]]
[[رده:فیلم‌های پرویز صیاد]]
[[رده:فیلم‌های فارسی‌زبان]]
[[رده:ویکی‌سازی رباتیک]]