باز کردن منو اصلی

تغییرات

۱۳ بایت اضافه‌شده ،  ۵ سال پیش
جز
'''حکمت''' در نزد دانشوران اسلامی به معنی دانستن چیزهاست چنانکه باشند. در لغت به معنی فرزانگی‌است و معمولاً آن را معادل شرقی/اسلامی ''[[فلسفه]]''ٔ اروپایی می‌گیرند.
 
== حکمت نظری و حکمت عملی ==
حکمت را به دو شاخهٔ حکمت نظری و حکمت عملی تقسیم می کنند که هر شاخه زیربخش‌های کوچکتر دارد:
* ''حکمت نظری'': در دانستن موجوداتی‌است که وجود آنها وابسته به حرکات ارادی افراد بشر نباشد.
*** ''سیاست مدن'' مربوط است به مشارکت در اجتماعات بزرگ‌تر
 
[[جواد طباطبایی]] درباره این تقسیم‌بندی می‌گوید: «... حکمت نظری و حکمت عملی هم اصطلاح درستی نیست، چون اصلااصلاً حکمت عملی نمی‌شود. تعریفی که ارسطو از حکمت می‌دهد با این تقسیم‌بندی سازگار نیست. وقتی شاگردان ارسطو این کتابها را تقسیم‌بندی کردند، این اصطلاحات را آوردند و ما در [[دوره اسلامی]] از طریق یک شخصیت که تا حدی یونانی بلد بود و از طریق یک ایرانی مسیحی پورلس پارسی وارد فلسفه در دوره اسلامی شده است. [[ابن سینا]] هم در رساله ای این تقسیم بندی را دارد اما ما در یونان این تقسیم بندی را نداریم. در دوره جدید است که این تقسیم بندی ظاهر می شود. بعد از دوران جدید این تقسیم بندی در اروپا در فلسفه های جدید ظاهر می‌شود... سؤال این است که اگر حکمت عملی، حکمت عملی است چرا ابن سینا در پایان بخش الهیات شفا که نظری ترین بخش فلسفه است آنرا آورده است؟»<ref>[http://www.mehrnews.com/detail/News/2184931 علم سیاست ما بخشی از علم سیاست جهانی نیست/ چیزی بنام فلسفه مضاف نداریم]</ref>
 
== حکمت نظری ==
در نزد دانشوران اسلامی حکمت نظری در دانستن موجوداتی‌است که وابسته به حرکات ارادی اشخاص بشر نیستند. با توجه به اقسام موجودات این علم به سه شاخهٔ مابعدالطبیعه ریاضی و طبیعی تقسیم می‌شود. هر یک از این علم‌ها اصولی دارند و فروعی.