تفاوت میان نسخه‌های «صنعتی‌سازی»

بدون خلاصه ویرایش
زمانی یک کشور صنعتی خوانده می‌شود که بیش از یک چهارم جمعیت فعال آن در بخش صنعت و یا کمتر از یک چهارم در بخش کشاورزی «و یا سایر مشاغل» به کار اشتغال داشته باشند، یک جامعه را زمانی می‌توان صنعتی تلقی کرد که نه تنها فعالیت‌های صنعتی در آن حایز اهمیت باشند بلکه اکثر افراد با روحیه‌ای عقلانی و احراز کارایی صنعتی به کار بپردازند و نهادها نیز با چنین شیوه‌هایی اداره شوند،
یک واحد صنعتی٬ انباشتگی وسیع سرمایه ٬ محاسبه عقلانی عملیات٬ تقسیم کار اجتماعی٬ تخصص در کارها٬ تفکیک محل کار از کانون خانواده یا تجمع وسیع کارگران در محل‌های کار را مفروض می‌دارد،مجموعه‌ی این شرایط و موقعیت‌ها در نظام مدیریتی سرمایه داری عملی است، در یک چنین نظامی سرمایه و نیروی کار بدون گسست٬ در کار ساخت و ساز و دخالت در امر منابع طبیعی٬ مواد خام٬ منابع معدنی و نیروهای انسانی است، در نظام سرمایه‌داری؛ در اثر تقسیم کار٬جامعه به تخصص‌های متنوعی تقسیم می‌شود این تخصص‌ها در اثر تجربه دویست و پنجاه ساله‌ی صنعتی شدن کشور‌های پیشرفته کسب شده است، در این جامعه‌ها فضای صنعتی٬ مهارت‌های صنفی و تفکر صنعتی در جامعه عمل می‌کند و حالتی که بر چنین جامعه‌ای حاکم است در تفکر و اندیشه شخص٬کارکردهایش و تصمیم‌گیری‌های روزمره‌اش اثر می‌گذارد، این نوع خردورزی شخص را وامی‌دارد که به وارسی و انتخاب‌های مختلف دقیق موضوع بپردازد و تصمیم بگیرد
==منابع==
دکتر فیوزات٬جامعه شناسی صنعتی
اکبر فریار٬ اصول و مبانی جامعه‌شناسی صنعتی
کاپلینسکی٬ رافائل و چارلز کوپر٬ تکنولوژی و توسعه در سومین انقلاب صنعتی«جمشید زنگنه»
 
 
[[رده:توسعه اقتصادی]]
۴

ویرایش