تفاوت میان نسخه‌های «گشتالت»

۹۹۸ بایت اضافه‌شده ،  ۶ سال پیش
جز
 
== نظریه گشتالت ==
واژه گشتالت در آلمانیآلماني به معنایمعناي «انگاره»وضع (configuration)و یاشكل شکليا (form)هيأت كل به كاربرده مي‌شود و عنوان اصلي اين رشته از روان‌شناسي است. روانشناسان'''تصور كلي سازمان‌يافته و شناخته شده را نيز گشتالت معتقدمي‌نامند'''. بودنداين کهنظر گرچهكه تجربه‌هایهر روانشناختیشيئي يا وضعي را نمي‌توان به وسيله اجزاء آن به خوبي ادراك كرد، فكر تازه‌اي نيست. در يونان باستان حتي پيش از سقراط حكيم به اين طرز فكر بر مي‌خوريم. بسياري از فيلسوفان و انديشه‌وران آن دوران بهترين راه براي مطالعه و ادراك عالم را در اين دانسته‌اند كه به قانونها و نظامهاي كلي خلقت نظر داشته باشند، نه به اجزاء و عناصر حسیسازنده ناشیآن. می‌شوند،در امابرابر باخودآنان اینانديشه‌وران ديگري بوده‌اند كه ادراك عالم را تنها از طريق بررسي اجزاء و عناصر تفاوتتشكيل‌دهنده آن ميسر مي‌دانسته‌اند. دسته اول را مي‌توان پيشگامان مكتب گشتالت و دسته دوم را پيشروان رفتارگرايي به شمار آورد. دارند. [[روانشناسان گشتالت]] معتقد بودند که یک ارگانیزم چیزی به تجربه می‌افزاید که در داده‌های حسی وجود ندارد و آنها آن چیز را سازمان (organization) نامیدند و همانطورکه بیان شد گشتالت در آلمانی به معنی سازمان است.
طبق نظریه گشتالت ما دنیا را در کل‌های معنی‌دار تجربه می‌کنیم و محرک‌های جداگانه را نمی‌بینیم و کلا هرآنچه می‌بینیم محرک‌های ترکیب یافته در سازمان‌ها (گشتالت‌ها)یی است که برای ما معنی دارند.
 
کاربر ناشناس