تفاوت میان نسخه‌های «هویت روایی»

ویرایش کلی.
برچسب: حذف یادکرد دارای نام
(ویرایش کلی.)
برچسب: حذف یادکرد دارای نام
{{در دست ویرایش ۲|ماه=تیر|روز=۱۰|سال=`۱۳۹۳}}
{{تمیزکاری}}
[[هویت]] شخصی هر فرد عبارت است از برداشتی که خود او از زندگیش دارد. این برداشت در شکل [[روایت|روایتی]] است که از گذشته فرد آغاز شده و تا چشم اندازی از آینده او ادامه مییابد. <ref>{{cite book|last1=Davenpor|first1=John J.|title=Narrative Identity, Autonomy, and Mortality|date=2012|publisher=Routledge|location=New York|page=2}}</ref> بدین‌ترتیب، '''هویت روایی''' داستانی است پویا که هر فردی، برای معنی‌ بخشیدن به زندگیش، در ذهن خود ایجاد میکند.<ref>{{cite journal|last1=Bauer|first1=Jack J|last2=McAdams|first2=Dan P.|last3=Pals|first3=Jennifer L.|title=Narrative identity and eudaimonic well-being.|journal=Journal of Happiness Studies|date=2008|volume=9|issue=1|pages=81-104|url=http://www.abcdinstitute.org/docs/publications/2030384645490a12ab0895f.pdf}}</ref>
* '''صمیمیت''': راوی برای تشکیل دادن دوستی/رابطه نزدیک، و نمایش عاطفه و وابستگی گروهی انگیزه دارد. موضوعات اصلی در صمیمیت عبارتند از: عشق/دوستی، همصحبتی، بخشش یا کمک به دیگری، یا یک حس کلی اتحاد/باهمی با همه/دیگران.
* '''خود اکتشافی''': عبارت است از میزانی که راوی در حین بازگویی به خود-اکتشافی روی می‌آورد.<ref name="ReferenceA"/> <ref>{{یادکرد وب |نویسنده = |نشانی=http://www.khabaronline.ir/detail/231944/culture/185 |عنوان=درباره هوش هیجانی و خود اکتشافی چه می‌دانید؟ | ناشر =خبرآنلاین |تاریخ =10 مرداد 1391 |تاریخ بازبینی= }}</ref>
* '''سرانجام منطقی''': نشانگر اندازه فرونشینی تنش‌ها است و روایت را با نوعی پایان مقبول مجهز می‌کند.<ref name="ReferenceA"/><ref name="Pals 2006 1079–1109"/>
* '''معنی سازی''': عبارت است از برداشت معنی از روایت. درجه معنی داری روایت‌ها می‌تواند از بی‌معنی (نقل ساده داستان) تا نغز (برداشت نکات بینشی از داستان) متغیر باشد.<ref name="ReferenceA"/><ref>{{cite journal|last=McLean|coauthors=Thorne|title=Adolescents' self-defining memories about relationships|journal=Developmental Psychology|year=2003|volume=39}}</ref>
 
== پروسه داستانگویی ==
ورای محتوی داستان آدمها، پروسه داستانگویی برای فهم هویت روایی ضروری است.<ref name = Mclean2007>McLean, K. , Pasupathi, M. , & Pals, J. (2007). Selves creating stories creating selves: a process model of self development. ''Personality and Social Psychological Review, 11'', 262-278.</ref> هدف داستان، نقش مخاطب، و الگوی داستانگویی، همگی در گفته شدن داستان و هویت روایی منتجه موثرند. بلاک (Bluck) چندین دلیل برای توضیح علت داستانسرایی اقامه کرده است. یک دلیل ''هدف رهنمودی'' است، که به انتقال اطلاعات راجع به آینده مربوط می‌شود. بعلاوه، داستان‌ها به دلایل اجتماعی، همانند ارتباطات و سرگرمی، نیز گفته می‌شوند. بالاخره، راویان از جنبه بیان کردن خود، و معنی بخشیدن به زندگی از داستانگویی بهره می‌برند.<ref name="Bluck2003">Bluck, S. (2003). Special issue: Autobiographical memory: Exploring its functions in everyday life. ''Memory, 11''(2).</ref> مخاطبین نیز در پروسه داستانگویی موثرند. برای مثال، توجه مخاطب به گوینده در راستای نظم بخشیدن به داستان، هیجانی کردن آخر داستان، و جذاب سازی کلّ داستان، انگیزه می‌دهد.<ref name = Bavelas2000 >Bavelas, J. B. , Coates, L. , & Johnson, T. (2000). Listeners as co-narrators. ''Journal of Personality and Social Psychology, 79'', 941–952.</ref> البته، تم داستان در گرایش مخاطب نسبت به داستانگو تعیین کننده است.<ref name="Baddeley2008">Baddeley, J.L. , & Singer J.A (2008). Telling losses: Functions and personality correlates of bereavement narratives. ''Journal of Research in Personality, 42'', 421-438.</ref> [[خلق (روان‌شناسی)|خلق]] مثبت و نحوه بیان داستان می‌تواند رابطه راوی و مخاطب را جهت داده و به اشتراک صمیمی تر روایت کمک کنند.<ref name = "Bavelas2000"/>
 
الگوی داستانگویی ممکن است هویت روایی افراد را تحت تاثیر قرار دهد --برای مثال، تجربیاتی که هیچگاه گفته نمی‌شوند بزودی فراموش شده و اهمیت خود را از دست می‌دهند.<ref name = Pasupathi2007>Pasupathi, M. (2007). Telling and the remembered self: Linguistic differences in memories for previously disclosed and previously undisclosed events. ''Memory, 15''(3)</ref> تحقیقات نشان داده‌اند که ۹۰٪ تجربیات [[هیجان]]ی در طی چند روزه‌ای بعد از واقعه فاش شده<ref>Rime, B. , Mesquita, B. , Boca, S. , & Philippot, P. (1991). Beyond the emotional event: Six studies on the social sharing of emotion. ''Cognition & Emotion, 5''(6).</ref> و ۶۲٪ خاطره انگیزترین وقایع قبل از پایان روز گفته می‌شوند.<ref name = Pasupathi2007/> وقایعی که، بعلت روایت نشدن، فراموش میگردنند بالطبع در داستان راوی در باره [[خود]] شامل نشده و در هویت روایتی او نقش بازی نمی‌کنند.
 
== کاربرد ها ==
مبحث هویت روایی و روش‌های مطالعاتی مربوطه در زمینه‌های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. در زیر چند مثال ارائه می‌شوند.
 
=== [[روان درمانی]] ===
مطالعات تجربی بر تغییر هویتی روایی در طی پروسه [[روان درمانی]] دلالت می‌کنند. تحقیقات نشان داده‌اند که با مرور زمان تراپی بیماران در داستان‌های خود نقش‌های آمرانه تر از خود به نمایش می‌گذارند.<ref name = Adler2012>Adler, J.M. (2012). Living into the story: Agency and coherence in a longitudinal study of narrative identity development and mental health over the course of psychotherapy. Journal of Personality and Social Psychology, 102(2), 367-389.</ref> این افزایش در نقش آمریت نشان بهبود در سلامت روانی می‌باشد. البته،بدین‌ترتیب تغییربا درمطالعه تمداستانهای داستانهازندگی‌ برافراد تغییرمیتوان دراثر سلامتبخشی روانیو مقدمروند استتراپی را اندازه گرفت.
 
=== [[اسکیزوفرنی]] ===
روایت‌های نوشته شده توسط افراد با بیماری‌های روانی شدید، مانند [[اسکیزوفرنی]]، برای برآورد اثر بخشی روش‌های درمانی مطالعه شده‌اند. بر اساس مطالعات، بیماران [[اسکیزوفرنی]] علیرغم ساختن روایت‌های پیچیده تر به مرور درمان محتوی آنها را عوض نمی‌کنند.<ref>Lysaker, P.H. , Lancaster, R. S. , & Lysaker, J. T. (2003). Narrative transformation as an outcome in the psychotherapy of schizophrenia. Psychology and Psychotherapy: Theory, Research and Practice, 76, 285-299.</ref> مطالعات دیگر نشان داده‌اند که این نوع از بیماران، در صورت بهبود، روایت‌های منظم تر خلق می‌کنند.<ref name = Lysaker2005>Lysaker, P. H. , Davis, L. W. , Hunter, N. L. , Nees, M. A. , & Wickett, A. (2005). Personal narratives in schizophrenia: Increases in coherence following 5 months of vocational rehabilitation. Psychiatric Rehabilitation Journal, 29, 66-68.</ref> این یافته‌ها بینش نسبت به نارسایی را دقیقتر کرده و روش‌های درمانی موثر تری را پیشنهاد می‌کنند.
 
=== زندانیان ===
هویت روایی در رابطه با زندانیان مورد بررسی قرار گرفته است. برای مثال، روایت‌ها برای درکبرآورد تجربه تحول زندانیان استفاده شده‌اند.<ref>Maruna, S. , Wilson, L. & Curran, K. (2006). Why God is often found behind bars: Prison conversion and the crisis of self-narrative. Research in Human Development, 3, 161 - 184.</ref> زندانیان متحول شده [[خود]] منفی (آنی که جنایت کرده) را در درکی کلیتر از [[خود]]شان ادغام نموده‌اند.
 
== منابع ==
۱٬۷۵۹

ویرایش