گوانگ‌گه‌تو بزرگ: تفاوت میان نسخه‌ها

محتوای حذف‌شده محتوای افزوده‌شده
جز ویرایش 89.144.164.213 (بحث) به آخرین تغییری که Samansistani انجام داده بود واگردانده شد
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب‌ها: نیازمند بازبینی بخش زیادی از صفحه را برداشت.(پخ)
خط ۴۳:
 
همینطور، شیلا به [[کوگوریو]] در سال ۳۹۹ میلادی، به خاطر حمله پِکجِه به [[کوگوریو]] تسلیم شد.
 
در زمان ولیعهدی و پادشاهی وی کشور باکجه در جنوب ، هویان در شمال، بیوی در غرب و مالگال و بیروچونگ(خیتان و مغولستان کنونی) در شمال غرب برای گوگوریو تهدید به حساب می آمدند. گوانگائتو(دامدئوک) در زمان ولیعهدی خود به بیریوچونگ حمله کرد و با توافق رهبر بیریوچونگ یک مبارزه فقط بین دو رهبر صورت گرفت و توافق کردند که بازنده ی این رقابت باید کاملا کشورش را تسلیم کشور پیروز کند. دامدئوک در این مبارزه ""تادار"" رهبر بیروچونگ را شکست داد و کلیه ی سپاه بیریوچونگ و برادر کوچکتر تادار یعنی ""باتار"" نیز تسلیم گوگوریو شدند.
 
در این زمان بود که کشور ""هویان"" با استفاده از ضعیف شدن ارتش گوگوریو هنگام جنگ با بیریوچونگ به گوگوریو حمله کرد. این حمله توسط باکجه و هویان به طور همزمان انجام شد. هر دو کشور به طور همزمان به قلعه ی ""یدونسئونگ"" گوگوریو حمله کردند، باکجه از جنوب به رهبری ولیعهد آن زمان باکجه یعنی ""آسین"" و هویان از شمال به رهبری امپراطور این کشور یعنی ""مورونگ چوی"" حمله را آغاز کردند که هیچ پیروزی عاید دو طرف نشد.
اما در این زمان نخصت وزیر وقت گوگوریو "" گاینئسو"" که از قدرت گرفتن بیش از حد دامدئوک استقبال نمیکرد با ازبین بردن سربازان نامه رسان گوگوریو مانع این شد که خبر پیروزی در دو دروازه به گوش رهبران دو دروازه برسد و همچنین نامه ای را به مورونگ چوی پادشاه هویان فرستاد و در آن بیماری امپراطور گوگوریو یعنی گکون را فاش ساخت، هویان خواستار ملاقات با ولیعهد گوگوریو دامدئوک (گوانگائتو بزرگ) شد و بیماری امپراطور گوگوریو را به دامدئوک گفت و وی را تهدید کرد که با توجه به مشکلات داخلی و خارجی گوگوریو شکست دادن گوگوریو کار راحتی است.
 
گوگوریو که به پیروزی در این جنگ نزدیک بود با این خیانت گاینئسو مجبور شد تن به صلح حقارت آمیز با هویان بدهد با این شرط که خواهر دامدئوک یعنی ""دامجو"" نیز بعنوان گروگان با ولیعد هویان یعنی ""مورونگ بائو"" ازدواج کند.
 
در همین زمان ها بود که حین سفر دامدئوک به هویان نخست وزیر گوگوریو یعنی گاینئسو دست به شورش زد و شاه را برکنار کرد و مادر دامدئوک یعنی همسر پادشاه را کشت و دامدئوک را در گوگوریو دستگیر کرد.
 
هنگام اعدام دامدئوک فرمانده قلعه یدونسئونگ یعنی ""فرمانده کومو"" که عموی دامدئوک بود به نجات وی آمد و موفق شدند که توسط دامدئوک نخست وزیر گاینئسو را بکشند و مجددا شاه را به سلطنت بازگردانند. شاه بلافاصله دامدئوک را پادشاه معرفی کرد.
 
دامدئوک چندین سال قبل از این اتفاق با دختر نخست وزیر گاینئسو یعنی ""دویئونگ"" ازدواج کرده بود و علاقه زیادی به او داشت اما با خیانت نخست وزیر دویئونگ مجبور به ترک گوگوریو شد و به باکجه رفت و ""کو یون"" پسر نخست وزیر که دوست صمیمی دامدئوک بود به همین دلیل به کشور هویان پناهنده شد و در دربار آنجا مشغول به کار شد و درصدد انتقام از دامدئوک برآمد.
 
هویان اصلی ترین رقیب گوگوریو و قدرتمند ترین دشمن این کشور به حساب می آمد که با تحریک بیریوچونگ و رهبر آنها از آنها درخواست کردند که اتحادشان با گوگوریو را بشکنند و درصدد انتقام از خون برادرشان تادار به پا خیزند. در این زمان بود که بیریوچونگ که منبع اصلی نمک گوگوریو بود ارسال نمک به گوگوریو را قطع کرد که این سبب بالا رفتن قیمت ها در گوگوریو شد.
 
در آن زمان شخصی مستمند به نام ""ها موجی"" که دانش و بینش عمیقی داشت خواستار ملاقات با دامدئوک شد و دامدئوک را قبل از اینکه بالارفتن قیمت ها اتفاق بیفتد مطلع ساخت و اعلام کرد شخصی به گوگوریو خیانت کرده است. دامدئوک با حرفهای ""ها موجی"" تحریک نشد و وی را به بیرون از قصر انداختند و حرفهای او را دروغ خطاب کردند.
 
اما ناگهان پیش بینی های ها موجی با تحریم نمک بیریوچونگ درست ازآب درآمد و در گوگوریو گرانی شد و دامدئوک نیز از خیانت کو یون مطلع شد.گوگوریو سپاه خود را برای تسخیر بیریوچونگ ارسال کرد و آنها موفق به پیروزی شدند و مجددا نمک را به گوگوریو ارسال و قیمتها کاهش پیدا کرد.در اینجا بود که مجددا هاموجی را به قصر بازگرداند و وی به دامدئوک گفت که باید برای جنگ با باکجه آماده شود زیرا قرار است که آسین علیه پادشاه جینسا در باکجه توطئه کند.
 
دامدئوک از هاموجی خواست که به باکجه برود و به پادشاه جینسا نزدیک شود و این اتفاق افتاد و هاموجی بعنوان مشاور پادشاه جینسا در باکجه برای خود جای باز کرد و با زیرکی خود و بی کفایتی پادشاه جینسا کلیه ی خزانه ی باکجه را صرف ساخت و ساز های بیهوده کرد و سپس از باکجه فرار کرد و به گوگریو برگشت.
 
در اینجا بود که گوگوریو از طریق دریا به قلعه گوانگ میسونگ باکجه که مهمترین قلعه باکجه از نظر اقتصادی و استراتژیک بود حمله کرد اما طی چندین حمله این گوگوریو بود که ناکام بزرگ این جنگ بود. ازآنجا که این قلعه از چهار طرف با آب محاصره شده بود و در جزیره واقع شده بود ""ها موجی"" بدون مطلع ساختن دامدئوک فرمانده ""ساگال هیئون"" و فرمانده ""یوسوکگه"" را به حمله به قلعه گوانگ میسونگ ارسال کرد و با استفاده از جزرو مد دریا هنگام خورشید گرفتگی آن موقع در باکجه از طریق صخره ها بالا رفتند و به دروازه شرقی گوانگ میسونگ حمله کردند و موفق شدند که دروازه گوانگ میسونگ را باز کنند و این قلعه را تصرف کنند، در این جنگ ساگال هیئون کشته شد و در پایان ها موجی به عنوان مشاور نظامی گوگوریو انتخاب شد.
 
باکجه که نیز بخاطر بی کفایتی جینسا این شکست را متحمل شده بود علیه وی به فرماندهی آسین قیام کردند و موفق شدند که پادشاه جینسا را حین شکار به قتل برسانند و برادر زاده ی وی یعنی ""آسین"" را به سلطنت برسانند.
 
آسین بلافاصله بعد از به قدرت رسیدن به گوگوریو و برای بازپس گیری گوانگ میسونگ حمله کرد اما شکست سختی خورد. گوگوریو با این پیروزی مغرور شده بود و در نهایت آسین از این غفلت استفاده کرد و موفق شد که گوان میسونگ را تصرف کند. آنها نیز موفق شدند که قلعه ی هوانگ میسونگ را که جیره غذایی ارتش گوگوریو در آنجا بود را نیز تصرف کنند اما مجددا دامدئوک با استفاده از استراتژی بی نظیر هاموجی مشاور نظامی خود موفق شد که قلعه ویریسئونگ که پایتخت باکجه بود را تصرف کند و آسین و کشور باکجه را نیز تسلیم گوگوریو کند.در این جنگ دامدئوک تیری را به سمت آسین ارسال کرد که ""دیئونگ"" همسر سابق دامدئوک و همسر کنونی آسین جلوی تیر را گرفت و کشته شد.
 
در همان زمان گوگوریو توانست قبیله ی مالگال(موه) را که رئیس آن ""سئول دان"" بود را تسلیم گوگوریو کند.
 
آسین مجددا در صدد جنگ با گوگوریو بود، او با استفاده از کشور ""وه"" به گوگوریو حمله کرد اما این کشور از گوگوریو شکست خورد و دامدئوک مجددا به ویریسئونگ پایتخت باکجه حمله کرد و آسین که کاملا مغلوب گوگوریو شده بود سوگند وفاداری به دامدئوک را خورد و متهد با شیلا و گوگوریو شد.
 
در هویان نیز مورونگ بائو به سلطنت رسید و از گوگوریو شکست های پی در پی را متحمل شد که این امر سبب شد که برادر کوچکترش ""مورونگ جی"" علیه وی شورش کند و موفق شد که مورونگ بائو را به قتل برساند و به سلطنت هویان برسد.
 
مورونگ جی همچنین هنگام فرار دامجو خواهر دامدئوک از هویان وی را کشت و گوگوریو یک جنگ تمام عیار را علیه هویان آغاز کرد.مورونگ جی حاضر نبود که اتحاد با کشور ""بیوی"" را قبول کند و این باعث شده بود که کو یون که به عنوان فرزند خوانده مورونگ بائو انتخاب شده بود و نام وی به مورونگ یون تغییر کرده بود علیه وی قیام کند و در نهایت مورونگ یون با کشتن مورونگ جی به سلطنت رسید و با بیوی اتحاد بست و خواست جلوی حمله گوگوریو را بگیرد. اما دامدئوک که از کشته شدن ها موجی مشاور خود توسط مورونگ یون کاملا عصبانی بود موفق شد به سختی هویان را تصرف کند و ضمیمه کشور گوگوریو کند. مورونگ یون از تمامی اقدامات خود علیه دامدئوک پیشمان بود و از وی طلب بخشش کرد و دامدئوک با اعلام اینکه کو یون دوست همیشگی او بوده است او را بخشید و به سلطنت هویان رساند.
 
 
تحت حکومت [[کوگوریو]]، [[سه امپراطوری کره]] به صورت واقعی یک پارچه شد.