تفاوت میان نسخه‌های «دهقان»

۱۵٬۳۸۰ بایت حذف‌شده ،  ۵ سال پیش
در ابهام زدایی مقاله درست نکنید
(در ابهام زدایی مقاله درست نکنید)
* [[رعیت]]
* [[رعیت‌داری]] یا سرواژ
 
دهقان:از نجبای سطوح پایین دوره باستان ایران و به معنی دارندگان املاک و ده همراه با خدم و حشم بوده است.
معنای لغوی دهقان در ادبیات ایران باستان
موقعیت جغرافیای فلات ایران و تأکید دین زرتشت به توجه عناصر طبیعی که باعث زایش و تداوم زندگانی می‌شوند، شیوه امرار معاش زندگی کشاورزی و دامپروری را برای ساکنان ایران در دوره باستان ترسیم کرده است. بر پایه و بنیان آموزشهای زرتشت، مبنای همه تجلیات زندگی بر روی این سیاره ما، زمین خوب و یا خاک حاصل خیز و زراعتی است. آنچه که خوراک جهان گیاهی، جانوری و جهان انسانی را در سراسر تمدن‌ها و دوران‌ها تأمین می‌کند به زمین، آب، خورشید، هوا، آتش و درخت که هر کدام نوعی حرکت و پویایی را در نهاد خود داشته، تکیه دارند نهایت آرزوی زرتشت بوجود آوردن جهانی نو، کامل، نیرومند، با نعمت و برکت و مردمی‌متمکن و با سلامت و پر از دانش و بینش بود.<ref> احمد تفضلی، جامعه ساسانی سپاهیان، کاتبان و دبیران و دهقانان، ترجمه شیرین مختاریان و مهدی باقی، (نشرنی: 1385)، ص 63 و. خوارزمی.</ref> از این رو آدمی‌را در ساخت یک زندگی اسکان یافته دامپروری – کشاورزی (فشوینت - واستریه) راهنمایی می‌کند؛ که مسائل سیاسی – اجتماعی و اقتصادی از آن حاصل می‌گردد. در کرده‌های ۳، ۴، ۸ و ۹ از هفتمین یشت بزرگ سخن از ستایش گله داری و مزارع گندم سودبخش است. در کرده بیست از بهرام یشت نیرو، گفتار نرم، پیروزی، خوراک، پوشاک و کشتزار برای ستوران و انسان طلب می‌کند و در کرده پنج از اشتاد یشت هزار اسب، هزار رمه و فرزندان کارآزموده در کنار یکدیگر قرار دارد. در یسنا هات ۳۳ و در گاهان کشاورز یا پیشوا و یا کسی که از چارپا نگهداری، کند دارای منش نیک است. در متون دین زرتشتی آبادانی و تداوم به وفور، تأکید و تکرار شده است که در تار و پود جامعه‌ای که ایرانیان پی ریزی نموده‌اند، پایه فرهنگ و تمدنشان قرار گرفته است. واژه اوستایی دئینگهو به معنی کشور و سرزمین و واژه فارسی باستان دهیو ریشه کلمه ده در دوره باستان است. واژه فارسی دهقان معرب کلمه دهگان پهلوی است که صورت قدیمی‌تر آن دهیگان از واژه دهیو به معنی صاحب ده (سرزمین؛ کشور) و در زبان ارمنی نیز به شکل دهکن و در ترکی به شکل تکین وام گرفته شده است کلمات دیهخدا و کدخدا (کذگ خودای) مترادف با کلمه دهقان هستند. کلمه دیهیگ نیز به معنی رئیس ده و در معنای فراتر و عالی آن شهریگ نیز جزئی از ادبیات دهقانی است. از ریشه دهقان کلمات دهقنه، تدهقن و دهقنت و برای زن دهقانه به وجود آمده است در رویداد نامه‌های چینی نیزدهقان به صورت (دا –شائو- لین) آمده که به معنای بزرگ است. در این رویداد نامه فرمانروایان سمرقند، بخارا، کش و فاریاب را با این عنوان یاد کرده است. مورخان عرب آنان را عظماء الدهاقین نامیده‌اند که شامل بزرگان طبقه دهقان بودند که در نواحی مختلف با عنوان «اخشید و افشین و خدات» نیز آورده شده‌اند.<ref> آنا کاترینا سوید لمبتون، تداوم و تحول در تاریخ میانه ایران، ترجمه یعقوب آژند (تهران: نشر نی، 1372)</ref> در دوره اسلامی نیز بنامهای «دیواشنگ» دهقان سمرقند، «ویک» دهقان کش «وصول» دهقان دهستان نیز آمده است که احتمالاً نام محلی دهقانان این منطقه بوده است «فادوسفان» نیز برای دهقان نیشابور در تاریخ گردیزی و دهقان اصفهان به کار رفته است. در متون دوره اسلامی نیز دهقان به معنی ساسانی آن آورده شده است ابن اثیر در کتاب اللباب فی تهذیب الانساب خود دهقان را «به کسر دال و سکون‌ها و فتح قاف به معنی صاحب روستاها و شهرت جماعتی از خراسانیان و عراقی‌ها» می‌داند یاقوت حموی نیز دهقان را «صاحب ضیاع» می‌داند. در کتاب الخراج و صنعه الکتابه قدامه بن جعفر لزوم استفاده از دهقانان که رؤسای قری و مالکان بزرگ زمین بودند در جمع‌آوری مالیات دولت اسلامی آورده شده است کتاب مجمل التواریخ و القصص دهقان را «رئیسان و خداوند مشاع و املاک» می‌داند. رازی، نجم الدین. مرصاد العباد من المبداء الی المعاد. چاپ محمد امین ریاحی. تهران:انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵. محمدی ملایری، محمد. تاریخ و فرهنگ ایران. دل ایران شهر. تهران: انتشارات توس، ۱۳۷۵. سمعانی دهقانان را رؤسای قرا و اشرافیت زمیندار معرفی می‌کند. نجم الدین رازی در کتاب مرصاد العباد فصل ششم در بیان سلوک دهاقین و رؤسا و مزارعان، «دهقنت» و زارعت را بازرگانی با خدا و بهترین صنایع و مکاسب می‌داند و به دوران خویش آنان را سه طایفه بر می‌شمردند. طبقه اول دهقانان که مال و ملک دارند و مُزارعان و مزدوران برایشان کار می‌کنند. طایفه دوم رؤسا و مقدمان‌اند که مانند طایفه اولند اما کار رتق و فتق امور را دارند و به عدالت و دین رفتار می‌کنند. طایفه سوم مزارعان و مزدورانند که برای دهقانان کار می‌کنند. با این پیشینه معلوم می‌گردد که در ادوار اسلامی تا قرن پنجم نیز هنوز معنی واژه دهقان با دوره ساسانی چندان متفاوت نشده است اگر چه در طی روند حیات اجتماعی دهقانان مقاطع گوناگونی بوجود آمداما کلیت و موجودیت این طبقه همچنان به دوره اسلامی نیز تداوم داشت. دهقانان نسب به دوره اساطیر می‌رسانند. در کتب زرتشتی وکرت (ویگرد) برادر هوشنگ دهقان بوده است. بعضی دیگر از منابع منوچهر را بنیان‌گذار نظام دهقانی می‌دانند. «منوچهر نخستین کسی بود که دهقانی را پدید آورد و بر هر دهی دهگانی گماشت.» شاهانی چون کیومرث، هوشنگ، جمشید و منوچهر در اساطیر مجری یا مشوق زراعت و آبادانی بوده‌اند. مفهوم دهقان از دوره انوشیروان (۵۳۱-۵۷۹. م) تا قرن چهارم هجری مفهومی‌خاص و دارای شرایط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ویژه است. به طوری که نمی‌توان این مفهوم را با ادوار قبل و بعد از آن مقایسه و ترجمه کرد.<ref>دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی. ترجمه مرتضی ثاقب فر. تهران: نشر ققنوس، 1383.</ref> دهقانان اداره کنندگان املاک و به تعبیری مجریان سیاست رفاه محلی  بودند نقش کلیدی آنها در آبادانی وضع عمومی‌کشور و جبران کمبودهای مالی حکومت بسیار پر رنگ بود. از این رو یکی از عوامل مهم و دخیل در تحولات اواخر دوره ساسانی هستند. از محتوای مطالبی که از منابع به دست می‌آید می‌توان چند مرحله در طی این روند تبلور و تکامل طبقه دهقان ترسیم نمود.
۱) اولین دوره شامل نقش دهقانان در دوره ساسانی است که شامل دو مقطع عمده می‌شود که در اولین مقطع آن، بعد از سرکوب نهضت مزدکیان، خسرو انوشیروان موقعیت آنان را ارتقاء بخشید و از آنان رقیبی قدرتمند برای نجبا و ساختار پنهان ملوک طوایفی ساخت. این دوران تا کشته شدن خسرو پرویز ادامه داشته و طی آن دهقانان از هر لحاظ رشد و پیشرفت کردند. دومین مقطع، با هرج و مرج بعد از مرگ خسرو پرویز آغاز شده و در تمام دوران جابجایی تاج و تخت به دست مدعیان شاهی ادامه داشته است که در طی آن دهقانان به عنوان مجریان سیاست رفاه محلی در پی استفاده از شرایط موجود برای گسترش نفوذ و قدرت خود به تکاپو افتادند این دوران با سقوط ساسانیان و گسترش فتوح اسلامی به داخل خاک ایران به پایان می‌رسد.
۲) دومین دوره با گسترش فتوح اسلامی و سازش عمومی‌دهقانان با فاتحان آغاز شده<ref>قمی، حسین بن محمد. تاریخ قم. تصحیح جلال الدین تهرانی. تهران: توس، 1361</ref>و در ادامه به واسطه ضرورت نیاز فاتحان بوجود دهقانان برای اداره امور مالی و محلی به حفظ نفوذ و قدرت دهقانان می‌انجامد دهقانان در این دوره به واسطه عقد موالات با اشرافیت عرب مهاجر به ایران، وارد جامعه اسلامی شدند این دوران با شکل گیری خلافت اموی به پایان می‌رسد.<ref>بلاذری، احمدبن یحیی. فتوح البلدان. ترجمه آذرتاش آذرنوش، تهران: سروش، 1364.</ref><ref>تورج دریایی، سقوط ساسانیان، فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر پایان جهان. ترجمه منصوره اتحادیه و فرحناز امیرخانی. تهران: نشر تاریخ ایران. 1383.</ref>
۳) سومین دوره زمانی است که دهقانان ایران با خلافت اموی به تعامل می‌پردازند. دهقانان که در حکومت اموی به جز امورمالی و اداره املاک خود پیشرفتی نداشتند به تدریج با تحقیر، آزار و دهقان کشی‌های امویان روبرو شده و با وجود سیاست محافظه کاری و حفظ موقعیتشان، جذب نهضت سیاسی و فرهنگی ضد اموی شدند.
۴) چهارمین دوره از آغاز روند سقوط بنی امیه در خراسان شروع و تا تشکیل حکومتهای ترک نژاد در ایران تداوم دارد. این دوره شامل دو مقطع می‌شد یکی مقطعی است که دهقانان در سقوط بنی امیه و به قدرت رسیدن بنی عباس نقش داشته و تا دوره استیلای جناج ایرانی (مأمون) بر جناح عربی (امین) در خلافت ادامه دارد. دومین مقطع زمانی است که حکومت‌های مستقل ایرانی با اصل و تبار دهقانی در شرق ایران تشکیل شده تا تشکیل حکومت‌های ترک نژاد در ایران تداوم پیدا می‌کند که با تشکیل این حکومتها، شکل و ماهیت مالکیت به تدریج تغییر کرده، مالکیت زمین از دهقانان به روسای ایلات صاحب قدرت منتقل می‌شود از این دوران تا ورود قوم مغول روند افول و سقوط جایگاه دهقانان و واگذاری مناصبت و موقعیتشان به دیگر عناصر صاحب نفوذ ادامه می‌یابد ودر عرصه زبان فارسی معنا و مفهوم آن با زارع خرده پا و کشاورز یکی می‌شود. دهقانان این چهار مرحله، روند تحولات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی به عنوان صاحب منصبان محلی بوده که قسمتی به دوره ساسانیان و قسمتی به دوره اسلامی مربوط می‌شود.
دهقانان نواحی غربی– داخلی و شرقی ایران:<ref>کورش صالحی، نقش زمان و مکان در اثرپذیری دهقانان از فتوح اسلامی، مجله تاریخ ایران، زمستان 1388 شماره 5 (پیاپی 63/5(</ref> دهقانان از نظر جایگاه، شیوه زندگانی، چگونگی تعامل با فاتحان مسلمان، وجود سایر نیروهای سرنوشت ساز در مناطق مختلف، مهاجرت عربها به سرزمین‌های دهقان نشین و روند تغییرات و تحولات اساسی که در حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دهقانان دخالت داشته، تحت سه عنوان فوق قابل دسته‌بندی هستند. دهقانان نواحی غربی شامل دهقانان منطقه سواد و بین‌النهرین می‌شود که اشتراکات زیادی با عربهاداشتند. دهقانان نواحی داخلی ایران شامل دهقانان در «دل ایران شهر» می‌شوند. فارس، آذربایجان، جبال، همدان، قم، کاشان، ری، قومس اصفهان، قزوین و زنجان، در این قسمت جای می‌گیرند. دهقانان نواحی شرقی نیز شامل دهقانان منطقه خراسان بزرگ که سیستان و ماوراء النهر نیز جزئی از آن بودند می‌شود.<ref>چوکسی، جمشید گرشاسب. ستیز و سازش. ترجمه نادری میر سعیدی. تهران: نشر ققنوس، 1381</ref>
 
== افراد (نام‌های خانوادگی) ==