تفاوت میان نسخه‌های «شیدا (فیلم)»

برچسب: نیازمند بازبینی
برچسب: نیازمند بازبینی
 
فرهاد به زودی برای یافتن کار دچار مشکل می‌شود. او حاضر نیست از مجروحیتش در جنگ به عنوان امتیازی برای شغل‌یابی استفاده کند. از سویی خانواده همسرش برای مهاجرت به کانادا به او فشار می‌آورند. او با آن‌ها دچار اختلاف می‌شود. در همین حین، عوارض مجروحیتش عود می‌کند. فرهاد به طور تصادفی رضا امانی را می‌بیند و از او سراغ شیدا را می‌گیرد. رضا آدرس بیمارستان محل کار شیدا را می‌دهد و فرهاد به آنجا می‌رود اما جلوی در بیمارستان به دلیل عوارض مجروحیت بی‌هوش می‌شود.
 
در بیمارستان بیماری فرهاد را پیشرفته و کشنده تشخیص می‌دهند. او به سیما که برای ملاقاتش آمده توصیه می‌کند که به تنهایی به کانادا برود. او ازدواج‌شان را اشتباه می‌خواند و سیما با گریه بیمارستان را ترک می‌کند. فرهاد از مادرش می‌خواهد که پرستاری به نام فاطمی را پیدا کند. مادر قول می‌دهد از طریق دختر دوستش این موضوع را پیگیری کند. او نمی‌داند که دختر دوستش همان شیداست. شیدا که از فرهاد رنجیده‌است حاضر به دیدار او نیست. فرهاد چند صدای او را از دور می‌شنود ولی موفق به دیدارش نمی‌شود. سرانجام رضا امانی به خواهش فرهاد به نزد شیدا می‌رود و به او می‌گوید که ازدواج فرهاد اجباری بوده. امانی تاکید می‌کند که چیزی به پایان عمر فرهاد نمانده و خواهش می‌کند که شیدا به دیدار او برود.
کاربر گمنام