باز کردن منو اصلی

تغییرات

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ۴ سال پیش
ویرایش ساختگی برای تست
== خلاصه داستان ==
{{خطر لوث‌شدن}}
این کتاب دربارهٔ دلقکی به نام شنیر است که همسرش ماری او را ترک کرده و به همین دلیل دچار افسردگی شده و مرض‌های همیشگی‌اش، مالیخولیا و سردرد تشدید یافته. از این رو برای تسکین آلام خود به مشروب رو آورده‌است. به قول خودش «دلقکی که به مشروب روی بیاورد، زودتر از یک شیروانی ساز مست سقوط می‌کند». فقط دو چیز این دردها را تسکین می‌دهند.: مشروب و ماری. مشروب یک تسکین موقتیست ولی ماری نه. ولی او رفته.
 
او بعد از افتضاحی که در یکی از نمایش‌هایش به وجود می‌آورد و پایش را مصدوم می‌کند، به بن محل زندگی‌اش (که کمتر از دو سه هفته در سال در آن جاست) باز می‌گردد.