روش اصلاح یکپارچه: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
(ابرابزار)
[[Fileپرونده:CAS2.jpg|thumbبندانگشتی|]]
'''روش اصلاح یکپارچه''' ({{lang-en|Integrated Modification Methodology}}) یا IMM یک روش‌شناسی طراحی و الگوسازی مبنی بر فرآیندیفرایندی ویژه باهدف اصلی بهبود عملکرد انرژی شهری بواسطهٔ میان سان سازی وجرح وتعدیل عناصرسازا وبخش‌های لازم آن وبهینه سازی ساختار لیگاندهای آنها می‌باشد. ازاین منظر، شهر، بعنوان یک سیستم تطابق پذیر مرکبCAS درنظرگرفته شده‌است که منحصراً یک برافزودهٔ صِرف از مصرف کنندگان انرژی ناپیوسته وناهمبند نیست ومیزان مصرف کلی انرژی شهری از مجموع کل میزان مصرفی درساختمان‌ها متفاوت است. این شکاف قابل توجه میان میزان مصرف کلی انرژی شهری ومجموع تمامی مصرف کنندگان از چشم ساختارشناسی شهری وقالب شهریِ شهر پنهان مانده‌است. آی اِم اِمIMM روندی ترجیعی وچندگامهٔ بکارگرفته شده دراجزای شهری درراستای بهبود کارایی عملکردهای انرژی ومحیطیِ آنها، که اساساً همادین (وابسته به سازواره‌های همبسته)، چندلایه وچندمقیاسی است، می‌باشد. آی اِم اِمIMM درپی بررسی رابطهٔ میان ساختارشناسی شهری ومیزان مصرف انرژی ازراه تمرکز وتأکید بیشتر زیرسازگان‌هایی که باکاراکترها وترکیب فیزیکی ممایز می‌شوند، می‌باشد. دراین متدولوژی، شهر متشکل از تلفیق تعداد بیشماری از اجزای مرتبط به هم، طبقه‌بندی شده درلایه‌ها وزیرسازگان‌های مختلف که بواسطهٔ ترتیب ونظم داخلی وساختارلیگاندهایشان یک سازمان فیزیکی وموقتی مشخصی را بدست می‌دهند، می‌باشد. اجزاوترکیبات سی آ اِس CAS خودرا تطبیق می‌دهند تا به محدودیت‌ها وموانع تحمیلیِ جدید، بمنظوربهبود عملکرد کل سیستم واکنش نشان دهند. سی آ اِسCAS متشکل ازعناصر نامتجانس مرتبط به هم بطورمستقیم یاغیرمستقیم می‌باشدوعملکرد نهایی سیستم از همهٔ عناصر بعنوان یک کل، ناشی می‌شود. این روندتطبیق درون یا بر بخش‌های یک زیرسازگان مجزا موسوم به تطبیق افقی؛ وبین زیرسازگان‌های مختلف موسوم به تطبیق عمودی، بعبارت دیگر، تطبیق بخش هاواجزای موجوددر یک زیرسازگان، یاتطبیق افقی، بعنوان واکنشی به شرایط تحمیلی وموانع جدید، عملکرد زیرسازگان راتغییر می‌دهد ونیز دلیل دگرش کل سیستم درطول زمان می‌باشد، اتفاق می‌افتد.
 
یک سیستم مرکب تطابق پذیرCAS متشکل از چهار یا بیشتر زیرسازگان یا سیستم فرعی می‌باشد. بنظر می‌رسد که این فوق وضعیتی از نتایج وتأثیرات حالات در زیرسازگان‌ها باشد. منطبق سازی فرآیندیفرایندی است از ادغام دو یاچند زیرسازگان. هرگاه زیرسازگان‌ها دچار برهم‌کنش و تأثیرات نتقابل شوند، وضعیت آنها دیگربصورت مستقل وخودایستا نخواهدبود.
 
== تاریخچه ==
بیش ازنیمی از انتشار [[گازهای گلخانه‌ای]] درشهرها وتوسط شهرها اتفاق می‌افتد. بیشترین میزان جمعیت درشهرها زندگی وکار می‌کنند جائیکه حدودهشتاد درصد انرژی صرف می‌شود. حرکت پیش روندهٔ رشدجمعیت به مقیاس چشمگیری رسیده وموجب طرح یک سری سؤالات درباب پایداری کلی اکوسیستم شده‌است. درحقیقت، این روندمهارنشده که ممکن است منجربه جمعیت جهانی حقیقی به ۹۸ بیلیون نفر تاسال ۲۰۵۰ و۲/۱۳ بیلیون نفرتا سال ۲۰۸۰ شود، یک توالی شهری است که بطورمستقیم یاغیرمستقیم بردیگرپدیده‌ها تأثیر می‌گذارد؛ نظیر:
* رشدشهرنشینی
* [[جنگل زدایی]] همراه با کمبود زیستگاه‌های [[حیات وحش]] علاوه بردیگرمنابع طبیعی
* گسترش فزایندهٔ اشغال وتصرف زمین بمنظور اهداف کشاورزی وساخت اقامت گاه‌ها
* افزایش انتشار [[دی اکسیدکربن]] * پسرفت کیفیت آب، زمین وهوا
دراین سناریو واضح است که چگونه نواحی شهری علاوه برطراحی شهری شان، نقش بسزایی در تعریف وتعیین استراتژی بلندمدت جهت [[توسعهٔ پایدار،پایدار]]، علیرغمعلی‌رغم دیگر راه حلهای موقتی وناپایدار ایفا می‌کنند. بابررسی وتجدیدنظر موقعیت ومکانی که درآن شهرها می‌بایست طراحی وبناشوند می‌توان میزان انتشار دی اکسیدکربن ومیزان تقاضای انرژی را کاهش داد. درحقیقت هدف غایی متدولوژی ما تعیین وشناسایی اصول وابزارهای مناسب ومفید درراستای ساماندهی وهدایت روندشهرنشینی جهانیِ روبه افزایش به سمت مدل ونمونه‌های بلندمدت پایدارتر که مشخصهٔ اصلی آنها عملکردبهتر انرژی ومتعاقباً ترازمندی وتوازن بهتر موجودبین منابع قابل دسترس ومیزان مصرف موردنیاز قابل حصول است، می‌باشد. طبق گزارش جالب [[مدیریت اطلاعات]] انرژی ایالات متحده(US EIA) با افزایش میزان مصرف انرژی جهانی از۴۷۲ کوادریلیون [[بی تی یو]] (معیارسنجش
* پسرفت کیفیت آب، زمین وهوا
حرارت) درسال ۲۰۰۶، درسال ۲۰۱۵ به ۵۵۲ کادریلیون [[بی تی]] یو و۶۷۸ کوادریلیون بی تی یو درسال ۲۰۳۰ می‌رسد که دربردارندهٔ افزایش کلی ۴۴ درصدی در طول دورهٔ پیش بینی شده می‌باشد. همچنین درتمام ایالت‌های عضو ای یوEU، مصرف داخلی ودرون مرزی ناخالص انرژی اولیه درطول دوره ازسال ۱۹۹۹ تاسال ۲۰۰۹ بجز ممالک متحدهٔ بریتانیا (انگلیس، اسکاتلندوایرلند شمالی) افزایش یافته است(٪۱/۱۰-).
دراین سناریو واضح است که چگونه نواحی شهری علاوه برطراحی شهری شان، نقش بسزایی در تعریف وتعیین استراتژی بلندمدت جهت توسعهٔ پایدار، علیرغم دیگر راه حلهای موقتی وناپایدار ایفا می‌کنند. بابررسی وتجدیدنظر موقعیت ومکانی که درآن شهرها می‌بایست طراحی وبناشوند می‌توان میزان انتشار دی اکسیدکربن ومیزان تقاضای انرژی را کاهش داد. درحقیقت هدف غایی متدولوژی ما تعیین وشناسایی اصول وابزارهای مناسب ومفید درراستای ساماندهی وهدایت روندشهرنشینی جهانیِ روبه افزایش به سمت مدل ونمونه‌های بلندمدت پایدارتر که مشخصهٔ اصلی آنها عملکردبهتر انرژی ومتعاقباً ترازمندی وتوازن بهتر موجودبین منابع قابل دسترس ومیزان مصرف موردنیاز قابل حصول است، می‌باشد. طبق گزارش جالب مدیریت اطلاعات انرژی ایالات متحده(US EIA) با افزایش میزان مصرف انرژی جهانی از۴۷۲ کوادریلیون بی تی یو (معیارسنجش
علاوه براین، گزارش [[بانک جهانی]] نشان می‌دهد که الگوهای مدرن رشد شهری به صورت فزاینده از لحاظ زمین و مکانی فشرده هستند. «میانگین تراکمات شهری (یعنی، تعداد ساکنین به ازای هر [[کیلومتر مربع]] در ناحیهٔ پر از ساختمان)، در طول دو قرن اخیر در حال کاهش بوده‌است همان‌طور که بهبود ترابری و [[حمل و نقل]] ادامه می‌یابد، روند استفاده از زمین در شهرها روز به روز به ازای هر فرد در حال افزایش است. نواحی ساختمانی در شهرها با جمعیت یک میلیون نفر یا بیشتر اکنون کلاً حدود km۲ ۴۰۰۰۰۰ را اشغال می‌کند که نیمی از آن در جهان در حال رشد و توسعه‌است. شهرها در [[کشورهای در حال توسعه]] دارای جمعیت بیشتری هستند اما به ازایامابازای هر نفر یا شهروند فضای کمتری را اشغال می‌کنند. در [[کشورهای صنعتی]] و کشورهای در حال توسعه میانگین تراکم شهرها به سرعت در حال کاهش بوده‌است؛ در یک رتبه بندی سالانه ۷/۱ درصد در طول دههٔ اخیر در کشورهای در حال توسعه و ۲/۲ درصد در کشورهای صنعتی». تأثیرات فرم و قالب شهری بر عملکردهای انرژی در شهر، علاوه بر میزان مواد آلایندهٔ منتشر شده، در پژوهشها و تحقیقات مختلف نشان داده شده‌است. بخش مهمی از مطالعات صورت گرفته بیانگر تشابه کاهش میزان تراکم مسکونی، با افزایش مداوم وپیوسته درمیزان نیاز به انرژی می‌باشد. دراین سناریو، واضح است که چگونه نواحی شهری علاوه برطراحی شهری نقش بسزایی در تعریف وتعیین استراتژی بلندمدت جهت توسعهٔ پایدار، علیرغمعلی‌رغم دیگر راه حلهای موقتی وناپایدار ایفا می‌کنند. «اگرچه شهرها مظهر آسیب‌های محیطی، یعنی افزایش انتشارآلودگی‌های مربوط به حمل ونقل، مصرف انرژی ودیگر عوامل، هستند، ساست گذاران ونظریه پردازان وکارشناسان بطور فزاینده ارزش بالقوهٔ شهرها بمنظور پایداری بلندمدت را تشخیص می‌دهند. با این همه، بیشترین میزان انرژی درشهرها صرف می‌شود؛ بنابراین، پایداری یک مبحث شهری است.» متعاقباً نیازوتقاضاهای جدید وسؤالات بنیادی واساسی که درآن‌ها می‌بایست به مسائل شهری پرداخته شود، مطرح می‌شوند. نظیر: شهرچگونه می‌تواند درپایداری شهری بطورکلی تأثیرگذارباشد؟ آیا [[طراحی شهری]] می‌تواند بایک رویکردمناسب درخصوص کاهش شرایط جوی واقلیمی وکاهش میزان انتشاروپخش آلودگی (گازها وموادآلاینده) مؤثرباشد؟ آیا فرم وقالب شهری با این مباحث وموضوعات همبستگی دارد؟ ودرپایان، چگونه می‌توان ترانسفورماسیون ودگردیسی شهری را بمنظور نیل به یک فرم شهری پایدار اجراکرد؟ واز این گذشته، چگونه یک شهر می‌تواند هم [[وضعیت رقابتی،رقابتی]]، توسعه و هم سرپرستی اکولوژیکی وزیست محیطی را مورد ملاحظه قراردهد؟
حرارت) درسال ۲۰۰۶، درسال ۲۰۱۵ به ۵۵۲ کادریلیون بی تی یو و۶۷۸ کوادریلیون بی تی یو درسال ۲۰۳۰ می‌رسد که دربردارندهٔ افزایش کلی ۴۴ درصدی در طول دورهٔ پیش بینی شده می‌باشد. همچنین درتمام ایالت‌های عضو ای یوEU، مصرف داخلی ودرون مرزی ناخالص انرژی اولیه درطول دوره ازسال ۱۹۹۹ تاسال ۲۰۰۹ بجز ممالک متحدهٔ بریتانیا (انگلیس، اسکاتلندوایرلند شمالی) افزایش یافته است(٪۱/۱۰-).
علاوه براین، گزارش بانک جهانی نشان می‌دهد که الگوهای مدرن رشد شهری به صورت فزاینده از لحاظ زمین و مکانی فشرده هستند. «میانگین تراکمات شهری (یعنی، تعداد ساکنین به ازای هر کیلومتر مربع در ناحیهٔ پر از ساختمان)، در طول دو قرن اخیر در حال کاهش بوده‌است همان‌طور که بهبود ترابری و حمل و نقل ادامه می‌یابد، روند استفاده از زمین در شهرها روز به روز به ازای هر فرد در حال افزایش است. نواحی ساختمانی در شهرها با جمعیت یک میلیون نفر یا بیشتر اکنون کلاً حدود km۲ ۴۰۰۰۰۰ را اشغال می‌کند که نیمی از آن در جهان در حال رشد و توسعه‌است. شهرها در کشورهای در حال توسعه دارای جمعیت بیشتری هستند اما به ازای هر نفر یا شهروند فضای کمتری را اشغال می‌کنند. در کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه میانگین تراکم شهرها به سرعت در حال کاهش بوده‌است؛ در یک رتبه بندی سالانه ۷/۱ درصد در طول دههٔ اخیر در کشورهای در حال توسعه و ۲/۲ درصد در کشورهای صنعتی». تأثیرات فرم و قالب شهری بر عملکردهای انرژی در شهر، علاوه بر میزان مواد آلایندهٔ منتشر شده، در پژوهشها و تحقیقات مختلف نشان داده شده‌است. بخش مهمی از مطالعات صورت گرفته بیانگر تشابه کاهش میزان تراکم مسکونی، با افزایش مداوم وپیوسته درمیزان نیاز به انرژی می‌باشد. دراین سناریو، واضح است که چگونه نواحی شهری علاوه برطراحی شهری نقش بسزایی در تعریف وتعیین استراتژی بلندمدت جهت توسعهٔ پایدار، علیرغم دیگر راه حلهای موقتی وناپایدار ایفا می‌کنند. «اگرچه شهرها مظهر آسیب‌های محیطی، یعنی افزایش انتشارآلودگی‌های مربوط به حمل ونقل، مصرف انرژی ودیگر عوامل، هستند، ساست گذاران ونظریه پردازان وکارشناسان بطور فزاینده ارزش بالقوهٔ شهرها بمنظور پایداری بلندمدت را تشخیص می‌دهند. با این همه، بیشترین میزان انرژی درشهرها صرف می‌شود؛ بنابراین، پایداری یک مبحث شهری است.» متعاقباً نیازوتقاضاهای جدید وسؤالات بنیادی واساسی که درآن‌ها می‌بایست به مسائل شهری پرداخته شود، مطرح می‌شوند. نظیر: شهرچگونه می‌تواند درپایداری شهری بطورکلی تأثیرگذارباشد؟ آیا طراحی شهری می‌تواند بایک رویکردمناسب درخصوص کاهش شرایط جوی واقلیمی وکاهش میزان انتشاروپخش آلودگی (گازها وموادآلاینده) مؤثرباشد؟ آیا فرم وقالب شهری با این مباحث وموضوعات همبستگی دارد؟ ودرپایان، چگونه می‌توان ترانسفورماسیون ودگردیسی شهری را بمنظور نیل به یک فرم شهری پایدار اجراکرد؟ واز این گذشته، چگونه یک شهر می‌تواند هم وضعیت رقابتی، توسعه و هم سرپرستی اکولوژیکی وزیست محیطی را مورد ملاحظه قراردهد؟
تئوری آی ام امIMM شهر رابعنوان یک سیستم پیچیدهٔ تطابق پذیر درنظر می‌گیرد. وانگهی خطوط کلی از روابط بین ساختارشناسی شهری ومیزان مصرف انرژی را ترسیم می‌کندوبرخی اصول طراحی پایه وبنیادی جدیدی را درراستای دگردیسی ارزیابی و سنجش شهری علاوه برطراحی محله‌های پایداروجدید بعنوان بخش لاینفک شهررابدست می‌دهد. ساختارشناسی نقش بسزایی در خط مشی ذخیره‌سازی انرژی بازده وراندمان شهری، زیست پذیری وبطورکلی، محیط ه‌های شهری پایدارجهت کسب موفقیت ایفا می‌کند. لازم است که اصول جدید ومتدولوژی‌های طراحی شهری جدیدی اتخاذ کرد. یکی از مهم‌ترین اهداف این پژوهش یافتن متدولوژی‌های جدیدی است که بتوان به کمک آنها به شکل گیری ودرک بهتر عملکردها، سنجش وارزیابی‌های مختلف شهری، وسپس جهت کاربست اصول طراحی جدید بمنظوربهبود عملکرد سیستم؛ بواسطهٔ یک رویکرد همادین وچندزمینه‌ای، نائل آمد. یک سیستم مرکب، بطورخلاصه دریک کلمه، ترتیب واقتباسی از عناصر نامتجانس بهم پیوسته‌است که نشانگریک یاچندعملکرد می‌باشد ونتیجهٔ نهایی کل سیستم تماماً متفاوت ازهرعملکرد هربخشِ لازمِ مجزا می‌باشد.
 
== تئوری ==
قانون گروهی سیستم مرکب تطابق پذیر:قوانین بسیاری وجود دارد که عوامل وسازه‌ها وسیستم را بهم پیوند می‌زنند؛ درحالی که هرسازنده یا عامل منافع خودرا دنبال می‌کند رابطهٔ بین سازه‌ها بواسطهٔ این هنجارها تعریف می‌شود. بخش‌ها همواره وظایف، رفتارها وعملکردهایشان راتطبیق وتغییر می‌دهندتا تحت لوای این قوانین بنیادین باقی بمانند. همهٔ اینها موسوم به قوانین گروهی می‌باشند ومحصول نهایی سیستم ازطریق این روابط و فعل وانفعالات ناشی می‌شوند.
همان‌طور که دربالا اشاره شد آی ام امIMM یک طرح متدولوژی با هدف بهبود عملکرد سی آ اِس CAS می‌باشد؛ ویژگی‌های اصلی آی ام امIMM مبنی برسه رویکرد بنیادین می‌باشد؛ همادین، چندلایه‌ای وچند مقیاسی. سیستم تطابق پذیر مرکب متشکل از عناصر متجانس مرتبط بهم بطور مستقیم یاغیرمستقیم می‌باشد وعملکرد نهایی سیستم بطورکلی ناشی از ترکیب همهٔ عناصر می‌باشد. این سازگاری وتطبیق پذیری، در یا بر بخش‌های یک زیرسازگان واحد ومجزا، ازین پس موسوم به تطبیق افقی، وبین زیرسازگان‌های مختلف، ازین پس موسوم به تطبیق عمودی اتفاق می‌افتد. بعبارتی دیگر، تطبیق پذیری اجزاء وبخش‌های موجود دریک زیرسازگان یا تطبیق افقی، بعنوان پاسخ وواکنشی به شرایط تحمیلی وموانع جدید عملکرد زیرسازگان رادچار تحول می‌کند، که علت دگردیسی کل سیستم درطول زمان خواهدبود. عملکردهای کل سیستم مرکب با بکار گیری کنش و اعمال تطابق پذیر سی آ اس CAS، هم افقی و هم عمودی را می‌توان شدت بخشید. کل سیستم مرکب با کنش و اعمال تطابق پدیر هم زیست بین عناصر و زیر سازگانها به واسطه جرح و تعدیل و ترکیب در طول زمان تغییرشکل خواهد داد. با ارتقاء عملکرد یک زیرسازگان به کمک [[تغییر شکل]] و دگرش یک زیرسازگان دیگر، می‌توان یک ابطه گروهی و مشترک که در نهایت منجر به تغییر شکل و دگرش کل سیستم مرکب به مطلوبترین شیوه را ایجاد کرد. جهت تکرار مطلب، جرح و تعدیل، که اجزاء و بخشهای یک لایه یه منظور بهبود عملکرد لایه‌های مربوط به خود کامل و بهینه‌سازی شده باشد. از طرف دیگر، عمل ترکیب وادغام یک رابطهٔ هم زیست بین لایه‌های مختلف درراستای عملکردبهتراست، که درنهایت منجربه بهبود عملکردکل سیستم خواهدشد. طبق این امرکه آی ام امIMM درپی بررسی روابط بین ساختارشناسی شهری ومیزان مصرف انرژی است، تئوری مذکور بیشتر بر «زیرسازگان‌هایی» که مشخصهٔ اصلی آنها ترتیب سازه‌ای وکاراکترهای فیزیکی است، تأکید می‌کند.
 
زیر سازگان شهری.
زیرسازگان‌ها (لایه‌ها) واجزای تشکیل دهندهٔ سی آ اِسCAS که برساختارشناسی شهری اثر می‌گذاردند: لایهٔ ظرفیت وگنجایش؛ لایهٔ فضای خالی؛ لایهٔ کنشی وکارکردی؛ لایهٔ ترابری وحمل ونقل
* حجم وتراکم شهری (لایهٔ تودهٔ ساخته شده)
* [[فضاهای خالی]] شهری (فضاهای باز، خیابان‌ها وغیره)
* کنشی یا کارکردی (لایهٔ استعمال وکاربرد زمین)
* لایهٔ ترابری وحمل ونقل
== فرایند مرحله‌ای ==
مراحل مختلف آی ام امIMM
متدولوژی آی ام امIMM به یک فرآیندچندمرحله‌ایفرایندچندمرحله‌ای متشکل از چهارمرحلهٔ کاملاًمنسجم ونظام یافته اما متفاوت ازهم بستگی دارد؛ که به ترتیب عبارتنداز:
* مرحله ی۱:تحقیق وبررسی/تجزیه وتحلیل
* مرحله ی۲:تفسیروتوضیح/فرضیه
 
=== مرحلهٔ ۱. تحقیق وبررسی/تجزیه وتحلیل ===
این مرحله پیکره بندی حقیقی سیستم شهری سی آ اِسCAS دریک حالت موقتی وتأثیرات مداوم وطولانی مدت فرآین تغییرشکل ودگرش راموردبررسی قرار می‌دهد. این مرحله به بررسی وژوهش رابطهٔ بین ساختارشناسی شهری ومیزان مصرف انرژی در سی آ اِسCAS، شامل زیرسازگان‌های خاص خود وهمبستگی وارتباط بین آنها با قابلیت تأثیرگذاری برفرم وقالب شهری علاوه بر میزان مصرف انرژی، اختصاص دارد. درحقیقت درک پیکره بندیِ زیرسازگان‌های دست اند کار وارتباط آنها نقش بسزایی در نتیجهٔ نهایی آی ام امIMM ایفا می‌کند. ازاین گذشته، ساختارکنونی سیستم را می‌توان تنها بعنوان یک پیکره بندی موقت تولید شده بوسیلهٔ فرآیندپیشینفرایندپیشین ادغام دو یاچندزیرسازگان بنام فرایند منطبق سازی درنظرگرفت. هرگاه که زیرسازگان‌ها [[برهم کنش]] داشته باند یادچارفعل وانفعال وتأثیرمتقابل شوند، وضعیت آنها دیگر مستقل نخواهد بود وبسته به شرایطی نظیر:کالیزور (کنش یار) یا واکنا (کنش واکنشی؛ یعنی مادهٔ شرکت کننده در فعل وانفعالات شیمیایی)، شروع بکار می‌کنند. درخلال مرحلهٔ تحقیق وبررسی طراح، پردازهٔ ازهم بازکردن اجزای سی آ اِسCAS (تحقیق وزمینه یابی افقی) را به اجزاء اصلی فیزیکی تشکیل دهنده ویا زیرسازگان‌ها نظیر فضاهای خالی، حجم وتراکم (فضاهای ساخته شده)، کارکردها وحمل ونقل را راه‌اندازی می‌کند. هرزیرسازگان درآغاز بدون کمک دیگری جهت توصیف ساختار وویژگیهای منحصر به خود به ترتیب از نقطه نظر سازه شناسی، [[گونه شناسی]] و فن شناسی توصیف خواهد شد.
 
پردازهٔ از هم بازکردن (اوراق کردن) سیستم سی آ اِس CAS
 
=== مرحلهٔ ۲. تفسیروتوضیح/فرضیه ===
دومین وهلهٔ فرآیندآیفرایندآی ام امIMM بنام تفسیروتوضیح/فرضیه بین مراحل تحقیق وبررسی وطراحی است والزاماً اختصاص دارد به پایه ریزی یک فرض/فرضیه، نظیر: شیوهٔ ممکن جهت جرح وتعدیل ساختاریِ سیستم سی آ اِسCAS بمنظور بهبود کیفیت وعملکرد انرژی درآن. تأمل برچگونگی اجرای اهداف اولیه وبطورهمزمان نیل به هدف نهایی از طریق جرح وتعدیل محلی وترکیب وادغام اجزاءتشکیل دهندهٔ سیستم ضروری است؛ بنابراین تأثیر جرح وتعدیل محلی (برلایه‌های منتخب) نقش مهمی رادر عملکرد کل سیستم ایفا می‌کند وپیکره بندی جهانی سی آ اِسCAS نهایی را تغییر می‌دهد.
 
ارزیابی عملکرد سیستم موجود با تجزیه وتحلیل اجزاء تشکیل دهندهٔ سیستم دررابطه با گروه‌های اصلی. دراین مرحله، لایهٔ کژکنشی (درست کارنکردن) ناشی از تغییرشکل ودگرش کاتالیز خواهدبود. دراین نمونه، لایهٔ فضای خالی بعنوان کاتالیز نشان داده شده است؛ از این رو، منحصراً نمونه‌ای است که می‌تواند مصداق هرکدام از لایه‌ها باشد. بعبارت دیگر، پس از مرحلهٔ تحقیق وبررسی، فرآیندآیفرایندآی ام امIMM، ارائه شده وبا یک ایده (فرض) درخصوص جرح وتعدیل محلی احتمالی درزیرسازگان (لایه) انتخاب شده وگروه اصلی که امکان اِعمال تعدیل ودگرش کل سیستم بطورکلی را فراهم می‌آورد، به نتیجه می‌رسد. انتخاب یک زیرسازگان (لایه) ویک لیگاند (گروه اصلی) بعنوان اولین محرک تعدیل ودگرش، هدف اصلی این مرحله بواسطهٔ تخصیص وتفویض به ترتیب به زیرسازگان (لایه) وبه لیگاند برگزیده شده (گروه اصلی) نقش کاتالیز و پردازه یاکارکردِ واکنا (کنش واکنشی) می‌باشد. پیامدهای اصلی این مرحله عبارتنداز:
* انتخاب کاتالیزهای افقی وعمودی بعنوان فرض مبنی بر دانش کسب شده از طریق مرحلهٔ قبل مختص به توضیح وتشریح پیکره بندی سی آ اِسCAS علاوه بر کنش وعملکرد آن
* نقش کالیزور یا واکنا (کنش واکنشی) به ترتیب درهرزیرسازگان
 
==== انتخاب کالیزور ====
سیستم سی آ اِسCAS متشکل از [[سلسله مراتب]] سطوح چندگانهٔ یک سازمان می‌باشد. بادرنظرگیری اینکه درهر مقیاس مشخص، سیستم درحقیقت یک زیرسازگان می‌باشد، تأثیرات سنجه‌ای از اهمیت بسزایی در پویایی سیستم سی آ اِسCAS برخورداراست. دراین میان، کالیزورهای منتخب نقش چشمگیری درآی ام امIMM ایفا می‌کنند. از انتخاب یک لایه بعنوان کاتالیزگر افقی و یک گروه اصلی بعنوان یک کاتالیزگر عمودی، واکنش سیستم همراه با جلوراندن جرح وتعدیل محلی وموضعی وایجاد تغییرودگرش در سیستم آغاز می‌شود. واضح است کع انتخاب کالیزورها بستگی به مرحلهٔ تحقیق وبررسی دارد.انتخاب کاتالیزگرها بعنوان اولین محرک تغییرشکل ودگرش هدف اصلی این مرحله با تعیین زیرسازگان منتخب وگروه اصلی نقش کاتالیزور وبه دیگر واکنا (کنش واکنشی)ها می‌باشد.
 
==== نقش دی اُ پیDOP (اصل سازمانی طراحی) ====
دراین مرحلهٔ دوم دی اُ پیDOP نقش مهمی را ایفا می‌کند. این ابزارها جهت تنظیم ساختار سی آ اِسCAS وعملکردآن کاربرد دارند. بکارگیری دی اُ پیDOP یک گام بنیادین درفرآینددرفرایند مرحله‌ای آی ام امIMM وشیوه‌ای جهت هدایت ومعطوف سازی فرآیندجرحفرایندجرح وتعدیلCAS به یک فرم وقالب کارآمد وپایدارتر می‌باشد. واقعاً همه‌است که بخاطر بیاوریم که ۱۲ دی اُ پیDOP با ۱۲ شاخص یا شناسگر که قبلاً استفاده شده‌اند جهت برآورد وارزیابی عملکرد حقیقی انرژی در سی آ اِسCAS (جمع‌آوری داده‌ها گام اول) علاوه برفرآیندبرفرایند بازجورسازی در سی آ اِسCAS (گام ۴، مقیاس سنجه‌ای دوم) با یکدیگر مرتبط هستند. نقش وتأثیردی اُ پیDOP برفرآیندبرفرایند طراحی بمنظور درنظرگیری وتوجه به پیامدهای مرحلهٔ تحقیق وبررسی/تجزیه وتحلیل حائز اهمیت است. بعنوان بازیگر اصلی درمرحلهٔ طرح ریزی و [[صورت بندی]] به آنها مانند دستورات یا رهنمودهای فعال عمل می‌کنند واگر ترکیب شوند، آنها کنشی ترکیبی وادغام شده را درجهت نیل به نتیجهٔ نهایی درپی خواهند داشت. دی اُ پی DOPها به ترتیب عبارتنداز:
* ترازمندی ومتعادل سازی بهره‌وری از زمین (خاک)
* ترویج تولید انرژی محلی؛ ساختمان بعنوان اجزاء ترکیبی در سیستم انرژی
* ترویج فضاهای چندکاربردی
* ایجاد زیست چندگونی بعنوان بخشی از زندگی شهری
* ایجاد سیستم فضاهای باز مرتبط به هم وفعال سازی [[سوخت وساز]] شهری
* ترازمندی ومتعادل سازی پتانسیل حمل ونقل عمومی
* ترویج [[دوچرخه سواری]] وتقویت حمل ونقل عمومی
* تغییر مفهوم چندخصوصیتی به میان خصوصیتی
* تبدیل شهر به مرکز تولید تهیهٔ غذا
 
=== مرحلهٔ ۳. جرح وتعدیل/ تغییرودگرش (مداخله وطراحی) ===
مرحلهٔ سوم درآی ام امIMM یک مرحلهٔ خاص ازطراحی است که شامل اف ال اسFLS می‌شود ودریک رویکرد چندرشته‌ای و چندلایه‌ای کاربرد دارد. بواسطهٔ یک محرک (کالیزور) یک جرح وتعدیل محلی وموضعی (جرح وتعدیل افقی) حاکی از نقطهٔ شروع [[واکنش زنجیره‌ای]] (جرح وتعدیل افقی وعمودی) بسوی تغییرشکل ودگرش همه جانبهٔ سی آ اِسCAS می‌باشد؛ بنابراین حقیقت که سی آ اِسCAS متشکل از چهار زیرسازگان است، ما شرایط و وضعیت آن را بعنوان فوق وضعیتی از نتایج (محصولات) درحالات زیرسازگان‌ها درنظر می‌گیریم. پیامدهای اصلی این مرحله عبارتنداز:
* طراحی /پروژهٔ لایهٔ کاتالیزورهای منتخب، وگروه اصلی بمنظور نیل به جرح وتعدیل
محلی
 
==== بهینه‌سازی سی آ اِس CAS جدید (گام۴ب) ====
آخرین مرحله از گروه‌های اصلی جهت نیل به بهینه‌سازی قاطع وپایان [[بخش سی]] آ اِسCAS ناشی می‌شود. البته این تغییر محلی وفرعی دوباره برساختار عملکرد سی آ اِسCAS با تغییردادن آن از لحاظ ساختارشناسی درزمان دیگری تأثیر می‌گذارد. پیامدهایی این فرایند بهینه‌سازی سی آ اِس CAS هنوز موقتی است.
 
==== شاخص‌های جهانی ====
علیرغم فرآیندهایفرایندهای سنجه‌ای پیشین، که عملکردهای سیستم راقبل وبعداز فرایند طراحی مورد ارزیابی قرار می‌دهند، شاخص‌های جهانی ابزارهایی هستندجهت مقایسه بین عملکرد یک شهر وشهرهای دیگر.
 
== منابع ==
 
[[رده:توسعه پایدار]]
[[رده:طراحی محیطی پایدار]]
[[رده:طراحی شهری پایدار]]
[[رده:معماری پایدار]]
[[رده:ساختمان‌های پایدار]]
[[رده:رشته‌های دانشگاهی]]
[[رده:ساختمان‌های پایدار]]
[[رده:معماری پایدار]]
[[رده:طراحی شهری پایدار]]
[[رده:طراحی محیطی پایدار]]
[[رده:ویکی‌سازی رباتیک]]