تفاوت میان نسخه‌های «رضا براهنی»

جز
اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام، اصلاح سجاوندی، اصلاح املا
برچسب: نیازمند بازبینی
جز (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام، اصلاح سجاوندی، اصلاح املا)
| زمینه فعالیت =
| ملیت = ایرانی
| تاریخ تولد = [[۲۱ آذر]] [[۱۳۱۴]]
| محل تولد = [[تبریز]]
| والدین =
| تاریخ مرگ =
در ۲۲ سالگی از [[دانشگاه تبریز]] لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت، سپس به [[ترکیه]] رفت و پس از دریافت درجه دکتری در رشته خود به [[ایران]] بازگشت و در [[دانشگاه]] به تدریس مشغول شد.
 
وی هم چنین تا زمان حضور در ایران او چند دوره کارگاه نقد، شعر و قصه نویسی برگزار کرد که از مشهورترین شاگردان او در آن کارگاه‌ها می‌توان به [[شیوا ارسطویی]]، [[هوشیار انصاری فر]]، [[شمس آقاجانی]]، [[روزبه حسینی]]، [[عباس حبیبی بدرآبادی]]، [[مهسا محبعلی]]، [[سید علیرضا میرعلینقی]]، [[فرخنده حاجی زاده]]، [[ناهید توسلی]]، [[ایرنا محی‌الدین‌بناب]]، [[رویارؤیا تفتی]]، [[رزا جمالی]]، [[احمد نادعلی]]، [[رضا شمسی]]، [[علی ربیعی وزیری]]، [[پیمان سلطانی]] و... اشاره کرد که باعث شکل گیری یک جریان در دهه هفتاد شمسی شدند.
 
در سال ۱۳۵۱ خورشیدی به [[آمریکا]] رفت و شروع به تدریس کرد. <!-- یک سال بعد که به [[ایران]] آمد دستگیر و زندانی شد{{Citation needed}}. --> در سال ۱۳۵۳ خورشیدی، بار دیگر به [[آمریکا]] رفت در سال ۱۳۵۶ جایزه بهترین [[روزنامه نگار]] [[حقوق انسانی]] را گرفت.<ref>روزنامه اعتماد، شماره ۱۵۰۵، صفحه ۱۱، سال چاپ ۱۳۸۶</ref>
== حمایت از انقلاب ==
او که از نویسندگان چپ‌گرا بود، در مقاله‌ای برای حمایت از انقلاب در روزنامه [[اطلاعات (روزنامه)|اطلاعات]] نوشت:
{{گفتاورد|علمای عالی‌قدر اسلام که به رغم برچسب‌های بی‌شرمانه و دروغ‌ها و افتراافتراء و تهمت و بهتان سرمایه‌داری و متحد پلیدش صهیونیسم، صدای آزادی‌خواهی در سراسر ایران در داده‌اند، مردمان سراسر گیتی را یک‌سره متحیر و مبهوت کرده‌اند. امپریالیسم و صهیونیسم با تلاش‌های مذبوحانه خود می‌کوشند مبارزات ملت ایران را مردمی ارتجاعی و قرون وسطایی جلوه دهند و با مخدوش کردن چهره انقلاب ایران زمینه را برای کودتا آماده سازند. مردم ایران! این نقشه را نقش بر آب کنید. |رضا براهنی| روزنامه اطلاعات دوشنبه دوم بهمن ۱۳۵۷ برابر بیست و دوم ژانویه ۱۹۷۹}}
 
== برچسب پان ترکیسم و تجزیه طلبی ==
رضا براهنی در مصاحبه با شماره هفده ماهنامه تجربه (آذر نود یک)، خود را پانترک یا پان ایرانیست ندانسته و هر دوی آنها را مهمل دانست .<ref>ماهنامه تجربه، شماره هفده، آذر، سال چاپ 1391</ref>.
 
در ادامه در پاسخ به سوالسؤال علیرضا غلامی دربارهدربارهٔ اینکه برخی او را قایل به تجزیه ایران میدانند، گفت:
 
من از ايناین غلط‌غلط‌ها ها نميکنمنمی‌کنم. اگر کسيکسی بخواهد به ايرانایران حمله کند، من چون سربازی هم رفته‌ام، اوليناولین کسيکسی خواهم بود که به آنجا مي‌آيممی‌آیم و تفنگ دست مي‌گيرممی‌گیرم و از مرزهايمرزهای ايرانایران دفاع مي‌کنممی‌کنم. مي‌دانيدمی‌دانید اشخاصياشخاصی که سر زبان‌ها هستند ايناین نوع مشکل‌ها را با جامعه‌جامعه خودشان دارند. هر کسيکسی مي‌خواهدمی‌خواهد سوراخ دعايیدعایی پيداپیدا کند و از آنجا آدم را دراز کند. من بيشبیش از هر کس ديگریدیگری درباره‌یدربارهٔ مسایل مربوط به حقوق بشر صحبت کرده‌ام و در نتیجه همه‌همه نوع پانيسمیپانیسمی از طرف من مردود است. از طرف ديگردیگر رقبايرقبای ادبيادبی من اشخاصی هستند که نمي‌توانندنمی‌توانند از طريقطریق مسایل ادبی با من برخورد کنند و به محض اينکهاینکه من مي‌گويممی‌گویم فلانيفلانی قصه‌یقصهٔ کوتاهش خوب بود يایا بد بود مي‌گويندمی‌گویند براهنيبراهنی پان‌ترکيستپان‌ترکیست است. من معتقدم [[هوشنگ گلشيریگلشیری]] استعداد درخشانيدرخشانی در قصه‌يقصهٔ کوتاه داشت و «شازده احتجاب» او يکيیکی از درخشان‌تريندرخشان‌ترین قصه‌هايقصه‌های ادبيادبی است. اما او به طور کليکلی از ديدگاهدیدگاه رئاليستيرئالیستی به من نگاه نمي‌کردنمی‌کرد و نمي‌توانستنمی‌توانست بفهمد که من غرب را خيليخیلی خوب خوانده‌ام و از آن ديدگاه‌هادیدگاه‌ها خيليخیلی خوب اطلاع دارم و وقتيوقتی حرف مي‌زنممی‌زنم با درجه‌يدرجهٔ اشراف حرف مي‌زنممی‌زنم نه با درجه‌يدرجهٔ او که با تفنن حرف مي‌زدمی‌زد. ايناین که زن‌های فارس در رمان «رازهايرازهای سرزمينسرزمین من» همه مشکل اخلاقی دارند و ترک‌ها همه پاک و منزه، اشتباه محض است. اصلاً در «رازهايرازهای سرزمينسرزمین من» حتيحتی برعکس ايناین ديدهدیده مي‌شود،می‌شود، چون اغلب زن‌ها و مردها در آنجا ترک هستند .<ref>ماهنامه تجربه، شماره هفده، آذر، سال چاپ 1391</ref>.
 
== تأثیر بر داستان‌نویسی معاصر ==
رضا براهنی در پاسخ به این سوالسؤال که تا چه اندازه بر داستان نویسیداستان‌نویسی معاصر تاثیرتأثیر گذاشته است، گفت :<ref>ماهنامه تجربه، شماره چهار، شهریور، سال چاپ 1390</ref>:
 
من داور چنينچنین سواليسؤالی نمي‌توانمنمی‌توانم باشم. اولن من همه‌یهمهٔ داستان‌هايیداستان‌هایی را که نوشته شده،‌شده، نخوانده‌ام، به ويژهویژه به سبب دوريدوری از کشور، و ثانياثانیاً هيچهیچ نويسنده‌اینویسنده‌ای نبايدنباید به پرسشی از ايناین دست پاسخ بگويدبگوید. جواب مثبت حمل بر غرور توامتوأم با حماقت خواهد بود،‌وبود، و جواب منفی حماقت توامتوأم با تواضع. من مي‌گويممی‌گویم: «من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم - لطف‌ها مي‌کني‌ايمی‌کنی‌ای خاک دَرَت تاج سرم»
== تاثیر بر داستان نویسی معاصر ==
رضا براهنی در پاسخ به این سوال که تا چه اندازه بر داستان نویسی معاصر تاثیر گذاشته است، گفت <ref>ماهنامه تجربه، شماره چهار، شهریور، سال چاپ 1390</ref>:
 
من نمي‌توانمنمی‌توانم قاضی صالح ايناین نوع مطلب باشم. ايناین قضيهقضیه را بايدباید از کسانيکسانی که عضو دائمی کارگاه [قصه نویسی] بوده‌اند، بپرسيدبپرسید. به‌علاوه ‌منمن همه‌یهمهٔ رمان‌هاييرمان‌هایی را که پس از خروج من از ايرانایران چاپ شده‌اند، نخوانده‌ام. علاوه بر ايناین گاهيگاهی کاريکاری که من در کارگاه کرده‌ام، با کارهاييکارهایی که خودم نوشته‌ام و تاثيرتأثیر يایا بي‌تاثيریبی‌تاثیری آنها اشتباه مي‌شودمی‌شود.
من داور چنين سوالي نمي‌توانم باشم. اولن من همه‌ی داستان‌هايی را که نوشته شده،‌ نخوانده‌ام، به ويژه به سبب دوري از کشور، و ثانيا هيچ نويسنده‌ای نبايد به پرسشی از اين دست پاسخ بگويد. جواب مثبت حمل بر غرور توام با حماقت خواهد بود،‌و جواب منفی حماقت توام با تواضع. من مي‌گويم:«من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم - لطف‌ها مي‌کني‌اي خاک دَرَت تاج سرم»
 
== خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم ==
من نمي‌توانم قاضی صالح اين نوع مطلب باشم. اين قضيه را بايد از کساني که عضو دائمی کارگاه [قصه نویسی] بوده‌اند، بپرسيد. به‌علاوه ‌من همه‌ی رمان‌هايي را که پس از خروج من از ايران چاپ شده‌اند، نخوانده‌ام. علاوه بر اين گاهي کاري که من در کارگاه کرده‌ام، با کارهايي که خودم نوشته‌ام و تاثير يا بي‌تاثيری آنها اشتباه مي‌شود.
 
''خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟'' نخستین بار در سال ۱۳۷۴ به چاپ رسید. این کتاب دربرگیرندهٔ دو بخش است. بخش نخست، ''خطاب به پروانه‌ها''، از صفحهٔ ۷ تا صفحهٔ ۱۲۰ شامل [[شعر|شعرهای]] رضا براهنی است و بخش دوم، ''چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟''، یعنی از صفحهٔ ۱۲۰ به بعد، همان‌طور که در کتاب اشاره شده‌است، بحثی در [[شاعری]] است.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = رضا براهنی|عنوان = خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟ |چاپ= اول | تاریخ= ۱۳۷۴ | ناشر= نشر مرکز}}</ref>
رضا براهنی با این مجموعه شعر جریان [[شعر پست مدرن ایران]] را آغاز کرد<ref>{{یادکرد وب |نویسنده = طاهری، قدرت الله|نشانی= http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/250277|عنوان=پست مدرنیسم و شعر معاصر ایران | ناشر = فصلنامه پژوهشهای ادبی |تاریخ = تابستان ۱۳۸۴ - شماره ۸ |تاریخ بازبینی=}}</ref> و تحولی را در [[شعر دههٔ هفتاد]] ایران ایجاد نمود.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده = |نشانی=http://www.tajrobehmag.com/article/660/زيرزمينزیرزمین-خانه‌ام-را-مدرسه-کردم-گفت‌وگوی-اختصاصی-با-رضا-براهنيبراهنی-درباره-کارگاه-ادبي‌اشادبی‌اش |عنوان=زیرزمین خانه‌ام را مدرسه کردم گفتگوی اختصاصی با رضا براهنی دربارهدربارهٔ کارگاه ادبی‌اش | ناشر = ماهنامه تجربه |تاریخ = |تاریخ بازبینی=}}</ref>
 
رضا براهنی «خطاب به پروانه‌ها» را، که گزینه‌ای است از شعرهای ۶۹ تا اوایل ۷۳ ی او، مهم‌ترین مجموعه شعر خود می‌داند. حرکت از شعر تک وزنی به سوی اوزان مرکب و ترکیبی و شعر چند صدایی، رهایی تدریجی از استبداد نحوی زبان و حرکت به سوی آفریدن همه ارکان زبان در یک شعر - با نتی که نه [[عروض]] کلاسیک و [[نیمایی]]، بلکه ذهن خواننده باید برای شعر پیدا کند، آزاد کردن شعر از قید [[تصویر]]، [[مفهوم]]، [[احساس]] و وزن خارج از ساختار شعر و ارجاع ناپذیر کردن شعر به اجزای بیرون از شعر، به صورتی که شعر موضوع اصلی خود، یعنی [[زبان]] و زبانیت خود را، به رخ بکشد، از ویژگی‌های اساسی تعداد زیادی از شعرهای این کتاب است.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1126234 |عنوان = گشت و گذاری در «خطاب به پروانه‌ها» ی «رضا براهنی»؛ دیگر صدای گریه نمی‌آید از باغ‌ها | ناشر = روزنامه اعتماد| تاریخ= ۱۴/۴/۸۵}}</ref>
==خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم ==
 
''خطابدر بهمقاله پروانه‌هانظری وضمیمه کتاب، «چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟''نیستم»، نخستینبراهنی بارضمن دربرشمردن سالتضادهای ۱۳۷۴حاکم بهبر چاپنظریه‌پردازی رسید.[[نیما اینیوشیج]] کتابو دربرگیرنده‌ٔ[[احمد دوشاملو]] بخشو است.شعرهای بخشاینان، نخست،در ''خطاببرابر بهنظریه پروانه‌ها''،و ازشعرهای صفحه‌ٔآنان ۷و تاآرای صفحه‌ٔشاعران ۱۲۰دیگر شاملو شعرهایشان، نظریهٔ جدیدی را مطرح می‌کند که به زعم او، [[شعر|شعرهای فارسی]] رضابا براهنیتکیه استبر وآن، بخشمی‌تواند دوم،خود ''چرارا مناز دیگربن‌بست شاعرشعر نیماییکهن نیستم؟''،و یعنی[[شعر ازنیمایی]] صفحه‌ٔو ۱۲۰[[شعر بهسپید]] بعد،نجات همان‌طوردهد. کهشاید دراین کتابنظریه اشارهبحث شده‌است،انگیزترین بحثیحرف براهنی در [[شاعری]]شعر فارسی استباشد.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = رضا|نشانی = http://www.jeihoon.com/p-20850--.aspx براهنی|عنوان = ادبیات: خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟ |چاپ= اولناشر | تاریخ= ۱۳۷۴تارنمای فروشگاه جیحون| ناشر= نشر مرکز}}</ref>
رضا براهنی با این مجموعه شعر جریان [[شعر پست مدرن ایران]] را آغاز کرد<ref>{{یادکرد وب |نویسنده = طاهری، قدرت الله|نشانی= http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/250277|عنوان=پست مدرنیسم و شعر معاصر ایران | ناشر = فصلنامه پژوهشهای ادبی |تاریخ = تابستان ۱۳۸۴ - شماره ۸ |تاریخ بازبینی=}}</ref> و تحولی را در [[شعر دههٔ هفتاد]] ایران ایجاد نمود.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده = |نشانی=http://www.tajrobehmag.com/article/660/زيرزمين-خانه‌ام-را-مدرسه-کردم-گفت‌وگوی-اختصاصی-با-رضا-براهني-درباره-کارگاه-ادبي‌اش |عنوان=زیرزمین خانه‌ام را مدرسه کردم گفتگوی اختصاصی با رضا براهنی درباره کارگاه ادبی‌اش | ناشر = ماهنامه تجربه |تاریخ = |تاریخ بازبینی=}}</ref>
 
رضا براهنی «خطاب به پروانه‌ها» را، که گزینه‌ای است از شعرهای ۶۹ تا اوایل ۷۳ ی او، مهم‌ترین مجموعه شعر خود می‌داند. حرکت از شعر تک وزنی به سوی اوزان مرکب و ترکیبی و شعر چند صدایی، رهایی تدریجی از استبداد نحوی زبان و حرکت به سوی آفریدن همه ارکان زبان در یک شعر - با نتی که نه [[عروض]] کلاسیک و [[نیمایی]]، بلکه ذهن خواننده باید برای شعر پیدا کند، آزاد کردن شعر از قید [[تصویر]]، [[مفهوم]]، [[احساس]] و وزن خارج از ساختار شعر و ارجاع ناپذیر کردن شعر به اجزای بیرون از شعر، به صورتی که شعر موضوع اصلی خود، یعنی [[زبان]] و زبانیت خود را، به رخ بکشد، از ویژگی‌های اساسی تعداد زیادی از شعرهای این کتاب است.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1126234 |عنوان = گشت و گذاری در «خطاب به پروانه‌ها»ی «رضا براهنی»؛ دیگر صدای گریه نمی‌آید از باغ‌ها | ناشر = روزنامه اعتماد| تاریخ= ۱۴/۴/۸۵}}</ref>
 
در مقاله نظری ضمیمه کتاب، «چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم»، براهنی ضمن برشمردن تضادهای حاکم بر نظریه‌پردازی [[نیما یوشیج]] و [[احمد شاملو]] و شعرهای اینان، در برابر نظریه و شعرهای آنان و آرای شاعران دیگر و شعرهایشان، نظریه‌ٔ جدیدی را مطرح می‌کند که به زعم او، [[شعر فارسی]] با تکیه بر آن، می‌تواند خود را از بن‌بست شعر کهن و [[شعر نیمایی]] و [[شعر سپید]] نجات دهد. شاید این نظریه بحث انگیزترین حرف براهنی در شعر فارسی باشد.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = http://www.jeihoon.com/p-20850--.aspx |عنوان = ادبیات: خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟ | ناشر = تارنمای فروشگاه جیحون|}}</ref>
 
== آثار ادبی ==
* [http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?4140 روزنامه کارگزاران، شماره ۴۵۸، سال چاپ ۱۳۸۶]
* [http://www.iranpoetry.com/archives/000967.php سایت ادبستان]
* [http://www.tajrobehmag.com/article/2381/ ماهنامه تجربه، شماره هفده، آذر، سال چاپ 1391۱۳۹۱]
* [http://www.tajrobehmag.com/article/660/ ماهنامه تجربه، شماره چهار، شهریور، سال چاپ 1390۱۳۹۰]
 
== پیوند به بیرون ==
{{ویکی‌گفتاورد}}
{{شاعران شعر نوی فارسی}}
{{ادبیات فارسی}}
{{مستند کردن|VIAF=27918653۲۷۹۱۸۶۵۳}}
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:براهنی، رضا}}