باز کردن منو اصلی

تغییرات

۷۲۹ بایت اضافه‌شده ،  ۴ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
{{کاربردهای دیگر}}
{{انتخابات}}
[[پرونده:ElezioneBrunate.jpg|بندانگشتی|220 px|[[انتخابات]] [[پارلمان اروپا]] در [[ایتالیا]] و پوستری که فهرست احزاب نامزد را نمایش می‌دهد.]]
 
'''حزب سیاسی''' که در ریشه از واژه [[لاتین]] آن گرفته شده است،سیاست سازمانی سیاسی است که به دنبال تاثیرتأثیرگذاری گذاری بر رویدر [[حکومت]] است، این تاثیر گذاریتأثیرگذاری معمولاً از طریق نامزد کردن کسانی با دیدگاه هاییدیدگاه‌هایی همسو با حزب برای کسب مسئولیت هامسئولیت‌ها و مناصب سیاسی صورت می پذیردمی‌پذیرد.<ref>{{cite book|last=Mc Donald|first=Neil|title=The Study of Political Parties|year=1963|location=New York}}</ref> احزاب در فعالیت هاییفعالیت‌هایی نظیر [[کارزار سیاسی|کارزار هایکارزارهای انتخاباتی]]، پژوهش هایپژوهش‌های آموزشی و یا اعتراض هایاعتراض‌های سیاسی مشارکت می جویندمی‌جویند. احزاب معمولاً به دنبال به کار بستن ایدئولوژی خاص یا دیدگاهی مشخص هستند که با اهدافی معین در ساختار و برنامه هایشان ذکر شده است و باعث پدیدآیی افرادی با اهداف یکسان حول محور حزب می شودمی‌شود.
 
== ساختار ==
افرادی که چه به صورت داوطلبانه و چه به صورت استخدامی برای تاسیستأسیس و کمک در انجام کار هایکارهای حزب گرد هم می آیندمی‌آیند به عنوان سازمان دهندگان حزب شناخته می شوند،می‌شوند، همچنین ممکن است بنا به کارهایی که در حزب انجام می دهندمی‌دهند به عنوان فعال حزب یا کارمند حزب نیز در نظر گرفته شوند.
 
یک حزب سیاسی نوعاً توسط '''رهبر حزب''' (قدرتمند ترینقدرتمندترین فرد حزب که با سخنگویی برای حزب از آن نمایندگی می کندمی‌کند)، '''دبیر حزب''' (کسی که کارهای روزانه را تنظیم و اسناد ملاقات هایملاقات‌های حزب را ثبت می کندمی‌کند)، '''دبیر مالی حزب''' (کسی که مسئول امور مالی و جمع آوریجمع‌آوری حق عضویت اعضای حزب است) و '''رئیس حزب''' (کسی که راهبرد هایراهبردهای حزب را برای استخدام و آموزش اعضاء تنظیم می کندمی‌کند و ملاقات هایملاقات‌های حزب را برنامه ریزی می نمایدمی‌نماید) اداره می شودمی‌شود. بیشتر مناصبی که در بالا ذکر شدند، عضو '''هیئت اجرایی''' حزب نیز محسوب می شوند،می‌شوند، هیئتی که وظیفه اداره سازمان را بر عهده دارد و سیاست هایسیاست‌های کل حزب را در سطح ملی تنظیم و تدوین می کندمی‌کند.
 
عموماً، در بازه هایبازه‌های زمانی مشخص، گردهمایی هایگردهمایی‌های حزب برگزار می شوندمی‌شوند تا دبیران حزب در آنها انتخاب شوند. هم چنین اگر تعداد کافی از اعضا چنین درخواستی داشته باشند می توانمی‌توان انتخاباتی برای تعیین یا تغییر رهبر حزب برگزار کرد. یکی دیگر از اهداف برگزاری همایش هایهمایش‌های حزب این است که ارزش هاارزش‌ها و برنامه هایبرنامه‌های حزب در سال آینده برای اعضا بیان و مشخص شوند.
 
بسته به پخش و وجود اعضای حزب در کشور، اعضای حزب کمیته هایکمیته‌های محلی یا منطقه ایمنطقه‌ای را تشکیل می دهندمی‌دهند تا بتوانند به نامزد هانامزدها برای شرکت در [[انتخابات]] محلی و منطقه ایمنطقه‌ای برای گرفتن مناصب مختلف حکومتی کمک کنند. این شعبهشعبه‌های های منطقه ایمنطقه‌ای حزب بازتاب دهنده موقعیت هایموقعیت‌های دبیران در سطح ملی می باشندمی‌باشند.
 
هم چنین این امر نیز برای اعضای احزاب سیاسی معمول است که دست به تاسیستأسیس شاخه هاییشاخه‌هایی در داخل حزب بزنند. اکثر انواع این شاخه هاشاخه‌ها را می توانمی‌توان در این دو دسته ذکر کرد:
* هویت محور: شامل شاخه جوانان، شاخه زنان، شاخه اقلیت هایاقلیت‌های قومی، شاخه همجنسگرایان و ...
* موقعیت محور: شامل شاخه هاییشاخه‌هایی برای نامزد هاینامزدهای انتخاباتی، شهرداران، فرمانداران، متخصصین، دانشجویان و ...
این گونه دسته بندی هادسته‌بندی‌ها و شاخه هاشاخه‌ها برای دستاورد ها،دستاوردها، آموزش و به کار گیری افراد در حزب بسیار مفید هستند.
 
=== ساختار حزب در نظام پارلمانی ===
وقتی حزب به وسیله اعضایش در مجلس نمایندگان، نمایندگی می شود،می‌شود، رهبر حزب همزمان به عنوان رهبر اعضای گروه در مجلس نیز به انجام وظایفش مبادرت می ورزد؛می‌ورزد؛ بسته به حداقل کرسی هایکرسی‌های گرفته شده، احزاب عموماً به رهبر خود اجازه می دهندمی‌دهند تا اگر اکثریت مجلس را در دست داشته باشند، ریاست مجلس نمایندگان را بر عهده بگیرد. در نظام هاینظام‌های پارلمانی وقتی که حزب تبدیل به بزرگترین مخالف رسمی حکومت شود، معمولاً اعضای حزب به گونه ایگونه‌ای رسمی [[دولت در سایه]] را تشکیل می دهند.می‌دهند؛ و وقتی که حزب بتواند اکثریت کرسی هاکرسی‌ها در مجلس را در دست بگیرد، آن وقت همان تیمی که دولت در سایه را تشکیل داده بودند تبدیل به اعضای [[کابینه وزیران]] خواهند شد.
 
اعضای حزب و رهبران آن در مجلس نمایندگان که نه جزیی از دولت و نه جزیی از مخالفین رسمی یا همان دولت در سایه هستند با نام صندلی هایصندلی‌های عقب شناخته می شوندمی‌شوند و همیشه به دنبال کسب موقعیت و فرصتِ قرار گرفتن در کرسی هایکرسی‌های اصلی و تاثیرتأثیر گذار می باشندمی‌باشند تا بتوانند در دولت آینده سهم قابل توجهی ایفا کنند.
 
== نظم و مقررات ==
مسائلی از قبیل تشکیل یک حزب، اعلام عضویت در آن و برگزاری [[کارزار انتخاباتی]] برای نامزدهای یک حزب سیاسی، همه و همه ارزش هاییارزش‌هایی سیاسی هستند که در یک [[لیبرال دموکراسی]] باید محترم شمرده شده و مورد اعمال قرار گیرند. نظام یک حزب ممکن است مقرر دارد که در سرکوبی احزاب مخالف سخت گیری هایگیری‌های شدیدی صورت پذیرد، کما این که چنین چیزی در یک دولت [[تمامیت خواهی|تمامیت خواه]] امری عادی به حساب می آید،می‌آید، یا ممکن است به این صورت باشد که فقط احزاب خاصی که نظریات و دیدگاه هاییدیدگاه‌هایی کاملاً مخالف ایدئولوژی عام دولت دارند مورد تنبیه و سرکوب قرار گیرند.
 
گذشته از این، در مواردی که احزاب خیلی راست، خیلی چپ و یا منطقه ایمنطقه‌ای در سطح [[مجلس ملی]] وجود داشته باشند، همان طورهمان‌طور که در [[اتحادیه اروپا]] به این شکل است، جریان اصلی احزاب سیاسی ممکن است دست به تشکیل یک قرنطینه بزنند که در آن سیاست هاییسیاست‌هایی اعمال شود که منجر به منزوی کردن احزاب مخالف شده و کاری کند که دیدگاه هایدیدگاه‌های آنان در [[مجلس قانون گذاری]] ضد نظام تلقی شده و توسط دولت قابل پذیرش نباشد. با این وجود این فضای قرنطینه ایقرنطینه‌ای در دو دهه گذشته در کشور هاییکشورهایی که به دموکراسی هایدموکراسی‌های چند حزبی پای بندند به شدت ممنوع شده است چرا که باعث میمی‌شود شود عده ایعده‌ای از احزاب نتوانند به گونه ایگونه‌ای برابر در انتخابات مشارکت جسته و احتمالاً برنده آن باشند، جدا از این که خود این امر باعث افزایش بی میلی این احزاب منزوی برای مشارکت جستن در دولت شده و در این صورت دولت دیگر نمی‌تواند نمادی از جمع آرای ملت یا حداقل پتانسیل احتمالی آن باشد.<ref>McDonnell and Newell (2011) 'Outsider Parties'</ref>
 
در نیمه دوم قرن بیستم دموکراسی هایدموکراسی‌های مدرن شروع به معرفی قواعدی برای به جریان افتادن منابع مالی احزاب کردند، برای مثال می توانمی‌توان به انتخابات قانون [[کانادا]] در سال 1976،۱۹۷۶، انتخابات پی. پی. آر. ای در [[انگلستان]] و انتخابات اف. ای. سی. ای در [[ایالات متحده]] اشاره کرد که همگی در این راستا برگزار شدند. چنین نظامنظام‌هایی هایی گونه هایگونه‌های مختلفی از مقررات را برای نقل و انتقال منابع مالی و هزینه کردن آنها فراهم آوردند؛ به علاوه محدودیت هامحدودیت‌ها و موانعی مشخصی را بر سر راه بعضی از فعالیت هایفعالیت‌های عمومی احزاب سیاسی، مانند کارزار هایکارزارهای انتخاباتی، قرار دادند.
 
== نظام هاینظام‌های انتخاباتی ==
نوع [[نظام انتخاباتی]] عاملی اساسی در تعیین نوع نظام سیاسی احزاب هر کشور است. در کشور هاییکشورهایی که از نظام ساده [[نظام انتخاباتی|رای اکثریت]] استفاده می کنند،می‌کنند، احزاب کمی در انتخابات شرکت می جویندمی‌جویند و تعداد احزاب در این کشور هاکشورها کم است (اغلب تنها دو حزب در هر حوزه انتخاباتی). در کشور هاییکشورهایی که نظام انتخاباتی [[نظام انتخاباتی|نمایندگی به تناسب]] را استفاده میمی‌کنند، کنند، همان طورهمان‌طور که در [[اروپا]] شاهد آن هستیم، یا کشور هاییکشورهایی که از نظام انتخاباتی [[نظام انتخاباتی|درجه بندیدرجه‌بندی شده]] بهره می جویند،می‌جویند، مانند [[استرالیا]] یا [[ایرلند]]، معمولاً سه یا چهار حزب برنده انتخابات مجلس می شوندمی‌شوند که هر کدام سهم قابل توجهی از کرسی هاکرسی‌ها را از آن خود کرده اند،کرده‌اند، و بنابراین احزاب شانس بیشتری برای در دست گرفتن مناصب سیاسی کشور خواهند داشت.
 
== شیوه حزبی ==
شیوه و منش احزاب نسبت به حوزه ایحوزه‌ای که در آن فعال هستند،گستردگیهستند، گستردگی متنوعی دارد، بسته به این که چند حزب در هر حوزه فعالیت می کنندمی‌کنند و این که هر حزب چقدر قدرت نفوذ و اثر گذاری در بین شهروندان دارد.
 
=== غیر حزبی ===
در نظام غیر حزبی هیچ حزب رسمی سیاسی وجود ندارد و برخی مواقع حتی محدودیت هایمحدودیت‌های قانونی بر سر راه ایجاد و فعالیت احزاب سیاسی گذاشته می شودمی‌شود. در انتخابات غیر حزبی هر نامزد مستقلاً می تواندمی‌تواند در انتخابات شرکت کرده و برنده آن باشد. در مجالس قانون گذاری غیر حزبی هیچ اتحادی از اعضای رسمی یک حزب در مجلس وجود ندارد. دولت [[جرج واشنگتن]] و چند مجلس اولیه ایالات متحده همگی غیر حزبی بودند. واشنگتن حتی در سخنرانی معروف خویش علیه ایجاد هرگونه حزب و مرز بندی اخطار داده بود.<ref>Redding 2004</ref> در ایالات متحده مجلس قانون گذاری [[نبراسکا]] غیر حزبی است. در کانادا، مجلس قانون گذاری قلمرو هایقلمروهای شمال شرقی و نوناوت غیر حزبی اداره می شوندمی‌شوند. در [[نیوزیلند]] نیز ایالت توکلئو از مجلس غیر حزبی بهره می جویدمی‌جوید. بسیاری از حکومت هاحکومت‌ها و مجالس قانون گذاری در کشورها و ایالات مختلف به گونه غیر حزبی اداره می شوندمی‌شوند. انتخابات غیر حزبی و اداره حکومت به این طریق در خارج از نهاد هاینهادهای دولتی امری رایج تلقی می شودمی‌شود.<ref>Abizadeh 2005</ref> اگر ممنوعیت قانونی علیه تشکیل و فعالیت احزاب سیاسی وجود نداشته باشد، عموماً جناح هایجناح‌های سیاسی فعال در نظام هاینظام‌های غیر حزبی تبدیل به احزاب سیاسی آینده می شوندمی‌شوند.
 
== انواع نظام های حزبی ==
 
== انواع نظام هاینظام‌های حزبی ==
=== نظام تک حزبی ===
در نظام هاینظام‌های تک حزبی، یک حزب سیاسی قانوناً مجاز است تا تمام قدرت اجرایی و موثرمؤثر را در دست داشته باشد. گرچه ممکن است در این نظام هانظام‌ها به احزاب اقلیت هم سهمی در اداره امور داده شود؛ ولی در این صورت آن هاآن‌ها قطعاً ملزم به این هستند که رهبری حزب اصلی را قبول کرده و مطابق با دیدگاه هایدیدگاه‌های وی عمل کنند. در این نظام هانظام‌ها ممکن است چنین حزبی فقط کسب مناصب دولتی را در نظر نداشته باشد چرا که در بعضی مواقع موقعیت هاموقعیت‌ها و مناصبی که در داخل خود حزب هستند اهمیت بسیار بیشتری از مناصب دولتی دارند. [[کره شمالی]] و [[چین]] مثال هاییمثال‌هایی از این دست هستند، مثال هایمثال‌های دیگر این چنینی را می توانمی‌توان در دولت هایدولت‌های [[فاشیسم|فاشیست]] یافت، دولت هایدولت‌های نظیر [[آلمان نازی]] در سال هایسال‌های بین 1934۱۹۳۴ تا 1945۱۹۴۵. نظام هاینظام‌های تک حزبی معمولاً با [[دیکتاتوری]] و استبداد همراه و ملازم هستند.
 
در نظام هاینظام‌های تک حزبی، احزاب مخالف ممکن است مجال حضور داشته باشند، و شاید حتی در این کشورها سنت دموکراتیک عمیقی وجود داشته باشد، اما این احزاب مخالف هیچ شانسی برای به دست گرفتن قدرت نخواهند داشت. گهگاه شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و نظر شهروندان دلیل شکست دیگر احزاب ذکر می شودمی‌شود. گهگاه در کشور هاییکشورهایی که همان سنت دموکراتیک را همان ندارند یا این سنت هاسنت‌ها کمتر در آن وجود دارند، تک حزب اصلی حتی با [[تقلب در انتخابات]] نیز به گرفتن قدرت سیاسی مبادرت می ورزدمی‌ورزد. در موارد موخرمؤخر تر این گونه نظام تک حزبی بیشتر به امری مبهم تبدیل شده است. مثالمثال‌های های نظام هاینظام‌های تک حزبی را می توانمی‌توان در موارد زیر برشمرد: حزب فعالیت مردم در [[سنگاپور]]، کنگره ملی آفریقا در [[آفریقای جنوبی]]، حزب حفاظت از حقوق بشر در [[ساموآ]]، کنگره ملی هند در [[هند]] از 1947۱۹۴۷ تا 1996،۱۹۹۶، و حزب سوسیال دموکراتیک مونته نگرو در [[مونته نگرو]]. نظام هاینظام‌های تک حزب چیره همچنین در [[مکزیک]] با نام حزب انقلابی تا سال 1990،۱۹۹۰، در [[جنوب ایالات متحده]] با نام [[حزب دموکرات]] از اواخر قرن نوزده تا دهه 1970،۱۹۷۰، در [[اندوزی]] با نام گلونگان کاریا (حزب گروه هایگروه‌های کارکردی) از اوایل دهه 1970۱۹۷۰ تا 1998،۱۹۹۸، و در [[ژاپن]] با نام حزب لیبرال دموکرات تا سال 2009۲۰۰۹ وجود داشته اندداشته‌اند.
 
=== نظام دو حزبی ===
نظام هاینظام‌های دو حزبی در کشور هاییکشورهایی نظیر [[جامائیکا]] و [[غنا]] وجود دارند که در این کشورها تنها دو حزب سیاسی بر کل کشور مسلط اند و برنده تمام انتخابات یکی از آن دو می باشند،می‌باشند، مضاف بر این، این احزاب از حضور و فعالیت دیگر احزاب جلوگیری می کنندمی‌کنند و تقریباً مجالی برای تشکیل و فعالیت احزاب دیگر نیست. یک جناح راست که با ائتلاف یک حزب را تشکیل می دهندمی‌دهند و یک جناح چپ که با ائتلاف یک حزب دیگر را تشکیل می دهند،می‌دهند، معمولاً مسئله ایمسئله‌ای رایج در این نوع نظام هاینظام‌های دو حزبی این است که به سرکوب دیگر احزاب احتمالی دست می زنندمی‌زنند و سعی در از بین بردن یا جذب احزاب احتمالی غیر از خود دارند.
 
ایالات متحده نیز اساساً به یک نظام دو حزبی تبدیل شده است. از آغاز تولد این جمهوری معمولاً یک '''حزب محافظه کار''' (مثل [[حزب جمهوریخواه]]) و یک '''حزب لیبرال''' (مانند [[حزب دموکرات]]) گویای وضع موجود در سیاست امریکاییآمریکایی بوده اندبوده‌اند. احزاب ثالث (مانند حزب لیبرال) معمولاً با حمایت هایحمایت‌های کم و پیروزی هایپیروزی‌های نادر در انتخابات روبرو می شدندمی‌شدند. علی‌رغم این، مثال هایمثال‌های متعددی وجود دارد که نشان می دهدمی‌دهد احزاب ثالث بر خلاف این جریان کلی، رای را از احزاب بزرگی که انتظار پیروزی شان در انتخابات می رفتمی‌رفت ربودند و برنده آن شدند. (مانند [[تئودور روزولت]] در انتخابات 1912۱۹۱۲ و [[جرج والاس]] در انتخابات 1968۱۹۶۸ و [[روس پروت]] در انتخابات 1992۱۹۹۲)
 
نظام سیاسی بریتانیا گرچه از نظر تکنیکی بر پایه نظام چند حزبی است، اما در کل بر مبنای دو حزب اداره می شودمی‌شود (که گهگاه نظام دو و نیم حزبی نیز نامیده می شودمی‌شود)؛ از دهه 1920۱۹۲۰ دو حزب بزرگ سیاسی انگلستان [[حزب محافظه کار]] و [[حزب کارگر]] بوده اندبوده‌اند. قبل از آن که حزب کارگر در انگلستان ظهور کند، حزب لیبرال دیگر حزب بزرگ و اصلی این کشور به همراه محافظه کاران بود. از آن جا که دولت ائتلافی و حداقلی، ویژگی اساسی سیاست بریتانیا می باشد،می‌باشد، همیشه سعی شده است نظام انتخاباتی برای انتخابات اصلی این کشور طراحی شود که تسلط این دو حزب را تضمین کند، گرچه همیشه این دو حزب به حزب ثالثی نیاز داشتند تا به عنوان پشتوانه ایپشتوانه‌ای برای در دست داشتن اکثریت در مجلس نمایندگان برایشان باشد.<ref name="BBC2005">{{cite news |url=http://news.bbc.co.uk/1/shared/vote2005/past_elections/html/default.stm |title=General Election results through time, 1945–2001 |publisher=BBC News |accessdate=2006-05-19}}</ref> (نظام هاینظام‌های مبتنی بر رای اکثریت عموماً منجر به نظام دو حزبی می شوند،می‌شوند، این رابطه توسط [[موریس دورجر]] تبیین شده است که با نام قانون دورجر شناخته می شودمی‌شود.<ref>Duverger 1954</ref>) با این وجود، انتخابات عمومی سال 2010۲۰۱۰ منجر به یک دولت ائتلافی شد که حزب محافظه کار را با [[لیبرال دموکرات هادموکرات‌ها]] متحد کرد. همچنین در انگلستان تعداد قابل توجهی از دیگر احزاب نیز وجود دارند که چه در گذشته و چه اکنون تعدادی از کرسی هایکرسی‌های مجلس نمایندگان را در اختیار دارند.
 
=== نظام چند حزبی ===
نظام هاینظام‌های چند حزبی نظام هایینظام‌هایی هستند که در آن هاآن‌ها بیش از دو حزب وجود دارد و احزاب متعددی برای به دست گرفتن پست هایپست‌های دولتی در رقابت هستند.
[[استرالیا]]، [[کانادا]]، [[بنگلادش|جمهوری خلق بنگلادش]]، [[پاکستان]]، [[هند]]، [[ایرلند]]، [[بریتانیا]] و [[نروژ]] مثال هاییمثال‌هایی از کشورهایی هستند که دارای دو حزب قدرتمند به علاوه یعلاوهٔ دیگر احزاب کوچک ترکوچک‌تر هستند که هر یک سهمی در اداره دولت دارند. احزاب کوچک ترکوچک‌تر یا احزاب ثالث باعث متعادل نگاه داشتن قدرت در نظام پارلمانی هستند و بنابراین همیشه ممکن است برای تشکیل دولت ائتلافی دعوت شوند که به همراه حزب بزرگ تربزرگ‌تر در ساختن دولت سهیم باشند، یا ممکن است مستقل از احزاب بزرگ تربزرگ‌تر دست به فعالیت و رقابت بزنند.
 
چیزی که بیش از هر چیزی در نظام هاینظام‌های چند حزبی مطرح است این است وقتی سه یا تعداد بیشتری حزب در کشور وجود داشته باشد هیچ تک حزبی نمی‌تواند به تنهایی کل قدرت را در دست بگیرد و احزاب در کنار یکدیگر کار می کنندمی‌کنند تا بتوانند دولتی ائتلافی را تشکیل دهند. این امر در سیاست هایسیاست‌های جمهوری ایرلند از دهه 1980۱۹۸۰ ظهور کرده است و تقریباً همیشه در [[آلمان]] صادق بوده است چه در سطح ملی و چه در سطح ایالتی. علاوه بر این از زمان تشکیل [[ایسلند|جمهوری ایسلند]] هیچ گاههیچ‌گاه در این کشور دولتی نبوده است که بر پایه دولت ائتلافی تشکیل نشده باشد (که معمولاً شامل ائتلاف حزب استقلال با یک حزب دیگر بوده است مثل متحدین سوسیال دموکرات). تغییرات سیاسی معمولاً با یک دولت ائتلافی آسان تر انجام می شوندمی‌شوند تا در نظام هاینظام‌های تک حزبی و دو حزبی.
 
== منابع مالی حزب ==
احزاب سیاسی معمولاً از طریق مشارکت افراد زیر تامینتأمین مالی می شوندمی‌شوند:
* اعضای حزب یا هر فرد دیگری،
* سازمان هاییسازمان‌هایی که در دیدگاه هایدیدگاه‌های سیاسی با حزب همسو هستند و از فعالیت هایفعالیت‌های آن نفع می برندمی‌برند یا
* از محل تامینتأمین درآمد عمومی دولت.<ref>See Heard, Alexander, 'Political financing'. In: Sills, David I. (ed.) ''International Emcyclopedia of the Social Sciences'', vol. 12. New York, NY: Free Press - Macmillan, 1968, pp. &nbsp;235–241; Paltiel, Khayyam Z. , 'Campaign finance - contrasting practices and reforms'. In: Butler, David et al. (eds.), Democracy at the polls - a comparative study of competitive national elections. Washington, DC: AEI, 1981, pp. 138-172; Paltiel, Khayyam Z. , 'Political finance'. In: Bogdanor, Vernon (ed.), ''The Blackwell Encyclopedia of Political Institutions''. Oxford, UK: Blackwell, 1987, pp. &nbsp;454–456; 'Party finance', in: Kurian, George T. et al. (eds.) The encyclopedia of political science. vol 4, Washington, DC: CQ Press, 2011, pp. 1187-1189.</ref>
 
هنوز احزاب سیاسی توسط بعضی هابعضی‌ها جناج خوانده می شوند،می‌شوند، به ویژه توسط کسانی که در دولت مشغول به کارند. این احزاب همیشه به شدت در حال رایزنی با سازمانسازمان‌ها، ها، تجارت هاتجارت‌ها و گروه هاییگروه‌هایی با منافع خاص مثل اتحادیه هایاتحادیه‌های اصناف می باشندمی‌باشند. پول و هدیه هایهدیه‌های مالی که به حزب یا اعضای رده بالای آن اعطا می شودمی‌شود ممکن است به عنوان یک مشوق عمل کند. چنین کمک هاییکمک‌هایی منبع سنتی جمع آوریجمع‌آوری منابع مالی برای احزاب هستند. این شیوه از اواخر قرن نوزدهم شروع شد و احزابی که تازه تاسیستأسیس بودند به مدد همین کمککمک‌ها ها می توانستندمی‌توانستند شروع به کار و فعالیت کنند، نمونه بارز این دسته از احزاب، حزب هایحزب‌های دسته چپی کارگران بود. اما احزاب بعدها شیوه جدید را ابداع کردند، شیوه ایشیوه‌ای که حزب در آن به شدت عضو گیری می کردمی‌کرد و منبع جدیدی را برای تامینتأمین درآمد خویش یافت؛ '''حق عضویت'''.
 
از نیمه دوم قرن بیستم احزابی که تنها به کمک هایکمک‌های بیرونی متکی بودند، دچار مشکلاتی جدی شدند. به همراه بالارفتن امنیت کمک هایکمک‌های بیرونی، مشکل دیگری در عضو گیری احزاب در دموکراسی هایدموکراسی‌های غربی پدید آمد که خود تبدیل به مانعی بر سر راه تامینتأمین منابع مالی حزب شد و آن کم شدن تعداد اعضای احزاب بود. برای مثال در بریتانیا و استرالیا عضویت در دو حزب بزرگ آن هاآن‌ها در سال 2006۲۰۰۶ کمتر از یک هشتم آن چیزی بود که در 1950۱۹۵۰ داشتند، علی‌رغم افزایش قابل توجه جمعیت در این بازه زمانی.
در بعضی از احزاب، مانند احزاب بعد از کمونیسم در [[ایتالیا]] و فرانسه و و حزب هایحزب‌های سین فین و سوسیالیست در [[ایرلند]]، نمایندگان منتخب بخشی از حقوق و دستمزد خود به حزب می دهندمی‌دهند یا در بعضی موارد کل درآمد خویش را صرف حزب می کنندمی‌کنند در حالی که سایرین سهم کوچکی را به خزانه حزب واریز می نمایندمی‌نمایند. گرچه ممکن است چنین مثال هاییمثال‌هایی امروزه نادر باشند، اما رانتخواری شاید یک ویژگی اصلی بسیاری از احزاب سیاسی در جهان باشد.<ref name=ODI>Foresti and Wild 2010. [http://www.odi.org.uk/resources/details.asp?id=5143&title=political-parties-governance-politics Support to political parties: a missing piece of the governance puzzle]. London: [[Overseas Development Institute]]</ref>
 
در بریتانیا می توانمی‌توان مدعی شد که اشراف برای مشارکت در تامینتأمین منابع مالی حزب تشویق می شوندمی‌شوند و کسانی که چنین کمک هاییکمک‌هایی به حزب می کنندمی‌کنند تبدیل به اعضای [[مجلس اعیان]] این کشور می شوندمی‌شوند و در نتیجه در موقعیتی قرار می گیرندمی‌گیرند که می توانندمی‌توانند در روند هایروندهای قانون گذاری مشارکت جویند. اما یکی از مشکلات این امر چیزی بود که در دوره [[لوید جرج]] و توسط وی اتفاق افتاد و آن فروش چنین حمایت هاییحمایت‌هایی و بروز فساد در نظام سیاسی بریتانیا بود. برای جلوگیری از چنین مفاسدی در آینده، مجلس بریتانیا قانون جلوگیری از سواستفادهسوءاستفاده را در 1925۱۹۲۵ به تصویب رساند و بنابراین فروش چنین کمک هاییکمک‌هایی تبدیل به یک عمل کیفری شد. اما این امر هم نهایتاً به طور کامل جلوی فساد را نگرفت و اشراف راه هاییراه‌هایی برای دور زدن این قانون نیز یافتند.
 
چنین فعالیتی که از آن هاآن‌ها با نام تاثیرتأثیر نامشخص یاد می شودمی‌شود باعث این شد تا تقاضایی ایجاد شود که میزان این کمک هایکمک‌های مالی محدود و معین شود و از یک میزانی بالاتر کسی حق کمک مالی نداشته باشد. پس همان طورهمان‌طور که هزینه هایهزینه‌های انتخاباتی شدت می یافت،می‌یافت، تقاضا برای تامینتأمین منابع مالی حزب نیز افزایش یافت. در انگلستان بعضی از سیاستمداران از این ایده حمایت کردند که احزاب باید به وسیله دولت تامینتأمین مالی شوند؛ پیشنهادی که این نوید را می دادمی‌داد که دولت به فعالیت هافعالیت‌ها و بحث هایبحث‌های جالبی که در کارزار انتخاباتی در کشور می شودمی‌شود کمک مالی کرده و هزینه آن هاآن‌ها را تامینتأمین کند. (در سال 1883۱۸۸۳)
 
در بسیاری از دموکراسی هایدموکراسی‌های دیگر چنین کمک هایکمک‌های دولتی (چه به صورت کلی و یا تنها برای کارزار هایکارزارهای انتخاباتی) دهه هادهه‌ها پیش پایه گذاری شدهپایه‌گذاری اندشده‌اند. تامینتأمین منابع مالی توسط دولت برای احزاب و نامزد هانامزدها (در زمان انتخابات و دیگر مواقع) موارد متعددی داشته و به شدت رایج است. [[آلمان]]، [[سوئد]]، [[اسرائیل]]، [[کانادا]]، [[اتریش]] و [[اسپانیا]] مواردی از این دست هستند، گرچه کانادا عملاً تامینتأمین منابع مالی برای احزاب توسط دولت را از سال 2010۲۰۱۰ برداشته است. از کشور هایکشورهای دیگری که به تازگی در این زمینه گام برداشته اند میبرداشته‌اند توانمی‌توان از [[فرانسه]]، [[ژاپن]]، [[مکزیک]]، [[هلند]] و [[لهستان]] یاد کرد.<ref>For details you may want to consult specific articles on [[Campaign finance in the United States]], [[Federal political financing in Canada]], [[Party finance in Germany]], [[Political donations in Australia]], [[Political finance]], [[Political funding in Japan]], [[Political funding in the United Kingdom]].</ref>
 
دو دسته بندیدسته‌بندی عمده در تامینتأمین منابع مالی وجود دارد؛ '''مستقیم'''، که یعنی انتقال مستقیم پول به حزب، و '''غیر مستقیم'''، که شامل زمان تبلیغات و برنامه هایبرنامه‌های تلویزیونی در رسانه هایرسانه‌های دولتی، خدمات پستی و کالایی می باشدمی‌باشد. بر طبق آمار مقایسه ایمقایسه‌ای که توسط شبکه دانش انتخاباتی ای سی ای ارائه شده است، در بررسی بیش از صد و هشتاد کشور، 25۲۵ درصد کشور هاکشورها هیچ تامینتأمین مالی مستقیم یا غیر مستقیمی را انجام نمی‌دهند، 58۵۸ درصد فراهم آورنده کمک هایکمک‌های مالی مستقیم هستند و 60۶۰ درصد کشورکشورها ها کمک هایکمک‌های غیر مستقیم اعطا می کنندمی‌کنند.<ref>[http://aceproject.org/epic-en/CDMap?question=PC12 ACEproject.org] ACE Electoral Knowledge Network: Comparative Data: Political Parties and Candidates</ref> همان طورهمان‌طور که از این اطلاعات مشخص است بعضی از کشور هاکشورها به احزاب سیاسی خود هم کمک هایکمک‌های مستقیم و هم غیر مستقیم را ارائه می دهندمی‌دهند. کمک هایکمک‌های دولتی ممکن است به تمام احزاب یکسان داده شده و یا بسته نتایج کارزار هایکارزارهای قبلی یا تعداد نامزد هاینامزدهای شرکت کننده در انتخابات متفاوت باشد.<ref>[http://aceproject.org/epic-en/CDMap?question=PC15 ACEproject.org] ACE Electoral Knowledge Network: Comparative Data: Political Parties and Candidates</ref> متعاقباً احزاب نیز متکی به مخلوطی از کمک هایکمک‌های مالی دولتی و بخش خصوصی هستند و باید منابع مالی خویش را به دقت و با جزئیات به هیئت اجرایی انتخابات ارائه کنند.<ref>[http://aceproject.org/ace-en/focus/core/crb/crb05/?searchterm=party%20funding ACEproject.org] ACE Encyclopaedia: Public funding of political parties</ref>
 
تامینتأمین منابع مالی همچنین می تواندمی‌تواند از طریق کمک هایکمک‌های خارجی (دولت خارجی) فراهم شود. یاری رسانان بین‌المللی برای احزاب سیاسی در [[کشور هایکشورهای در حال توسعه]] منابع مالی فراهم می کنندمی‌کنند تا وسیله ایوسیله‌ای باشد برای ارتقای دموکراسی و پدیدآیی یک دولت خوب در آن کشور.<ref name=ODI/> این حمایت می تواندمی‌تواند صرفاً مالی باشد یا به طرق دیگر باعث افزایش ظرفیت توسعه قرار بگیرد با فعالیت هاییفعالیت‌هایی نظیر بهبود بخشیدن به مرامنامه حزب، اساسنامه حزب و مهارت هایمهارت‌های کارزاری.<ref name=ODI/> بهبود ارتباط میان احزابی که از نظر ایدئولوژیکی با هم یکسو هستند نیز راه رایج دیگری برای حمایت هایحمایت‌های بین‌المللی است.<ref name=ODI/> گهگاه این حمایت ها میحمایت‌ها تواندمی‌تواند حمایت مستقیم سیاسی از یک حزب سیاسی باشد، نظیر کمک و حمایتی که دولت ایالات متحده از حزب گرجی در [[گرجستان]] در انقلاب رز کرد. یاری رسانان غیر دولتیغیردولتی بر پایه کمک هایکمک‌های بیشتر بی طرفانه عمل می کنند،می‌کنند، و به این شکل چند یاری دهنده با کمک یکسان به تمام احزاب یک کشور سعی در بهبود وضعیت دموکراتیک آن کشور دارند.<ref name=ODI/> از دیگر اقداماتی که توسط یاری رسانان به کشور هایکشورهای در حال توسعه برای پدیدآیی یک دولت خوب و بهبود وضعیت دموکراسی انجام میمی‌پذیرد پذیرد می توانمی‌توان به گسترش اندیشکده هاییاندیشکده‌هایی در جای جای جهان اشاره کرد که هدفی جز حمایت از گسترش و ایجاد دموکراسی در کل جهان ندارند.<ref name=ODI/>
 
== رنگ هارنگ‌ها و نماد هاینمادهای احزاب ==
[[پرونده:William Hogarth 031.jpg|بندانگشتی|چپ|رای گیری در انتخابات پارلمان بریتانیا در 1754۱۷۵۴ که پرچم هایپرچم‌های آبی و نارنجی نشان از احزاب شرکت کننده در انتخابات دارد.]]
وقتی به طور کلی در مورد احزاب در جای جای جهان صحبت می کنیممی‌کنیم باید به این اشاره کرد که هر یک از این احزاب خود را با یک رنگ معرفی می کنندمی‌کنند که قبل از هر چیز برایشان بار هویتی دارد، به ویژه در مواقع انتخابات که رای دهندگانشان اینگونه شناسایی شوند. احزاب محافظه کار عموماً از رنگ آبی<ref name="bbc color">{{citation | publisher=BBC | title=Why is the Conservative Party Blue | url=http://news.bbc.co.uk/2/hi/uk_news/magazine/4923050.stm | date=2006-04-20}}</ref> یا مشکی استفاده می کنندمی‌کنند. صورتی معمولاً نشانگر سوسیالیست هایسوسیالیست‌های معتدل است. زرد اغلب برای [[لیبرتارین]] ها‌ها و [[لیبرالیسم|لیبرال هایلیبرال‌های کلاسیک]] استفاده می شود،می‌شود، از آنجا که زرد رنگ طلا می باشدمی‌باشد حاکی از استاندارد هایاستانداردهای طلایی این احزاب و اندیشه هایشان می باشدمی‌باشد. قرمز هم معمولاً به احزاب [[کمونیسم|کمونیست]] یا [[سوسیالیسم|سوسیالیست]] اشاره دارد.
 
سبز رنگ احزاب سبز، احزاب اسلام گرا و احزاب جمهوری خواه ایرلندی است. نارنجی بعضی مواقع اشاره به [[ناسیونالیسم|ناسیونالیست]] ها‌ها دارد نظیر [[هلند]]، یا در [[اسرائیل]] کمپ هایکمپ‌های نارنجی، و وفاداران اولستر در [[ایرلند|ایرلند شمالی]]؛ نارنجی هم چنین می تواندمی‌تواند اشاره به اصلاحات نیز داشته باشد مانند [[اوکراین]]. در گذشته بنفش رنگ وفاداری درنظر گرفته می شدمی‌شد (مانند سفید) اما امروزه بیشتر برای احزاب [[فمینیسم|فمینیست]] به کار برده می شودمی‌شود. رنگ سفید نیز امروزه با ناسیونالیست هاناسیونالیست‌ها پیوند دارد. حزب بنفش نیز به نوعی حزب فرضی دانشگاهی در ایالات متحده در نظر گرفته می شودمی‌شود که حزبی مرکزی میان دو حزب اصلی این کشور است (چرا که رنگ بنفش تلفیقی است از رنگ دو حزب اصلی این کشور؛ قرمز و آبی) و همچنین به عنوان احزاب به شدت آرمان گرایانه صلح و عشق نیز در نظر گرفته می شودمی‌شود (رنگ سبز نیز کارویژه ایکارویژه‌ای را دارد). سیاه عموماً رنگ احزاب [[فاشیسم|فاشیست]] در نظر گرفته می شودمی‌شود و به زمان [[بنیتو موسولینی]] و رنگ پیراهن مشکی وی بر می گرددمی‌گردد ولی همچنین این رنگ به [[آنارشیسم]] هم ارتباط می یابدمی‌یابد. به گونه مشابه قهوه ایقهوه‌ای نیز با [[نازیسم]] در ارتباط است و به حزب نازی و یونیفورمیونیفورم‌های های قهوه ایقهوه‌ای آنها باز می گرددمی‌گردد.
 
رنگ حزب آنجا فایده و اهمیت بسیار می یابدمی‌یابد که بی سوادی در میان رای دهندگان شایع باشد، در این مورد، رای دهندگان می توانندمی‌توانند با به خاطر سپردن رنگ حزب مطبوع خود به نامزد هاینامزدهای آن رای دهند. مورد دیگری که رنگ حزب به گونه ایگونه‌ای مفید مورد استفاده قرار می گیردمی‌گیرد وقتی است که میان احزاب مختلف ائتلاف و اتحاد صورت می پذیرد؛می‌پذیرد؛ برای مثال بنفش حاکی از متحدین رنگ قرمز و آبی است، یا متحدین قرمز و سبز و مثال هاییمثال‌هایی دیگر از این دست که در طول انتخابات دنیا موارد متعددی دارد و همیشه با نشان دادن ساده رنگ هارنگ‌ها در کنار یکدیگر از این اتحاد و ائتلاف خبر داده اندداده‌اند.
 
[[پرونده:ElectoralCollege2008.svg|بندانگشتی|راست|نقشه انتخاباتی ریاست جمهوری ایالات متحده در سال 2008۲۰۰۸ که رنگ هایرنگ‌های قرمز و آبی حاکی از پیروزی هر حزب در هر ایالت است]]
طرح رنگ هارنگ‌ها در [[سیاست ایالات متحده]] از استاندارد هایاستانداردهای بین‌المللی منشعب شده است. از سال 2000۲۰۰۰ رنگ قرمز تبدیل به رنگ جناج راست یا همان حزب جمهوری خواه شده و رنگ آبی نشان از جناح چپ یا حزب دموکرات دارد. با این وجود، بر خلاف رنگ احزاب در دیگر کشور ها،کشورها، احزاب امریکاییآمریکایی خود این رنگ هارنگ‌ها را انتخاب نکرده اند،نکرده‌اند، بلکه این رنگ هارنگ‌ها در رسانه هارسانه‌ها در انتخابات سال 2000۲۰۰۰ و توسط خبرنگاران برای این دو حزب در نظر گرفته شد. قبل از انتخابات سال 2000۲۰۰۰ در هر [[انتخابات ریاست جمهوری]] رسانه هارسانه‌ها اعلام می کردندمی‌کردند که چه رنگی مربوط به کدام نامزد و حزب است. این چرخه تعویض رنگ هارنگ‌ها تا سال 2000۲۰۰۰ ادامه یافت تا این که رنگ هایرنگ‌های مطرح شده در این انتخابات مورد قبول و توجه عام واقع شد و برای عدم بروز سردرگمی دیگر این رنگ هارنگ‌ها برای همیشه برای این احزاب در نظر گرفته می شوندمی‌شوند.<ref>{{citation |publisher =Washington Post | title= Elephants Are Red, Donkeys Are Blue | url=http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/articles/A17079-2004Nov1.html |first=Paul |last=Farhi |date=2004-11-02}}</ref>
 
نماد احزاب سوسیالیستی عموماً مشتی است که یک رز را در بر گرفته است. احزاب کمونیست عموماً از چکش استفاده می کنندمی‌کنند تا نمایان گر کارگران باشد و یا از داس برای نشان دادن کشاورزان بهره می جویندمی‌جویند و یا این که هر دوی چکش و داس را برای اشاره به هر دوی کارگران و کشاورزان در نماد هاینمادهای خویش به کار می برندمی‌برند.
 
سمبل و نماد نازیسم صلیب شکسته است که ریشه در دوران باستان دارد و در طول زمان همیشه توسط گروه هاییگروه‌هایی که به تفوق نژادی و نژاد پرستی معتقد بوده اند،بوده‌اند، مورد استفاده قرار می گرفتهمی‌گرفته است.
 
سمبل هاسمبل‌ها وقتی که حجم زیادی از رای دهندگان بی سواد هستند، می توانندمی‌توانند بسیار مهم باشند. برای مثال در همه پرسی قانون اساسی [[کنیا]] در سال 2005،۲۰۰۵، حامیان قانون اساسی از موز به عنوان سمبل خویش استفاده می کردندمی‌کردند و مخالفین قانون اساسی پرتقال را برای نماد خود انتخاب کرده بودند.
 
== سازمان هایسازمان‌های بین‌المللی برای احزاب سیاسی ==
طی قرون نوزدهم و بیستم، بسیاری از احزاب سیاسی ملی، خود را با احزاب دیگر کشورها که با یکدیگر در یک خط سیر سیاسی قرار داشتند در نهاد هاینهادهای بین‌المللی سازماندهی کردند. از مثال هایمثال‌های قابل توجه این سازمان ها میسازمان‌ها توانمی‌توان به مجمع بین‌المللی کارگران (که همچنین بین‌المللی اول نیز خوانده می شودمی‌شود) سوسیالیست هایسوسیالیست‌های جهان (که بین‌الملل دوم نیز خوانده می شودمی‌شودکمونیست هایکمونیست‌های جهان (که بین‌الملل سوم نیز خوانده می شودمی‌شود) و بین‌الملل چهارم که مجمعی از احزاب طبقه کارگر بود اشاره کرد. همچنین سازمان هایسازمان‌های دیگر نظیر لیبرال هایلیبرال‌های جهان (زرد هازردها)، حزب التحریر، مجمع بین‌المللی مسیحیان دموکرات و اتحادیه بین‌المللی دموکرات هادموکرات‌ها (آبی هاآبی‌ها) نیز در این زمینه نقشی پررنگ داشته اندداشته‌اند. سازمان دیگری که در ایتالیا در سال 1945۱۹۴۵ تاسیستأسیس شد حزب بین‌المللی کمونیست بود که تا 1974۱۹۷۴ مقر آن در [[فلورانس]] بود و شش شعبه در شش کشور دیگر داشت و یک حزب جهانی بسیار گسترده بود. احزاب سبز در سراسر جهان نیز سبزهای جهانی را تاسیستأسیس کردند. سوسیالیست هایسوسیالیست‌های جهانی، لیبرال هایلیبرال‌های جهانی و اتحادیه بین‌المللی دموکرات هادموکرات‌ها نیز همگی در [[لندن]] پایه گذاریپایه‌گذاری شدند. بعضی دولت هادولت‌ها (نظیر [[هنگ کنگ]]) ارتباط رسمی میان سازمان هایسازمان‌های سیاسی محلی را با نهاد هاینهادهای سیاسی خارجی قانوناً ممنوع اعلام کردند و در نتیجه احزاب این کشورها نمی‌توانند با سازمان هایسازمان‌های بین‌المللی احزاب در ارتباط باشند.
 
== انواع احزاب سیاسی ==
دانشمند فرانسوی علم سیاست، [[موریس دوررزه]]، تمایزی میان احزاب کادری و احزابی با اعضای بسیار قائل می شودمی‌شود. احزاب کادری نخبگان سیاسی هستند که دغدغه پیروزی در انتخابات و تاثیرتأثیر محدودی بر فضای خارج از خود را دارند، و تنها در کارزار هایکارزارهای انتخاباتی مشغول به کار می شوندمی‌شوند. اما احزاب بزرگ در صدد جذب و به کار گیری اعضای جدید می باشندمی‌باشند که به گونه ایگونه‌ای منبع حزب برای تامینتأمین منابع مالی در نظر گرفته می شوندمی‌شوند و از آنان انتظار می رودمی‌رود در جهت گسترش ایدئولوژی حزب همان طورهمان‌طور که در انتخابات فعالیت می کنند،می‌کنند، کوشا باشند. احزاب سوسیالیست نمونه اینمونه‌ای از این نوع احزاب هستند در حالیکه [[حزب محافظه کار بریتانیا]] و اتحادیه مسحیان دموکرات آلمان نمونه هایینمونه‌هایی از احزاب کادری می باشندمی‌باشند. در ایالات متحده که هر دوی احزاب اصلی احزاب کادری تلقی می شوند،می‌شوند، رقابت در دوره انتخابات قبل از این که به عرصه عمومی برسد به گونه ایگونه‌ای درون حزبی است و افراد حزب با رقابت در حزب خویش می کوشندمی‌کوشند تا به عنوان نامزد حزب برای انتخابات معرفی شوند.<ref>Ware, ''Political parties'', pp. 65-67</ref>
 
[[کلوس ون بیمه]]، احزاب اروپایی را به نه خانواده دستهدسته‌بندی بندی می کند،می‌کند، که اکثر احزاب در این دسته هادسته‌ها جای می گیرندمی‌گیرند. او توانست هفت دسته از این دسته هادسته‌ها را از چپ تا راست مرتب کند: [[کمونیست]]، [[سوسیالیست]]، [[حزب سبز|سبز]]، [[لیبرال]]، [[دموکرات مسیحی]]، [[محافظه کار]] و [[لیبرتارین]]. جایگاه دو نوع دیگر که احزاب منطقه ایمنطقه‌ای و قومی هستند، متفاوت می باشدمی‌باشد.<ref>>Ware, ''Political parties'', p. 22</ref>
 
== پانویس ==
{{پانویس|2۲||چپ‌چین=بله}}
 
== جستارهای وابسته ==
* [[احزاب قانونی]]
* [[احزاب غیر قانونیغیرقانونی]]
* [[احزاب دولتی]]
* [[احزاب انجمنها و جمعیتهای سیاسی]]
 
== منابع برای مطالعه بیشتر ==
* کتاب [[رژیم احزاب سیاسی]] تالیفتألیف [[جهانگیر محمودی نژادیان]] تاریخ انتشار تابستان ۶۹
* [[کتاب رشد سیاسی]] تالیف تألیف آقای [[سی ایچ داد]]
* کتابهای [[علم سیاست]] و [[مبانی سیاست]] تالیفتألیف دکتر [[عبدالحمید ابوالمحمد]]
* کتاب [[احزاب سیاسی]] تالیفتألیف [[ولی اللهولی‌الله یوسفیه]]
 
== پیوند به بیرون ==