دل تاریکی: تفاوت میان نسخه‌ها

قرار دادن {{داده‌های کتابخانه‌ای}} با اطلاعات ویکی‌داده
بدون خلاصۀ ویرایش
(قرار دادن {{داده‌های کتابخانه‌ای}} با اطلاعات ویکی‌داده)
اما همچون رود بیابان هم نقش ویژه‌ای در این اثر دارد: «در آخر بود که وقوف یافت منتها بیابان از همان دم او را کشف کرده بود...»، «... بیابان هم آن را در میان گرفت...»، «... بیابان بر سر او دست کشیده بود...» و جایی که مارلو می‌گوید: «خیال می‌کنم بیابان چیزهایی را که خودش از آن خبر نداست به گوشش خوانده بود...» در این داستان بیابان مظهر ابهام و تضاد است. گرمای روز و سرمای شب بیابان می‌تواند کشنده باشد، خصوصیات موجودات درونش مسحور کننده‌است و سرابش مانند بی خبری انسان طماع از ظلمت و جنایت‌های اوست و شب‌های پرستارهٔ کویر و مهربانی شبانگاهی ستاره‌ها بازتابی از درخشش ستاره‌های ایثارگری انسان است.
 
{{داده‌های کتابخانه‌ای}}
[[رده:خیال با روایت نامطمئن]]
[[رده:رمان‌های ۱۹۰۲ (میلادی)]]
۳۲٬۴۸۳

ویرایش