تفاوت میان نسخه‌های «جدایی دین از سیاست»

جز
[[سید روح الله خمینی]]، بنیانگذار [[حکومت جمهوری اسلامی ایران|جمهوری اسلامی ایران]] در طول عمرش و به‌ویژه در سال‌های پایانی از نظریه جدایی دین از سیاست به‌عنوان «اسلام آمریکایی» نام می‌برد، تا جایی که در مورد دخالت نکردن دین در سیاست اظهار داشت:
 
{{نقل قول|«اسلام آمریکایی این بود که ملاها باید بروند درسشان را بخوانند، چه کار دارند با سیاست ... از بس تزریق شده بود در این مغزها که باورشان آمده بود که باید برویم توی مدرسه درس بخوانیم و چه کار داریم به این که به ملت چه می‌گذرد ... امر حکومت با قیصر است به ما چه ربطی دارد!»}}
 
ودرو در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی در [[جماران]] در ششم خرداد [[۱۳۶۰]] همچنین گفت:
 
{{نقل قول|«این را بدانید که تنها روحانیت می‌تواند در این مملکت کارها را از پیش ببرد. فکر نکنید که بخواهید کنار بگذارید روحانیت را.»}}
*'''مخالفان '''
 
عده ایعده‌ای از علما و اندیشمندان تاریخ شیعه عدم دخالت دین در سیاست را توصیه نموده اندنموده‌اند. از معاصران آنها میتوانمی‌توان به [[سید علی سیستانی]] اشاره نمود، همچنین از افرادی مانند [[مهدی بازرگان]] و [[عبدالکریم سروش]] و [[مهدی حائری یزدی|حائری یزدی]] که در ابتدا با جمهوری اسلامی همکاری داشته اند در نوشته هانوشته‌ها و گفته هایگفته‌های بعدی آنها آثار موافقت این جدائی مشهود است.
 
حائری یزدی در کتاب خود '''[[حکمت و حکومت]]''' بخوبی این نظر را بیان کرده است:
{{نقل قول| خلاصه کلام این است که نه از مفهوم نبوت و نه از مفهوم امامت، هیچ ایما واشارهو ایاشاره‌ای به تشکیل یک نظام سیاسی که مسئولیت اجرای تکالیف را بر عهده بگیرد استنباط نمیشود، تنها این خود مردم و مکلفین اند که باید همانگونه که در تدبیر بهزیستی خود و خانواده خویش می کوشند به همان نحو، فرد اکمل واصلحو اصلح جامعه خود را که احیانا پیامبر ویاو یا امام است شناسائی کرده و برای زمامداری سیاسی کشور خود انتخاب نمایند .... آئین کشور داری نه جزوی از نبوت است و نه در ماهیت امامت که همه دانائی است، مدخلیت دارد. <ref>حائری یزدی، مهدی. ''حکمت و حکومت'' مجله حکومت اسلامی شماره ۱ ص ۹۹. </ref>.}}
همچنین [[مهدی بازرگان]] مینویسد:{{نقل قول| گرچه در احادیث و کلمات پیامبران توصیه هائیتوصیه‌هائی در زمینه هایزمینه‌های مختلف زندگی وجود دارد، خطبه هایخطبه‌های [[نهج البلاغه]] و نامه هاینامه‌های حضرت امیر، ضمن آنکه شامل خداشناسی، دین شناسیدین‌شناسی و تعلیم و تربیت است نسبت به اخلاق و تربیت اجتماعی و مسائل حکومتی وادارهو اداره حکومت عنایت وافر دارد، اما آنان علاوهافزون بر وظایف رسالت وامامت، معلم و مصلح و موظف به خدمت و اعمال صالح بودند .... تعلیماتی که از این نظرنظر‌ها ها داده اندداده‌اند در عین ارزنده و ممتاز بودن، جز دین و [[شریعت]] حساب نمی شودنمی‌شود و مشمول "ان هو الا وحی یوحی" نمی گردد.نمی‌گردد<ref>مجله کیان شماره ۲۸ صفحه ۵۵</ref>.}}
 
== جستارهای وابسته ==