تفاوت میان نسخه‌های «زبان هندکو»

۴٬۲۳۴ بایت اضافه‌شده ،  ۵ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
جز (ربات:افزودن الگو ناوباکس {{کد زبان‌های معرفی‌شده در ایزو ۶۳۹-۳ که حرف اول عنوان بین‌المللی آنها حرف H است}})
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه افزودن القاب
|familycolor=Indo-European
|states=[[پاکستان]]
|region=[[استان هزاره]], [[پنجاب (پاکستان)]]، [[کشمیر آزاد]]قص
|speakers=۳میلیون
|date=
}}
'''هندکو''' (ہندکو) زبانی‌است که در شمال باختری [[پنجاب (پاکستان)|پنجاب]] [[پاکستان]] از سوی [[پشتو|پشتوها]] و ناپشتونان بدان سخن‌رانده‌می‌شود. هندکو ششمین زبان منطقه‌ای پاکستان است و به [[زبان‌های لندا]] وابسته است. جز پشتوها [[مردمان هندکی]] [[افغانستان]] نیز بدین زبان سخن‌می‌رانند. گویشوران بدین زبان از تیره‌های چندی‌اند و هندکو وابسته به قومیت ویژه‌ای نیست.
 
ارتباط هندکو و فارسی
در زبان هندکو هم هزاران لغت، عبارت و ضرب المثل فارسی رایج است. در این زبان هم مثل دیگر زبان های بومی پاکستان لغات فارسی یا طی گذشت قرن ها با تغییراتی همراه شده اند یا عیناً به کار برده می شوند. برای نمونه تعدادی از آن ها را ذکر می کنیم:
 
در زیورآلات: وزن، آویزه، طلائی، نقری، نوشیروانی، تعویذ، زنجیری، گلوبند، تاج، امام ضامن وغیره
 
در مراسم ازدواج: نکاح، آیینه بندی، گل پاش، خوانچه سلامی.
 
ظروف: پیاله، طباخ، غوری، کوزه، دیگ، دیگچه، دسته، سماوار، شمعدان، چراغدان، مجمر، جام، آفتابه، منقل، چای جوش، سرمه دانی، کارگاه، خورجین، سنگ پا، چلو صاف و غیره.
 
ساختمان: دیوال[دیوار]، ریت[ریگ]، ریگمال، گِل مال، گز، پیمانه، گلکاری، گلکار، دروازه، زنجیر، فرش، چینی خانه، کرسی دار، پرده، میخ، باره دری[بالادری]، چمن، سبزه، گلستان، باغ، باغچه، شاخ[شاخه]، درخت، جنگل، خاک، خاکدان، چوب وغیره.
مذیبی: نماز،روزه، خانگه،زیارت،پیر،مریدوغیره.
 
دیگر لغاتی که در محاورات روزمره هندکوزبانان استفاده می شوند به هزاران می‌رسد که باز برای نمونه چندتایی ذکر می شود: زمین، آسمان، فضا، هوا، طوفان، ستاره، روز، ماه، مهر، گفتگو، ملاقات، آرام، آزاد، شب برات، شب بیداری، آشنا، شناس، آب و تاب، گوشت، سبزی، برادر، خاله، چشم، ابرو، شعله، بلند، بلندی، هفت روزه، ماهانه، ماهنامه، گوشه، گوشه نشین، کفن، گور، گورکند[گورکن]، دربدر، خاک بسر، بیزار، وفادار، بی وفا، بی وفایی، بیخود، بیخودی، سینه زنی، زنجیرزن، شرم، گرم، سرد، شیروان، شیروانی وغیره
 
برخی ترکیب ها: سرخور، درد بی دوا، درد دندان کندن به، شنیده کی بود مانند دیده، دل شکسته، جمال همنشین بر من اثر کرد، جوانامرگ(جوان مرگ)، آمدن به ارادت رفتن به اجازت، خر محض، نان جوین، سنگ و خشت، سگ اصحاب کهف، گربه کشتن روز اول به، زبانزد عالم، پیرزاد وغیره.
 
همچون دیگر مناطق، منطقه هندکوزبان شعرایی دارد که به فارسی هم شعر سروده اند. از جمله: استاد احمدعلی سائین، محمودالحسن کوکب، ملک ناصر علی خان، آقا سید جگر کاظمی، آقا سید رعنا شاه کاظمی، آخونزاده قمرعلی سرحدی، میرزا رضا حسین همدانی(همه مرحوم)، ناز سیتیّ و آخونزاده مختار علی نیّر.
 
جناب مختار علی نیّر از محققین و شعرای هندکو ملقب به بابای هندکو می نویسد: هرجا می رویم قدم به قدم نام ها و لغات و اصطلاحات فارسی پیش از ما حرکت می کنند و همین ما را مجبور کرده است که بالادستی فارسی را بپذیریم. از جمله نام هایی است که در جوار ما هستند و روزانه به کار می بریم و بر گرد آن ها می گردیم. مثلاً: محله، کوچه، چاه، شاهراه، کوچه بسته، کوچه بندی، محلّه دار، رسالدار[مقامی در ارتش صفویان یا افشاریه بوده است مثل سرتیپ]، بازار نالبندی[نعلبندی]، دروازه، محله مروی ها، محله خدادادوغیره.
 
== منابع ==
۱۰۷

ویرایش