تفاوت میان نسخه‌های «جف بیزوس»

۱٬۳۷۳ بایت حذف‌شده ،  ۶ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
جفری بزوس در سال ۱۹۶۴ به دنیا امد. زندگی پدر و مادر او بیش از یک سال دوام نداشت و زمانی که جف نوزاد بود، انها از هم طلاق گرفتند.
مادر جف در حالی که جف ۵ سال بیشتر نداشت برای رهایی از بی خانمانی با یک مهاجر کوبایی که برای تحصیل به [[امریکا]] مهاجرت کرده بود ازدواج کرد. پدرخواندهٔ جف بعد از پایان تحصیل در شرکتی به نام اکسون به عنوان مهندس شروع به کار کرد.{{سخ}}
 
جف در زمان کودکی علاقهٔ زیادی به موضوعات مختلف علمی داشت و با ذهن کنجکاو خود گوشهٔ کوچکی از گاراژ خانه را تبدیل به کارگاهی برای انجام ازمایشاتش کرده بود. از همین دوران بودکه او رویای تبدیل شدن به یک مرد بزرگ را در سر می‌پروراند.
 
== زندگی نامه:دوران جوانی ==
به دنبال کوچ خانواده به ایالت [[میامی]] جف نیز دوران جوانی خود را در این ایالت سپری کرد. پس از این بود که جف وارد دانشکاه شده و شروع به مطالعهٔ فیزیک کرد، ولی بلافاصله به رشتهٔ مورد علاقهٔ خود، یعنی [[علوم کامپیوتر]] و [[مهندسی برق]] وارد شده و سرانجام در این رشته فارغ‌التحصیل شد.{{سخ}}
 
جف پس از اتمام تحصیالاتش در چندین شرکت شروع به کار کرد، شرکت فیتل یکی از این شرکت‌ها بود که بر روی پیاده‌سازی [[شبکه‌های کامپیوتری]] فعالیت می‌کرد و بعد از ان وارد شرکت کامپیوتری SHAW شد. اما این مشاغل با رویای کودکی جف فاصلهٔ بسیاری داشت.
در این دوران بود که ایده‌ای در ذهن وی شکل گرفت و همزمان با آن توجهش به رشد بی نظیر شبکهٔ جهانی وب معطوف شد. او در کمال تعجب دید که رشد استفاده از اینترنت در سال ۱۹۹۴ نسبت به سال قبل ۲۳ برابر شده است!{{سخ}}
 
اما در کنار تمام این مزایا یک خطر بزرگ جف را تهدید می‌کرد و ان سرمایه‌گذاری بر روی یک چیز جدید، مبهم و غیر قابل اعتماد به نام اینترنت بود که تا آن زمان همهٔ مردم ان را یک وسیلهٔ تفریحی و ارتباط جمعی می‌دانستند!{{سخ}}
 
اما تنها جف بود که می‌توانست برای رسیدن به رویای کودکی خود تمام این خطرها را بپذیرد و تلاش بی وقفهٔ خود را برای رسیدن به ارزویش اغاز کند. او شروع به مطالعه و تحقیق در زمینهٔ تجارت کتاب کرد و حتی در همایش سالانهٔ کتاب فروشان شرکت کرد!{{سخ}}
 
هنگامی که جف طرحش را با رییس خود در میان گذاشت و گفت که تصمیم دارد برای ایجاد یک [[کتاب فروشی]] انلاین کارش را ترک کند، رییسش او را به تجدید نظر تشویق کرد و به او گفت که روزی از این کارت پشیمان خواهی شد. جف در جوبا به او گفت:{{سخ}}
«<big>حتی اگر روزی شکست بخورم، اظهار پشیمانی نخواهم کرد، ولی اگر این کار را امتحان نکنم، تمام عمر پشیمان خواهم بود</big>»{{سخ}}
بعدها وی در گفتگو با مجلهٔ [[تایم]] گفت:«به خود می‌بالیدم از این که ریسک بزرگی می‌کردم که هیچ کس حاضر به انجام ان نبود، تمام پایهٔ کار را روی چیزجدیدی به نام اینترنت می‌گذاشتم که معاملهٔ خطر ناکی بود.»
بزرگترین ریسک جف بزوس از زمانی اتفاق افتاد که مادر و پدرخواندهٔ وی از ایدهٔ او پشتیبانی کرده و تمام درامد و پس انداز خود را که برای دوران بازنشستگی ذخیره کرده بودند به دست جف سپردند تا شاهد عمل جسورانهٔ وی باشند.(البته بعدها پاداش کارشان را گرفتند، زیرا میلیاردر شدند.){{سخ}}
۴۴

ویرایش