تفاوت میان نسخه‌های «امیر خان امیراعلم»

گسترش مقاله
جز (به‌روزرسانی الگوی دیگر کاربردها، گام ۳، تغییرمسیر دنبال شد)
(گسترش مقاله)
|footnotes =
}}
'''دکتر امیرخان امیر اعلم''' (۱۲۵۵-۱۳۴۰) پزشک و استاد دانشگاه ایرانی بود.
 
او فرزند حاج علی اکبر خانعلی‌اکبرخان قزوینی معتمدالوزرا بود و در سال ۱۲۵۵[[۱۲۵۶]] شمسیخورشیدی در [[تهران]] به دنیا آمد. بعلتبه علت این اینکهکه پدرش [[رایزن فرهنگی]] ایران در [[بغداد]] بود تحصیلات مقدماتی خود را در [[بیروت]] به اتمام رسانید. در زمان [[مظفرالدین شاه]] همراه دیگران جهت ادامه تحصیل در رشته طب به هزینه دولت عازم اروپا شد و در [[دانشکده پزشکی فرانسوی بیروت]] مشغول به تحصیل شده و درسال ۱۲۸۰ فارغ التحصیل شد. در اواخر سال ۱۹۰۰ میلادی به فرانسه عزیمت نموده و در [[مدرسه طبی نظامی لیون۱۲۸۰]] مشغولفارغ‌التحصیل به تحصیل شدگردید. در سال ۱۹۰۴ میلادی تحصیلات خود را در [[دانشگاه لیون]] به اتمام رساند. او در کنفرانس بین‌المللی بهداشت در سال۱۹۰۲ میلادی [[بوشهر]] را به‌عنوان [[بندر صحی رسمی]] ایران شناساند و به این علت موفق به دریافت نشان درجه اول از دولت فرانسه گردید.
 
در اواخر سال ۱۹۰۰ میلادی به [[فرانسه]] عزیمت نموده و در [[مدرسه طبی نظامی لیون]] مشغول به تحصیل شد. در سال ۱۹۰۴ میلادی تحصیلات خود را در [[دانشگاه لیون]] به اتمام رساند. او در کنفرانس بین‌المللی بهداشت در سال ۱۹۰۲ میلادی [[بوشهر]] را به‌عنوان [[بندر صحی رسمی]] ایران شناساند و به این علت موفق به دریافت نشان درجه اول علمی از دولت فرانسه گردید. همچنین از سوی ایران به وابستگى سفارت شاهنشاهى در پاریس در آمد و [[نشان درجه سوم شیر و خورشید]] دریافت نمود.
'''دکتر امیرخان امیر اعلم''' (۱۲۵۵-۱۳۴۰) پزشک و استاد دانشگاه ایرانی بود.
 
در ۱۹۰۴ توانست با درجه‌ی سروانی به دانشکده‌ی والدوگراس وارد شود و به مدت ۲ سال به تحصیل [[پزشکی نظامی|طب نظامی]] بپردازد. همچنین در همین سال به عنوان نماینده‌ی نظامی ایران در مراسم عروسی ولیعهد سابق [[آلمان]] شرکت کرد و نشان درجه سوم «تاج پروس» دریافت کرد.
 
در سال ۱۹۰۶ میلادی به ایران مراجعت کرده و به استادی [[تشریح]] در [[مدرسه طب]] و عضویت در [[مجلس حفظ‌الصحه دولتی|مجلس حفظ‌الصحه‌ی دولتی]] انتخاب گردید. کمی بعد در دومین دوره‌ی [[مجلس شورای ملی]] از حوزه انتخابیه تهران به نمایندگی انتخاب شد و [[قانون طبابت]] را با مساعدت پزشکان دیگر از جمله شاهزاده [[لسان‌الحکما]] به تصویب رساند. وی در سال ١٣٢٨ قمری با درجه سرتیپی به ریاست [[بهداری ارتش]] انتخاب شد و برای ارتش، بهداری مرتب و منظم طبق اصول جدید تأسیس نمود.
او فرزند حاج علی اکبر خان قزوینی بود و در سال ۱۲۵۵ شمسی در [[تهران]] به دنیا آمد. بعلت اینکه پدرش [[رایزن فرهنگی]] ایران در [[بغداد]] بود تحصیلات مقدماتی خود را در [[بیروت]] به اتمام رسانید. در زمان [[مظفرالدین شاه]] همراه دیگران جهت ادامه تحصیل در رشته طب به هزینه دولت عازم اروپا شد و در [[دانشکده پزشکی فرانسوی بیروت]] مشغول به تحصیل شده و درسال ۱۲۸۰ فارغ التحصیل شد. در اواخر سال ۱۹۰۰ میلادی به فرانسه عزیمت نموده و در [[مدرسه طبی نظامی لیون]] مشغول به تحصیل شد. در سال ۱۹۰۴ میلادی تحصیلات خود را در [[دانشگاه لیون]] به اتمام رساند. او در کنفرانس بین‌المللی بهداشت در سال۱۹۰۲ میلادی [[بوشهر]] را به‌عنوان [[بندر صحی رسمی]] ایران شناساند و به این علت موفق به دریافت نشان درجه اول از دولت فرانسه گردید.
 
امیراعلم در ١٣٣٠ قمری تنظیم تشکیلات بهداری [[ژاندارمری ایران|ژاندارمری]] تازه تأسیس را بر عهده گرفت و در این دوره «بیمارستان نظامی احمدیه» را به نام پادشاه وقت تأسیس نمود. او سپس در سال ١٣٣۵ قمری بیمارستانی برای زنان و کودکان دایر ساخت. متعاقب همین به پاس زحماتی که در تأسیس بهداری ارتش متحمل شده بود به دریافت رتبه و حمایل نشان سرداری مفتخر گردید و نیز از طرف احمد شاه قاجار به سمت طبیب حضور همایونی و ریاست مجلس حفظ‌الصحه دولتی منصوب گردید.
در سال ۱۹۰۶ میلادی به ایران مراجعت کرده و به استادی [[تشریح]] در مدرسه طب و عضویت در مجلس انتخاب گردید. در سازمان نوین [[دانشکده پزشکی دانشگاه تهران|دانشکدهٔ پزشکی دانشگاه تهران]] در سال ۱۳۱۸ استادی کرسی کالبدشناسی و ریاست دستگاه ابن سینا به او واگذار شد. در سال ۱۳۲۱ بجای آقای دکتر شارل ابرلین که در مسافرت بود از طرف شورای دانشکده ریاست دانشکدهٔ پزشکی را بر عهده گرفت. در سال ۱۳۲۷ به [[وزارت بهداری]] انتخاب شد ولی پس از مدت کوتاهی بدلیل بیماری از کار کناره گرفت.
 
در سال ١٢٩۶ ش به مشهد رفت و بیمارستان مخروبه حضرتی را با درآمد مطب شخصی خود ترمیم و تجهیز نمود. او در ١٣٣٨ ق به عضویت شورای ملی فرهنگ درآمد و در همان سال به وزارت فواید عامه رسید. همچنین در دوره چهارم به نمایندگی مردم مشهد و به سمت نایب رئیس دوم مجلس انتخاب شد و سپس به وزارت فرهنگ انتصاب یافت.
دکتر امیراعلم در سال ۱۳۲۹ به تقاضای خود بازنشسته شد و طبق رای شورای دانشکده در زمره استادان افتخاری دانشکده درآمد. از اقدامات مهم او می‌توان [[قانون آبله‌کوبی عمومی]]، تأسیس و مجهز کردن چندین بیمارستان و تنظیم تشکیلات بهداری و ژاندارمری را نام برد. به همین منظور به پاس خدمات بهداشتی و فرهنگی که انجام داده بود و طبق نظر شورای دانشگاه طی مراسمی [[بیمارستان نسوان]] را که خود پایه‌گذار و مؤسس آنجا بودند به نام ایشان «[[بیمارستان امیراعلم]]» نامگذاری کردند.
 
او در سال ١٣٠٢ شمسی پس از ١٧ ماه تلاش [[جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران|جمعیت خیریه شیر و خورشید سرخ]] را دایر ساخت و خود نیابت ریاست آن را پذیرفت. در این دوره کمک‌های شایانی به آسیب‌دیدگان نقاط مختلف کشور شد. در دوره‌ی پنجم مجلس شورای ملی بار دیگر از طرف حوزه‌ی انتخابیه [[مشهد]] به نمایندگی برگزیده شد و در ضمن ریاست بهداری کل کشور را بر عهده گرفت.
 
در سال ١٣٠۴ شمسی به سمت طبیب مخصوص احمدشاه و پس از روی کار آمدن [[رضاشاه]] به عنوان طبیب مخصوص او نیز منصوب گردید.
 
در سال ۱۹۰۶ میلادی به ایران مراجعت کرده و به استادی [[تشریح]] در مدرسه طب و عضویت در مجلس انتخاب گردید. در سازمان نوین [[دانشکده پزشکی دانشگاه تهران|دانشکدهٔ پزشکی دانشگاه تهران]] در سال ۱۳۱۸ استادی کرسی [[کالبدشناسی]] و ریاست دستگاه ابن سیناابن‌سینا به او واگذار شد. در سال ۱۳۲۱ بجایبه جای آقای دکتر [[شارل ابرلین]] که در مسافرت بود از طرف شورای دانشکده ریاست دانشکدهٔ پزشکی را بر عهده گرفت. در سال ۱۳۲۷ به [[وزارت بهداری]] انتخاب شد ولی پس از مدت کوتاهی بدلیل بیماری از کار کناره گرفت.
 
ریاست تالار تشریح دانشکده پزشکی، کارمند پیوسته و رئیس کمیسیون پزشکی فرهنگستان و نایب رئیس فرهنگستان از دیگر سمت‌های او بود.
 
وی در سال ١٣٢٧ شمسی به [[وزارت بهداری]] انتخاب شد ولی به علت کسالت پس از مدت کوتاهی کنار گرفت. در سال ١٣٢٩ شمسی به درخواست خود بازنشسته شد و طبق رأی شورای دانشکده در زمره استادان افتخاری دانشکده درآمد.
 
دکتر امیراعلم در سال ۱۳۲۹ به تقاضای خود بازنشسته شد و طبق رای شورای دانشکده در زمره استادان افتخاری دانشکده درآمد. از اقدامات مهم او می‌توان [[قانون آبله‌کوبی عمومی]]، و تأسیس و مجهز کردن چندین بیمارستان و تنظیم تشکیلات بهداری و ژاندارمری را نام برد. به همین منظور به پاس خدمات بهداشتی و فرهنگی که انجام داده بود و طبق نظر شورای دانشگاه طی مراسمی [[بیمارستان نسوان]] را که خود پایه‌گذار و مؤسس آنجا بودند به نام ایشاناو «[[بیمارستان امیراعلم]]» نامگذاری کردند.
 
وی همچنین در دوره‌های اول، دوم و سوم [[مجلس سنای ایران|مجلس سنا]]، سناتور انتصابی از سوی [[محمدرضاشاه پهلوی]] بود.
 
دکتر امیراعلم در سال ۱۳۴۰ در ۸۴ سالگی در تهران درگذشت.
 
== منابع ==
* {{یادکرد|فصل= |کتاب=۱ - (روسای دانشکده پزشکی تهران از ابتدا تا کنون)|نویسنده=علی نجفی، زرین توکلی|ترجمه=|ناشر=دانشگاه علوم پزشکی تهران |چاپ=اول|شهر=تهران |کوشش= |ویرایش= ||سال=۱۳۸۷|۰ }}
*{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =روستایی | نام = محسن| پیوند نویسنده = | عنوان = تاریخ طب و طبابت در ایران (از عهد قاجار تا پایان عصر رضاشاه) به روایت اسناد| ترجمه = | جلد = دوم| سال = ۱۳۸۲| ناشر =سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران |مکان =تهران | شابک =‭ ‎964-6189-64-4 | صفحه = ۱۲۲| پیوند = | تاریخ بازبینی = ۱۴ اکتبر ۲۰۱۵}}
 
*{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = موحدی| نام = محمدمهدی| پیوند نویسنده = | عنوان = زندگی‌نامه پزشکان نام‌آور معاصر ایران| ترجمه = | جلد = | سال = ۱۳۷۹| ناشر = ابرون|مکان = تهران| شابک =964-5642-23-x‬‬ | صفحه = ۴۳| پیوند = | تاریخ بازبینی = ۱۴ اکتبر ۲۰۱۵}}
{{ترتیب:امیراعلم، امیر خان}}
[[رده:زادگان ۱۲۵۵]]