تفاوت میان نسخه‌های «مردم لک»

۱۸٬۳۸۰ بایت اضافه‌شده ،  ۵ سال پیش
مطالبی که به صورت جانبدارانه حذف شده بودند بازگردانی شد
(مطالبی که به صورت جانبدارانه حذف شده بودند بازگردانی شد)
{{تمیزکاری}}
{{Infobox ethnic group
|group = مردم لک
|poptime =
|popplace =[[استان لرستان]]{{•}} [[استان ایلام]]{{•}} [[استان کرمانشاه]]{{•}} [[استان همدان]]
|langs =[[زبانگویش لکی]] اززبان کردی
|rels =اسلام ([[شیعه]])، [[یارسان]]}}
 
'''لـَک''' نام قومی ایرانی است از زیر شاخه های لر که در باختر و جنوب باختری ایران زندگی می‌کنند. [[زبان مادری]] لک‌ها [[ زبان لکی]] استدین واکثریت مذهبآنهای اکثرشیعه آنانواقلیتی شیعهاهل حق(یارسان) استهستند.<ref name="ethnologue">[http://www.ethnologue.com/show_language.asp?code=lki Ethnologue report for language code:lki<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref><ref>Anonby, Erik John, [http://anonby.balafon.net/wp-content/uploads/2007/03/laki-article-typset.pdf Kurdish or Luri?] Laki’s disputed identity in the Luristan province. بازدید: مه ۲۰۱۰. (PDF)</ref>
 
== برخی نظریات ==
زبانشناسان [[لکی]] را در شاخه [[گویش‌های جنوبی کردی]] طبقه‌بندی می‌کنند،<ref>Windfuhr, G. (۲۰۰۹). The Iranian Languages, Routledge, p. ۵۸۷</ref><ref>Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) 2000.</ref><ref>Rüdiger Schmitt (Hg.): Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden (Reichert) 1989.</ref><ref>V. Minorsky, “Lak”, Encyclopaedia of Islam.</ref> اتنولوگ آن را یک زیرشاخه چهارم [[زبان کردی|کردی]] طبقه‌بندی می‌کند.<ref name="Ethnologue">[http://www.ethnologue.com/show_language.asp?code=lki Ethnologue report for Laki]</ref>برخی لک‌ها را یک شاخه مستقل از اقوام ایرانی میدانند.<ref>مصاحب. دائرةالمعارف فارسی. ذیل واژهٔ لک</ref><ref>عبدالله شهبازی. مقدمه‌ای بر شناخت ایلات و عشایر. تهران: ۱۳۶۹ ص. ۱۳۴</ref> و چون در آغاز پیدایی و تجمع خود حدودأ صد هزار خانه بوده‌اند، آنها را «لک»؛ یعنی، «صد هزار» نامیدند.{{مدرک}} مهمترین [[ایلات لک ایران]] عبارتند از:گراوند، ایتیوند، آدینه وند،[[یوسفوند یا یوسف وند]]،[[کلیوند یا قلیوند]]،[[پایروند یا پادروند]]،[[جلیلوند]]،، [[حسنوند]]، آزادبخت، [[ترکاشوند یا کاوشوند]] (کاوه شاهوند) و [[دهستان زردلان|زردلان]]،<ref> رستم رحیمی. بومیان دره مهرگان. کرمانشاه:۱۳۷۸ ص. ۱۴۶</ref> [[جلالوند]]، [[قیاسوند]]، [[عثمانوند یا هوزمانن]] ، [[شاهیوند]]، [[خواجه وند]] ، [[ایل مافی]]، ایل [[باجلان]]، [[بالاوند]] و [[ایل بیرانوند]] که در نواحی ایلام و کرمانشاه و لرستان مأوا داشته‌اند.<ref>عبدالله شهبازی. مقدمه‌ای بر شناخت ایلات و عشایر. تهران: ۱۳۶۹ ص. ۶۷</ref>
'''سیسیل جی. ادموندز''' می­نویسد: «نام­هایی که به وند ختم می­شوند مخصوص سرزمین اصلی کردستان نیستند و در میان لرها(لک­ و فیلی) شیوع بیشتری دارند. این پیشوند از ریشه فعل لکی – لری «وندین» به معنای افکندن یا دوانیدن و لذا به معنی شاخه یا شعبه است و نخستین بخش نام قبیله همیشه نام «نیا» است و هیچ گاه نام محل نیست»<ref>(ادموندز؛ 1382: 54)</ref><ref>Anonby, Erik John, Kurdish or Luri? Laki’s disputed identity in the Luristan province. بازدید: مه ۲۰۱۰. (PDF)</ref>
 
برخی زبانشناسان{{مدرک}} [[لکی]] را در شاخه [[گویش‌های جنوبی کردی]] طبقه‌بندی می‌کنند،<ref>Windfuhr, G. (۲۰۰۹). The Iranian Languages, Routledge, p. ۵۸۷</ref><ref>Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) 2000.</ref><ref>Rüdiger Schmitt (Hg.): Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden (Reichert) 1989.</ref><ref>V. Minorsky, “Lak”, Encyclopaedia of Islam.</ref> اتنولوگ آن را یک زیرشاخه چهارم [[زبان کردی|کردی]] طبقه‌بندی می‌کند ولی در ادامه آنها را لر می خواند.<ref name="Ethnologue">[http://www.ethnologue.com/show_language.asp?code=lki Ethnologue report for Laki]</ref> و برخی آنها را قومی مابین کردها و لرها نامیده‌اند و برخی لک‌ها را یک شاخه مستقل از اقوام ایرانی میدانند.<ref>مصاحب. دائرةالمعارف فارسی. ذیل واژهٔ لک</ref><ref>عبدالله شهبازی. مقدمه‌ای بر شناخت ایلات و عشایر. تهران: ۱۳۶۹ ص. ۱۳۴</ref> و چون در آغاز پیدایی و تجمع خود حدودأ صد هزار خانه بوده‌اند، آنها را «لک»؛ یعنی، «صد هزار» نامیدند.{{مدرک}} مهمترین [[ایلات لک ایران]] عبارتند از:گراوند، ایتیوند، آدینه وند،[[یوسفوند یا یوسف وند]]،[[کلیوند یا قلیوند]]،[[پایروند یا پادروند]]،[[جلیلوند]]،، [[حسنوند]]، آزادبخت، [[ترکاشوند یا کاوشوند]] (کاوه شاهوند) و [[دهستان زردلان|زردلان]]،<ref> رستم رحیمی. بومیان دره مهرگان. کرمانشاه:۱۳۷۸ ص. ۱۴۶</ref> [[جلالوند]]، [[قیاسوند]]، [[عثمانوند یا هوزمانن]] ، [[شاهیوند]]، [[خواجه وند]] ، [[ایل مافی]]، ایل [[باجلان]]، [[بالاوند]] و [[ایل بیرانوند]] که در نواحی ایلام و کرمانشاه و لرستان مأوا داشته‌اند.<ref>عبدالله شهبازی. مقدمه‌ای بر شناخت ایلات و عشایر. تهران: ۱۳۶۹ ص. ۶۷</ref><ref>Windfuhr, G. (۲۰۰۹). The Iranian Languages, Routledge, p. ۵۸۷</ref><ref>Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) 2000.</ref><ref>Rüdiger Schmitt (Hg.): Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden (Reichert) 1989.</ref><ref>V. Minorsky, “Lak”, Encyclopaedia of Islam.</ref><ref name="Ethnologue">[http://www.ethnologue.com/show_language.asp?code=lki Ethnologue report for Laki]</ref><ref>
خاندان‌های لر کوچک ایل‌هایی بودند که در حدود بین [عراق] [عجم] و [عراق] [عرب] [ییلاق] و [قشلاق] می‌کردند و خراج خود را به دیوان [بغداد] می‌دادند و به بسیار کم فرمانروایی جداگانه‌ای داشتند. سرزمین [[لرستان]] به دو بخش [[لر کوچک]] و [[لر بزرگ]] بخش می‌شود.<ref>امان اللهی بهاروند، سکندر. قوم لر. آگه، ۱۳۹۱. ۷۷. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۳۲۹۱۳۵۸</ref>
Lakī and Kurdish
در کتاب [[تاریخ مغول]] در صفحه ۴۴۲ و در کتاب [[مجمل‌التواریخ گلستانه]] در صفحه ۲۰۴ به این شرح در خصوص سرزمین‌های لر کوچک و بزرگ آمده‌است:
Author: Shahsavari, Faramarz
{{نقل قول| لر کوچک همان است که حالیه هم آن را [[لرستان]] می‌گوییم و غرض از این قسمت اخیر که در آن ایام لر کوچک خواند می‌شده بیشتر ناحیه فیلی یعنی اطراف [[خرم‌آباد]] و اراضی پشت کوه بوده‌است. مراد از لرکوچک، ایلات لرستان، ایلام، بخشی از کرمانشاه و همدان و شمال شرقی عراق حالیه (شامل طوایف [لک] و [فیلی]) و مراد از لر بزرگ، ایلات [بختیاری]، [ممسنی] و [کهگیلویه] دانسته شده‌است یعنی به خلاف تقسیم فوق.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی =http://www.mibosearch.com/Dictionary.aspx?wId=18225&DicName=dehkhoda&word=اتابکان+لرستان|عنوان =اتابکان لر کوچک | ناشر =میبو سرچ |تاریخ = |تاریخ بازدید =‎۶ آبان ۱۳۸۹|زبان=فارسی}}</ref>}}
Source: Iran and the Caucasus, Volume 14, Number 1, 2010 , pp. 79-82(4)
<ref>پشتدار، علی محمد. لرها و لرستان از دیدگاه ولادیمیر مینورسکی. ج. ۷. علوم انسانی «ایران شناخت»، ۱۳۷۶. ۱۶۰ تا ۱۸۳. بازبینی‌شده در ۶ اوت ۲۰۱۴</ref>
[http://www.ingentaconnect.com/content/brill/ic/2010/00000014/00000001/art00007]</ref>
[[رضاقلی‌خان هدایت]]، در مورد قلمرو جغرافیای لر کوچک می‌نویسد:
چنین به نظر می‌رسد که تغییر هویت از لری به [[کردی]] که از سده‌ها پیش مردم [[گوران]] مناطق [[اردلان]] (به مرکزیت سنندج) و سرزمین کرمانشاه در بر گرفت،<ref name="akupof"/> در منطقه لک‌نشین تکمیل نشده و باعث مناقشه‌آمیز بودن موضوع تعلق قومیتی لک‌ها شده‌است.
{{سرخط}}مخفی نماناد که لر کوچک که در خرم‌آباد و خاوه و الشتر و صدمره [صیمره=سیمره در مشرق و جنوب شرقی استان ایلام] و یدمن [هندمینی] سکنی دارند جمعی بوده‌اند و هستند و عرض ولایت ایشان بر جنوب عراق واقع است از طرفی به همدان و قلمرو علیشکر بهارلوی ترکمان و طرفی بالکان خوزستان متصل است، و طول آن ولایت از قصبه بروجرد الی بغداد و سایر محال تخمینأ یکصد فرسخ است.<ref>
نتیجتاً چنین به نظر می‌رسد که لکی از هر دو زبان کردی‌تبار و لری‌تبار عناصری داراست. اما با دقت در آن می‌توان دریافت که قرابت بسیار زیادی با کلهری دارد<ref name="akupof">آکوپف، گ. ب. حصارف، م. ا. ترجمه سیروس ایزدی، کردان گوران، مسئله کرد در ترکیه: از آغاز جنبش کمالیان تا کنفرانس لوزان، تهران: انتشارات زوار، ۱۳۸۶/۲۰۰۷، صص۸۸–۹۱.</ref>
 
ایل [[لک]] [[بالاوند]] [[ایرانی تبار]] شامل طوایف بالاوند، اولادها، [[کاوشوند]]، خلفوند، بهمنیا روند، پیراحمدوند، لروند کلهر و داجیوند که در منطقه [[هلیلان]] و [[زردلان]] ساکن هستند از تیره‌های قدیمی و بومی منطقه و از اعقاب طوایف [[ساسانیان]] هستند و بعضی معتقدند که از نسل [[بهرام گور]] و به احتمال قوی دارای [[آیین زرتشتی]] بوده‌اند.<ref>لطفی، احمد، طوایف پراکنده، ص۷۲ پی‌نوشت</ref><ref name=encyclopaediaislamica>{{یادکرد وب |نویسنده = |نشانی = http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=346 |عنوان= بالَه وند (یا بالَوَنْد)| ناشر = دانشنامه جهان اسلام |تاریخ = |تاریخ بازبینی=۱۰ دسامبر ۲۰۱۳}}</ref>
{{پک|رضا قلی خان هدایت|1380|ک=تاریخ روضه الصفای ناصری|ص=6662}}</ref>
 
 
'''[[کریم خان زند]]''' بنیانگذار سلسله پادشاهی زندیه در جمله ای خود را لر معرفی می کند و چنین می گوید :( اگر شما ما را لر ساده ی بی وقوفی پنداشته اید اشتباه کرده اید)و بسیاری سخنان دیگر از این پادشاه زند در کتاب [[رستم‌التواریخ]] اثری از محمدهاشم آصف از مورخین دوره زندیه و اوایل دوره قاجار ، به ثبت رسیده است .<ref>کتاب رستم التواریخ-محمد هاشم آصف</ref><ref>Anonby, Erik John, [http://anonby.balafon.net/wp-content/uploads/2007/03/laki-article-typset.pdf Kurdish or Luri?] Laki’s disputed identity in the Luristan province. بازدید: مه ۲۰۱۰. (PDF)</ref>
== تبارشناسی ==
چنین به نظر می‌رسد که تغییر هویت از لری به [[کردی]] که از سده‌ها پیش مردم [[گوران]] مناطق [[اردلان]] (به مرکزیت سنندج) و سرزمین کرمانشاه در بر گرفت،<ref name="akupof"/> در منطقه لک‌نشین تکمیل نشده و باعث مناقشه‌آمیز بودن موضوع تعلق قومیتی لک‌ها شده‌است.نتیجتاً چنین به نظر می‌رسد که لکی از هر دو زبان کردی‌تبار و لری‌تبار عناصری داراست.<ref name="akupof">آکوپف، گ. ب. حصارف، م. ا. ترجمه سیروس ایزدی، کردان گوران، مسئله کرد در ترکیه: از آغاز جنبش کمالیان تا کنفرانس لوزان، تهران: انتشارات زوار، ۱۳۸۶/۲۰۰۷، صص۸۸–۹۱.</ref><ref>لطفی، احمد، طوایف پراکنده، ص۷۲ پی‌نوشت</ref><ref name=encyclopaediaislamica>{{یادکرد وب |نویسنده = |نشانی = http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=346 |عنوان= بالَه وند (یا بالَوَنْد)| ناشر = دانشنامه جهان اسلام |تاریخ = |تاریخ بازبینی=۱۰ دسامبر ۲۰۱۳}}</ref>
 
۷۰ درصد واژگان لکی با زبان فارسی مشترک است. ۷۸ درصد با [[لری خرم‌آبادی]] و ۶۹ درصد با لری شمالی.<ref>[http://www.ethnologue.com/show_language.asp?code=lki Ethnologue report for language code: lki<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref>
== نظریه شاعران و خوانندگان ==
لک‌های [[پیشکوه]] قویاً خود را لر می‌دانند و لک‌های [[پشتکوه]] پیوندهای قوی فرهنگی هم با لرها و هم با کردها نشان می‌دهند.<ref>Anonby, Erik John, [http://anonby.balafon.net/wp-content/uploads/2007/03/laki-article-typset.pdf Kurdish or Luri?] Laki’s disputed identity in the Luristan province. بازدید: مه ۲۰۱۰. (PDF)</ref>
'''[[حمید ایزدپناه]]''' ، نویسنده و پژوهشگر و شاعر لک زبان لرستانی ، متخلص به "صفای لرستانی" در یکی از اشعارش به صراحت حدود قوم لک را مشخص می کند :
 
مقایسه زبانهای لکی با دیگر زبانها. به عنوان مثال:
لکم لک زاده ام لُر هست تبارم نیئم کُرد و لُری هست افتخارم
در زبان فارسی: بیا به خانه برویم-
درزبان لری: بوری ره‌یم مال-
در زبان کردی: بو بچیمه مال-
در زبان لکی: بوری بچیمه مال.
برخی منابع لکی را در [[زنجیره گویشی|پیوستار]] تدریجی [[فارسی]]-[[لری]]-[[کردی]] در میان لری و گورانی قرار داده ولی همانندی‌های آن بیشتر به سمت لری می‌دانند.<ref>Anonby, Erik John, [http://anonby.balafon.net/wp-content/uploads/2007/03/laki-article-typset.pdf Kurdish or Luri?]</ref><ref> Laki’s disputed identity in the Luristan province. ص. ۱۵، بازدید: آوریل ۲۰۰۹. (پی‌دی‌اف)</ref><ref>نقل منابع از ایزدپناه، ح. فرهنگ لکی، مؤسسه فرهنگی جهانگیری، تهران ۱۳۶۷خ، ص ۱۱.</ref>
برخی زبان‌شناسان هم لکی را کاملاً در دستهٔ لری طبقه‌بندی کرده‌اند.<ref>B. Grimes, (ed.), Luri, in Ethnologues (13th edition), Dallas 1996, p.677</ref>
 
در محدوده کرمانشاه ، زبان های کوردی و لری( لکی و ملکی ) مانند طیف های نور رنگین کمان آنچنان در هم آمیخته اند که عملاً مرز بین این زبانها را نمی توان پیدا کرد.امروزه عده ای از محققان ، لک ها را از نظر زبانی در زیر مجموعه کوردها قرار داده اند و دلیل آنرا شباهت گفتاری میان لک ها و مردمان کرمانشاه(کلهرها) دانسته اند ولی آنچه که فراموش می شود ، تفاوت زبان کوردی با کلهری است .
من آن لک زادۀ شیرن تبارم دفاع ز لُر همیشه هست کارم
زبان همواره در گذر تاریخ دچار تغییر و دگرگونی می شود و آنچه که پایدار است نژاد است . تفاوت زبانی موجود بین کوردها و کلهرها ، می تواند بدلیل نداشتن ریشه نژادی مشترک باشد زیرا تمام منابع قدیم بر لک بودن کلهرها اشاره دارد و کورد خواندن آن‌ها دلیلی بر نفی هویت لکی آن‌ها نیست همچنان که کُرد خواندن آنها دلیلی بر نفی ایرانی بودنشان نیست. به همین دلیل نمی توان لک ها را به دلیل شباهت های زبانی که با کلهرها دارند ، کورد خواند و همچنین کلهرها را به دلیل زبان تکلم کوردی که دارند ، از نژاد کورد دانست .
منابع تاریخی متعددی وجود دارند که بر لر بودن طوایف کرمانشاه صحه گذاشته‌اند:
 
1-در کتاب ( زیر آفتاب سوزان ایران ) نویسنده آن، هویت کلهرها را به قوم لر(لک) نسبت می دهد و می نویسد: قنسول ایرانی ... برایمان تعریف کرد که حاکم کرمانشاه، امیرمفخم در حال حاضر با قوای بسیار در سر پل به سر می برد و با لرهای کلهر که از پرداخت عوارض خود استنکاف کرده اند در حال جنگ است...( نیدر مایر، اسکارفن 1363: 59) <ref>( کتاب زیر آفتاب سوزان ایران- نیدر مایر، اسکارفن 1363: 59)</ref>
نیئم کُرد و همیشه هم نبودم لُری باشد تمام تار و پودم
 
2-در کتاب( کردان گوران ) که تحقیقات مفصل تری در مورد طوایف کرمانشاه دارد در چند صفحه از قول پژوهشگرانی نقل کرده که گورانها (به معنی همه طوایف کرمانشاه ) اصالت لری دارند به طور مختصر در مورد کلهرها چنین مینویسد: «پس از گذشت نیم سده، دکتر فریچ ـ خاورشناس آلمانی ـ « کلهرها ـ لرها » را یکی کرد و اندکی پیش از وی، ژ.دو.مورگان گواهی داده بود که کردان کلهر به لکی سخن می گویند. در پژوهش علمی، بر اساس داده هایی از این دست، این باور پدید آمد که کلهرها،... شاخه ای از لران اند، زیرا گوران ها و دیگر گروه های باشندگان جنوب کردستان، به گواهی روسو، دارای «نام عمومی لک» هستند» (آکوپوف. گ. ب. 1386: 92) <ref>کتاب کردان گوران-آکوپوف. گ. ب. 1386: 92</ref>
لُری بی لک نباشد هیچ کامل لکم بی لُر ندارد جای در دل
 
لُرم ،هست افتخارم لک زبانی زتاریخ کهن دارم نشانی
 
3-میرزا خانلر خان اعتصام الملک ، نایب اول وزارت امور خارجه در کتابش کلهرها را با هویت لر، ثبت کرده و می نویسد «محمد حسن خان سرتیپ، حاکم کلهر در آن ایام از کرمانشاهان مرخص و روانه به محال خود گردید. بعد از ورود او بر ایل و الوار کلهر خبر رسید که..» (اعتصام الملک. 1351: 71 )<ref>میرزا خانلر خان اعتصام الملک-1351: 71 </ref>
ز عیلام و ز کاسی و لرستان ز بابا و ز خوشین و پریشان
 
4- بارون دوبد در کتاب سفرنامه لرستان و خوزستان – که به سیاحت در میان لرها می پردازد- در تشریح طوایف لر کوچک چنین می نویسد: طایفه‌های پشتکوه که به نام فیلی منسوبند از طوایف پیشکوه بسیار کمترند سرگرد رالینسن عده ی آنان را 12 هزار خانوار تخمین زده که شامل کرد و دیناروند و کلهر و بدرایی و مکی می شوند. (دوبد، بارون. 1371: 429) <ref>بارون دوبد - کتاب سفرنامه لرستان و خوزستان</ref>
منم معیار خوب لُریاتی لکم لُر بودن من هست ذاتی
<ref>فرهنگ لکی ، موسسه فرهنگی جهانگیری، تهران 1367 خ </ref><ref> فرهنگ لری چاپ نخست ، انجمن فرهنگ ایران باستان ، تهران 1345 خورشیدی ، چاپ دوم انتشارات آگاه تهران وچاپ سوم انتشارات اساطیر ، تهران </ref>
 
'''استاد[[ایرج رحمانپور]]''' در جشنواره كمانچه فرمودند كه" موسيقي لري را اگر به پرنده اي تشبيه كنيم، لكي وبختياري بالهاي اين پرنده را تشكيل داده اند"
همچنین می فرماید : موسیقی قوم لُر (لک،بختیاری،فیلی) در دستگاه ماهور اجرا می شود و موسیقی كردی در دستگاه شور . ذكر این نكته ضروریست كه موسیقی مربوط به ترانه های لكی و قسمت هایی از جنوب كرمانشاه همه در دستگاه ماهور قابل اجراست .
برای داشتن نقش در عرصه‌ی بین‌الملی باید داشته‌های خود را بازیافت، صیقل داد و بر بام جهان فریاد زد. خانم پرفسور فرانسوی با مویه‌های من می‌گریست و می‌گفت این موسیقی، تاریخ همه‌ی بشر است و هر جا هوره و مویه‌ها را می‌شنیدند ما را برای اجرا دعوت می‌کردند.<ref>پایگاه لوور-جشنواره کمانچه</ref>
 
5- ناصرالدین شاه در سفرنامه اش اهالی اطراف سرپل ذهاب را لر ثبت می کند او در صفحه ی 82 کتابش از سنگ سفیدی در حوالی سرپل ذهاب می گوید که لرها – که اهالی آن منطقه می باشند - برای این سنگ حکایتی دارند. البته ناصرالدین شاه در صفحه ی 62 همان کتابش اهالی حومه طاق بستان را هم لر ثبت می کند. در این مورد نمی توان گفت ناصر الدین شاه اشتباه کرده است زیرا او به اندازه ی کافی مشاور و تصحیح کننده در اختیار داشته است.
'''[[فرج علیپور]]''' از خوانندگان لک زبان لرستانی همواره کنسرت های بسیاری را در داخل و خارج کشور برگزار کرده است که از جمله این هنرنمایی ها می توان به اجرای مشترک ترانه های لری توسط استاد فرج علیپور از لرستان و ترانه های کردی توسط استاد شاهو عندلیبی از کردستان اشاره نمود .
ناصرالدین شاه در سراسر سفر‌نامه‌اش (صفحات62 ،72، 74 و 169) ، طایفه زنگنه کرمانشاه را با پیشوند لر و به صورت لر زنگنه درج کرده است.(ناصرالدین شاه. 1363: 62). همچنین، کتاب منتخب التواریخ در ص 53 زنگنه را در مجموع طوایف لر قرار داده است. <ref>(ناصرالدین شاه. 1363: 62)</ref>
در این کنسرت ترانه های بسیاری به زبان '''لری لکی''' و '''لری مینجایی''' توسط این هنرمند اجرا شد.
 
 
فرج علیپور دلیلی برای علاقه مندی '''سیما بینا''' به '''موسیقی لری''' از زبان خودش:
6- در کتاب دائرة المعارف سرزمین و مردم ایران صفحه 401 چنین می خوانیم « در عصر مغول قسمت شمالی جاده قصر شیرین به کنگاور جزء کردستان و قسمت جنوبی این جاده جزء لرستان بوده و کرمانشاه به صورت ده کوچکی درآمده است.» مرز لر فیلی در غرب با عرب های دشت آشور و در شرق با ترک های همدان به خوبی روشن است زیرا که زبان لری فیلی سنخیتی با زبآن‌های عربی و ترکی ندارد. اما این مرز در حد شمالی به خاطر هم ریشه بودن با کردها نامعلوم است و می توان این حد را جاده ی قصرشیرین به کنگاور دانست. <ref>کتاب دائرة المعارف سرزمین و مردم ایران</ref>
با شنیدن ساز کمانچه «فرج‌ علیپور» به موسیقی لری علاقه‌مند شدم؛ در حالی که هرگز او را ندیده بودم. یک روز یکی از دوستان خانوادگی ما آقای حمید ایزدپناه که محقق و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ لرستان است، فرج علیپور را نزد من آورد و با ساز او آهنگ و ترانه‌ای به نام «شوق وصل» را اجرا کردم، البته به‌طور خصوصی در خانه ضبط کردیم. این ترانه از سروده‌های حمید ایزدپناه بود و قبلا از خودشان یاد گرفته بودم، اما بعدها که بیشتر به موسیقی این منطقه پرداختم از فرج علیپور و دوستان هنرمند این خطه بیشتر و بیشتر آموختم و از کتاب‌های موسیقی و تاریخ و فرهنگ آقای‌حمید ایزدپناه و منابع دیگر بهره بردم.<ref>کنسرت گروه تال در کدگان هال لندن اسفند 93</ref><ref>گروه موسیقی تال و نیریز کنسرت های گلونی و زاگرس</ref>
 
 
7- علی اکبر وقایع نگار نویسنده کُردتبار، کرمانشاهان را داخل سرزمین لرستان می داند. و در صفحه‌ی 23 کتابش چنین می نویسد: « جماعت لر جماعتی هستند...که محل و مسکن آن‌ها از اصفهان گرفته تا به سر حد ششتر و دزپول و یک طرف آن به عراق عرب و یک طرف آن به کردستان سنندج و یک طرف آن به همدان متصل است و کرمانشاهان نیز داخل لرستان است و طوایفی که ذکر می شود همگی از طایفه ی لر منشعب شده اند. طایفه ی بختیاری و طایفه ی بیستیاروند و طایفه سنجابی و طایفه جلیلوند...» روشن است که آقای وقایع نگار طایفه سنجابی کرمانشاهان را در زمره طوایف لر قرار داده است.( وقایع نگار، 1369: 33) <ref>علی اکبر وقایع نگار نویسنده کُردتبار</ref>
در مورد طایفه سنجابی باید گفت که ایل سنجابی یا بخشهایی از آن در زمان سلطنت نادرشاه افشار از حدود فارس به مناطق کرمانشاه کوچانده شده‌اند ( کتاب مقدمه‌ای بر شناخت ایل‌ها، چادر‌نشینان و طوایف عشایری ایران ص 263). <ref>کتاب مقدمه‌ای بر شناخت ایل‌ها، چادر‌نشینان و طوایف عشایری ایران</ref>
 
8-در کتاب کوچ نشینان لرستان، مرز بین لرها و کوردها، قدری مورب ثبت شده و آن را خط قصرشیرین به شاه آباد[اسلام آباد]، کرمانشاه، هرسین، ... نوشته است.( مورتنسن،1377: 39) <ref>کتاب کوچ نشینان لرستان</ref>
 
9- در تأیید وجود جماعت لر در کرمانشاه، یاسنت لوئی رابینو چنین نوشته: « ایالت کرمانشاه دارای شمار بسیاری روستاست که در بیشتر آن‌ها کردها و لرها زندگی می کنند...»(رابینو،1391) و باز در ادامه می نویسد: « بزرگترین فراورده ی این ایالت پس از گندم، پشم است. رمه‌های بزرگ کردها و لرها در تپه‌های سرسبز این ایالت در حال چرا هستند...»( رابینو 1391: 34) او همچنین در مورد وجود گویش لری در کرمانشاه می گوید: « بیشتر روستاهای ایالت کرمانشاه، از گویشوران کردی و لری هستند.» (رابینو 1391: 66) <ref>یاسنت لوئی رابینو۱۳۹۱</ref>
 
10- مزید بر آن جلیل ضیاء پور هم در کتابش، اهالی کرمانشاه را در دو محدوده ی کرد و لر می داند و چنین نوشته: «منطقه ی کرمانشاهان ( که مرکز آن کرمانشاه است و در جنوب کردستان و شمال لرستان قرار دارد) با این که دارای مردمی مختلف با خصوصیات و گویش های متنوع است بخش شمالی آن را کردها و جنوبی را لرها اشغال کرده اند». (ضیاء پور، 1346: 27) <ref>جلیل ضیاء پور۱۳۴۶</ref>
 
11- کتاب "سفرنامه گروته" قضیه ی حمله کرندی‌ها، سنجابی‌ها و کلهرها به کرمانشاه را این چنین توضیح می دهد « ...روز و شب صدای تیر اندازی قطع نمی شد. گروهی تیر می انداختند زیرا از کسی واهمه نداشتند. بقیه شلیک می کردند برای این که می ترسیدند و عده ای دیگر نیز می خواستند صرفا به همسایگان‌شان بفهمانند که آن‌ها نیز تفنگ دارند. در خیابان‌ها و دروازه‌های شهر پیروزی با لرها و کردها بود..» (گروته،1369: 88 و89 )
همچنین در ادامه ضمن توصیف شهر کرمانشاه چنین می نویسد: «... بعداز گردش در محله‌های مختلف، با این شهر و معدود بناهای دیدنی اش، آشنا شدم. کردها و لرهای تا دندان مسلح و زائران کربلا در کوچه‌های فوق العاده تنگ در رفت و آمد بودند.» (گروته، 1369: 93)<ref>کتاب "سفرنامه گروته"</ref>
 
 
[[گویش‌های جنوبی کردی]] یا (جنوب شرقی) شامل تعداد زیادی لهجه‌های منفرد و متفاوت<ref>Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) 2000, P.77,.</ref> نظیر ([[کردی کرمانشاهی|کرمانشاهی]]، [[کلهری]]، [[سنجابی]]، لکی<ref>I. Kamandar Fattah, Les Dialectes kurdes méridionaux: étude linguistique et dialectologique. Louvain, Peeters, 2000, p. 55-62</ref><ref>G. Windfuhr, The iranian Languages, Routledge, 2009, P. 587</ref> [[فیلی]]<ref>G. Windfuhr, The iranian Languages, Routledge, 2009, P. 587</ref><ref>دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، س. ۵۴۸–۵۴۹</ref>) در استانهای کرمانشاه، کردستان، ایلام و لرستان در غرب ایران و نیز در شرق عراق می‌باشند.<ref>I. Kamandar Fattah, Les Dialectes kurdes méridionaux: étude linguistique et dialectologique. Louvain, Peeters, 2000, p. 55-62</ref>
 
دانشنامه [[بریتانیکا]] لک‌ها را از اقوام کرد نام می‌برد.<ref>[http://www.britannica.com/eb/article-9046467/Kurdish-language Kurdish language - Britannica Online Encyclopedia<!-- Bot generated title -->]</ref> ووهمه شماریی دیگرزبانشناسان ازواکثریت منابع نیزدیگرنیز لک‌ها را در شاخه اقوام [[کردی]] از شاخه [[زبان‌های ایرانی‌تبار غربی]] قرار داده‌اند.<ref>دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، س. ۵۴۸–۵۴۹</ref><ref>[http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-597d009378d44211bc7e72ffcd7a0da7-fa.html لغت‌نامهٔ دهخدا، لکی]</ref><ref>Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) 2000,.</ref><ref>Rüdiger Schmitt (Hg.): Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden (Reichert) 1989,</ref><ref>[http://www.ethnologue.com/show_lang_family.asp?code=lki Ethnologue report for laki]</ref><ref>[http://www.britannica.com/eb/article-9046467/Kurdish-language Kurdish language - Britannica Online Encyclopedia<!-- Bot generated title -->]</ref><ref> آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. انتشارات پرسمان. ۱۳۸۲</ref><ref name="ethnologue">[http://www.ethnologue.com/show_lang_family.asp?code=lki<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref><ref>[http://sepehrmag.ir/print.php?id=1770 زبان‌ها و گویش‌های ایران. منبع: کتاب تاریخ زبان فارسی نویسنده: دکتر پرویز ناتل خانلری]</ref><ref>فرهنگ کردی کرمانشاهی، علی اشرف درویشیان، (کردی به فارسی)، نشر سهند، تهران، ۱۳۷۵</ref><ref>جامعه شناسی مردم کرد،مارتین وان برویین سن،نشرپانیذ،تهران1378</ref>
در کتاب «دائرةالمعارف اسلام» آمده‌است که: در [[لرستان]] قدیم برخی اقوام [[کرد]] (قبایل لک در شمال و همچنین در بین [[فیلی|فیلیها]]، [[ایل محکی]]) زندگی می‌کنند.<ref>The Encyclopaedia of Islam
By Sir H. A. R. Gibb, Volume V, page 823</ref>
 
=== نظریه لری‌تبار ===
۷۰ درصد واژگان لکی با زبان فارسی مشترک است. ۷۸ درصد با [[لری خرم‌آبادی]](فیلی) و ۶۹ درصد با لری شمالی.<ref>[http://www.ethnologue.com/show_language.asp?code=lki Ethnologue report for language code: lki<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref>
لک‌های [[پیشکوه]] قویاً خود را لرلرستانی می‌دانند و لک‌های [[پشتکوه]](پشت پیوندهایسرزمین قویلرستان؛شرق وجنوب استان ایلام) پیوندهای فرهنگی هم با لرها و هم با کردها نشان می‌دهند.<ref>Anonby, Erik John, [http://anonby.balafon.net/wp-content/uploads/2007/03/laki-article-typset.pdf Kurdish or Luri?] Laki’s disputed identity in the Luristan province. بازدید: مه ۲۰۱۰. (PDF)</ref>
 
مقایسه زبانهای لکی با دیگر زبانها. به عنوان مثال:
در زبان کردی: بو بچیمه مال-
در زبان لکی: بوری بچیمه مال.
برخی منابع لکی را در [[زنجیره گویشی|پیوستار]] تدریجی [[فارسی]]-[[لری]]-[[کردی]] در میان لری و کردی گورانی قرار داده ولی همانندی‌های آن بیشتر به سمت لری می‌داننداند.<ref>Anonby, Erik John, [http://anonby.balafon.net/wp-content/uploads/2007/03/laki-article-typset.pdf Kurdish or Luri?]</ref><ref> Laki’s disputed identity in the Luristan province. ص. ۱۵، بازدید: آوریل ۲۰۰۹. (پی‌دی‌اف)</ref><ref>نقل منابع از ایزدپناه، ح. فرهنگ لکی، مؤسسه فرهنگی جهانگیری، تهران ۱۳۶۷خ، ص ۱۱.</ref>
برخی زبان‌شناسان هماتنولوگ لکی را کاملاً در دستهٔدسته ی لری ودرزیرشاخه چهارم زبان کردی طبقه‌بندی کرده‌اندکرده‌است.<ref>B. Grimes, (ed.), Luri, in Ethnologues (13th edition), Dallas 1996, p.677</ref>
 
[[زین‌العابدین شیروانی]]ملقّب به مست علیشاه(۱۱۹۴-۱۲۵۳ ه‍.ق) نویسنده کتاب تاریخی [[بستان‌السیاحه]] در سدهٔ نوزدهم، لک‌ها به عنوان یکی از ایل‌های [[لر]] می‌نامد.<ref>شیروانی، زین‌العابدین، بستان‌السیاحه، تهران: کتاب‌خانهٔ سنایی، حدود ۱۹۸۰.</ref>
در دوران معاصر نیز ح. ایزدپناه نویسنده فرهنگ لکی، کرد دانستن لک‌ها را یک «سوءتفاهم» و ناشی از استفاده واژه [[کرد]] از قدیم در معنی مردمان کوچ‌نشین ایرانی‌تبار در سراسر منطقه می‌داند.<ref>ایزدپناه، ح. فرهنگ لکی، مؤسسه فرهنگی جهانگیری، تهران ۱۳۶۷خ، ص ده (مقدمه).</ref>
 
۱۱-"'''علی اکبر وقایع نگار نویسنده کورد'''" ، تاریخ نویس بزرگ قرن سیزدهم ، کرمانشاهان(بیشترین تراکم جمعیتی لک ها در این استان است) را داخل سرزمین لر می داند و در صفحه 23 کتابش چنین می نویسد:« جماعت لر ، جماعتی هستند که محل و مسکن آنها از اصفهان گرفته تا به سر حد ششتر و دزپول و یکطرف آن به عراق عرب و یکطرف آن به کردستان سنندج و یکطرف آن به همدان متصل است و کرمانشاهان نیز داخل لرستان است و طوایفی که ذکر می شود همه از طوایف لر منشعب شده اند : بختیاری ، بیستیاروند ، سنجابی و جلیلوند و ...»<ref>علی اکبر وقایع نگار-قرن سیزدهم-کتاب بدايع اللغه، فرهنگ کردي – فارسي</ref>
 
۱۲-'''[[کریم خان زند]]''' بنیانگذار سلسله پادشاهی زندیه در جمله ای خود را لر معرفی می کند و چنین می گوید :( اگر شما ما را لر ساده ی بی وقوفی پنداشته اید اشتباه کرده اید)و بسیاری سخنان دیگر از این پادشاه زند در کتاب [[رستم‌التواریخ]] اثری از محمدهاشم آصف از مورخین دوره زندیه و اوایل دوره قاجار ، به ثبت رسیده است .<ref>کتاب رستم التواریخ-محمد هاشم آصف</ref><ref>Anonby, Erik John, [http://anonby.balafon.net/wp-content/uploads/2007/03/laki-article-typset.pdf Kurdish or Luri?] Laki’s disputed identity in the Luristan province. بازدید: مه ۲۰۱۰. (PDF)</ref>
۱۲-"'''اریک جان آنونبی'''" تحت عنوان مقاله ای بنام (لری چند زبان است)<ref>لری چند زبان است؟</ref>اﺭﯾﮏ ﺟﻮﻥ ﺁﻧﻮﻧﺒﯽ ‏( Erik John Anonby ‏) ، ﺯﺑﺎﻧﺸﻨﺎﺱ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻗﯿﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﻄﻘﻪﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺨﺼﺼﯽ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ [ﻟﺮﯼ] ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻟﺮﯼ ﺭﺍ ﯾﮏ ﮔﻮﯾﺶ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺯﺑﺎﻥ‏( ﻣﯿﻨﺠﺎﯼ ,.ﻟﮑﯽ , ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ‏) ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ [[رده:زبان شناسی]], ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮﺍﻥ ‏{{ﻟُﺮﯼ ﭼﻨﺪ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ؟ ‏}}ﺩﺭ ﺭﺩ ﺍﺩﻋﺎ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﻥ ﮐﺮﺩﻫﺎ , ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﻓﯿﻠﯽ ﻫﺎ ‏( ﻟﮏ , مینجایی‏) ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱﺷﺒﺎﻫﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﺑﺎﻧﯽ , ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ : ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﻋﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﺒﻨﺎﯼ ﺗﯿﭙﻮﻟﻮﮊﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﮑﻪ ﻟﮏ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻫﻮﯾﺘﯽ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ , ﺍﺯ ﮐﻬﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﺍﺻﻠﯿﺘﺮﯾﻦ ﺍﺟﺰﺍ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻟﺮ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.
 
۱۳-"'''اریک جان آنونبی'''" تحت عنوان مقاله ای بنام (لری چند زبان است)<ref>لری چند زبان است؟</ref>اﺭﯾﮏ ﺟﻮﻥ ﺁﻧﻮﻧﺒﯽ ‏( Erik John Anonby ‏) ، ﺯﺑﺎﻧﺸﻨﺎﺱ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻗﯿﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﻄﻘﻪﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺨﺼﺼﯽ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ [ﻟﺮﯼ] ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻟﺮﯼ ﺭﺍ ﯾﮏ ﮔﻮﯾﺶ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺯﺑﺎﻥ‏( ﻣﯿﻨﺠﺎﯼ ,.ﻟﮑﯽ , ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ‏) ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ [[رده:زبان شناسی]], ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮﺍﻥ ‏{{ﻟُﺮﯼ ﭼﻨﺪ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ؟ ‏}}ﺩﺭ ﺭﺩ ﺍﺩﻋﺎ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﻥ ﮐﺮﺩﻫﺎ , ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﻓﯿﻠﯽ ﻫﺎ ‏( ﻟﮏ , مینجایی‏) ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱﺷﺒﺎﻫﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﺑﺎﻧﯽ , ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ : ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﻋﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﺒﻨﺎﯼ ﺗﯿﭙﻮﻟﻮﮊﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﮑﻪ ﻟﮏ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻫﻮﯾﺘﯽ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ , ﺍﺯ ﮐﻬﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﺍﺻﻠﯿﺘﺮﯾﻦ ﺍﺟﺰﺍ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻟﺮ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.
{| border="1" cellspacing="0" padding="۵"
 
۱۳۱۴-"'''ناصرالدین شاه'''" در سفرنامه اش [سفرنامه عتبات ناصرالدین شاه قاجار] ، اهالی اطراف سرپل ذهاب(بیشترین تراکم جمعیتی لک ها در این منطقه است) را لر ثبت می كند او در صفحه ی 82 كتابش از سنگ سفیدی در حوالی سرپل ذهاب می گوید كه لرها – كه اهالی آن منطقه می باشند - برای این سنگ حكایتی دارند. البته ناصرالدین شاه در صفحه ی 62 همان كتابش اهالی حومه طاق بستان را هم لر ثبت می كند.<ref> کتاب سفرنامه عتبات ناصرالدین شاه به کوشش محمدرضا عباسی</ref>
 
 
===اثبات تبار مردم لک با بررسی دی ان ای ===
 
با توجه به پیشرفت علم و تکامل دانش ژن شناسی ، به آسانی می توان به پیوند های اقوام مختلف پی برد و نقایص تاریخی را که به مرور زمان ایجاد شده اند ، شناسایی نمود. خوشبختانه این علم مهر روشنی است بر تاریخ تحریف شده اقوام ایرانی که به دلایل سیاسی و زمانی ، دچار تغییر و دگرگونی گشته اند. در پژوهشی که توسط بخش ژنتیک دانشگاه علوم پزشکی لرستان[[رده:علمی پزشکی]]صورت گرفت ، ویژگی‌های ژنی یکصد نفر [لر] با زبان های [لکی] و [مینجایی] مورد بررسی قرار گرفت و فراوانی برخی از ژن‌ها که مهمترین شاخص‌های تعیین کننده نژاد در اقوام مختلف هستند مورد آنالیز قرار گرفت.
از سوی دیگر یک مطالعه ژنتیکی بر روی دی‌ان‌ای میتوکندریایی اقوام ایرانی نشان داده که بیشتر کردهای ایران به هاپلوگروپ '''HV''' تعلق دارند. هاپلوگروپ J با ۲۰ درصد و U7 با ۸ درصد در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند که هر سه آن‌ها از هاپلوگروپ‌های مخصوص اورآسیای غربی هستند. مقایسه دوبدوی نوکلئوتیدهای تغییریافته نشان داد که کردها بیشترین شباهت در الگوی دی‌ای‌ای میتوکندریایی (نسب مادری) را به '''گیلک‌ها''' و بیشترین تفاوت را با بلوچ‌ها دارند<ref>ژنوم میتوکندری ابزاری مؤثر در تعیین هویت، مجلهٔ پزشکی قانونی، دورهٔ ۱۴، شماره ۳، پاییز 1387</ref>
با توجه به مطالعات ژنی صورت گرفته به روشنی تفاوت نژادی لرها با کوردها نمایان می گردد و این دلیلی است بر پایان بخشیدن به تاریخ سازی و جعل هویت توسط ناآگاهان.
 
 
== نظریه شاعران و خوانندگان ==
'''[[حمید ایزدپناه]]''' ، نویسنده و پژوهشگر و شاعر لک زبان لرستانی ، متخلص به "صفای لرستانی" در یکی از اشعارش به صراحت حدود قوم لک را مشخص می کند :
 
لکم لک زاده ام لُر هست تبارم نیئم کُرد و لُری هست افتخارم
 
من آن لک زادۀ شیرن تبارم دفاع ز لُر همیشه هست کارم
 
نیئم کُرد و همیشه هم نبودم لُری باشد تمام تار و پودم
 
لُری بی لک نباشد هیچ کامل لکم بی لُر ندارد جای در دل
 
لُرم ،هست افتخارم لک زبانی زتاریخ کهن دارم نشانی
 
ز عیلام و ز کاسی و لرستان ز بابا و ز خوشین و پریشان
 
منم معیار خوب لُریاتی لکم لُر بودن من هست ذاتی
<ref>فرهنگ لکی ، موسسه فرهنگی جهانگیری، تهران 1367 خ </ref><ref> فرهنگ لری چاپ نخست ، انجمن فرهنگ ایران باستان ، تهران 1345 خورشیدی ، چاپ دوم انتشارات آگاه تهران وچاپ سوم انتشارات اساطیر ، تهران </ref>
 
'''استاد[[ایرج رحمانپور]]''' در جشنواره كمانچه فرمودند كه" موسيقي لري را اگر به پرنده اي تشبيه كنيم، لكي وبختياري بالهاي اين پرنده را تشكيل داده اند"
همچنین می فرماید : موسیقی قوم لُر (لک،بختیاری،فیلی) در دستگاه ماهور اجرا می شود و موسیقی كردی در دستگاه شور . ذكر این نكته ضروریست كه موسیقی مربوط به ترانه های لكی و قسمت هایی از جنوب كرمانشاه همه در دستگاه ماهور قابل اجراست .
برای داشتن نقش در عرصه‌ی بین‌الملی باید داشته‌های خود را بازیافت، صیقل داد و بر بام جهان فریاد زد. خانم پرفسور فرانسوی با مویه‌های من می‌گریست و می‌گفت این موسیقی، تاریخ همه‌ی بشر است و هر جا هوره و مویه‌ها را می‌شنیدند ما را برای اجرا دعوت می‌کردند.<ref>پایگاه لوور-جشنواره کمانچه</ref>
 
'''[[فرج علیپور]]''' از خوانندگان لک زبان لرستانی همواره کنسرت های بسیاری را در داخل و خارج کشور برگزار کرده است که از جمله این هنرنمایی ها می توان به اجرای مشترک ترانه های لری توسط استاد فرج علیپور از لرستان و ترانه های کردی توسط استاد شاهو عندلیبی از کردستان اشاره نمود .
در این کنسرت ترانه های بسیاری به زبان '''لری لکی''' و '''لری مینجایی''' توسط این هنرمند اجرا شد.
 
فرج علیپور دلیلی برای علاقه مندی '''سیما بینا''' به '''موسیقی لری''' از زبان خودش:
با شنیدن ساز کمانچه «فرج‌ علیپور» به موسیقی لری علاقه‌مند شدم؛ در حالی که هرگز او را ندیده بودم. یک روز یکی از دوستان خانوادگی ما آقای حمید ایزدپناه که محقق و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ لرستان است، فرج علیپور را نزد من آورد و با ساز او آهنگ و ترانه‌ای به نام «شوق وصل» را اجرا کردم، البته به‌طور خصوصی در خانه ضبط کردیم. این ترانه از سروده‌های حمید ایزدپناه بود و قبلا از خودشان یاد گرفته بودم، اما بعدها که بیشتر به موسیقی این منطقه پرداختم از فرج علیپور و دوستان هنرمند این خطه بیشتر و بیشتر آموختم و از کتاب‌های موسیقی و تاریخ و فرهنگ آقای‌حمید ایزدپناه و منابع دیگر بهره بردم.<ref>کنسرت گروه تال در کدگان هال لندن اسفند 93</ref><ref>گروه موسیقی تال و نیریز کنسرت های گلونی و زاگرس</ref>
 
 
 
===پوشش مردمان لک===
جناب اقای عیسی قائد رحمت که خود از مردمان لک میباشد در کتاب لباس لرهای فیلی<ref>لباس لرهای فیلی</ref>با ضمیمه کردن عکس مینویسد پوشش لرهای فیلی(لک وها مینجایی)یکسان میباشد و در صدسال گذشته همانند لرهای بختیاری چوقاهاچوقا یا چوغا بر تن داشته اند که به لباس امروزی مردان لر یعنی شال و ستره تغییر کرده.
همچنین زنان لک مانند مابقی زنان لرلروکرد پوشش به سر دارند که در زبان لری به ان گل ونی میگویند.لیلا پهلوانی در مستند نگاری البسه محلی لرستان مینویسد:گُلوَنی یا گُل وَنی در گویش لری به گونه‌ای از سربند یا روسری چهارگوش که معمولا از جنس ابریشم با نقش‌های سنتی است گفته می‌شود. این پوششی است که زنان لُرلُروکرد به طرز خاصی به سر می‌کنند<ref>پهلوانی، لیلا. مستندنگاری البسه محلی لرستان. اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی استان لرستان – معاونت صنایع دستی، بهار ۱۳۹۲</ref>
در کتاب لُرها هم، به جوه یا جوما اشاره شده است و گفته شده که زنان لُر، جامه‌ای بلند می‌پوشند به نام جوه یا جوما که روی آن پیراهنی چاک‌دار و چین‌دار قرار می‌گیرد. آنان سربندی دستار مانند دارند که موها را با آن می‌پوشانند. پوشاک زنان لُر همانندکردها شاد و روشن است و با مهره‌های شیشه‌ای، سکه‌ها و منجوق‌ها تزئین می‌شود<ref>ابراهیمی، معصومه. لُرها. مرکز پژوهش‌های فرهنگی موسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۵</ref>
در گزارش مردم نگاری شهرستان الشتر آمده است که زنان مسن گلونی‌های سیاه به سر می کرده‌اند و زنان جوان رنگهای سبز، قرمز، نارنجی، آبی و ... را به سر می‌بستند. رشیدی مفرد در گزارش مردم نگاری دورود در بخش سرپوش زنان به "چار گلونی" اشاره می‌کند و می‌نویسد که چارگلونی عبارت است از چهار عدد روسری ابریشمی چهار گوش به ضلع تقریبی ۵/۱ متر و با رنگ زمینه مشکی و حاشیه‌های قرمز، آبی و سبز که زنان مسن و جا افتاده آنها را به هم دوخته و روی سر می‌بستند. لازم به ذکر است که به شکل کلی بستن سرپوش‌های فوق بر روی سر، سرون sarvan یا ساوه sâwa می‌گویند<ref>رشیدی مفرد، ناهید. گزارش تکمیلی مردم نگاری شهرستان ذورود. پژوهشکده مردم شناسی میراث فرهنگی لرستان، تابستان ۱۳۸۲.</ref>
در مورد تاریخچه لباس لرهایکردهای لک باید اینگونه بیان کرد که:این سربند در گذشته در لباس مردان هم به کار می‌رفت و به طور کلی گفته می شود که سربند و دستار «پوششی با سه هزار سال قدمت» است و از زمان مادها و هخامنشیان در لباس مردان و زنان ایران‌زمین استفاده می‌شد. به گفته عطا حسن پور، باستان‌شناس، «بر اساس بیان مورخانی چون هرودت ریشه سربند آن هم سربند لُری به دوره هخامنشیان و دوره ماد برمی‌گردد. براساس شواهد و نوشته های تاریخی، سربند از اجزای لباس‌های ایرانی همه ایرانیان، وابسته به آن و جدایی ناپذیر است. دیاکونوف روسی در کتاب تاریخ ماد، پوشش ایرانی را توصیف می‌کند و سربند را در مورد زن و مرد ایرانی، هر دو به کار می‌برد.در کتاب تاریخ ماد دیاکونوف مادهاا را ماداکتو خطاب میکند و انها را از مردمان کاسی مینامد<ref>تاریخ ماد</ref> وجود دستاری به دور سر در نقش برجسته‌های تاریخی تایید می‌شود. در دوران میلادی و حتی پیش از مادها هم زنان و هم مردان دستار یا همان سربند بر سر دارند. در سالنامه‌های آشوریان نیز می‌بینیم که این دستار هم بر سر زنان و هم بر سر مردان وجود دارد و در توصیف اقوام زاگرس، آشوریان، عیلامی‌ها و مادها از این سربند یاد می‌شود و در میان نقش برجسته های به جامانده این سربند به وضوح دیده می‌شود<ref>مجله مهر، ۳۰ فروردین ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۵ اردیبهشت ۱۳۹۳</ref>در مورد ریشه عیلامی لباس مردمان لر هم افرادی مانند والتر هینتس در کتاب شهریاری عیلام<ref>شهریاری عیلام</ref>عیلامیها را اجداد لر ها می خواند همچنین در کتاب دنیای گمشده عیلام<ref>دنیای گمشده عیلام</ref>بر این موضوع تاکیید میکند.
همچنین کتاب باستان شناسی عیلام از دانیل تی <ref>باستان شناسی عیلام دانیل تی</ref>لرها و فرهنگ مردمان لر را از کاسیان و بدنبال انها عیلاامیان میداند.
 
== سکونتگاه ==
[[پرونده:Iran- Laki Language Map.JPG|بندانگشتی|چپ|200 px|محل زندگی گویشوران لکی]]
 
لک‌ها در مناطق غربی و شمالی استان لرستان، شرق استان کرمانشاه،کرمانشاه،جنوب شمالشرقی استان ایلام و جنوب وشرق استان همدان ساکن هستند.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = غلام‌عباس توسلی|نشانی = http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/448817/جهانی-شدن-و-هویت-فرهنگی-قوم-لک |عنوان = جهانی شدن و هویت فرهنگی قوم لک | ناشر =مجله جامع شناسی ایران |تاریخ =پاییز ۱۳۸۶ |تاریخ بازدید = ۲ نوامبر ۲۰۱۴}}</ref> [[لغتنامه دهخدا]] لک‌ها را ساکن کرمانشاه، همدان، اصفهان و کردستان معرفی می‌کند.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-2258a7c291f9450f81353d671f1ff197-fa.html |عنوان = لک | ناشر =[[لغتنامه دهخدا]] |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۲ نوامبر ۲۰۱۴}}</ref> [[دانشنامه ایرانیکا]] در مقاله عشایرعشایرایران ایرانسکونتگاه لک‌ها را به همراه لرها در یک دسته قرار داده و سکونتگاهلک آنهاها را [[عراق عجم]] در مناطق کوهستانی غرب و جنوب غرب ایران معرفی می‌کند. ایرانیکا در ادامه منطقه [[بخش طرهان]]، [[شهرستان کوهدشت]]، بخش‌هایی از [[شهرستان خرم‌آباد]] و مناطق بین [[رودخانه کشکان]] و [[سیمره]] را به عنوان سکونتگاه مردم لک معرفی می‌کند.<ref>{{یادکرد وب| نشانی = http://www.iranicaonline.org/articles/asayer-tribes| عنوان = AŠĀYER| تاریخ بازدید =۲ نوامبر ۲۰۱۴| نویسنده =| تاریخ =| ناشر =[[دانشنامه ایرانیکا]]| زبان = انگلیسی| نشانی بایگانی = https://archive.today/b6nWo| تاریخ بایگانی = ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۴}}</ref>{{سخ}}[[دانشنامه جهان اسلام]] در توصیف سکونتگاه مردم لک [[شهرستان دلفان]]، [[شهرستان سلسله]] بخش طرهان، [[بالاگریوه|منطقه بالاگریوه]]، شهرستان خرم‌آباد و به طور کلی غرب و شمال غربی استان لرستان را سکونتگاه مردم لک معرفی می‌کند.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = http://books.google.com/books?id=apU3AAAAIAAJ&pg=PA617&lpg=PA617&dq=Lak+tribes&source=bl&ots=XT7Yudu_bt&sig=-8kzKONAK16wxDgBNn0kNdX7TS0&hl=fa&sa=X&ei=TWxWVLTsJI2qogSzooK4Aw&ved=0CFwQ6AEwCQ#v=onepage&q=Lak%20tribes&f=false |عنوان =Lak tribes | ناشر = The Encyclopaedia of Islam, Parts 87-88|تاریخ = |تاریخ بازدید = ۲ نوامبر ۲۰۱۴|زبان=انگلیسی}}</ref>
 
در تاریخ‌های گذشتگان از جمله تاریخ گزیده نوشته حمدالله مستوفی از شانزده ولایت به عنوان کردستان یاد شده‌است. [[حمدالله مستوفی]] در سال ۷۴۰ هجری نخستین کسی بود که اسم کردستان و شانزده ولایت آن را آورده‌است:<ref>[[رشیدیاسمی]] (کُرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او. ص ۱۷۲–۱۸۱)</ref>
 
 
در کتاب تاریخ جغرافیای ممسنی نوشته محقق برجسته نور محمد مجیدی کرائی<ref>تاریخ جغرافیای ممسنی</ref>نویسنده از مردم فهلیان نام میبرد.و اینکونه بیان میکند که کلمه فهلیان را می توان مشتق از فهلو و پهله دانست فهلیان از قرن ششم اسلامی به بعد در اثر مهاجرت قوم لر شول به این محل و اطراف و نواحی ان شولستان نام گرفت ودر <ref>ظفرنامه شرف الدین</ref>از ان بنام مال امیر شول سخن برده شده.همانطور که در تمام منابع یاد شده لرهایمردمان پهله مردمان لک و مینجایی امروز هستند.
 
== مذهب ==
بیشتر [[لک|لک‌های]] ایران مسلماًن و شیعه هستند از مذاهب جعفری و عده‌ای هم [[یارسان|اهل حق]] هستند.
 
==موسیقی==
موسیقی قوم لُر (لک ، بختیاری ، فیلی) در دستگاه ماهور اجرا می شود و موسیقی كردی در دستگاه شور . ذكر این نكته ضروریست كه موسیقی مربوط به ترانه های لكی در جنوب كرمانشاه همه در دستگاه ماهور قابل اجراست .
 
== ادبیات ==
{{بخش بدون منبع}}
از ویژگی‌های لک‌ها، داشتن فرهنگ غنی مکتوب است. برخی آثار سرایندگان لک در تذکره به همت مرحوم اسفندیارخان غضنفری تحت عنوان «گلزار ادب لرستان» به کوشش و ویراستاری رضا حسنوند{{مدرک}} گردآوری شده‌است. <ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=غنضفری امرایی |نام=اسفندیار |کتاب=گلزار ادب لرستان |ویراستار= رضا حسنوند| ناشر=نشر مفاهيم| شابک =964-5523-56-7 }} </ref>شاعران برجسته‌ای از حوزه کولیوند (الشتر) مانند [[ملا پریشان]]، ملا منوچهر، ملا حق‌علی، رضا حسنوند معروف به شوریده لرستانی و فارغ‌التحصیل دانشگاه تهران و استاد دانشگاه صاحب آثار فاخری چون لغت نامه زبان لکی، مجموعه مقالات زبان‌شناسی تبارهای گمشده و مجموعه اشعار لکی و فارسی از انتشارات سیفا،{{مدرک}} عزیز بیرانوند (خم گرین) و کیومرث امیری کله‌جویی معروف به لک امیر شعرهایی به این زبان سروده‌اند.{{مدرک}}
ولی یکی مهمترین و گران ترین آثار ادبی زبان لکی را میتوان [[شاهنامه لکی]] دانست. که به همت آقایی ایزدپناه گردآوری شده است.<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=ایزدپناه |نام=حمید |کتاب=شاهنامه لکی |تعداد صفحات= 292 | ناشر=اساطیر | شابک=964-331-285-2}}</ref>
 
از دیگر آثار مکتوب می‌توان به سروده‌های اهل حق نظیر: کلام خان الماس، نامه سرانجام، هفتوانه پهلویانه عسگری عالم و خم گرین عزیز بیرانوند اشاره کرد. دیگر اثر مشهور شاهنامه لکی است که اخیراً انتشارات اساطیر آن را منتشر کرده‌است.{{مدرک}}
 
==موسیقی==
موسیقی قوم لُر (لک ، بختیاری ، فیلی) در دستگاه ماهور اجرا می شود و موسیقی كردی در دستگاه شور . ذكر این نكته ضروریست كه موسیقی مربوط به ترانه های لكی در جنوب كرمانشاه همه در دستگاه ماهور قابل اجراست .
 
== جستارهای وابسته ==
* [[مردم لر]]
* [[زبان لکی]]
* [[مردم لر]]
[http://gandomban.ir/ وبسایت رسمی از گندمبان تا لکستان]
{{Incubator|code=lki}}
 
 
==منابع==
اعتصام الملک / سفرنامه میرزا خانلر خان اعتصام الملک / به کوشش منوچهر محمودی / ناشر مولف 1351
 
افشار، سیستانی ایرج / مقدمه ای بر شناخت ایلها ، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران (دو جلد) / ناشر: مؤلف / چاپ اول 1366
 
دوبد. بارون / سفرنامه لرستان و خوزستان/ ترجمه محمد حسین آریا / انتشارات علمی و فرهنگی 1371
 
رابینو، اچ. ال. / گزارشی از بازرگانی و اجتماع شهر و ایالت کرمانشاه در سده ی نوزدهم / برگردان: محمد رضا (فریبرز) همزه ای / انتشارات دانشگاه رازی 1391
 
راولنیسون، هنری / سفرنامه راولینسون؛ گذر از زهاب به خوزستان/ ترجمه سکندر امان اللهی بهاروند/ انتشارت آگاه 1362
 
رود کردستان نام قبلی رود جراحی است در همه ی کتابهای قدیمی این رود به اسم کردستان معرفی شده است.
 
سعیدیان، عبدالحسین / دائرةالمعارف سرزمین و مردم ایران / انتشارات مجله علم و زندگی 1360
 
ضیاء پور، جلیل / پوشاک ایلها، چادرنشینان و روستائیان ایران / انتشارات وزارت فرهنگ و هنر / آبان 1346
 
فرهنگ جغرافیایی کرمانشاه جلد 46 /انتشارات سازمان جغرافیایی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح 1374
 
گروته، هوگو / سفرنامه گروته/ ترجمه: مجید جلیلوند/ نشر مرکز/ تهران. چاپ اول 1369
 
لسان الملک سپهر، محمدتقی / ناسخ التواریخ (سلاطین قاجاریه) / انتشارات اسلامیه / تهران 1344
 
محمودی منوچهر (به کوشش) / سفرنامه میرزا خانلر خان اعتصام الملک / ناشر مولف 1351
 
مسیحی آبکار (ترجمه) / سیاحتنامه مسیو چریکف / به کوشش: علی اصغر عمران/ مؤسسه انتشارات امیر کبیر/ تهران 1389
 
مورتنسن، اینگه دمانت / کوچ نشینان لرستان / ترجمه : محمد حسین آریا / انتشارات پژوهنده /1377
 
ناصرالدین شاه قاجار/ سفرنامه عتبات ناصرالدین شاه قاجار/ به کوشش ایرج افشار / انتشارات فردوسی 1363
 
نظنزی، معین الدین / منتخب التواریخ معین / انتشارات خیام تهران 1336
 
نیدرمایر، اسکارفن / زیر آفتاب سوزان ایران / ترجمه: کیکاووس جهانداری / نشر تاریخ ایران / تهران 1363
 
وقایع نگار، علی اکبر / فرهنگ کردی به فارسی بدایع اللغه / انتشارات توکلی / چاپ اول 1369
 
هاکوپیان، آکوپوف. گ. ب. / کردان گوران/ ترجمه: سیروس ایزدی/انتشارات زوار/ تهران 1386
 
 
== پانویس ==
 
{{مردمان ایرانی‌تبار}}
{{مردم لر}}
{{اقلیتهای قومی و مذهبی ایران}}
 
۲۷۹

ویرایش