تفاوت میان نسخه‌های «شروان»

۲۲۶ بایت اضافه‌شده ،  ۵ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
این شهر نخستین بار در دورهٔ [[ساسانیان]] یاد شده است. پس از [[اسلام]] تحت حکومت خلفای [[امویان|اموی]] و [[عباسیان|عباسی]] قرار گرفت.<ref>[http://www.iranicaonline.org/articles/servan شروان، دانشنامهٔ ایرانیکا]</ref>
 
حدود شروان'''شَروان''' در دوره‌های مختلف تغییرات مختصری داشته‌است. نام شهر [[شماخی]]، شهر تاریخی شروان،'''شَروان'''، منسوب است به [[شماخ بن شجاع،شجاع]]، امیر عرب که تحت امر والی ارمنستان،[[ارمنستان]]، [[سعید بن سالم باهلی]] و در دوره [[هارون الرشید عباسی]] بر این شهر امارت داشت. در طول تاریخ حدود جغرافیایی شروان'''شَروان''' با توجه به حوزه قدرت و قلمرو فرمانروایی [[شروان‌شاهان]] وسیع یا محدود می‌شد. به همین دلیل است که نمی‌توان مرز بندی دقیقی از شروان'''شَروان''' که بر تمام ادوار تاریخی صدق کند، قائل شد. اما گذشته از این، در میان منابع موجود تاریخ‌نگاری نیز راجع به حدود جغرافیای سیاسی شروان'''شَروان''' اتفاق نظر وجود ندارد. گاهی دربند در حوزه شروان شمرده شده‌است و گاهی جدا از آن بوده‌است. همین نکته راجع به منطقه شکی نیز صادق است. اما جدای از موارد اختلاف برانگیز فوق می‌توان حدودی تقریبی برای شروان'''شَروان''' قائل شد. در دوره [[مغول]] و تا قبل از آن، ناحیه میان [[دربند قفقاز|دربند]] و [[رود کر]] را به عنوان شروان'''شَروان''' می‌شناختند. در دوره بعد از مغول،[[مغول]]، نیز مهمترین شهر این ناحیه [[شماخی]] بود.<ref>صالحی، کوروش، قلی‌زاده محرم: بررسی روابط خارجی شروانشاهان دربندی (سلاله دوم ۹۴۵–۷۸۰ هـ. ق /۱۵۳۸–۱۳۷۸ م)؛ نشریه: پژوهش‌های تاریخی (مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی اصفهان): تابستان ۱۳۹۱ , دوره ۴۸ (دوره جدید) , شماره ۲ (پیاپی ۱۴) ; از صفحه ۶۵ تا صفحهٔ ۷۸.</ref>
 
==پیشینه قومی==
زبان رسمی این منطقه بعد از [[اسلام]] زبان [[فارسی]] بوده است؛ و شعرای منطقه، مانند خاقانی،[[خاقانی]]، نظامی،[[نظامی]]، فلکی،[[فلکی شروانی،شروانی]]، [[قومی گنجه‌ای،گنجه‌ای]]، [[ذوالفقار شروانی]] و غیره همگی اشعار خود را به فارسی سروده‌اند. [[جمال الدین خلیل شروانی]] در قرن هفتم در [[نزهة‌المجالس]] از پنجاه تن از شعرای [[گنجه]] و شروان'''شَروان''' و [[بیلقان]] و [[باکو]] نام برده و شعر نقل کرده‌است. [[بدر شیروانی]] شاعر قرن نهم (متولد در شَماخی،[[شَماخی]]، مرکز شروان،'''شَروان'''، در ۷۸۹ و متوفی در ۸۵۴)، از معاصرین [[سلطان خلیل شروان شاه]] نیز دیوانی در ۱۲۴۷۳ بیت دارد که به استثنای دو غزل آن که به یک گویش ایرانی به نام زبان کنار آب است، ۱ و حدود ۵۰ بیت آن که به ترکی است، بقیه تماماً به [[فارسی]] است.<ref name="صادقی، علی‌اشرف">صادقی، علی‌اشرف: مجله زبانشناسی، سال هجدهم، شمارهٔ اول (پیاپی ۳۵)، بهار و تابستان ۱۳۸۲، ص ۱–۱۲.</ref>
 
در منطقهٔ اران و شروان سده‌ها پیش از [[بدر شروانی]] و به احتمال زباد بعد از سال ۴۵۸ که غزها[[غز]]ها به اران و شروان حمله کردند و موجب خرابی فراوان و کشتارهای بسیار شدند گروه‌هایی از ترکان مستقر شده بودند. در ایام حکومت [[قزل ارسلان ایلدگزی]] (۵۷۸–۵۸۲) که به شروان'''شَروان''' حملمه کرد و [[شماخی]] را متصرف شد. [[اخستان بن منوچهر|اَخْسَتان بن منوچهر]] فرمانروای شروان'''شَروان''' مجبور شد مقر خود را به باکو منتقل کند (ر ک. مینورسکی ۱۳۷۵: ۱۵۷) نیز احتمالاً گروه‌های دیگری از ترکان در شروان'''شَروان''' ساکن شدند. از اشعار بدر چنین برمی‌آید که در قرن نهم نیز گروه‌های دیگری از ترکمانان (= ترکان) شروان'''شَروان''' را مورد تاخت و تاز قرار داده و موجب خرابی آنجا شده بودند. این ترکمانان بی شک سپاهیان [[اسکندر قراقویونلو]] بودند که از [[تبریز]] به شروان'''شَروان''' حمله کرد و خرابی‌های بسیار به بار آورد.<ref name="صادقی، علی‌اشرف"/>
 
ظاهراً بعد از قرن نهم هجوم عناصر ترکمان به شروان و اران شدت گرفته و مهاجرتهای آنان به این مناطق بیشتر شده‌است. می‌دانیم که شروان'''شَروان''' در سال ۹۴۵ به دست سپاهیان [[شاه طهماسب]] ضمیمهٔ [[ایران]] شد و شروانشاهان منقرض شدند. طبعاً [[صفویان]] گروه‌هایی از [[قزلباش]] را در آنجا مستقر ساخته بودند. [[اولیاء چلبی]]، سیاح قسطنطنیه‌ای[[قسطنطنیه‌]]ای (۱۰۹۵–۱۰۲۰) در سیاحتنامهٔ خود (ج ۲، ص ۳۰۱) اهالی [[باکو]] را ترکمانانی می‌داند که به آنجا کوچیده‌اند. به نوشتهٔ او قبایل آنان ساکن می‌شوند و کوچ می‌کنند.<ref name="صادقی، علی‌اشرف"/>
 
== پانویس ==
۳۲۱

ویرایش