تفاوت میان نسخه‌های «عمل‌گرایی»

«اين اصطلاح [”پراگماتيسم“] از واژه‌ي يوناني [πραγμα] به معناي كنش مشتق شده است؛ كه واژه‌هاي ”عمل“ و ”عملي“ در زبان ما نيز از آن مي‌آيند. جناب [[چارلز سندرس پرس]] در سال ۱۸۷۸ ميلادي آن را وارد فلسفه كرد. آقاي پرس در مقاله‌اي تحت عنوان ”چگونه ايده‌هاي خود را وضوح بخشيم“ در نشريه‌ي ”ماهنامه‌ي دانش عامه“ در ماه ژانويه‌ي آن سال بعد از اشاره به اين امر كه باورهاي ما در واقع قواعدي براي كنش‌اند، گفت كه براي بسط معناي يك انديشه/باور، ما تنها بايستي تعيين كنيم آن انديشه/باور چه رفتاري را موجب مي‌شود: در نظر ما آن رفتار تنها معناي آن باور/انديشه است. و حقيقت آشكار در پس تمايزات فكري ما، هر چقدر هم باريك و ظريف، اين است كه صرفا آنهايي‌شان به كار مي‌آيند كه مشتمل بر تفاوتي احتمالي در عمل باشند. بنابراين، اگر بخواهيم نسبت به شيئي/ابژه‌اي به وضوح كامل در افكارمان دست يابيم، صرفا بايستي بررسي كنيم كه آن شيئي/ابژه منشاء چه تاثيرات قابل تصوري بر عمل مي‌شود -- چه تاثيراتي را بر حواس بايد از آن انتظار داشته باشيم، و براي چه عكس‌العمل‌هايي بايد خود را آماده كنيم. پس تصور ما از اين تاثيرات، خواه بلاواسطه يا با فاصله‌ي زماني، در نظر ما كل تصورمان از آن شيئي/ابژه است؛ اگر آن تصور اصولا معناي ايجابي‌اي داشته باشد.// اين اصل پرس است، اصل پراگماتيسم. اين اصل تقريبا به مدت بيست سال از سوي همه ناديده گرفته شد، تا اينكه من، در سخنراني‌اي در انجمن فلسفي پروفسور هوويسون در دانشگاه كاليفورنيا، آن را دوباره پيش كشيدم...<ref>مروری بر متد پراگماتیستی. وبلاگ بعداز ظهر http://www.afternoon-rm.blogspot.fr/2016/02/blog-post.html</ref>
 
البته باید گفت که بعدها میان [[چارلز سندرس پرس]] و [[ویلیام جیمز]] بر سر دلالت های این جریان فلسفی اختلافاتی پیش آمد. مشخصا, [[چارلز سندرس پرس]] چندان با تفاسیری که [[ویلیام جیمز]] از پراگماتیسم ارائه می کرد موافق نبود. این اختلاف نظر را می توان تا حدی ناشی از جهت گیری های منطقی [[چارلز سندرس پرس] و تمایلات روانشناختی [[ویلیام جیمز]] دانست. این اختلاف نظر به زمان حال نیز کشیده است و برخی از پراگماتیست های معاصر خود را پیرو [[چارلز سندرس پرس]] و برخی خود را دنباله رو [[ویلیام جیمز]] می دانند.
 
به نظر این متفکران، پراگماتیسم انقلابی است علیه [[ایده‌آلیسم]] ([[آرمان‌گرایی]]) و کاوشهای عقلی محض که هیچ فایده‌ای برای انسان ندارد، در حالی که فلسفه پراگماتیسم، روشی است درحل مسائل عقلی که می‌تواند در سیر ترقی انسان بسیار سودمند باشد.
 
۲۴

ویرایش