تفاوت میان نسخه‌های «دلیجان (فیلم)»

جز
اصلاح پیوند به صفحه ابهام‌زدایی با استفاده از AWB
جز (اصلاح پیوند به صفحه ابهام‌زدایی با استفاده از AWB)
}}
 
'''''دلیجان''''' {{انگلیسی|Stagecoach}} [[فیلم وسترن]]ی ساخته [[جان فورد]] در سال ۱۹۳۹ با شرکت [[کلر تروور]] و [[جان وین]] است.
 
فیلمنامه آن از داستان کوتاهی بنام «دلیجانی به مقصد لردزبرگ»'' اثر [[ارنست هیکاکس]] اقتباس شده‌است.
 
[[جان فورد]] وقتی [[کلر تروور]] و [[جان وین]] را برای بازی در این فیلم انتخاب کرد ۱۲ سال بود که فیلم وسترن نساخته بود.
 
فورد سعی کرد این فیلم را طوری بسازد که بتواند توجه تماشاچیان زن را نیز بخود جلب نماید. به این منظور با یک ماجرای عشقی به داستان اصلی رنگ و لعاب بیشتری بخشید و علاوه بر آن صحنه‌ای که در آن زنی کودکی بدنیا می‌آورد را نیز به آن اضافه نمود. اما با این حال فورد در مورد بکار بردن عناصر سنتی فیلم‌های وسترن در دلیجان کوتاهی نکرد.
 
بطور مثال در قسمت پایانی فیلم شاهد صحنه‌های پر زد و خورد هیجان انگیز فراوانی من‌جمله بین [[رینگو کید]] (Ringo Kid) و [[برادران پلامر]] (Plummer) هستیم.
 
صحنهٔ حمله سرخ‌پوستان به دلیجان و مسافرانش در این فیلم یکی از صحنه‌های مشهور و کلاسیک سینمای وسترن است.
 
در بین راه مسافر دیگری بنام رینگو کید (با بازیگری جان وین) نیز سوار دلیجان می‌شود. او از زندان فرار کرده‌است و قصد دارد از برادران پلامر که پدر و برادر وی را کشته‌اند انتقام بگیرد اما به محض سوار شدن توسط کلانتر دستگیر می‌گردد. در طول مسافرت، رینگو کید دلبسته خانم دالاس می‌شود.
دلیجان و مسافرانش با یک گروه [[سوار نظام]] مواجه می‌شوند و توسط آنان مطلع می‌گردند که گرینگو و جنگجویان سرخ‌پوست [[آپاچی (قبیله)|آپاچی]] که تحت فرمان او هستند در آن حوالی دیده شده‌اند. در همین صحنه همسر افسر سوار نظام که حامله‌است به کمک دکتر الکلی کودکی بدنیا می‌آورد. با توجه به خطر سرخ‌پوستان آپاچی، مسافران به تبادل نظر می‌پردازند تا ببینند آیا بهتر است از همان راهی که آمده‌اند برگردند و یا اینکه کماکان بسوی لردزبرگ برانند و در نهایت تصمیم می‌گیرند که براه خود ادامه بدهند.
 
رینگو کید وقتی دلیجان در یک ایستگاه میان راه توقف می‌کند موفق به فرار از دست کلانتر می‌شود. اما هنگامی که با [[سرخ پوستان]] مواجه می‌شود بر می‌گردد و بار دیگر به مسافران دلیجان می‌پیوندد. کمی بعد کلانتر برای کمک به مبارزه با سرخ پوستان و دفاع از دلیجان رینگو را آزاد می‌کند. تعقیب و گریز طولانی بین سرخ‌پوستان و دلیجان آغاز می‌گردد که در آن مرد محترم جنوبی کشته می‌شود و فروشندهٔ ویسکی نیز زخمی می‌گردد. درست زمانی که مسافران دلیجان برای دفاع از خود دیگر تیری در اسلحه ندارند، توسط سوار نظام [[ارتش آمریکا]] که به کمک آنان شتافته‌است نجات می‌یابند.