تفاوت میان نسخه‌های «اهب»

۴۳ بایت حذف‌شده ،  ۵ سال پیش
جز
یک یا حداکثر دو بار پیوند کافی است، ویرایش و تصحیح (جزئی)
جز (یک یا حداکثر دو بار پیوند کافی است، ویرایش و تصحیح (جزئی))
[[ایزابل]] که زن ترسویی نبود بی درنگ عده‌ای را اجیر کرد تا هرکسی که دم از مخالفت با دین او را می‌زند، نابود کنند! کم‌کم اغتشاش اوضاع، شاه اهب را به وحشت انداخت. اما [[ایزابل]] برای تحکیم نفوذ خود بر اهب، فرزندی به دنیا آورد. (البته در برخی روایات گفته شده که اهب مردی عقیم بوده) آنگاه باز به مبارزه پرداخت و دستور داد مزرعه‌های مخالفان را آتش زده و زن و بچه‌های آن‌ها را مقابل چشمانشان بکشند!
این خونریزی‌ها عکس العمل بدی داشتند، زیرا به تدریج پیروانش از گرد او پراکنده شده و به دسته الیجاه می‌پیوستند. هنگامی که الیجاه نگون‌بخت را به دستور او گردن می‌زدند، فریاد زد: روزی می‌رسد که بدن نجست را سگ‌ها بدرند! و خیلی زود این پیش بینی به صورت عمل درآمد. زیرا عاقبت مردم ستمدیده به رهبری سربازی شجاع به نام جئو شورش کردند و در مدت کمتر از چند ساعت بر اوضاع کاملاً مسلط شدند. [[ایزابل]] مغرور را از بام قصرش به پایین پرت کردند و اسب‌های سربازان با شعفی وصف ناپذیر بدنش را لگدمال نمودند. آنگاه سگ‌های گرسنه جشن گرفتند!
داستان [[میکایا]]، در کتاب اول پادشاهان آمده است. در این داستان، پادشاه شمالی اسرائیل (که معمولاً اهب فرض می‌شود) به نزد جهوشافات، پادشاه یهودا می‌رود و از او می‌پرسد که آیا به همراه او برای تسخیر راموت-گیلاد می‌رود که در اختیار شاه آرام است یا خیر. جهوشافات به او می‌گوید که بهتر است اول از خداوند بپرسد که چه کند. اهب به پیامبران خود خبر می‌دهد و آن‌ها می‌گویند که پروردگار (آدونای) راموت-گیلاد را به اهب خواهد داد. جهوشافات می‌گوید که آیا پیامبر دیگری هست که از او نظر پروردگار [[یهوه]] را بپرسد؟ اهب به [[میکایا]] پسر ایملاه اشاره می‌کند، ولی می‌گوید که از او خوشش نمی‌آید، به خاطر اینکه پیش بینی‌های قبلی او نسبت به اهب مثبت نبوده است. فردی به نزد [[میکایا]] می‌رود و به او می‌گوید که بهتر است پیش بینی مثبتی به اهب دهد. [[میکایا]] به آن فرد می‌گوید که او فقط پیغام خداوند را می‌رساند. [[میکایا]] به نزد اهب می‌رود. در ابتدا او نیز حرف پیامبران دیگر را تأیید می‌کند و می‌گوید که اهب باید به جنگ برود؛ ولیکن اهب به او شک دارد و به او اصرار می‌کند که حقیقت را بگوید و [[میکایا]] می‌گوید که [[یهوه]] به اهب دستور داده تا به جنگ برود تا کشته شود. در رؤیای [[میکایا]] اومیکایااو به عرش خداوند نیز می‌رسد و آن را می‌بیند. در رؤیا، [[میکایا]] می‌بیند که روحی می‌آید و پیشنهاد می‌دهد که دروغگو در دهان پیامبران باشد. از این رو، پیش بینی بقیه پیامبران بر اساس این روح دروغگو بوده است. اهب دستور می‌دهد که [[میکایا]] زندانی شود تا اینکه او از جنگ سالم برگردد. اهب در جنگ، لباس مبدل می‌پوشد تا پیش بینی [[میکایا]] به حقیقت نپیوندد؛ ولیکن یک تیر بی هدف به او اصابت می‌کند و او را می‌کشد و حرف [[میکایا]] به حقیقت می‌رسد و حرف ۴۰۰ پیامبر اهب دروغ درمی آید.
[[پرونده:Karkar.jpg|left|class=cx-linter-disallow cx-linter-warn|thumb|332x332px|شمایلی از [[شلمنسر سوم]] (۸۵۹–۸۲۴ قبل از میلاد) نام کرخ یکپارچه اهاب، پادشاه.{{سخ}}]]
[[پرونده:The_Death_of_Jezebel.jpg|left|class=cx-linter-disallow cx-linter-warn|thumb|تصویری از کتاب مقدس که ملکه [[ایزابل]] در یزرعیل، توسط گوستاو از بالای قلعه به پایین سقوط می‌کند]]
 
[[پرونده:Jehu-Obelisk-cropped.jpg|thumb|300x300px|شاه [[یهودیه]] اسرائیل در حال خاک‌بوسی در پیش [[شلمنسر سوم]] پادشاه [[آشوری]]]]
 
== جستارهای وابسته==
== همچنین مشاهده کنید ==
* [[شلمنسر سوم]]
* [[ایزابل]]