تفاوت میان نسخه‌های «دالتون ترامبو»

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ۵ سال پیش
 
== زندگی‌نامه ==
در سن شانزده سالگی به [[لوس آنجلس]] رفته و در یک نانوایی به عنوان کارگر مشغول می‌شود. پس از مدتی به نویسندگی روی آورده و به عنوان نویسنده آزاد [[کار هنری]] اش را آغاز می‌کند. ترامبو کار سناریونویسی را از سال ۱۹۳۶ با فیلم "گروه جاوه" که فیلم بی اهمیتی بود شروع می‌کند و بعد از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۱ برای کمپانی "آر. ک. او" کار می‌کند. چند سناریو می‌نویسد و در طول جنگ بهرتینبهترین سناریوهایش را برای "[[مترو گلدوین مایر]]" می‌نگارد که مشهورترین آنها " سی ثانیه بر فراز توکیو" به کارگردانی [[مروین لیروی]] در سال ۱۹۴۴ می‌باشد. او همکاری با "مترو گلدوین مایر" را که از ۱۹۴۰ آغاز کرده بود تا شالسال ۱۹۴۵ ادامه می‌دهد.
 
بعد از جنگ در ۱۹۵۰ نام دالتون ترامبو به علت شرکت در [[حزب کمونیست ایالات متحده آمریکا]]، در لیست سیاه قرار می‌گیرد و بعد از محکومیت سناریوهایی با اسامی مستعار می‌نویسد که یکی از آنها به نام "کودکان قهرمان" با [[نام مستعار]] "رابرت ریچ" در سال ۱۹۵۷ اسکار بهترین سناریو را به دست‌آورد.
 
ترامبو، با سابقه‌ای طولانی در مبارزه علیه سانسور و به نفع حقوق اتحادیه‌ای، از سال ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۸ عضو حزب کمونیست بود. در سال ۱۹۴۷، در برابر «کمیتۀ فعالیت‌های خلاف شئونات امریکایی» مجلس، از پاسخ دادن به سؤال‌ها خودداری کرد و به زندان رفت. از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۶۰ در لیست سیاه هالیوود قرار گرفت و با تبعیدی خودخواسته به مکزیک مهاجرت کرد و به نوشتن فیلمنامه با نام‌های مستعار پرداخت. در سال ۱۹۶۰ [[اتو پرمینجر]] اعلام کرد که ترامبو را برای نوشتن فیلمنامۀ هجرت استخدام کرده و بدین ترتیب، لیست سیاهْسیاه اعتبارش را از دست داد.
 
بعد از آن دو سناریوی دیگر به نام "کابوی" ([[دلمر دیوس]]، ۱۹۵۸) و "آخرین قطار گان هیل" ([[جان استرجز]]، ۱۹۵۹) را با اسامی مستعار می‌نویسد در پی این موفقیت است که یک سال بعد [[کرک داگلاس]] نوشتن سناریوی "اسپارتاکوس" را به او محول می‌کند و نام واقعی وی را در عناوین فیلم ذکر می‌کند. از این تاریخ دورهٔ تازه‌ای در زندگی "ترامبو شروع می‌شود و طی سال‌های ۱۹۶۰ سناریوی چند فیلم مهم را به رشتهٔ تحریر در می‌آورد که از میان آنها می‌توان "اکسدوس" ([[اتو پرمینجر]]، ۱۹۶۰)، "آخرین غروب ([[رابرت آلدریچ]]، ۱۹۶۱) و شجاعان تنها هستند ([[دیوید میلر (کارگردان)|دیوید میلر]]، ۱۹۶۲) را نام برد. چند سناریو نیز با همکاری دیگران می‌نویسد که مهمترین آنها "مرغ دریائیدریایی"، "هاوائیهاوایی" و "سوارکاران" است.
 
در سال ۱۹۷۱ بعد از سال‌ها تلاش ناامیدانه سرانجام رمان معروف خود "جانی تفنگش را برداشت" برندهٔ جایزهٔ پرفروش ترین کتاب آمریکایی (در سال ۱۹۳۹) را جلوی دوربین می‌برد. این فیلم به عنوان اولین کار ترامبو در مقام کارگردان مورد تحسین و تائیدتأیید منتقدان قرار می‌گیرد، با این حال وی هرگز این تجربه را تکرار نمی‌کند.
 
سناریوی "پاپیون" ([[فرانکلین جی شافنر]]، ۱۹۷۳) یکی از آخرین کارهای دالتون ترامبو بود.
کاربر ناشناس