باز کردن منو اصلی

تغییرات

* پالگانه: در مشبک کوچکی که از آن برای پاییدن بیرون مانند پنجره بهره می‌برند. تفاوتش با پنجره در این است که آهنین است و پنجره چوبی. بالکانه نیز خوانده می‌شود
* پَنام: عایق در سازه مانند جِرز یا کُناله و هر ساخت دیگری که سازه را هرچه بهتر در برابر تغییر دما نگه دارد.
* پالانه: تاقی که به روش چند لایه اجرا شده است. لایه‌هایی سبک و تیغه‌ای که روی هم می‌نشینند. تاق جهازه هم خوانده می‌شود
* پاتوپا: روشی در آجرچینی تاق یا دیوار، نیز نام یک جور چَفد است
* پادیاب: نگ پادیاو
* تاوه: نوعی تاق با چفد بسیار کم خیز
* تیرگُم: نوعی سقف تخت تیردار که تیرهای آنرا با روشی از نگاه پنهان می‌کنند. این تاق استواری کمتری دارد
* جهازه: در «جهازه چاغ کردن» پوشش چند لایه آجری بر روی تاق را گویند که به روش چپیله ای آجرچینی می‌شود و چون بسیار نازک و کم خیز است برای همین روی چهارچوب های چوبی بنا می‌شود. از آنجا که در روش چپیله ای آسمانه نازک می‌شود ازینرو این تاق ها را به روش لاپوش که چند لایه آجر روی هم هم است می‌سازند. این تاق پالانه هم خوانده می‌شود
* جِناغی: تاقی که چفد آن تیزه دار باشد. نام دیگری برای تاق های تیزه دار در برابر تاق های مازه دار
* چارسوق: بخشی از بازار که دو راسته همدیگر را بریده و چهار راهی را پدید آورند
* چَپری: نعل درگاهی که به شکل سه گوش باشد
* چَمانه: گونه ای چَفد جناغی یا تیزه‌دار است که در پوشش بیرونی گنبد ها بیشترین کاربرد را دارد.
 
* [[چفد|چَفد]]: در معماری ایرانی به هر نوع خمیدگی و قوس در سازه گفته می‌شود.
* چَپیله: نوعی روش آجرچینی در اجرای تاق است. بافتی که از این روش به دست می‌آید معمولا نازکترین است. ازینرو تاق های با این روش آجرچینی همانند تاق پالانه یا جهازه ناباربر بوده و کارکردهای آمودی و یا بر روی چارچوب های چوبی داشته اند.
* چَمله: نوعی چفد در تاق که کارایی باربری نداشته و بیشتر در نعل درگاه ها ‌از آنها بهره گرفته می‌شود. این چفد بسیار نزدیک به نیم دایره است.
* خاگی: پوشش بیضوی شکل تاق یا گنبد. تاق ها معمولا بیضی هستند خواه به صورت [[شلجمی]] یا بیضی ایستاده و یا به صورت معروف به بیضوی که بیضی خوابیده است و یا حالتی نزدیک به دایره. از آنجا که ساختار دایره کمترین نیارش و پایداری را در سازه داشته در گذشته هیچ تاقی به صورت دایره کامل ساخته نمی‌شده است.
* خاگار: ابزاری برای کشیدن بیضی. این ابزار در معماری ایرانی بیشتر نخ چنبر و دو میخ بوده است. در معماری کاربرد خاگار بویژه در رسم چفد ها برای تاق ها و گنبد ها فراوان بوده است. در [[پیمون]] به دلایل آزمون و خطایی طولانی یا دلایل شهودی در طول تاریخ معماران به این نتیجه رسیده بودند که بیضی ساختار پایدار تری را در رسم چفد برای تاق و گنبد ایجاد می‌کند. برای همین خاگار کاربرد به مراتب بیشتری از [[پرگار]] داشته است.
* خَرپشته: پوشش های شیب دار که امروز شیروانی گفته می‌شوند. به برجستگی بخشی از بام نیز گفته می‌شود
* خیمه پوش:‌ نوعی پوشش تاق است که چارسویه است.
* خوانچه پوش: نوعی تاق آمودی است که در میان تویزه های باربر ایجاد می‌شود که در سبک کردن سازه و ایجاد راه رفت و آمد از میان تویزه ها را برای نمونه در کمرپوش ها کارایی دارد.