رشک: تفاوت میان نسخه‌ها

۸ بایت اضافه‌شده ،  ۶ سال پیش
جز
←‏جایگزینی با [[وپ:اشتباه|اشتباه‌یاب]]: نگلستان⟸انگلستان، تآلیف⟸تالیف، وجریان‌های⟸و جریان‌های، برحکومت⟸بر حکومت، برنظارت⟸بر نظارت، ب...
(افزودن الگوی تغییرمسیر)
جز (←‏جایگزینی با [[وپ:اشتباه|اشتباه‌یاب]]: نگلستان⟸انگلستان، تآلیف⟸تالیف، وجریان‌های⟸و جریان‌های، برحکومت⟸بر حکومت، برنظارت⟸بر نظارت، ب...)
 
در بعد سیاسی، ضربه‌ای که جوامع در حال توسعه و توسعه یافته متحمّل می‌شوند از حسادت کلان است.
شدّت تأثیرات به حدّی است که شاکلهٔ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی جوامع را می‌شکند و روابط سیاسی نامناسب را شکل می‌دهد وشاهدو شاهد این مدّعا وضع اسفباری است که گریبان گیر سیاست داخلی و خارجی ما شده است.
روحیات هر ملّت هر چه باشد، فرهنگ و تمدّنشان هر چه قدر غنی تر باشد باز گرفتار این رذیله می‌شوند چه در ابعاد فردی و چه اجتماعی.
در مناسبات سیاسی و روابط بین‌الملل چه در دوره‌های باستان و چه دوران جدید حسادت از عوامل اصلی ایجاد روابط بوده و هست.
در دوره معاصر تاریخ ایران به خصوص دروه قاجار که رقابت قدرت‌های استعماری شدّت گرفته بود، شاهد حسادت حاکمان استعمار نسبت به کشور استعماری دیگر هستیم.
در دوره جدید رابطهٔ آمریکا با دیگر کشورها براساس اصل رقابت با روسیه به خصوص، و دیگر کشورها عموماً، استوار است.
دولت نگلستانانگلستان که هند را مستعمره خود کرده بود ترس فزاینده‌ای از نفوذ دیگر قدرت‌ها در ایران داشت زیرا ایران، گذرگاه و پل ارتباطی برای دستیابی به هند بود.
با این شرایط اگر کشور ثالثی با ایران معاهده می‌بست انگلستان هم به دنبال امتیازی برای فرد بود و یا تلاش می‌کرد امتیاز به دست آمدهٔ قدرت دیگر را لغو کند .(بااعمال فشار برحکومتبر حکومت مرکزی ایران) هم اکنون در دوران پس از انقلاب اسلامی نیز در داخل ایران شاهد رقابت‌های ناشی از حسادت هستیم، بازتاب این تفکّر سیاسی، فشار بر مردم است و تاوانش را عموم مردم به خصوص قشر ضعیف و متوسط می‌پردازند و نفعش را بازاریان و سوداگران می‌برند.
 
''حسد فرهنگی''
 
از منظر عمومی حسادت گروهی وسعت اختیارات یافته است، به طوری که توجّه عموم و خصوص در به کارگیری این صفت رذیله افزون شده است.
تشکیل احزاب و داد اختیاراتِ به ظاهر قانونی به آن‌ها زمینهٔ مناسبی را برای حسادت فراهم کرده است و در قانون احزاب راهکار و مادّه قانونی مبنی برنظارتبر نظارت خاص بر این رذیلهٔ اجتماعی وجود ندارد.
زیرساخت‌های اجتماعی و فرهنگی و مذهبی ما بسیار غنی است امّا منفعت طلبی‌های فردی و در معنای
گستردهٔ آن، گروهی مانع به روز و شکوفا شدن این زیر ساخت شده است.
ضعف اخلاق در جامعه وعدم رسیدگی به احوالات درون گروهی سازمان‌ها وجریان‌هایو جریان‌های سیاسی، اقتصادی و... فاجعه اخلاقی به بار آورده است و حسد بانام و شکل اسلامی یعنی رقابت حزبی، به خورد دیگران می‌رود ومردم جامعه ناچار به پذیرش و حداقل کنار آمدن باآن هستند.<ref>http://30b.org/979</ref>
 
== رویکرد روانشناسی فلسفی و هیجان‌رفتار ==
 
== تفاوت حسادت و دلواپسی از دست دادن ==
در زبان معمولی، تمایل به این است که حسادت و [[دلواپسی از دست دادن]] {{به انگلیسی|[[//en.wikipedia.org/wiki/Jealousy|Jealousy]]}} را با هم یکی بدانند، اما توافق فلسفی بر این است که آنها، دو هیجان جداگانه‌اند.<ref>Adam Smith, The Theory of Moral Sentiments, p. 244</ref> هنگامی که از نظر زبانی، گفته می‌شود که کسی دچار ''دلواپسی از دست دادن'' است، شنیده می‌شود که او بر این باور است که، آن شخص دیگر خوب است و وی نگران است که نکند او را از دست بدهد. هم ''حسادت'' و هم ''دلواپسی از دست دادن'' دارای ۳ جزء هستند: یک شخص، یک رقیب و یک تعلق (یا چیزی که در تملک رقیب وجود دارد، متعلق به اوست و او به آن دست یافته است). البته، این تشابه، سطحی است و بین آنها یک تفاوت بنیادین وجود دارد. شخصی که به رقیب حسادت می‌ورزد، بر '''«تعلق»''' یا دارایی رقیب متمرکز است، اما فردی که دچار ''دلواپسی از دست دادن'' است، بر روی '''«رقیب»''' متمرکز است و می‌ترسد که او را از دست بدهد یا ترس از دست دادن دارد. جایگاه مورد حسادت در رشک بردن و حسادت، ''درارتباط با رقیب'' است اما جایگاه حسادت فردی که دچار ''دلواپسی از دست دادن'' است، خود ''رقیب'' است. تفاوت دیگر، مابین فرد '''حسود''' و کسی که دچار '''دلواپسی از دست دادن''' است، آن است که: برای فرد ''حسود''، وقتی متعلقات از ''رقیب'' او به کسی دیگر داده شود، او به آن فرد دیگر رشک می‌ورزد و نسبت به رقیب احساسی ندارد. در واقع ''رقیب قابل عوض شدن است نه متعلقات او''. و اگر این دارایی‌ها توسط کسی دیگر مورد استفاده قرار گیرد، ناراحت می‌شود؛ ولی رقیب نمی‌تواند او را ناراحت کند. اما کسی که دچار ''دلواپسی از دست دادن''است، در مسیر دیگری است، زیرا مسئلهٔ او ''خود رقیب'' است و نه تعلقات او. از این رو شاید بتوان گفت که '''رشک'''، ''حسادتی خوش‌خیم'' است و '''دلواپسی از دست دادن'''، ''حسادتی بدخیم و مرضی'' است که حتی چنین فردی، در صورتی که احساس کند که دیگر رقیب در تملک او نیست و یا به او بی‌توجه است، در فکر نابود کردن او برآید. چنان‌که در حسادت‌های عشقی و روابط عاطفی مرضی در شکل‌های ''«هذیان خیانت»''، چنین امری بسیار به وقوع پیوسته است.<ref>[http://www.fa.eqlearning.org/حسادت-و-غبطه-خوردن-envy-vs-jealousy/ هیجان رفتار و تن گفتار، تآلیفتالیف محمود امیری‌نیا، فرودین 1393، نشر آراسته، صفحۀ 249، ISBN 978-600-5908-84-8]</ref>
 
== تعابیر دیگر از حسادت و رشک ==
پروفسور رولف هوبلمی گوید که: «حسادت وقتی به وجود می‌آید که شخص احساس کند آنچه دارد، کمتر از آن چیزی است که باید داشته باشد. هیچ چیزی وجود ندارد که باعث حسادت نشود، مادی یا غیر مادی، من می‌توانم به سرنوشت یک نفر یا به کسی که برنده یک جایزه شده حسودی کنم، ولی به طور کل وقتی انسان حسودی می‌کند که آنچه که دیگری دارد برایش ارزش داشته باشد. مثلاً من که حوصله جمع‌آوری تمبر را ندارم به کسی که این کار را می‌کند حسودی نخواهم کرد.»
 
حسادت در هر جامعه معنی خاصی دارد. در هر جامعه‌ای، داشتن چیز بخصوصی که در آن جامعه ارزش جلوه می‌کند، موجب حسادت می‌شود. در جامعه امروز حتی آگهی‌های تلویزیون سعی می‌کنند با توجه به این ضعف بشری مردم را به سوی استفاده از یک کالایبخصوصکالای بخصوص یا انجام عملی تشویق کنند. جامعه [[سرمایه دار]] از حسادت مردم جهت منفعت بیشتر استفاده می‌کند،{{مدرک}} زیرا حسادت یک انگیزه‌است و باعث جاه طلبی و افزایش انرژی می‌شود.
 
حسادت در واقع به خاطر خانه بزرگتر، اتومبیل سریع تر و زیبایی بیشتر نیست، بلکه انسان به خاطر این که شخص به علت داشتن چیزی مورد احترام واقع می‌شود، حسادت می‌ورزد.{{مدرک}}
پروفسور رولف هوبل معتقد است فقط اگر خوشبختی و آزادی را در دنیا به طور مساوی تقسیم کنند دیگر حسادتی وجود نخواهد داشت، زیرا هر جا که تفاوتی وجود دارد در حقیقت ریشه حسادت کاشته شده‌است.
 
هوبل می‌گوید از آنجا که بشر همیشه سعی دارد خودش را بهتر از دیگران نشان دهد و تمام سعی و کوشش او در پی ثابت کردن این است که او غیر از دیگری است و خود را در همین تفاوت می‌شناسد، به هیچ وجه مایل نیست که دیگری بیشتر از او داشته باشد؛ زیرا این باعث خجالت و شرمندگی او می‌شود. به همین دلیل حسادت یک همراه دائمی انسان بوده و بدین وسیله انسان می‌تواند بین فردیت و جمعیت بالانس بهوجودبه وجود آورد.
 
== چگونه می‌توان خود را از حسودان محافظت کرد ==