تفاوت میان نسخه‌های «پارس»

۹۲ بایت حذف‌شده ،  ۴ سال پیش
جز
بی‌نیاز از پارامتر با استفاده از AWB
جز (بی‌نیاز از پارامتر با استفاده از AWB)
{{ادغام با|پارسیان}}
{{کاربردهای دیگر|پارس (ابهام‌زدایی)|فارس}}
'''پارس''' دارای دو معنی و مفهوم گوناگون است. پارس یکی در معنی نام قوم و ایالتی در جنوب مرکزی [[ایران]] و کرانهٔ [[خلیج فارس]] بوده‌است، و دیگری با کاربرد گسترده‌تری نام اقوام و ملت‌های دشت و بلندی‌های [[ایران]] و شامل مرزهای [[امپراتوری پارس]] می‌شود و برابر با نام ایران است.
 
در [[شاهنامه]] بیشتر از ۷۲۰ بار نام ایران و ۳۵۰ بار نیز نام ایرانی و [[ایرانیان]] بکار رفته اما در دنیای غرب، در [[رم]] و [[یونان باستان|یونان قدیم]] به جای ایران نام ''پرسیس'' را به کار می‌بردند در حالی که پارس از نظر جغرافیایی تنها یک ایالت [[ایران]] بوده‌است و در جغرافیای دوره اسلامی نیز به منطقه جنوب ایران گفته می‌شده‌است.
 
سرزمین البته بارها بزرگ‌تر از استان کنونی [[فارس]] بوده‌است و سراسر کرانهٔ خلیج فارس، [[هرمزگان]]، [[یزد]]، بخشی از [[اصفهان]] و بخشی از استان کنونی [[کرمان]] را نیز در بر می‌گرفته‌است. در قدیم همهٔ کرانهٔ [[خلیج فارس]] و [[دریای عمان]] با نام [[دریای فارس]] یا [[دریای پارس]] شناخته می‌شده‌است.
 
بر اساس آنچه در تقسیمات کتاب‌های دوره امپراتوری اسلامی ([[معجم البلدان]] و کتاب ابن حوقل، [[مقدسی]]، [[استخری]] و جغرافی نویسان اسلامی قرون وسطی) آمده‌است، ایالت یا «اقلیم فارس جنوب» ایران و کرانهٔ خلیج فارس که در غرب آن [[خوزیه]] ([[اهواز]]) و [[بصره]] (پسراه) و آپالو (ابله) و در شرق آن مکران، کرمانیا و در شمال شرقی آن [[خراسان]] وجود داشت.
 
عربهااین منطقه را اقلیم [[فارس]] و مردم این منطقه را فارسی می‌نامیدند. اما اروپاییان در تمام دوره‌های تاریخی همه اقلیم‌های ایرانی را پارس و پرسیا نامیده‌اند. پارسها قومی از نژاد [[آریایی]] بودند که با [[اسب|اسب‌ها]] و دام های خود در میان دشت‌ها و کوهستان‌های گرم سیری و سرد سیری سیر می‌کردند.
[[امپراتوری هخامنشی]] بر یکجانشینی این قوم تأثیر زیادی گذاشت.
 
[[پارتیان|پارت ها]] و پارس ها شیوه زنگی یکسانی داشتند و بهترین اسب سواران زمان خود بودند. به همین دلیل عرب ها پس از فتح ایران به بهترین اسب سواران و چابک سواران فارس می‌گفتند. آنها واژه فارس را جایگزین کلمه عربی جواد، خیل و خیول عربی کردند و امروزه فارس را مترادف با [[شوالیه]] و جنگجو نیز بکار می‌برند.
 
 
یکی از معانی پارس، [[اسب]] می‌باشد. ایرانیان باستان لقب افراد را بر پیشهٔ اسب خود شناسایی می‌کرده‌اند مانند سفید اسب، سه اسب پیر اسب زراسب و... در دربار هخامنشی اسبهای تربیت یافته‌ای بوده‌است در سفر نامه فیثاغورس نادرترین گونه اسب جهان نامیده شده‌اند که به آنها پارسی می‌گفته‌اند.
در [[شاهنامه]] نیز که بیشتر از ۷۲۰ بار نام ایران برده شده‌است پارس - زابلستان- خراسان- کرمان - مکران - مازندران - طبرستان - و... نام ایالتهای ایران هستند.
<br />
 
 
== منطقه ==
 
بعد از تسلط [[عرب‌ها]] بر ایران نام کلمه پارس به فارس ترجمه شد و نام این استان در کتب قدیم [[فارسستان]] نیز گفته‌اند.<ref>{{یادکرد-دهخدا|عنوان = فارس | بازیابی =۰۸/۰۶/۲۰۱۱}}</ref>
 
<br />
 
==== محدوده جغرافیایی ====
{{اصلی|محدوده تاریخی فارس}}
 
 
=== ایران ===
کلمه ٔفارس و پارس به سراسر خاک [[ایران]] نیز اطلاق شده‌است. صورتی از این کلمه را که در [[زبان انگلیسی]] از اصل یونانی گرفته‌اند در زبان مذکور بجای لغت [[ایران]] به کار می‌برند و چون این صورت یعنی [[پرشیا]] {{به انگلیسی|Persia}} در زمان [[رضاشاه پهلوی]] در ایران نیز بکار می‌رفت دستوری در منع استعمال این واژه صادر شد و مقرر گردید درکتاب‌ها و نوشته‌های ایرانی همه جا واژه ٔ [[ایران]] برای نامیدن این کشور به کار رود.
 
<br />
 
== اقوام ==
'''فارس''' به آن که [[زبان فارسی]] دارد گفته می‌شد. در مقابل [[ترک]]، [[عرب]] و جز آن <ref>{{یادکرد-دهخدا|عنوان =حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین: پارس| بازیابی =۰۸/۰۶/۲۰۱۱}}</ref>
آن که از مردم ایران است.<ref>{{یادکرد-دهخدا|عنوان =حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین: پارس| بازیابی =۰۸/۰۶/۲۰۱۱}}</ref>
 
 
=== شکل گیری قوم پارس ===
:* [[هخامنشیان]]
:* [[ساسانیان]]
 
مُعرب آن فارس است. <ref>{{یادکرد-دهخدا|عنوان =حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین: پارس| بازیابی =۰۸/۰۶/۲۰۱۱}}</ref>
 
دانشمندان زبان پارسی باستان را خویشاوند [[زبان سقلابیان بالت]] می‌دانند و این امر موجب این فرضیه شده که اجداد ایرانیان در جوار سقلابیان میزیسته‌اند و [[است|اُسّتهای]] امروزی را واسطه ٔ بین [[قوم پارس]] و [[سقلابیان]] می‌دانند.
نام این قوم برای اولین بار در سالنامه‌های پادشاهان [[آشور]] در شرح لشکرکشی آنان به حدود جبال [[زاگرس]] به میان آمده‌است. آشوریان این قوم را در ۸۴۴ ق. م. شناخته‌اند. با این دلایل قوم پارسی قبلاً در شمال غربی ایران کنونی در مغرب و جنوب غربی دریاچه ٔ[[ارومیه]] مستقر بوده و سپس به تدریج به جنوب متمایل شده و این انتقال در نتیجه ٔ فشار [[اورارتو]] و [[آشور]] بوده‌است. این قوم به احتمال قوی در حدود سال ۷۰۰ ق. م. در مغرب جبال [[بختیاری]] جایگزین شدند و مرکز حکومت آنها مطابق نوشته ٔ آشوریان '''[[پارسوماش]] ''' (که اکنون [[مسجدسلیمان]] خوانده میشود) نامیده شد.
پارسیان پس از ورود به این سرزمین تحت قیادت [[هخامنش]] حکومت کوچک خود را تشکیل دادند. پس از مرگ هخامنش پسرش [[چیش پیش]] پادشاه شهر [[انشان]] نامیده شد و رسماً در قلمرو وسیعتری به فرمانروایی پرداخت و ایالت تازه‌ای را که پارسه نامیده شد (فارس کنونی) به دیگر متصرفات خود پیوست. <ref>{{یادکرد-دهخدا|عنوان =از کتاب ایران تألیف گیرشمن ترجمه ٔ معین صص ۵۹ - ۱۰۹| بازیابی =۰۸/۰۶/۲۰۱۱}}</ref>
 
 
=== هخامنشیان ===
 
شاخه ٔ دوم یعنی نسل کورش را باید شاخه ٔ اصلی خاندان هخامنشی شمرد زیرا وسعت شاهنشاهی مربوط به این شاخه‌است. از این شاخه به ترتیب کورش، پسرش کبوجیه ٔ دوم، کورش دوم پسر کبوجیه و معروف به [[کورش بزرگ]] و کبوجیه ٔ سوم فاتح [[مصر]] و سپس فرزندان دیگرشان به شاهنشاهی رسیدند. (ایران باستان پیرنیا ج ۱ ص ۲۳۱).
 
شاهنشاهان بزرگ این خاندان به ترتیب عبارتند از:
# [[داریوش سوم]]
[[داریوش سوم]] پس از مرگ [[اردشیر سوم]] و مسموم شدن فرزند او به روی کار آمد و دیری نپایید که به دست نیروهای تازه نفس [[اسکندر مقدونی]] و خُدعه و بی وفایی سرداران خود از میان رفت، و با قتل او نخستین شاهنشاهی قوم پارس منقرض گردید. <ref>{{یادکرد-دهخدا|عنوان =ایران باستان پیرنیا ج ۱ | بازیابی =}}</ref>.
 
=== دومین پادشاهی قوم پارس ===
:۲۹- [[فرخ زادخسرو]].
:۳۰- [[یزدگرد سوم]].
 
=== واژه‌شناسی ===