باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
در سال‌های پس از سرکوب وقایع [[قیام ۱۵ خرداد|۱۵ خرداد ۱۳۴۲]] خورشیدی، شماری از دانشجویان دانشگاه‌ها که روش‌های پیشین و مسالمت‌آمیز [[جبهه ملی ایران|جبههٔ ملی]] و [[حزب توده ایران|حزب تودهٔ ایران]] را برای مبارزه با حکومت موفقیت‌آمیز نمی‌دانستند، گروه‌های مباحثهٔ مخفی و کوچکی را برای بررسی تجربیات اخیر چین، ویتنام، کوبا و الجزایر و ترجمهٔ آثار [[مائو]]، [[جیاپ]]، [[چه‌گوارا]] و [[فرانتس فانون|فانون]] تشکیل دادند. دستاورد این مباحثات و بررسی‌ها، شکل‌گیری شماری گروه‌های کوچک مارکسیست و اسلامی بود که «تنها رَه رهایی» را «جنگ مسلحانه» و [[نبرد چریکی]] می‌دانستند.<ref>آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص۵۹۵–۵۹۶</ref> یکی از آن‌ها گروهی بود که به سال ۱۳۴۲ توسط عده‌ای از دانشجویان [[مارکسیست]] [[دانشگاه تهران]] و با ادغام دو گروه تشکیل شد و بعدها ''[[سازمان چریک‌های فدایی خلق]]'' نامیده شد. رهبری فدائیان خلق در این عملیات برعهدهٔ دو تن به نام‌های [[علی‌اکبر صفایی فراهانی]] و [[حمید اشرف]] بود. این گروه از دو بخش تیم شهری و تیم روستایی تشکیل شده بود که در تاریخ ۱۵ شهریور ماه سال ۴۹ در دره [[مکار]] اطراف [[چالوس]] حرکت خود را آغاز کرد و پس از بررسی‌های فراوان جنگل‌های گیلان را انتخاب کرده و تیم روستایی را به آن‌جا فرستاد.<ref>[http://www.siahkal.com/publication/sokhanrani-siahkal-02.htm سایت سیاهکل]</ref> دلایل متعددی برای انتخاب گیلان وجود داشت. نخست آن‌که وجود کوهستان‌های صخره‌ای، استفاده از سلاح‌های سنگین در آن منطقه را ناممکن می‌ساخت و تاحدودی به این سبب که جنگل‌های این منطقه در برابر حملات هوایی، استتار مناسبی محسوب می‌شد. اما دلیل اصلی، سابقهٔ مبارزاتی روستایی‌های این منطقه به ویژه در [[جنبش جنگل]] در دههٔ ۱۳۰۰ خورشیدی بود. به پیش بردن برنامه «تیم روستایی»، مستلزم تدارکات دقیق، زندگی با شبانان کوهستان، ایجاد ارتباط با روستاییان و قبول رزمنده از بین آنان بود، لیکن پس از دستگیر شدن یکی از هواداران فداییان بنام [[هادی بنده‌خدا لنگرودی]] توسط ژاندارم‌های شهرستان سیاهکل، در اواسط بهمن ماه این برنامه‌ها عقیم ماند. چریک‌های فدایی که بیم داشتند اطلاعات حیاتی او زیر شکنجه لو برود، تصمیم سرنوشت ساز را گرفتند تا به پاسگاه ژاندارمری حمله برده و یار خود را آزاد سازند.<ref>{{یادکرد|فصل=|کتاب= Iran Between Two Revolutions |نویسنده = Ervand Abrahamian|ترجمه=|ناشر=|چاپ=|شهر=|کوشش=|ویرایش=|صفحه=۴۸۷|سال=۱۹۸۲|شابک=ISBN 0-691-10134-5, ۹۷۸۰۶۹۱۱۰۱۳۴۷}}</ref>
 
در شام‌گاه ۱۹ بهمن ۱۳۴۹، سیزده چریک مسلح به تفنگ، مسلسل و نارنجک دستی به پاسگاه ژاندارمری شهرستان سیاهکل در کناره جنگل‌های [[استان گیلان]] حمله کردند.<ref>{{یادکرد|فصل=|کتاب= Iran Between Two Revolutions |نویسنده = Ervand Abrahamian|ترجمه=|ناشر=|چاپ=|شهر=|کوشش=|ویرایش=|صفحه=۴۸۰|سال=۱۹۸۲|شابک=ISBN 0-691-10134-5, ۹۷۸۰۶۹۱۱۰۱۳۴۷}}</ref> شاه با شنیدن این خبر عکس‌العمل شدیدی نشان داده و برادر خود را در رأس قوای نظامی سنگینی شامل کوماندوها، هلیکوپتر و افراد شهربانی به منطقه اعزام نمود. در عملیات تعقیب و گریزی که از پی آن آمد، چندین سرباز وظیفه [[ارتش شاهنشاهی ایران]] و دو چریک فدایی کشته شدند و یازده تن از چریک‌ها نیز اسیر گشتند. از این تعداد ده نفر به ضرب گلوله اعدام شده و یک تن زیر شکنجه جان سپرد.<ref>{{یادکرد|فصل=|کتاب= Modern Iran: Roots and Results of Revolution |نویسنده = Nikki R. Keddie, Yann Richard|ترجمه=|ناشر=|چاپ=|شهر=|کوشش=|ویرایش=|صفحه=۲۲۰|سال=۲۰۰۶|شابک=ISBN 0-300-12105-9, ۹۷۸۰۳۰۰۱۲۱۰۵۶}}</ref><ref> {{یادکرد|فصل=|کتاب= Iran Between Two Revolutions |نویسنده = Ervand Abrahamian|ترجمه=|ناشر=|چاپ=|شهر=|کوشش=|ویرایش=|صفحه=۴۸۷|سال=۱۹۸۲|شابک=ISBN 0-691-10134-5, ۹۷۸۰۶۹۱۱۰۱۳۴۷}}</ref>
 
[[مهدی اسحاقی]] و [[محمدرحیم سماعی]]، دو چریکی بودند که در اول اسفند در درگیری کشته‌شدند.<ref>[http://iranian.com/main/2012/sep-10.html وقتی چریک‌ها چریک نبودند], Iranian.com</ref><ref>[http://19bahman.net/biography/bio_es_haghi.htm مهدی اسحاقی], سایت ۱۹ بهمن</ref> [[علی‌اکبر صفایی فراهانی]]، [[احمد فرهودی]]، [[محمدعلی محدث قندچی]]، [[ناصر سیف دلیل صفایی]]، [[هادی بنده‌خدا لنگرودی]]، [[شعاع‌الدین مشیدی]]، [[اسکندر رحیمی]]، [[غفور حسن‌پور اصیل]]، [[محمدهادی فاضلی]]، [[عباس دانش بهزادی]]، [[هوشنگ نیری]]، [[جلیل انفرادی]] و [[اسماعیل معینی عراقی]] در ۲۶ اسفند تیرباران شدند.<ref>[http://19bahman.net/biography/list_shohada_e_sazman_be_tartib_e_tarikh.htm لیست به خون خفتگان چریک‌های فدائی خلق], سایت ۱۹ بهمن</ref>
۳۹٬۷۴۸

ویرایش