باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
تمیزکاری با استفاده از AWB
{{نوشتار اصلی|درون‌مایه}}
درونمایه یا مضمون دیدگاهی است که از خواندن داستان دریافت می‌شود.
درونمایه در [[داستان کوتاه]] اهمیت ویژه‌ای دارد. داستان کوتاه باید درونمایه واحدی داشته باشد. درونمایه هماهنگ کننده سایر عناصر داستان است. جمال میرصادفی درباره تعریف درونمایه می‌نویسد:
{{نقل قول|درونمایه، مضمون یا تم، فکر اصلی و مسلط هر اثر ادبی است. خط یا رشته‌ای که در خلال اثر کشیده می‌شود و وضعیت و موقعیت‌های داستان را به هم پیوند می‌دهد. به بیانی دیگر، درونمایه را به عنوان فکر و اندیشه حاکمی تعریف کرده‌اند که نویسنده در داستان اعمال می‌کند؛ و به همین جهت است که می‌گویند درونمایه هر اثری جهت فکری و ادراکی نویسنده‌اش را نشان می‌دهد.}}
تشخیص درونمایه در یک داستان کوتاه پیچیده‌است. نویسندگان غالبا ترجیح می‌دهند که درونمایه را واضح به خواننده تحمیل نکنند و خواننده باید با خواندن داستان درونمایه را درک کند، گاهی اندیشهٔ مسلط بر داستان، در قالب سخنان شخصیت‌های داستان (به ویژه قهرمان-شخصیت اول-) نقل می‌شود. [[طرح (داستان کوتاه)|پی­رنگ]]، [[شیوه روایتگری|زاویه­ی دید]]، توصیف‌ها، عنوان داستان، لحظات کلیدی و تأکیدهای نمادین معمولا شواهد خوبی برای یافتن معنای [[داستان]] به شمار می‌رود. درونمایه، یکی از عناصر اصلی داستان کوتاه است، اما برخی از داستان‌ها فاقد این عنصر هستند، مانند داستان‌های جنایی و پلیسی یا داستان‌های ترسناک که هدف آنها صرفا سرگرمی مخاطب است.<ref>
 
تعریف طرح بر خلاف تعریف داستان کوتاه کمتر مورد مناقشه قرار گرفته‌است. منتقدین اغلب طرح را نقل وقایع داستان بر اساس سببیت تعریف می‌کنند. [[ادوارد مورگان فوستر]] مثال می‌زند که «سلطان درگذشت و سپس ملکه مرد» داستان است اما «سلطان درگذشت و پس از چندی ملکه از اندوه بسیار درگذشت» طرح است.
طرح را نقشه داستان نیز تعریف کردند.
 
ساختارِ طرح شامل شروع، ناپایداری، گسترش، تعلیق، نقطه اوج، گره گشایی، پایان است.
۶۷٬۲۶۲

ویرایش