باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
اصلاح متن با استفاده از AWB
اردشیر یکم بین دسامبر 424 پ.م. و فوریه 423 پ.م. درگذشت. در همان روز هم، همسرش داماسپیا درگذشت. هر دو شان در نقش رستم دفن شدند. خبر مرگ این دو به کندی در سراسر امپراتوری پخش شد. برای مثال، در ناحیه نیپور بابل، کاتبان تا مدتی بعد از مرگ اردشیر یکم، در اسناد، هنوز به نام حکومت او تاریخ می زدند.<ref>{{پک|Dandamaev|1989|ک=A Political History of the Achaemenid Empire|ص=258}}</ref>
 
داریوش ساتراپ هیرکانیا بود. بنابر گفته کتسیاس، داریوش دوم بعد حکمرانی دو برادر ناتنی خود، خشایارشا دوم (424-425 پ.م.) و سغدیانوس (یا سکیندیانوس؛ 424 پ.م)، بر تخت پادشاهی نشست. با این وجود، در اسناد کتیبه‌ای بازرگانی بابلی، از این پادشاهان نامی آورده نشده است و داریوش دوم، بی‌درنگ جانشین اردشیر یکم شد. <ref>{{پک|Sanchisi-Weerdenburg|1996|ک=Darius II|ص=50-51}}</ref>
 
== شرح حال ==
در [[آسیای صغیر]] و یونان آنچه بیش از یک سپاه واقعی برای ایران کار می‌کرد، طلا بود. در این هنگام جنگ معروف به [[جنگ پلوپونز]] بین [[آتن]] و [[اسپارت]] به اوج خود رسیده بود. داریوش دوم می‌دانست که از طلاهای خویش چگونه باید همچون یک حربهٔ سیاسی استفاده کند و حفظ نوعی موازنه بین حریفان جنگ و به درازا کشاندن این جنگ را تا جایی که هیچ طرف غالب یا مغلوب نشود، سیاست خود قرار داد.<ref>زرین کوب، ص ۱۸۰</ref>
 
داریوش دوم به دولت [[اسپارت]] که علیه دولت [[آتن]] می‌جنگید، کمک‌های شایانی نمود و در اثر همین منازعات و اشتغال حریفان در جنگ پلوپونز بود که یونانیان [[آسیای صغیر]] و برخی از جزایر یونانی‌نشین که از زمان [[صلح کالیاس]] مستقل شده بودند، دوباره فرمانبردار ایران گردیدند. این پیروزی‌های به اصطلاح دیپلماتیک این عیب را هم داشت که سپاه ایران را بیکار می‌گذاشت و تجربه نشان می‌دهد که در تاریخ امپراتوری‌های بزرگ، وقتی ارتش یکچند بیمصرف بماند، مانند تیغی در غلاف مانده، زنگ می‌زند و طولی نکشید که [[داریوش سوم]]، در زمان حملهٔ [[اسکندر]] تلخی این واقعیت را چشید.<ref> زرین کوب، ص ۱۸۱</ref>
 
[[جنگ پلوپونزوس]] بین آتن و اسپارت، ۲۶ سال ادامه داشت و بالاخره در سال ۴۰۴ پیش از میلاد خاتمه یافت.
۶۷٬۲۶۲

ویرایش