تفاوت میان نسخه‌های «طالب آملی»

جز
اصلاح متن با استفاده از AWB
جز (ویرایش 188.159.160.196 (بحث) به آخرین تغییری که Hosihagh انجام داده بود واگردانده شد)
جز (اصلاح متن با استفاده از AWB)
== زندگی ==
محمد آملی متخلص به طالب در سال ۹۹۴ قمری در [[آمل]] به دنیا آمد. در شعرش بارها اشاره کرده‌است که روستازاده‌است. بعضی می‌گویند زادگاه وی روستای [[کرچک لاریجانی]] است و عده‌ای به این موضوع به دیدهٔ تردید می‌نگرند. طالب یکی از دردمندترین شاعران سبک هندی است.<ref>{{پک|فلاح|۱۳۹۱|ک=انسان‌شناسی و فرهنگ|ف=طالب آملی؛ از واقعیت تا افسانه}}</ref>
پدر طالب از نظر وضع مادی دارای شأن و شوکتی بود بنا به منظومه طالبا، پدر طالب صاحب املاک و اموال فراوانی بود و از نظر مادی در جایگاه بالایی قرار داشت. پدر طالب از همسر اول خود دارای دو فرزند بنامهای ستی النساء بیگم و [[سید محمد]] بوده که در همان اوان جوانی همسرش دارفانی را وداع کرده است واز همسر دوم خود نیز فرزندی بنام سید علی یا سبز علی داشته است.<ref> (مثنوی طالب و زهره طالب طالبا، ص ۸۵)</ref>
طالب آملی در طول چهار سال تحصیل در مکتب علاوه بر حفظ قرآن، در علوم متداول آن زمان مانند سیاق و هندسه، فقه، هئیت، عروض، [[ادبیات عرب]]، شعر و حکمت را یاد می‌گیرد. او همچنین استادی مسلم در نوشتن انواع خطوط ایرانی شد که او را سرآمد اقران می‌کند.
 
 
{{م|***}}
 
 
{{ب|ما نیش کُفر در دل ایمان فشرده‌ایم|در ساغر عَمَل می عُصیان فشرده‌ایم}}
{{ب|پیراهنی از تار وفا دوخته بودم|چون تاب جفای تو نیاورد کفن شد}}
{{ب|هر سنگ که بر سینه زدم نقش تو بگرفت|آن هم صنمی بهر پرستیدن من شد}}
 
 
{{م|***}}
 
 
{{ب|کنون کز مو به مویم اضطراب تازه می‌ریزد|نسیمی گر وزد اوراقم از شیرازه می‌ریزد}}
{{ب|دلی دارم که در آغوش مرهم زخم ناسورش|نمک می‌گوید و خمیازه بر خمیازه می‌ریزد}}
{{ب|عجب گر نقشبندی‌های صبر ما درست آید|که عشق این طرح بی‌پرگار، بی‌اندازه می‌ریزد}}
 
 
{{م|***}}
 
 
{{ب|ما به استقبال غم کشور به کشور می‌رویم|چون ز پا محروم می‌مانیم با سر می‌رویم}}
{{ب|صد ره این ره رفته‌ایم و بار دیگر می‌رویم|العطش‌گویان به استقبال ساغر می‌رویم}}
{{ب|چون به پا رفتن میسر نیست ما را سوی دوست|نامه می‌گردیم و با بالِ کبوتر می‌رویم}}
 
 
{{م|***}}
 
 
{{ب|اگرچه تیغ اجل بی‌گنه فراوان کشت|خدنگ ناز تو هردم هزارچندان کشت}}
{{ب|به حرف تلخ زبان از پی فسردن مهر|مساز رنجه که آتش به زهر نتوان کشت}}
{{ب|به خواب کشته فلک عاجزی چو طالب را|گمانْشْ این‌که مگر رستمی به میدان کشت}}
 
 
{{م|***}}
 
 
{{ب|چون هوس بیهوش‌دارو در مِی افسون کند|ناف لیلی را بلورین ساغر مجنون کند}}
{{ب|سایه در آغوش، آن نخلم که طبع نکته‌سنج|نکته را در دل به یاد قامتش موزون کند}}
{{ب|مهر بر لب، قفل بر مژگان‌زدن، طالب چه سود|آن جگر پرخون نماید و ین جنون افزون کند}}
 
 
{{م|***}}
 
 
{{ب|دل نقدِ جان به خاکِ درِ دلسِتان سپُرد|بوسید آستانْشْ وَ با بوسه جان سپرد}}
{{ب|اندوه عشق بر در غمخانهٔ دلم|قفلی زد و کلید به دست فغان سپرد}}
{{ب|مست آمدم به سیر چمن، ناگهان نسیم|رنگ از رُخَم ربود و به برگ خزان سپرد}}
 
 
{{م|***}}
 
 
{{ب|خوشدل ز خمی که بار مرهم نکشید|آسوده‌دلی که ساغر جم نکشید}}
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:آملی، طالب}}
 
[[رده:اهالی آمل]]
[[رده:خوشنویسان اهل ایران]]
۶۷٬۲۶۲

ویرایش