تفاوت میان نسخه‌های «نصر دوم سامانی»

جز
تمیزکاری و اصلاح متن‌‌‌‌‌ با استفاده از AWB
(←‏top: ابهام‌زدایی از سامانی با استفاده از AWB)
جز (تمیزکاری و اصلاح متن‌‌‌‌‌ با استفاده از AWB)
مردم [[ماوراءالنهر]] چشم امید به اسحاق، عموی نصر، دوخته بودند، ولی مردم [[بخارا]] به‌رغم همهٔ مخالفت‌ها، نصر را به‌جای پدرش نشاندند.
 
در زمان او در اطراف سرزمین سامانیان هرج و مرج و شورش شد و از هر سو صدای مخالفتی بلند گردید. از جمله کسانی که به مخالفت برخاستند یکی [[اسحق بن احمد]] عموی او است که در سمرقند حکم‌رانی داشت، دیگر [[لیلی بن نعمان]]، رئیس علوی‌های طبرستان و [[احمد بن سهل]]، از سرداران بزرگ سامانیان، و یحیی و منصور و ابراهیم (برادران او) و [[مرداویج]] و [[وشمگیر]] پسران زیار. اهالی سیستان هم از اطاعت نصر سر باز پیچیدند. نصر به یاری وزیران دانشمند خود کلیه این فتنه‌ها را فرونشاند و معروف به امیر سعید گردید.<ref>رازی، عبدالله: تاریخ کامل ایران. تهران: چاپخانه اقبال. آبان‌ماه ۱۳۴۷. ص۱۷۵. </ref>
 
شهرت نصر در سنین جوانی از پدر و اجدادش درگذشت. امیر نصر مانند اجداد خود از [[عباسیان]] خاطرات خوشی نداشت. شاید روی این دلیل بوده باشد که به [[مذهب اسماعیلی]] گروید. اسماعیلی شدن نصر بهانه‌ای به دست عباسیان داد تا عده‌ای از سپاهش را علیه وی تحریک کرده، او را [[خلع]] و پسرش امیر [[نوح یکم سامانی|نوح سامانی]] را به جایش نشاندند.
درگاه نصر بن احمد مجمعِ هنرمندان و ادیبان و شاعران و دین‌شناسان شده بود. رشد و اعتلای علم و ادب در دوره امارت امیرنصر، گذشته از عنایت این امیر سامانی، مدیون وزرای دانش‌پرور و ادب دوستی چون ابوعبدالله جیهانی و ابوالفضل بلعمی است. [[رودکی]]، [[شهید بلخی]]، [[ابوالحسن مرادی]]، [[رابعه قزداری]]، [[فارابی]]، و [[ابن سینا]] در چنین دوران و فضای فرهنگی ظهور کردند و بالیدند. رودکی، در دوره زمامداری نصر بن احمد، [[کلیله و دمنه]] را به نظم درآورد. نام‌آوران [[ماوراءالنهر]] و خاندان‌های دانش‌پروری نظیر بلعمیان، عدنانیان، جیهانیان و مصعبیان نیز در دربار او با احترام می‌زیستند.<ref>مدرسی، فاطمه: نقش سامانیان در احیای فرهنگ و ادب پارسی. در: نامه فرهنگستان. ۲/۴ ص۹۸.</ref>
 
در ایّام امارت نصر، کتب عربی و فارسی بسیاری در بخارا و دیگر بلاد قلمرو سامانی تألیف شده است. در بخارا، کتابخانه‌ای وجود داشته که، به روزگار خود، از کتابخانه‌های بزرگ جهان به شمار می‌آمده است. چنان‌که از زندگی نامه ابن سینا برمی آید، در آن کتاب‌خانه، هر دانشی، اتاقی مخصوص به خود داشت که در آنجا کتب مربوط به آن علم را با نظم و سیاق خاصی در جعبه‌ها و صندوق‌ها چیده بودند.<ref name="همان منبع">همان منبع.</ref>
 
[[جیهانی]]، وزیر نصر بن احمد، به پژوهش و تحقیق در باب احوال و آداب ملل علاقه‌ای وافر داشت. وی جغرافی دانان و عالمان را به بخارا فرا خواند. کتابی هم در باب [[مسالک و ممالک]] نگاشت که حاوی اطلاعات مفصلی دربارهٔ سرزمین‌ها و مردم مشرق زمین و شمال ماوراءالنهر است. وی تألیفات دیگری هم در زمینه‌های گوناگون داشته که از بین رفته‌اند.
در همین دوره، امیرنصر ابودلف را به سفارت روانه چین کرد. ابودلف، پس از بازگشت، گزارشی پرارزش از سفر خود، حاوی اطلاعات بس سودمند در باب چین و آداب و رسوم آن سرزمین، به امیر تقدیم کرد. فایده مهمی که از مراوده با چینیان عاید ایرانیان گشت این بود که ایرانیان طریقه ساختن [[کاغذ]] مرغوب را از آنان آموختند و این امر در گسترش و نشر علوم و فنون در ایران تأثیری به سزا داشت.<ref> name="همان منبع.<"/ref>
 
== بوی جوی مولیان آید همی ==
۶۷٬۲۶۲

ویرایش