تفاوت میان نسخه‌های «هانری کوربن»

جز
|عنوان= هانری کربن
|سرشناسی= [[فلسفه تطبیقی]]، [[تاریخ فلسفه اسلامی]] و [[ایرانشناسی]]
|تصویر=
|نام کامل= هانری کوربن (آنری کوربین)
|لقب=
|نسب=
|تاریخ تولد= {{تولد|۱۹۰۳|۴|۱۴}}
|شهر تولد= [[پاریس]]
|کشور تولد=[[فرانسه]]
|تاریخ مرگ= {{مرگ و سن|۱۹۷۸|۷|۷|۱۹۰۳|۴|۱۴}}
|شهر مرگ= پاریس
|کشور مرگ= فرانسه
|مدفن=
|نام همسر= استلا کُربَن
|فرزندان=
|دین= مسیحی کاتولیک یا [[شیعه دوازده‌امامی|شیعه]]<ref>{{یادکرد وب | همان = | نام خانوادگی = | نام = | پیوند نویسنده = | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | پیوند نویسنده۲ = | نام ویراستار = | نام خانوادگی ویراستار = | پیوند ویراستار = | عنوان =بازخوانی دوستی علمی علامه طباطبایی (ره) و هانری کربن / شیفته‌ای به نام کربن | نشانی =http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=4931&MagazineArticleID=42137 | نویسندگان سایر بخش‌ها = | اثر = | ترجمه عنوان = | کوشش = | ترجمه = | دیگران = | پیوند = | پیوند بایگانی = | تاریخ بایگانی = | فرمت = | تاریخ بازبینی = | ویرایش = | سری = | جلد = | تاریخ = | سال = | ماه = | سال اصلی = | ناشر = | مکان = | کد زبان = | شابک = | شاپا = | oclc = | doi = | id = | صفحه = | گفتاورد = «وی خطاب به کربن گفت: اگر شما حالی پیدا کردید و خواستید خدا را بخوانید و مناجات کنید و او را با اسما و صفتش یاد کنید و با اسم خاصی از او اجت بخواهید، چه می‌کنید؟ او در پاسخ گفت: در مناجات‌های خود، صحیفه مهدویه را می‌خوانم!» و «علامه به یکی از شاگردان خود گفته بود: کربن دعاهای [[صحیفه مهدویه]] را می‌خواند و می‌گریست .» | ref = | bibcode = | laysummary = | laydate = | جداکننده = | پی‌نوشت = | lastauthoramp =}}</ref>
|مذهب=
|حیطه=[[فلسفه اسلامی]]
|مکتب=[[فلسفه اشراق]]، [[فلسفه نوافلاطونی]]، [[حکمت متعالیه]] و [[پدیدارشناسی (فلسفه)|پدیدارشناسی]]
|علاقه اصلی=[[فلسفه تطبیقی]]، [[فلسفه اشراق]]
|ایده‌های چشمگیر=[[تئوسوفیا]]
|تأثیرگرفته از= [[افلاطون]]، [[اتین ژیلسون]]، [[لویی ماسینیون]]، [[امیل بریه]]، [[کارل لویت]]، [[ادموند هوسرل]]، [[مارتین هایدگر]]، [[کارل گوستاو یونگ]]، [[سهروردی]]، [[ملاصدرا]]، [[ابن عربی]]، [[سیدحیدر آملی]]، [[علامه طباطبایی]]
|تأثیرگذار بر= [[سید حسین نصر]]، [[داریوش شایگان]]، [[سید احمد فردید]] ، [[کریستین ژامبه]]، [[امیرمعزی]]، [[ویلیام چیتیک]]، [[جیمز هیلمن]]، [[گیلبرت دوراند]]، [[هارولد بلوم]]، [[یحیی بونو]]، [[شهرام پازوکی]]،
|استادان= اتین ژیلسون، لویی ماسینیون، امیل بریه
|شاگردان= کزیستین ژامبه{{efn| Christian Jambet}}، داریوش شایگان
}}
 
'''هانری کوربَن''' (یا با تلفظ فرانسوی '''آنری کوربَن''') {{به فرانسوی|Henry Corbin}} (زاده [[۱۹۰۳ (میلادی)|۱۹۰۳]] - درگذشته [[۱۹۷۸ (میلادی)|۱۹۷۸]]) [[فیلسوف]]، [[ایران‌شناس]] و [[اسلام‌شناس]] و [[شیعه|شیعه‌شناس]] [[مردم فرانسوی|فرانسوی]] بوده‌است. او بخشی از عمر خود را در [[ایران]] و [[خاورمیانه]] سپری کرد.
 
هانری کربن، اولین مترجم آثار [[مارتین هایدگر]] به [[زبان فرانسه]] و همچنین معرفی کننده فلسفه اشراق سهروردی و حکمت متعالیه ملاصدرا به اروپاییان بوده است. وی صاحب مکتبی در تاریخ فلسفه اسلامی است و معتقد است [[فلسفه اسلامی]] معادل [[فلسفه عربی]] نیست و با مرگ [[ابن رشد]] پایان نیافته است، بلکه سنتی زنده و پویاست که در شرق جهان اسلام بخصوص [[ایران بزرگ|حوزه فرهنگی ایران]] تداوم یافته و با بهره گیریبهره‌گیری از [[احادیث]] [[امامان]] [[شیعه]] و امتزاج با فلسفه ایران باستان و عرفان نظری به اوج رسیده است.<ref>{{پک|کربن، هانری|1373|ک=تاریخ فلسفه اسلامی|ص=4-8}}</ref><ref>{{پک|کربن، هانری|1392|ک=فلسفه تطبیقی|ص=162-163}}</ref>
همچنین از پایه گذاران [[فلسفه تطبیقی]] است که به نقادی فلسفه مدرن غرب بر اساس سنت فلسفه اسلامی می پردازدمی‌پردازد.
 
وی استاد [[شیعه‌شناسی]] [[دانشگاه سوربن]] و مدیر بخش تحقیق در مدرسه عالی مطالعات [[سوربن (دانشگاه)|دانشگاه سوربن]] و نیز بنیانگذار و رئیس اداره مطالعات ایرانی «انجمن‌انجمن ايرانشناسي‌ایرانشناسی فرانسه‌فرانسه در تهران» (IFIT) تهران بوده‌است. وی یکی از اعضای بنیانگذار «دانشگاه سنت جان اورشلیم»، مستقر در پاریس، است. او استاد فلسفه دانشگاه تهران نیز استاد «[[مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران|انجمن شاهنشاهی حکمت و فلسفه ایران]]» بوده است. او همچنین جزو اعضای برجسته [[ایرانوس|حلقه ارانوس]] و عضو لژ [[فراماسونری]] فرانسه ( GLNF) بود. در خصوص مذهب وی اختلاف نظر وجود دارد. داریوش شایگان وی را کاتولیک می داندمی‌داند. حال آنکه حسین نصر می گوید،می‌گوید، وی به پروتستانتیزم گروید. همچنین حسین نصر و سید حسین طباطبایی معتقدند وی گرایش ایمانی به تشیع داشت و معتقد به [[امام زمان]] بود. برخی نیز وی را به گرایش به [[باطنیه]] متهم می کنندمی‌کنند.
 
== سالهای اولیه زندگی و تحصیلات ==
هانری کربن در ۱۴ [[آوریل]] ۱۹۰۳ در پاریس به دنیا آمد. پدرش هانری آرتور کربن، یک مدیر تجاری، و مادرش اوژن فورنیه کربن بودند.<ref name="Iranica">{{پک|Daryush Shayegan|2011|ف=CORBIN, HENRY|ک=Iranica|زبان=en}}</ref>
آموزش هایآموزش‌های مذهبی کاتولیک را در کودکی آموخت و در مدرسه علوم مسیحی به [[نهضت پروتستان]] علاقمند شد.<ref>{{پک|فدایی مهربانی|1391|ک=ایستادن در آن سوی مرگ|ص=25}}</ref> وی در سال ۱۹۲۲ از مدرسه دیر سنت ماور{{efn|abbey school of St. -Maur }} پاریس دیپلم گرفت و برای تحصیلات دانشگاهی از ۱۹۲۳ به «مدرسه عملی مطالعات عالی»{{efn|École pratique des hautes études }} [[دانشگاه سوربن]] رفت و در سال ۱۹۲۵ لیسانس [[فلسفه]] و در ۱۹۲۸ با رساله ایرساله‌ای راجع به آرای [[رواقی‌گری|رواقی]] و [[سنت آگوستین|آگوستینی]] در اندیشه [[لویی د لئون]]{{efn|Luis de León }}، شاعر سده ۱۶ [[اسپانیا|اسپانیایی]] فارغ التحصیلفارغ‌التحصیل شد و بابت آن از [[دانشگاه سالامانکا]] جایزه دریافت کرد.<ref name="Iranica" />
وی همچنین از سال ۱۹۲۷-۱۹۲۶۱۹۲۷–۱۹۲۶ دروسش را در مدرسه زبان هایزبان‌های شرقی{{efn|École des Langues Orientales }} آغاز کرد و با زبان هایزبان‌های [[زبان عربی|عربی]]، [[زبان سانسکریت|سانسکریت]] آشنا شد و در سال ۱۹۲۹ در زبان هایزبان‌های عربی، [[زبان فارسی|فارسی]] و [[زبان ترکی|ترکی]] مدرک گرفت و به همکاری با [[کتابخانه ملی]] پاریس پرداخت.<ref name="Iranica" />
در سال ۱۹۳۳ کوربن با استلا لینهارت دختر کشیش و [[انسان شناسیانسان‌شناسی|انسان شناس]] فرانسوی، [[موریس لینهارت]]{{efn|Maurice Leenhardt }} ازدواج کرد.<ref name="Iranica" />
 
کوربن در ۱۹۳۰ به مطالعه آثار [[مارتین هایدگر]] پرداخت و طی سفرهایی در دهه ۱۹۳۰ به [[آلمان]] و [[سوئد]] رفت. وی در این سال هاسال‌ها از محضر فلاسفه و الهی دانان بزرگی همچون [[رودلف اتو|رودولف اوتو]]{{efn|Rudolf Otto }}، [[کارل لویت]]، [[الکساندر کوژو]]، [[برنارد گروئتوسیان]]{{efn|Bernard Groethuysen }}، [[آندره مالرو]]، [[ارنست کاسیرر]]، [[کارل یاسپرس]]، [[کارل بارت]] و [[ژرژ دومزیل]] بهره برد.<ref name="Iranica" />
[[بیژن عبدالکریمی]] می گویدمی‌گوید «کثرت شخصیت هایشخصیت‌های علمی، دینی و فلسفی که کربن در طول حیاتش با آنها مواجه شده و از آنها اثر پذیرفته است، بی نظیر است تا آنجا که زندگی فکری و نظری وی به این اعتبار به افسانه می ماندمی‌ماند <ref>{{پک|عبدالکریمی|۱۳۹۲|ک=هایدگر در ایران|ص=82}}</ref>
 
== آبشخورهای فکری ==
کربن در دانشگاه سوربون نزد [[اتین ژیلسون]]، فیلسوف [[نئوتومیسم|نوماسی]]، [[فلسفه قرون وسطی]] را آموخت و شیوه خواندن و تفسیر متون کهن را فراگرفت و بعدها از همان اسلوب برای خوانش آثار فلسفی فارسی و عربی بهره جست. در آنجا با آثار فلسفی [[ابن سینا]] به [[زبان لاتین]] که در مکتب [[تولدو]] در سده دوازده میلادی ترجمه شده بود، آشنا شد و اندیشه [[فرشته شناسی]]، [[عقول عشره]] و [[نفوس فلکی]] در [[فلسفه سینوی]] را فراگرفت. همچنین نزد [[امیل بریه]] آرای [[فلوطین]]، [[فلسفه نوافلاطونی]] و رابطه اش با [[فلسفه هندی]] و [[اوپانیشادها]] را آموخت.<ref>{{پک|شایگان|۱۳۷۳|ک=آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی|ص=21-22}}</ref>
 
کربن در مدرسه زبان هایزبان‌های شرقی نزد [[لویی ماسینیون]] تلمذ کرد و ماسینیون [[عرفان]] و [[شهاب الدین سهروردی]] (ف. ۱۱۹۱ م.) را به وی معرفی کرد. آشنایی با سهروردی سبب شد وی مطالعه آیین هاآیین‌ها و اندیشه هایاندیشه‌های [[هندوئیسم|هندی]] را رها کند و به آثار معرفتی فارسی و عربی بپردازد.<ref>{{پک|شایگان|1373|ک=آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی|ص=20-21}}</ref> کربن توسط ماسینیون با [[تشیع]] و [[تصوف]] آشنا شد. اما به زعم کربن، ماسینیون از متون تشیع بی اطلاع بود. ماسینیون بیشتر مجذوب [[حلاج]] اما کربن به [[ابن عربی]] و سهروردی گرایش داشت.<ref>{{پک|فدایی مهربانی|۱۳۹۱|ک=ایستادن در آن سوی مرگ|ص=۲۹-۲۷۲۹–۲۷}}</ref> ماسینون با مشاهده اشتیاق هانری کربن به فلسفه و [[عرفان]]، کتاب [[حکمت الاشراق]]، مهمترین اثر فلسفی سهروردی، را به وی هدیه می دهدمی‌دهد. کربن در خصوص گرایش شدیدش به سهروردی می گویدمی‌گوید «من هم که از پیروان جوان افلاطون بودم ناگزیر نمی توانستمنمی‌توانستم از تأثیر آتشی که در دم «امام افلاطونیان پارس» ساری بود، در امان بمانم.»<ref>{{پک|شایگان|۱۳۷۳|ک=آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی|ص=۲۴-۲۳۲۴–۲۳}}</ref>
 
هانری کربن در آلمان از فلسفه [[پدیده‌شناسی (فلسفه)|پدیدارشناسی]] [[ادموند هوسرل]] و [[هرمنوتیک#هرمنوتیک فلسفی|هرمنوتیک فلسفی]] مارتین هایدگر متأثر شد و بعدابعداً در [[روش شناسی]] خود در مطالعه فلسفه اسلامی و عرفان نظری از آن بهره جست. خود وی از آن بمثابه «کلید هرمنوتیک» برای گشودن قفل فلسفه اسلامی یاد می کندمی‌کند.
وی با استفاده از درس هایدرس‌های ژوزف و ژان باروزی{{efn|Jean Baruzi }} درخصوص الهیات ماترین لوتر به موضوع «پدیدار کتاب مقدس» و رویکرد هرمنوتیک به آن علاقمند شد.<ref name="Iranica" /> بعدا،بعداً، این رویکرد در «تاریخ فلسفه اسلامی» وی جایگاهی محوری یافت.
 
== فعالیت‌های علمی ==
وی در خلال سال هایسال‌های ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۶ در مؤسسه فرانسوی [[برلین]] مستقر بود و از هایدگر بهره می جستمی‌جست و توانست ترجمه ''متافیزیک چیست'' و نیز بخشی از [[هستی و زمان]] وی را انجام دهد.<ref name="Iranica" /> کربن نخستین کسی است که آثار هایدگر را به [[فرانسه]] ترجمه می‌کند. [[ژان برن]] تأکید می‌کند که قبل از کربن، تنها نقل قول‌هایی پراکنده از هایدگر در [[فرانسه]] وجود داشت و نام نویسندة هستی و زمان هنوز به گوش جامعه فلسفیِ فرانسوی زبان نرسیده بود.<ref>ژان برن، فیلسوف جویای شرق، در کتاب دربارهدربارهٔ هانری کربن، تهران، موسسهمؤسسه حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۸۲: ۶۶</ref> [[سارتر]] از طریق ترجمة کربن است که با هایدگر آشنا می‌شود و تأثیرات هایدگر بر سنت فلسفی معاصر فرانسه نیز از طریق کربن رخ می‌دهد. [[سیمون دوبوار]] در کتاب «ضرورت زمان» به اهمیت این آشنایی اشاره می‌کند:
 
«سارتر نخستین بار، از طریق ترجمة کربن با هایدگر آشنا شد، و حاجت به توضیح نیست که این آشنایی، در سرنوشت فکری سارتر چه تأثیری داشته است.»
 
وی به تحقیق در آثار [[امانوئل سویدنبرگ]](۱۷۷۲-۱۶۸۸۱۷۷۲–۱۶۸۸)در خصوص تلازم امور [[مادی]] و [[معنویت|روحانی]] پرداخت. همچنین نخستین تلاش ها تلاش‌ها برای معرفی سهروردی به جامعه فکری فرانسه را انجام داد. وی با همکاری [[الیزر پاول کراوس|پاول کراوس]]، [[آواز پرجبرئیل]] را در سال ۱۹۳۵ ترجمه کرد و سپس «سهروردی بنیانگزاربنیانگذار حکمت اشراق»{{efn|Suhrawardî d’Alep (ob. 1191). Fondateur de la doctrine illuminative }} را در سال ۱۹۳۹ تألیف کرد.<ref name="Iranica" />
در ۱۹۳۷، کربن جانشین [[الکساندر کویره]]{{efn|Alexandre Koyré }} در دانشگاه سوربن شد و به تدریس دروسی دربارهدربارهٔ [[الهیات]] [[مارتین لوتر|لوتری]] [[یوهان گئورگ هامانگئورگ‌هامان]](۱۷۳۰-۸۸۱۷۳۰–۸۸) و [[هرمنوتیک]] لوتری پرداخت.<ref name="Iranica" />
 
کربن در سال ۱۹۳۹ مأمور شد که به [[استانبول]] برود و عکس دستنوشته هایدستنوشته‌های سهروردی را که در کتابخانه هایکتابخانه‌های این شهر پراکنده بود، را تهیه کند. اما وقوع [[جنگ جهانی دوم]]، سبب شد مأموریت وی تا ۱۹۴۵ طول بکشد. او در این مدت به غربتی ناخواسته به ژرفنای اندیشه هایاندیشه‌های سهروردی راه یافت و به تعبیر خودش این گفت و گوی هر روزه با سهروردی در سکوت، «علم [[تقیه]]» را به وی آموخت.<ref>{{پک|شایگان|۱۳۷۳|ک=آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی|ص=۲۵-۲۴۲۵–۲۴}}</ref>
 
کربن با مأموریتی در سال ۱۹۴۵ از استانبول عازم [[ایران]] می شودمی‌شود<ref>{{پک|شایگان|۱۳۷۳|ک=آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی|ص=۳۶}}</ref> و در ۱۴ سپتامبر ۱۹۴۵ به [[تهران]] می رسدمی‌رسد. نخستین دیدار وی با [[ابراهیم پورداوود]]، مترجم [[اوستا]] به فارسی، [[صادق هدایت]]، [[محمد معین]] و [[مهدی بیانی]] بود. به تعبیر [[داریوش شایگان]] کربن با سخنرانی «مایه هایمایه‌های [[زرتشتی]] در فلسفه سهروردی»{{efn|Les motifs zoroastriens dans la philosophie de Sohrawardî }} در [[انجمن ایرانشناسی]] در نوامبر ۱۹۴۵ پای در حیات روشنفکری ایران می گذاردمی‌گذارد. او با هدف معرفی میراث حکمی ایران بخش ایرانشناسی را در انیستیتو فرانسه راه می اندازدمی‌اندازد و مجموعه کتابخانه ایران را تأسیس می کندمی‌کند. او انتشار «مجموعه ایرانشناسی» را آغاز می کندمی‌کند و طی بیست و پنج سال بیست و دو مجلد از آثار حکمی منتشر نشده فارسی و عربی را منشتر می کندمی‌کند.<ref>{{پک|شایگان|1373|ک=آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی|ص=۳۸}}</ref> وی تا سال ۱۹۵۴ رئیس اداره مطالعات ایرانی انجمن ایرانشناسی فرانسه در تهران بود. در آن سال، وی جانشین لوئی ماسینیون در بخش علوم مذهبی مدرسه عملی مطالعات عالی{{efn|École Pratique des Hautes Études }} پاریس شد.<ref name="Iranica" /><ref>{{پک|شایگان|۱۳۷۳|ک=آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی|ص=۴۵}}</ref>
 
کربن از ۱۹۴۹ به محفل ارانوس دعوت شد و تا ۱۹۷۸ در جلسات آن شرکت می کردمی‌کرد و تبدیل به یکی از ارکان این حلقه شد. وی در آنجا با اندیشمندانی همچون [[میرچا الیاده]] دین شناس، [[گرشام شوئلم]] استاد عرفان یهودی [[قبالا]]، [[آدولف پورتمان]] زیست شناس،زیست‌شناس، [[کارل گوستاو یونگ]] [[روانشناس]]، سوزوکی استاد [[ذن بودیسم]]، [[ارنست بنتس]] الهیدانی از [[ماربورگ]]، [[ژیلبر دوران]]، [[جیمز هیلمن]]، [[ایزوتسو]] و بسیاری دیگر به بحث و گفت و گو می پرداختمی‌پرداخت. کربن پایه برخی آثارش همچون [[اسلام ایرانی]] و [[تخیل خلاق در تصوف ابن عربی]] در این نشست هانشست‌ها نهاد.<ref name="Iranica" /><ref>{{پک|شایگان|۱۳۷۳|ک=آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی|ص=۴۶}}</ref>
وی از ۱۹۵۵ استاد [[فلسفه اسلامی]] دانشکده ادبیات [[دانشگاه تهران]] بود و این دانشگاه در ۱۹۵۸ به وی دکترای افتخاری اعطا کرد. بعد از آن تاریخ نیز، وی به دعوت [[سید حسین نصر]]، مدیر «انجمن شاهنشاهی حکمت و فلسفه» هر سال به ایران می آمدمی‌آمد.<ref name="Iranica" />
کربن در سال ۱۹۷۴ از مدرسه عملی مطالعات عالی پاریس بازنشست شد و یکی از اعضای بنیانگذار دانشگاه سنت جان اورشلیم، مستقر در پاریس شد، که جامعه ایجامعه‌ای از دانشمندان بود که به مطالعات تطبیقی در امور معنوی می پرداختمی‌پرداخت.<ref name="Iranica" />
 
از اواخر دهه ۱۹۵۰ محفلی شکل می گیردمی‌گیرد که داریوش شایگان از به «حلقه اصحاب تأویل» یاد می کندمی‌کند. این جلسات در منزل ذوالمجدطبطبایی تشکیل می شدمی‌شد.<ref>[http://www.mehrnameh.ir/article/1874/%D8%A7%D8%B2از-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%D9%8Aمطهري-%D8%AA%D8%A7تا-%D8%B4%D8%A7%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86شايگان حلقه اصحاب تأویل، مهرنامه]</ref> دو شخصیت محوری این حلقه عبارت بودند از [[علامه طباطبایی]]، فیلسوف و عارف [[شیعه]]، و هانری کربن. کربن همه ساله در سپتامبر به [[ایران]] می‌آمد و داغ ترینداغ‌ترین مباحث فلسفی آن زمان [[فرانسه]] را به ایران می‌آورد و با علامه به بحث می‌نشست. با وجود مشکل زبانی به وسیله ترجمه، ارتباط و گفتگو میان آن دو بزرگوار برقرار می‌شد. در این جلسات، [[سید حسین نصر]]، [[محمدکاظم عصار]]، [[مرتضی مطهری]] ، [[سید جلال‌الدین آشتیانی]]، [[جلال الدین همایی]]، [[داریوش شایگان]]، [[بدیع الزمان فروزانفر]]، [[محمد معین]]، [[عیسی سپهبدی]] و بعدها برخی از طلاب دیگر که هم اکنون از علمای سرشناس ایران هستند هم چون [[خسروشاهی]]، , [[مکارم شیرازی]] شرکت می‌کردند.<ref>{{پک|فدایی مهربانی|1391|ک=ایستادن در آن سوی مرگ|ص=56 و 57}}</ref> از دیگر حاضران این جلسات [[غلامحسین ابراهیمی دینانی]]<ref name=cgie.org.ir-GhD>[http://www.cgie.org.ir/showbuilderB.asp?id=139 زندگینامه غلامحسین ابراهیمی دینانی] وب‌گاه مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی</ref> را می توانمی‌توان نام برد.
[[سید حسین نصر]] معتقد است گفتگوهایی که در این جلسات صورت می‌گرفت، در کل [[قرون وسطی]] تحقق نیافته بود.<ref>نصر، سید حسین، در جستجوی امر قدسی، ترجمه سید مصطفی شهرآیینی، تهران، نشر نی، ۱۳۸۵: ۱۲۵</ref>
 
== رویکرد فلسفی ==
 
=== گسست از تفکر هایدگر ===
درک هایدگر از فهم فلسفی منوط به درک مفهوم دازاین در او بود. دازاین از نظر هایدگر صرفاً «در-جهان» بود و فهم او نیز بسته به جهان او بود. ریشه‌های مفهوم هایدگری «بودن- در- جهان» را می‌توان در اندیشه [[هوسرل]] بازیافت. هوسرل در پدیدارشناسی خویش می‌کوشد از کوگیتوی دکارتی که فاصله و جدایی میان سوژه و ابژه را پیش فرض خود قرار داده است، فراتر رود. دکارت تنها اظهار می‌دارد که «من می‌اندیشم» و به شرایط این «اندیشیدن» و «من اندیشنده» توجهی ندارد. او به یک معنا در ابتدای شک دستوری، جدای از جهان و خارج از آن فرض شده است. اما به زعم هوسرل، هرگز نمی‌توان در خارج از جهان اندیشید و این در جهان بودن بدین معنی است که اندیشیدن همواره یک اضافة به غیر یا «حیث التفاتی» دارد. اندیشه، بدون موضوع اندیشه، ممکن نیست.نیست؛ بنابراین اندیشه همواره معطوف به چیزی است. این در نظر هایدگر بدین معنی است که برای دازاین، امکان فهم خارج از جهان او وجود ندارد؛ بدین ترتیب فهم دازاین محدود به جهانش است و این با مرگ او به پایان می‌رسد.
اما باید گفت از مهم ترینمهم‌ترین اتفاقات زندگی هانری کربن، گسست وی از تفکر هایدگر یکی از تأثیرگذارترین فلاسفه تاریخ غرب است. به زعم کربن فلسفه هایدگر و به طور کلی فلسفه معاصر غربی حاوی مختصاتی است که بسیاری از پرسش‌های بزرگ بشر را بی پاسخ رها می‌کند. کربن مدت‌ها برای یافتن پاسخ‌های قانع کننده وقت صرف کرده بود و به بیان خودش نهایتاً فلسفه شیعی و حکمت الهی حکمای ایرانی را قانع کننده یافته بود. در فلسفه هایدگر هستی دازاین در مقابله با نیستی معنای خود را بازمی یابدبازمی‌یابد. به بیان دیگر، مرگ برای هایدگر، آنجایی است که دازاین در آن نحوه اصیل زیستن را باید بازیابد.
پیش از عزیمت به [[ایران]]، تقریباً برای کربن مشخص گشته بود که [[مرگ]]، انتهای جهان نیست. با این حال برای یافتن پاسخی برای پرسشی که در ذهن داشت، رهسپار ایران گشت. پرسشی که کربن در پی پاسخِ آن به ایران عزیمت کرد، این بود: آیا امکانِ بودن در ورای مرگ، فقط با مرگ محقق می‌گردد؟ یا پیش از مرگ نیز انسان می‌تواند در خارج از جهانِ خویش بایستد؟ این پرسش، همان چیزی بود که مأموریت سه ماهة کربن را سی سال به درازا کشاند، و او را طی این مدت طولانی، حیران و سرگردان، اندر خَمِ کوچه‌های حکمت شیعی سرگردان، و یا به تعبیر بهتر، مقیم نمود. کربن سرگردان، گم گشته، حیران و خسته از سلطة [[تکنولوژی]]، به کنارِ جویبارِ حکمت شیعی پناه آورده بود. در این خستگی، دیدن [[علامه طباطبایی]] برای او یک اتفاق مهم در زندگی اش بود.<ref>مهدی فدایی مهربانی، [http://www.nashreney.com/Books/Pages/978-964-185-249-0.aspx ایستادن در آن سوی مرگ: پاسخ‌های کربن به هایدگر از منظر فلسفه شیعی]، چ دوم، تهران، نشر نی، ۱۳۹۲: ۵۶</ref>
 
=== نقد تجدد و جهان مدرن ===
=== حکمت ایرانی ===
 
ایران برای کربن یک مفهوم، جغرافیایی، سیاسی یا قومی نیست، بلکه «جهان ایرانی ... یک جهان میانی، یک حدفاصل است و بسیار به ما مغرب زمینیان نزدیک.»<ref>{{پک|شایگان|1373|ک=آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی|ص=28}}</ref> کربن می گویدمی‌گوید «ایران زمین فقط یک ملت و یک امپراتوری نبود، بکه کانون معنویت و تاریخ ادیان بود.»<ref>{{پک|شایگان|۱۳۷۳|ک=آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی|ص=۳۱}}</ref>
===حکمت ایرانی===
ایران برای کربن یک مفهوم، جغرافیایی، سیاسی یا قومی نیست، بلکه «جهان ایرانی ... یک جهان میانی، یک حدفاصل است و بسیار به ما مغرب زمینیان نزدیک.»<ref>{{پک|شایگان|1373|ک=آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی|ص=28}}</ref> کربن می گوید «ایران زمین فقط یک ملت و یک امپراتوری نبود، بکه کانون معنویت و تاریخ ادیان بود.»<ref>{{پک|شایگان|۱۳۷۳|ک=آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی|ص=۳۱}}</ref>
 
=== گرایش به تشیع ===
[[محمدحسین طباطبایی]] و هانری کوربن سالها بطور حضوری و مکاتبه‌ای با یکدیگر ارتباط و مباحثه داشتند. این ارتباط از سال ۱۳۳۷ آغاز شد. کربن برای تدریس [[فلسفه]] در [[دانشگاه تهران]] هر سال پاییز به [[تهران]] می‌آمد و با [[مرتضی مطهری]] در دانشگاه آشنا شد. مطهری به وی پیشنهاد دیدار با علامه طباطبایی را می‌دهد و می‌گوید بهترین کسی که می‌تواند تحقیقات تخصصی و غیر جدلی بکند طباطبایی است. دیدارها هر دو هفته یک بار روزهای جمعه در منزل ذوالمجد طباطبایی قمی برگزار می‌شد. باآگاه شدن برخی از این جلسات، تعدادی دیگر همچون دکتر سپهبدی و [[داریوش شایگان]] به این جلسات پیوستند. جلسات این دو تا پایان عمر کربن ادامه داشت.
 
وی در جریان مذاکرات خود با علامه طباطبایی می‌گوید :{{نقل قول|به عقیده من، مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهی را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته، پیوسته [[ولایت]] را زنده و پابرجا می‌دارد... به اعتقاد من، تمامی ادیان حقیقتی را دنبال می‌نمایند؛ اما تنها مذهب تشیع است که به این حقیقت لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است که این ویژگی میان عالم انسانی و الوهی برای همیشه باقی است. این نظر من است؛ آیا شما نیز این گونه فکر می‌کنید... من به خاطر بحث دربارهدربارهٔ [[شیعه]] و رسیدن به حقایق این مذهب، نزدیک بود پست تحقیقاتی خود را در [[دانشگاه سوربن]] از دست بدهم.}} و همچنین از او نقل می‌کند:{{نقل قول| تا کنون مستشرقین، اطلاعات مربوط به اسلام را از اهل تسنن اخذ می‌کردند و در نتیجه، حقیقت مذهب تشیع آن گونه که شایسته‌است، به دنیای غرب معرفی نشده‌است. بر خلاف باور مستشرقین گذشته، اعتقاد من این است که تشیع یک مذهب حقیقی و اصیل و پابرجاست و دارای مشخصات یک مذهب حقیقی است و غیر از آن است که به غرب معرفی کرده‌اند. آنچه پس از پژوهش‌های علمی بدان رسیده‌ام، این است که به حقایق معنویت اسلام از دریچه شیعه - که نسبت به این آیین واقع بینی دارد باید نگاه کرد. از این رو کوشیده‌ام این مذهب را به نحوی که باید و در خور واقعیت آن است، به جهان غرب معرفی کنم. بسیار علاقه‌مندم که با رجال علمی و مشاهیر این مذهب از نزدیک تماس بگیرم و با طرز فکر آنان آشنا شوم و در بررسی اصول و مبانی شیعه، از این بزرگان کمک گرفته و نسبت به هدف خود روشن‌تر شوم.}} طباطبایی همچنین نقل می‌کند که: «کربن دعاهای [[صحیفه مهدویه]] را می‌خواند و می‌گریست.» و در پاسخ به سؤال طباطبایی که پرسیده بود «اگر شما حالی پیدا کردید و خواستید خدا را بخوانید و مناجات کنید و او را با اسما و صفاتش یاد کنید و با اسم خاصی از او حاجت بخواهید، چه می‌کنید؟» او در پاسخ گفت: «در مناجات‌های خود، صحیفه مهدویه را می‌خوانم!» به اعتقاد طباطبایی، کربن به تشیع گرویده بود.<ref>{{یادکرد وب |نام خانوادگی= |نام= |عنوان=روایتی از زندگی علامه طباطبایی (ره) |نشانی= http://www.hawzah.net/FA/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=4851&MagazineArticleID=40366|تاریخ بازبینی= |اثر= |تاریخ=۲۰ آبان ۱۳۸۵ |ناشر=وبگاه حوزه |نشانی بایگانی= |تاریخ بایگانی= |کد زبان=فارسی}}</ref><ref>{{یادکرد وب |نام خانوادگی= |نام= |عنوان=بازخوانی دوستی علمی علامه طباطبایی (ره) و هانری کربن / شیفته‌ای به نام کربن |نشانی=http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=4931&MagazineArticleID=42137 |تاریخ بازبینی= |اثر= |تاریخ=۱۳۸۲ |ناشر=پرسمان |نشانی بایگانی= |تاریخ بایگانی= |کد زبان=فارسی}}</ref><ref>[http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4851&id=40366 هانری کوربن که بود]</ref>
کربن هنگامی که از مفهوم بازگشت به وطن در سهروردی سخن می‌گوید، امامان شیعی را نمونه عالی جلای وطن کردگان می‌داند که باید از آنها پیروی نمود: «ما مطیع و پیرو تعلیمات ائمة اطهار هستیم که خود، سیماهای تأثرانگیز و نافذی از جلای وطن کردگان و اشخاص عدل و برحقّی که شکنجه دیده‌اند، می‌باشند.»<ref>هانری کربن، در باب امام دوازدهم، ترجمه عیسی سپهبدی، مجله مردمشناسی، تیر و مرداد و شهریور ۱۳۳۷: ۳۱۵</ref>
 
 
او سیمایی است که جمع دوازده امام و چهارده معصوم را کامل می‌کند. او امام قائم است که وجود غایب او نیز حکومت‌های عالم را دچار اضطراب ساخته است.<ref>همان: ۳۲۵</ref>
مهندس سیدعبدالباقی طباطبایی - فرزند ارشد علامه - می‌گوید: یک روز پدر رو به ما نمود و با نشاط خاصی گفت: این پروفسور به اسلام (تشیع) مؤمن شده است؛ ولی شرایط اقتضا نمی‌کند تا آن را رسماً و علناً بر زبان جاری کند. چند صباحی که از این فرموده پدر گذشت، یک روز کربن دربارهدربارهٔ [[حجت بن الحسن|حضرت مهدی]] سخنان پرشوری ایراد نمود و ضمن آن گفت: من به خاطر بحث دربارهدربارهٔ شیعه و رسیدن به حقایق این مذهب، نزدیک بود پست تحقیقاتی خود را در [[دانشگاه سوربن]] از دست بدهم. پدر، وقتی از این موضوع مطلع شد، بسیار مسرور و مشعوف گردید و گفت: نگفتم این پروفسور [[کربن]]، مؤمن به [[تشیع]] شده است و رویش نمی‌شود که صریحاً اعتراف کند. علامه به یکی از شاگردان خود گفته بود: کربن دعاهای [[صحیفه مهدویه]] را می‌خواند و می‌گریست.<ref>محمد حسین حسینی تهرانی، مهر تابان، مشهد، انتشارات علامه طباطبایی، ۱۳۸۷: ۴۷</ref> البته ادعای علامه چندان دور از واقعیت نیست، چنانکهچنان‌که [[سید حسین نصر]] نیز می‌گوید: کربن همواره خود را به صورت «ما ایرانیان» یا «ما شیعیان» مورد خطاب قرار می‌داد.<ref>سید حسین نصر، عالم خیال و مفهوم فضا در مینیاتور ایرانی، جاودان خرد، ج ۲، ۱۳۸۲: ۱۵۷</ref> [[رضا داوری اردکانی]] نیز می‌گوید: کربن وقتی مطالب مهمی را که بدان می‌اندیشید، از زبان بزرگان و اولیای دین و [[معصوم|ائمه معصومین]] می‌شنید، غرق شادی می‌شد.<ref>رضا داوری اردکانی، کربن و اهمیت فلسفه اسلامی در جهان کنونی، مجموعه مقالات بزرگداشت یکصدمین سال تولد کربن، تهران، موسسهمؤسسه حمت و فلسفه ایران، ۱۳۸۵: ۵۹</ref>
[[حسن حسن‌زاده آملی]] (متولد ۱۳۰۷) نیز که از شاگردان [[علامه طباطبایی]] و در عداد حکمای الهیِ معاصر ایران است، از خاطرة حضور خود در مجلسی به همراه علامه و کربن یاد می‌کند که در آن بحثی پیرامون [[ولایت]] در اندیشه شیعه درگرفته بود و هانری کربن خطاب به علامه می‌گوید:
 
من نه تنها اندیشة [[شیعه]]، بلکه به سرّ [[ولایت]] در شیعه واقفم!<ref>اسماعیل منصوری لاریجانی، هانری کربن و سید حیدر آملی، همان مجموعه، ۱۳۸۵: ۱۵۹</ref>
البته برخی معتقدند کربن رسماً به تشیع در نیامد. مثلاً[[داریوش شایگان]] معتقد است که او [[کاتولیک]] زاده و کاتولیک مرد و هیچ‌گاه دین عوض نکرد.<!-- <ref name=Shayegan /> حذف یادکرد ناموجود توسط ربات -->
[[مهدی فدایی مهربانی]] در فصل دوم کتاب «[http://www.nashreney.com/Books/Pages/978-964-185-249-0.aspx ایستادن در آن سوی مرگ: پاسخ‌های کربن به هایدگر از منظر فلسفه شیعی]»، نظرهای مختلف در مورد گسست کربن از فلسفه هایدگر و گرایش وی به تشیع را مورد بررسی قرار داده است.<ref>http://www.siasatema.com/vdcdff0f.yt09k6a22y.html</ref><ref>http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2507345</ref>
 
از دیگر علایق او به ایرانیان، علاقه شدید او به علم [[میر حیدر آملی]] بود.بود؛ که او را یکی از ارکان شیعه شناسی در جهان دانسته بود و کتاب‌های او را مطالعه و بر او اعتقاد زیادی داشت و کتاب‌های او را در دانشگاه‌های غربی و شرقی تدریس می‌کرد.
 
== آثار ==
# [[تاریخ فلسفه اسلامی (کتاب)|تاریخ فلسفهٔ اسلامی]] (بخش نخست این کتاب توسط [[اسدالله مبشری]] به فارسی برگردانده شد و سپس متن کامل آن توسط [[جواد طباطبایی]] ترجمه شد.)
# فلسفهٔ ایرانی و فلسفهٔ تطبیقی (توسط [[جواد طباطبایی]] به فارسی برگردانده شده‌است.)
# اسلام ایرانی
# مشارکت در نوشتن تاریخ ایران کمبریج<ref>[http://histories.cambridge.org/uid=17532/credited_person?id=CorbinHenry Corbin, Henry]</ref>
# [[داریوش شایگان]]، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، نشر فرزان روز
# [[مهدی فدایی مهربانی]]، ایستادن در آن سوی مرگ؛ پاسخ‌های کربن به هایدگر از منظر فلسفه شیعی، نشر نی
# زائر شرق، مجموعه مقالات همایش بزرگداشت یکصدمین سال تولد هانری کربن (۱۳۸۲) ؛ ویراستار علمی: [[شهرام پازوکی]] و محمدامین شاهجویی ;شاهجویی؛ تهران: موسسهمؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
# هایدگر در ایران، نگاهی به زندگی، آثار و اندیشه هایاندیشه‌های سید احمد فردید؛ [[بیژن عبدالکریمی]]؛ موسسهمؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران؛ 1392؛۱۳۹۲؛ (این کتاب به آرای کربن به عنوان واطه آشنایی فردید با هایدگر می پردازدمی‌پردازد)
# Tom Cheetham, Imaginal love: The Meanings of Imagination in Henry Corbin & James Hillman, 2014
# Tom Cheetham , All the World an Icon : Henry Corbin and the Angelic Function of Beings, 2012
# Tom Cheetham , The World Turned Inside Out: Henry Corbin and Islamic Mysticism, 2003
# Tom Cheetham , After Prophecy: Imagination, Incarnation, and the Unity of the Prophetic Tradition, 2007
{{پانویس|۲}}
 
== منابع ==
== مطالعه بیش‌تر ==
{{چپ‌چین}}
* Nasr, Seyyed Hossein, and Leaman, Oliver (eds), ''History of Islamic Philosophy'', Ansarian Publications - Qum, Iran, 1993. ISBN 964-438-307-9
== پیوند به بیرون ==
{{ویکی‌گفتاورد}}
* [http://www.amiscorbin.com/textes/persan/sommaire.htm#textes%23textes انجمن دوستداران هانری و استلا کوربن ]
* [http://www.sadeqin.com/view/BookIntros/BookIntroView.aspx?LanguageID=1&BookIntroId=12 مجموعه مقالات هانری کوربن]
* [http://bashgah.net/pages-7359.html هانری کوربن و میراث فرهنگی ایران] نوشته همایون همتی
* [http://www.iptra.ir/vdchnn-w32.html دیدارهای هانری کوربن ] نوشته [[داریوش شایگان]]
* [http://www.lakzaee.com/index.php?option=com_content&task=view&id=680&Itemid=26 فهم هانری کربن از ملاصدرا]
* [http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/821017/world/idea.htm#s441%23s441 بررسی پدیدارشناسی فلسفه اسلامی در همایش صدمین سالگرد تولد هانری کوربن؛ فیلسوف و ایرانشناس شهیر فرانسوی]
 
ٰٰٰ[http://old.sharghdaily.ir/news/91/05/23/39538.html گفتگوی عارف و فیلسوف]، روزنامه شرق، نوشته افسانه نجاتی
 
{{تصوف}}