باز کردن منو اصلی

تغییرات

۴ بایت اضافه‌شده ،  ۳ سال پیش
جز
←‏جایگزینی با [[وپ:اشتباه|اشتباه‌یاب]]: آریائی‌ها⟸آریایی‌ها، آریائی‌های⟸آریایی‌های، ، الههء⟸الههٔ، ، بشماره⟸به شماره، ، جهارمتر⟸چه...
[[ایرانزو]] مؤسس سلالهٔ ماننا و پدر [[اولوسونو]] در سال - ۷۱۶ پ. م. - در گذشت. در آن سال پسر بزرگ او [[آزا]] بر سریر سلطنت نشسته بود [[متاتی]] فرمانفرمای [[زیکرتو]] و [[تلوسینا]] فرمانفرمای [[آندیا]] و [[بگداتو]] فرمانفرمای [[اوئیش دیش]]<ref>همهٔ این‌ها جزء شاهکان اراضی ماننا در [[آذربایجان]] قلمداد شده‌اند.</ref> که مانند [[دیاکو]] حکّام منصوب از طرف [[ماننا]] بودند، علیه آزا خروج کردند. ظاهراً اتهام ویژهٔ آزا این بود که با سارگون دوم عقد اتحاد بسته است. آزا دستگیر و کشته شد و جنازهٔ او را در کوه [[اوآئوش]]<ref>سهند کنونی</ref> افکندند. سارگون دوم بیدرنگ مداخله کرد و موفق به دستگیر کردن باگداتو گشت و فرمان داد پوست از تنش بر کنند و لاشهٔ او را در معرض تماشای ماننائیان قرار داد و پسر دیگر [[ایرانزو]] را که [[اولوسونو]] نام داشت بر تخت سلطنت نشاند. مع‌هذا اولوسونو که در میان افراد و دار و دستهٔ ضد آشوری محصور بود بیدرنگ از [[آشور]] جدا شد و کوشید تا با [[اورارتو]] عقد اتحاد ببندد. وی ۲۲ دژ را که در منطقهٔ هم مرز با آشور قرار داشت به [[روسا]] پادشاه اورارتو داد و فرمانفرمایان درّه‌های بخش علیای [[زاب]] کوچک « ایّتی » فرمانفرمای [[آلابریا]] و « آشورله » فرمانفرمای [[کارالا]] را به اقدام علیه آشور وادار کرد.{{تمدنهای باستانی آسیای غربی}}
==تصرف ماد و ماننا==
سارگون دوّم به آشور باز نگشت و [[ایزیرتو]] پایتخت ماننا و دو قلعهٔ مهّم مرکزی [[زیبیه]]<ref>اکنون محل زیبیه معلوم شده است در ۱۸ کیلومتری تپهٔ [[زیویه]] و در ۲۴ کیلومتری جنوب [[سقز]] - [[سنندج]] قرار دارد. نزدیک نقطهٔ مزبور دهکده‌ای بنام '''صاحب''' وجود دارد که [[گودار]] آن را با [[آرمائیت]] یکی می‌داند. تپهٔ [[کاپلانتو]] در ۵ کیلومتری جنوب شرقی [[زیویه]] را وی همان [[ایزیرتو]] می‌شمادمی‌شمارد ولی این نظر مورد تردید است.</ref> و [[آرمائیت]]<ref>Zibie, Armait</ref> را تصرف کرد. اولوسونو خویشتن را تسلیم رأفت و عنایت سلطان فاتح کرد و پادشاهی به وی باز گشت <ref>چون گویا واقعاً به دار و دستهٔ طرفدار آشور بستگی داشت و تا آن زمان مجبور به پیروی نزدیکان خویش بود.</ref>. اما راجع به « ایّتی » و « آشورله » ... اولی به اتفاق خانوادهٔ خویش به متصرفات [[آشور]] تبعید شد و دوّمی را زنده پوست کندند. و ناحیهٔ او جزء ایالت آشوری [[زاموآ]]<ref>لولّومه - Lullume</ref> شد. آشوریان دو ناحیهٔ مرزی [[نیک‌ساما]] و [[شورگادیا]]<ref>Niksamma, Šurgadia</ref> را تصرّف کرده از ماننا منتزع ساختند و به ایالت آشوری [[پارسوآ]] ملحق نمودند. آنگاه سارگون دوم به سوی نقاط دورتر - به طرف جنوب و نواحیی که نظارت ماننا بر آن ضعیف بوده یا بالکل معدوم بود، لشکر کشید. نخست قلعهٔ مهم [[کیشه سو]]<ref>در متون دیگر کیشاسا و کیشوسو آمده. در عهد [[تیگلت پیلسر سوم]] بصورت کیشاسا آمده که بی‌سی‌خادیر حاکم آن بود. - Kišêsu, Kišisa, Kišassu</ref> در مسیر علیای [[قزل اوزن]] اشغال گشت و فرمانفرمای آن که بنام آشوری - بابلی [[بل شارو سور]]<ref>بلشصر ( بالتازار ) Belšarrusur</ref> خوانده می‌شد اسیر گشت. نام قعله را به [[کار نین اورتا]] تغییر دادند<ref>یا طبق مدارک دیگر کار اوریگالّی - Karninurta, Kar-Urigalli</ref> و لوحی با تصویر سارگون دوم در آنجا نصب کردند و پادگانی<ref>که رئیس ناحیه در رأس آن قرار داشت</ref> مستقر ساختند. بدین طریق ایالت جدید آشوری [[کیشه سو]] ایجاد شد و نواحی [[بیت ساگبات]] و [[بیت خیرمامی]] و [[بیت اومارگی]]<ref>Bit Sagbat, Bit Xirmami, Bit umargi</ref> و قعله‌هایقلعه‌های [[خارخوبارا]]<ref>طبق اصلاحی‌که [[ا.فورر]] آورده چنین است. [[هیوزینگ]] و پس از وی [[اشترک]] {{کوچک}}âl{{پایان کوچک}}Har-bag-mas-tum خوانده و آن را کوه Hara خداوند خرد تعبیر کرده؛ با الههءالههٔ [[باگ مشتا]] - baga mazda در [[موساسیر]] مقایسه شود.</ref> و [[کیلامباتی]] و [[آرمانگو]]<ref>Xarxubarâ, Kilambati, Armangu. آرمانگو محتملاً همان [[ارمنستان]] باید باشد</ref> که اظهار انقیاد کرده بودند جزو آن گشتند. این نام‌ها را باید در منطقهٔ واقع میان علیای قزل اوزن و کوه‌های مغرب و جنوب غربی [[قزوین]] باید جستجو کرد.
 
== تصرف ماننا ومادو ماد در منبع دیگر ==
سارگن دوم پادشاه آشور به سرزمین ماد تاخت و مادها شکست خوردند ایزیرتا، زیویه و آدامائیت را ویران کرد. پس از شکست [[دیاکو]] شاه [[ماد]] از سارگن دوم فرزند و جانشین او، [[فرورتیش]]، قدرت رهبری مادها رابدسترا به دست گرفت و در ۶۷۳-۶۷۲ پ.م. در برابر آشوری‌ها قیام کرد. در سالنامه‌های سارگن دوم آمده است که در بین سال‌های ۷۲۱-۷۰۵ پ. م. گروه‌هایی از آشوری‌ها در فلات ایران و سرزمین ماد اسکان داده شده‌اند. همچنین سارگن دوم در کتیبه‌ای دیگر از تسلیم شدن شاه ماننا سخن می‌گوید و از بخشیده شدن او خبر می‌دهد:
{{نقل قول|در مقابل اولسنو شاه ماننا میز مهمانی را بگستراندم، تخت و مقام سلطنتی او را نسبت به مقام پدرش بلند مرتبه تر کردم، سرکردگان ماننا را برابر و همردیف با سرکردگان آشور بر سر سفره مهمانی نشاندم، در مقابل خدای آشور و خدایگان سرزمین خودشان به درازی حکمرانی من دعای خیر کردند.}}
 
 
== سال‌های پس از ۷۱۵ پ. م ==
ایجاد این پایگاه جنگی نیرومند در پشت سر [[ماننا]] نمی‌توانست تأثیر عمیقی در سیاست دولت مزبور نداشته باشد. و نیتجهٔنتیجهٔ این وضع در طی سال‌های بعد و لشکرکشی‌های سارگون دوم بسوی مشرق - ۷۱۵، ۷۱۳ - مشهود افتاد.
 
ایالت‌های کیشه سو و خارخار<ref>این ایالات یک سال پس از لشکرکشی سال - ۷۱۵ - تأسیس شده بودند. رجوع شود به E. Forrer تألیف یاد شده.</ref> که توسط سارگون دوم تأسیس شده بود بخشی مهم از سرزمینی را که [[دیاکو]] به ظاهر از طرف ماننا، در آنجا حکومت می‌کرد، از آن متنزعمنتزع ساخته و به خود ملحق کردند. - تا حدّی که تشخیص مکان قلمرو او مقدور است - فقط بخشی از درّهٔ [[قزل اوزن]]، بالاتر از [[میانه]]، در حیطهٔ تصرّف دیاکو باقی ماند. آنگاه به وضوح معلوم شد، پادشاه ماننا که خود مطیع و منقاد آشوریان است نمی‌تواند تکیه‌گاه و مدافع دولت [[دیاکو]] باشد. [[روسا]] پادشاه اورارتو بوسیلهٔ پیک‌هایی این نکته را گوشزد دیاکو ساخت. روسا در آن زمان علیه [[اولّوسونو]]<ref>Ullusunu</ref> به عملیات جنگی دست زده بود و این اقدامی بود تنبیهی و انتقامی در مقابل طرفداری اولّوسونو از آشوریان<ref>کتیبهٔ [[رازلیق]] محتملاً به همین دوران [[روسا]] مربوط است.</ref>. سالنامه‌های سارگون دوم مشعر است که روسا در سال -۷۱۶ پ. م. - ۲۲ قلعهٔ ماننا را تصرّف کرد و دیاکو را تشویق نمود که از ماننا جدا شود و دیاکو پسر خود را به عنوان گروگان و نمایندهٔ خویش نزد روسا فرستاد<ref>اگر این برهه از تاریخ بخواهد در [[شاهنامه]] مکشوف گردد باید گفت آنزمانی است که [[سیاوش]] در طفولیت به همراه [[رستم]] عازم [[زابل]] شده و در نوجوانی پیش پدر بر می‌گردد.</ref>. متأسفانه متون آشوری محلّ ۲۲ قعلهٔ مذکور را مشخّص نمی‌سازند. ولی چنانکه گفته شد در ناحیه‌ای میان ماننا و آشور قرارداشتند، زیرا که سارگون دوم در سال - ۷۱۵ پ. م. - نه تنها قلاع مزبور را از [[اورارتو]] پس گرفت بلکه مستقیماً به آشورشان ملحق ساخت<ref>ولی سال بعد دژهای مزبور را به [[اولوسونو]] باز گرداند.</ref>. و سپس علیه [[دیااوکو]]<ref>Daiauk ku</ref> لشکر کشید و وی را با خانواده‌اش اسیر و به [[هامات]]<ref>ممکن است [[همدان]] باشد.</ref> سوریه تبعید نمود.
 
سارگون دوم تهاجم بسوی بخش سفلای [[قزل اوزن]] را ادامه داد و وارد [[آندیا]]<ref>یا [[می‌سیاندا]]. در کتیبهٔ رسمی سطر ۳۷ جنین است ناحیهٔ [[مسو]] یا مسی در ماننا.</ref> شد. این محل متصرفهٔ شخصی بود بنام تِلوسینا که دست کم از سال - ۷۱۹ پ. م. - متحد [[روسا]] شمرده می‌شد. در آن زمان آندیا به یاری بگداتو فرمانفرمای [[اوئیش دیش]] و متاتی فرمانفرمای [[زیکرتو]] علیه [[آزا]] مبارزه می‌کرد. از این ناحیه ۴۲۰۰ اسیر و تعداد زیادی [[دام]] برده شد. سارگون دوم به منظور تسجیل برتری خویش بر سرزمین شرقی<ref>احتمال داده می‌شود که سارگون دوم به سرزمین‌های جنگلی شمال ایران و بحر [[خزر]] دست یافته بود.</ref>، در [[ایزیرت]] تختگاه ماننا تصویر خود را بر سنگ منقور کرد<ref>سنگ نبشته‌ای مزیّن به تصویر سارگون دوّم تا نیم قرن اخیر در روستای نجف‌آباد [[کرمانشاه]] یافت شد و اکنون در [[موزه ایران باستان]] نگهداری می‌شود.</ref>.
ولی سارگون دوم نتوانست اراضیی را که مسخّر ساخته بود - چون ایالات دیگر - به زیر فرمان خویش در آورد. فرمانفرمایان محلی در املاک خویش و در حدود ایالت باقی ماندند و فقط پرداخت خراجی را به [[آشور]] تعهد کردند. ظاهراً این عمل رسمی بود که از زمان سلطهٔ [[ماننا]] معمول گشته بوده.
 
محتمل است که دسته‌های جنگی مرکب از ساکنان محلی را وارد نیروهای مسلح آشوری ساختند. فرمانفرمایان نواحیی که جزو [[اتحادیه قبایل ماد]] بودند<ref>لوح سارکونسارگون دوم اینان را بنام [[مادای]] می‌نامد و از دیگر نواحی سرزمین [[پادشاهی ماد]] آینده که در آن لوح [[کوتیوم]] یعنی کوتیان نامیده می‌شود مشخص و ممتاز می‌نماید.</ref> در سراسر اتحادیهٔ مزبور تا [[بیک نی]]<ref>کوه دماوند</ref> خراجگزار سارگون دوم شمرده می‌شدند. بعد خواهیم دید که وصول خراج از مردم نه تنها در سرزمین‌های دور دست بلکه در آنجاییکه اصطلاحاً ایالات مادی آشور خوانده می‌شد، فقط به یاری نیروهای مسلّح و اعزام قشون مقدور بود.
 
نفوذ کامل آشوریان فقط در نقاطی حکمفرما بود که دژهای آنان بر آن ناظر بودند<ref>پادگان‌های آشوری عبارت بودند از [[کار نین اورتا]]، [[کار شاروکین]]، [[کار نابو]]، [[کار سین]]، [[کار آداد]]، و [[کار ایشتار]].</ref> و مردم محل را تبعید کرده به جایشان ساکنان کشورهای دیگر<ref>بخصوص [[سوریه]] و [[فلسطین]]</ref> را ساکن ساخته بودند. ولی در پیرامون این نقاط اهالی [[ماد|مادی]] و [[کوتی]] تحت فرمان فرمانفرمایان پیشین و سران قبایل خویش بودند و فقط وقتی خراج می‌پرداختند که به عنف مجبورشان کنند و یا ضرورت قطعی اقتضا کند.
== سال بعد از اطفای شورش خارخار ==
لشکرکشی سال - ۷۱۴ پ. م. - به منظور تنبیه [[زیکرتو]] و [[آندیا]]<ref>بر خلاف [[اوئیش دیش]] که در سال ۷۱۶ قلع و قمع شده بود. ممکن است که [[روسای یکم]] در سال ۷۱۵ ناحیهٔ اوئیش دیش را از [[ماننا]] متنزعمنتزع و تصرف کرده باشد.</ref> که هنوز سر به اطاعت ننهاده بودند طرح شده بود. در آغاز لشکرکشی، سارگون دوم وارد ایالت [[سوریگاش]] - یکی از ایالات ماننا - شد. شاید سوری‌گاش همان ایالتی باشد که [[روسای یکم]] در سال ۷۱۶ پ. م. تسخیر کرد<ref>[[رازلیق|Razliq]] ؟</ref>. هدایای ماننا در این محل توسط [[اولوسونو]] پادشاه آن کشور و کسان و مشاوران وی تقدیم سارگون دوم شد. آنگاه سارگون‌دوم به منظور تظاهر جنگی از متصرفهٔ پادشاهی غیر مستقل و کوچک [[آلاباری]] در بخش علیای [[زاب کوچک]] گذشت و تعدادی [[اسب]] و دام از [[بلا پالی دین]]<ref>Belapaliddin</ref> دست نشاندهٔ خویش برسم هدیه گرفت و سپس وارد ایالت آشوری [[پارسوا]] گشت و محتمل است منظورش استتار نیّات واقعی خویش و فریب دادن طرف یعنی اورارتو بود. اینجا از طرف خداوندان دهکده‌های اراضی [[ماد]] که قبلاً مطیع آشوریان گشته بودند<ref>در متن سالنامه‌ها از [[نامار]]، [[بیت سانگی بوتو]]، [[بیت آبدادانی]] و کشور [[مادها]] سخن می‌گوید. احتمالاً [[الی پی]] نیز در مفهوم اخیر مستور است.</ref> و بلاواسطه مجاور آن بودند هدایایی به سارگوم‌دومسارگون دوم تقدیم شد. متن مزبور نام ۲۶ فرمانفرما را ذکر می‌کند و اسم [[تالتا]] فرمانفرمای [[الی پی]] در رأس فهرست قرار گرفته است. اینان به سارگون‌دوم تعدادی اسب و [[قاطر]] و دام‌های شاخ‌دار و شتران دو کوهان تحویل دادند. ظاهراً عامّه چنین پنداشتند که سارگون‌دوم می‌خواهد لشکرکشی به [[ماد مرکزی]] را تکرار کند. ولی نیّات وی بالکل دیگر گونه بود. شاه آشور از [[پارسوا]] حرکت کرده از کوه‌ها و گردنه‌ها گذشته وارد سرزمین [[میّسو]] که یکی از ایالات [[ماننا]] بود شد. در آنجا طبق قرار قبلی [[اولوسونو]] در قلعهٔ [[زیرداکا]]<ref>یا سیرداکّا، دوردورکّا.</ref> چشم براه وی بود و انبارهای پر از خواربار تهیه کرده، هدایایی از اسبان و دام‌ها به لشکریان [[آشور]] تقدیم داشت. سارگون‌دوم در طی مذاکراهمذاکرات با اولوسونو شاه ماننا، گویا به درخواست وی نوید داد که علیه [[اورارتو]] لشکرکشی می‌کند و اراضیی را که ماننا در کرانهٔ شرقی [[دریاچه اورمیه]] از دست داده است مسخّر ساخته به وی باز می‌گرداند. ضیافتی به افتخار اولوسونو و ماننائیان ترتیب داده شد و اولوسونو گرچه زیر دست سارگون‌دوم نشست ولی به هر حال بالاتر از جاییکه در گذشته پدرش [[ایرانزو]] اشغال می‌کرد جلوس کرد. و با این عمل [[ماننا]] کشوری متحد [[آشور]] شناخته شد. در اینجا هدیه‌های فرمانفرمایان از دو قلعهٔ [[گیزیل بوندا]] یعنی زیزی از [[آپپاتار]] و زالا<ref>این نام بدون حرف آخر با [[زال]] در [[شاهنامه]] تطابق دارد.</ref> از [[کیت پات]]<ref>Kitpat, Zala, Aappata, Zizi.</ref> واقع در مرز [[پارسوا]] که در ارسال آن تأخیر شده بود، دریافت گردید.
== جنگ سارگون دوم با روسا ==
سارگون‌دوم به رغم وعدهٔ خویش که جنگ با روسا را آغاز کند و شاید باز هم به خاطر گمراه کردن روسا به طرف سرحدّات جنوبی و جنوب شرقی ماننا حرکت کرد و متوجه [[زیکرتو]] شد. در قلعهٔ ماننایی [[پانزیش]] که با زیکرتو و [[آندیا]] هم‌مرز بود<ref>ظاهراً در جنوب [[میانه]] قرار داشت</ref> مرکز آذوقه این لشکرکشی تأسیس گشت. آنگاه سارگون‌دوم از رودک [[ایشتازائو]]<ref>. این نام رودخانه است و چناکهچنانکه از اشتقاق غیر [[اکدی]] و ویژگی املای میخی آن بر می‌آید با نام الهه [[ایشتار]] مناسبتی ندارد. «آی» در آغاز کلمه برای احتراز از ثقل و ترادف دو مصوّت گذاشته شده.Ištaraura</ref> گذشته وارد ایالت [[آئوکانه]]<ref>Aukane</ref> در سرزمین [[متاتی]] زیکرتویی شد. متاتی روش دیرین را بکار بست و مقّر خویش یعنی قلعهٔ [[پاردو]] - نزدیک [[میانه]] - را ترک گفته در کوه [[اوُآشدیریکا]]<ref>Uašdirikka</ref> علی‌الظاهر بزغوش داغ کنونی و به احتمال ضعیف [[سبلان]] داغ پنهان شد. ولی به این اقدام اکتفا نکرده و به شتاب نیروهای جنگی خویش را برای الحاق به [[روسای یکم]] روانه کرد. روسا که از نیّت سارگون دوم یعنی نفوذ در ناحیهٔ مجاور [[دریای خزر]] زیکرتو مطلع شده بود از سمت مغرب با عجله پیش می‌آمد تا راه او را از پشت سر سدّ نماید و تارومارش کند.
 
در این میان سارگون‌دوم محافظانی را که متاتی در گردنهٔ [[اوُآش دیرمکو]] گذاشته بود از میان برداشت و ۱۳ دژ زیکرتویی را غارت و ویران کرد<ref>[[ایشتائی پا]]، [[ساکتاتوش]]، [[نانزو]]، [[آئوکانه]]، [[کابانی]]، [[گوروسوپا]]، راکسی، [[گیم داکریکا]]، [[باروناکا]]، [[اوبابارا]]، [[سی ته را]]، [[تاشتامی]]، و [[تسامیا]]. قلاع گیم‌داکریکا و باروناکا مختوم به « کا» ممکن است از اسلاف [[کیانیان]] باشند.</ref> و سپس به ناگهان جهت حرکت خویش را تغییر داده متوجه مغرب و ایالت [[اوئیشدیش]] متعلق به [[ماننا]] در ناحیهٔ [[مراغه]] فعلی که از طرف [[اورارتو]] اشغال شده بود، گشت<ref>این واقعه شاید در سال - ۷۱۵ پ. م. - اتفاق افتاد.</ref>. این تغییر جهت، ظاهراً، هم از آغاز لشکرکشی جزو نقشهٔ سارگون‌دوم بود و وی در اوئیشدیش گزارشی از عامل و جاسوس خود دریافت که مؤید این نقشه بود. عامل خبر داد که لشکریان [[روسا]] نزدیک می‌شوند. احتمالاً این جاسوس [[بلاپالیدین]]<ref>Belapallidin</ref> حاکم [[آلاباری]] یکی از شاهکان بود.
در هر حال نقشهٔ روسا و متاتی نقش بر آب شد. در جنگ کوهستان [[اوُآئوش]] آشوریان نیروهای ایشان را تارومار کرده به سرزمین [[اورارتو]] عقب نشاندند. سارگون‌دوم با یک راهپیمایی معجّل کرانه شرقی [[دریاچه اورمیه]] را بسوی شمال درنوردید. مردم محل به وسیلهٔ آتشی که بر قلل کوه‌ها افروخته می‌شد از نزدیک شدن لشکر آشور با خبر شده مساکن خویش را ترک می‌گفتند. نخست [[اوشکایا]]<ref>[[اسکو]] کنونی در دامنهٔ غربی [[سهند]]</ref> که قلعهٔ مرزی اورارتو بود و محتملا در عهد [[ساردوری دوم]] هنگام تسخیر ناحیهٔ [[سوبی]]<ref>در گزارش سارگون‌دوم آمده که سوبی در زبان اورارتویی بمعنی کشور [[ماننه‌یان]] است. بدین سبب شاید برخی از لشکرکشی‌های مذکور در متن‌های اورارتویی که به [[ماننا]] صورت گرفته مربوط به [[سوبی]] باشد.</ref> واقع در کرانهٔ شرقی دریاچهٔ اورمیه - که پیشتر به ماننا تعلق داشت - ساخته شده، اشغال گشت. این قلعه نگهبان راه وصول به سوبی و [[ناحیه زرند]] بود. بنا به گزارش سارگون‌دوم سوبی از طرف پادشاه اورارتو بویژه برای پرورش [[اسب]] جهت سواران اورارتویی معیّن شده بود.
 
بدنبال فراریان عرصهٔ جنگ کوه [[اوُآئوش]] ساکنان اوشکایا و پادگان محل آنجا را ترک گفتند و سارگون‌دوم بدون اینکه پیکاری کند اشغالش نمود. و فرمان داد دیوارهای آن را که جهارمترچهار متر ضخامت داشت خراب کنند و تمام خانه‌های [[اوشکایا]] و ۱۱۵ دهکدهٔ اطراف را طعمهٔ آتش ساخت. پس از آنکه اورارتوئیان از آن ناحیه طرد شدند آزا شاه ماننا، می‌توانست متصرفات خویش را بطرف شمال بسط دهد ولی آشوریان نمی‌خواستند به متحد خویش ولایات ویران نشده و پر جمعیّت و آباد دهند. و قلعهٔ [[آنیاشتانیا]] و طویله‌های آن را با اسبان ذخیرهّ ارتش اورارتو و ۱۷ دهکدهٔ پیرامون<ref>در گوشهٔ شمال شرقی [[دریاچه اورمیه]]</ref> و قلعهٔ مضاعف [[تاروئی تارواگیس]]<ref>Tarui Tarmakis [[تبریز]] کنونی</ref> را در سرزمین قبیلهٔ [[دالـیان]] - که آن نیز پایگاه اسبان ذخیرهٔ اورارتو بود - ویران کردند. لشکریان [[آشور]] همه جا انبارهای [[جو]] را تصرّف کرده و [[گندم|گندمزارها]] و مراتع را نابود می‌کردند.
 
سارگون‌دوم سپس از ایالت اورارتویی [[سان گی بوتو]]<ref>با سان گی بوتی یا [[بیت سان گی بوتی]] در مغرب [[ماد]] اشتباه نشود.</ref> واقع در شمال [[دریاچه اورمیه]] عبور کرد<ref>ولی سارگون‌دوم از کرانه عبور نکرده بلکه از ناحیهٔ [[مرند]]، [[خوی]] گذشته زیرا که عبور از کرانه حتماً چنانچه صورت گرفته بود در متن بدان اشاره می‌شد.</ref>. سرزمین اخیرالذکر ظاهراً در زمان [[مینوآ]] یعنی از صد سال پیش به [[اورارتو]] تعلق داشت و مهمترین شهر آن [[اولخو]] بود که بوسیلهٔ دژ ساردوری‌خورد از آن دفاع می‌شد. پادشاه اورارتو در این شهر کاخی بنا کرده بود. نگارندهٔ گزارش سارگون‌دوم بویژه به کارهای بزرگ و کوشش فراوانی که اورارتوئیان برای آبیاری این سرزمین و حفر جوی‌ها و ترعه‌ها و قنوات ( [[کاریز]] ) و ایجاد بند و سدّ و غیره به عمل آورده بودند اشاره می‌کند<ref>جالب توجه است که متن می‌گوید [[روسا]] برای نخستین بار [[شتر دو کوهان]] را برای خاک ریزی در احداث سد در این ناحیه بکار برده بود.</ref>. پیرامون اولخو<ref>Ulxu</ref> یک‌پارچه [[باغ|باغهای]] شکوفان و تاکستان‌ها و مرتع سرسبز بود. آشوریان تمام اینها را سوزاندند و پایمال نمودند و غارت و ویران کردند. دهکده‌های کوچک اطراف و قلعهٔ [[ساردوری‌خورد]]<ref>Sardurixurda</ref> نیز دچار سرنوشت [[اولخو]] گشتند ولی مردم آن فرار کردند و در کوهستان پنهان شدند.
در یکی از متون سارگون‌دوم آمده است که در این موقع پادشاه [[آشور]] ۲۲ قلعه‌ای را که در سال - ۷۱۶ پ. م. - [[روسا]] اشغال کرده بود و همچنین دو قلعه‌ای را که در طی لشکرکشی همان سال از روسا و [[متاتی]] گرفته شده بود به [[اولوسونو]] شاه ماننا داد. به احتمال قوی یکی از دو قلعهٔ اخیرالذکر [[اوشکایا]] و دیگری [[پاردا]] و یا [[آنیاشتانیا]] بوده است. ولی ممکن است که ماننائیان به این اکتفا نکرده و از وضع موجود استفاده نموده قطعات دیگری از اراضی سابق اورارتو را در نقاط شمالی کرانهٔ [[دریاچه اورمیه]] اشغال کرده باشند. در گزارش سارگون‌دوم، به مناسبت تسخیر قلاعی در بخش [[سان گی بوتو]] - نزدیک [[خوی]] با عبارت مبهمی از [[ماننا]] یاد شده و محتمل است که اولوسونو خواسته بوده مرزی جدید در سلسلهٔ جبالی که اکنون سرحدّ میان [[ایران]] و [[ترکیه]] از آن می‌گذرد بر قرار سازد، زیرا که اورارتوئیان نظارت بر نقاط شرقی‌تر سلسله جبال مزبور را از دست داده بودند و آشوریان که مرز مشترکی با آن سرزمین نداشتند قادر نبودند نظارت خویش را در آنجا مستقّر کنند.
== سال ۷۱۳ و حمله به ماد ==
سارگون‌دوم در سال - ۷۱۳ پ. م. - لشکرکشی به داخل ماد را آغاز کرد. مادها از سال ۷۱۴ منتظر حمله بودند و از آن بیم داشتند. بهانهٔ این لشکر کشی شورشی بود که در ناحیهٔ [[کارالا]]<ref>در یکی از دره‌های بخش علیای [[زاب کوچک]]</ref> وقوع یافت و ساکنان آنجا مردی را که دست‌نشاندهٔ آشوریان بود طرد کردند و سارگون‌دوم ساکنان کارالا را قلع‌وقمع کرد و از آنجا عازم [[الی پی]] و [[ماد]] گشت. و پس از ورود به الی‌پی [[دالتا]]<ref>دالتو یا تالتو</ref> پادشاه آنجا را بر سریر سلطنت [[کارالا]] مستقر ساخت. این عمل بدان سبب ضرورت یافت که پادشاه مزبور طرفدار [[آشور]] بود و اتباع وی و حتا بزرگان و اعیان نیز از این رهگذر از وی ناراضی بودند<ref>[[فهرست نام دهندگان]].سالنامه‌ها خبر می‌دهند که سارکون‌دومسارگون دوم پذیرفت در اردوگاه خویش ۲۲۰۰ تن اسیر. قبلاً اشاره شده که سنگ ستون یادگاری از سارگون‌دوم در روستای [[نجف آباد ( کرمانشاه)]] یافت شده و در [[موزه ایران باستان]] نگهداری می‌شود.</ref> لشکریان آشور از آنجا به داخل ماد رهسپار شدند. متن منبع دراین مورد چنین می‌گوید:
 
کشور [[سیگری سو]]، کشور [[بائیت‌عان]]،<ref>یا [[باعیت]] (Ba-i-it-An اشتقاق از سامی عربی بمعنی [[خانه خدا]]، [[بیستون (شهر)|بیستون]] بسیار غیر محتمل است گرچه کاملاً ممکن است از لحاظ جغرافیایی با بیستون کنونی یکی باشد.</ref>، ایالت [[ماد]] که در مرز الی‌پی است، کشور...، کشور [[آپساخوتی]]، کشور [[پانوآتّی]]، کشور [[اوتیرنا]]<ref>Utirna, Parnuatti, Apsaxutti</ref>، دهکده‌هٔ [[دیریستانو]]، کشور ... ، کشور [[اوریاکی]]، کشور [[ریمانوتی]]، (؟)، ایالت کشور [[اوپورئی]]، کشور [[اویادائوئه]]، کشور [[بوستیس]]، کشور [[آگازی]]، کشور [[آمباندا]]، کشور [[دانانو]]<ref>Dana nu, Ambanda, Agazi, Bustis, Uyadaue, Upuri, Rimanuti, Uriakki, Dirisanu</ref>، ایالت [[مادهای دور دست]] در مرزهای کشور [[آریبی]] یا مشرق<ref>کلمه به کلمه « آری‌بی؛ بر آمدن خورشید</ref> و همچنین ایالت [[مادهای مقتدر]] که یوغ [[خدای آشور]] را فرو افکندند و به کوه‌ها و بیابان‌ها، مانند دزدان روی آوردند من هیزم شعله‌ور به تمام دهکده‌های ایشان افکندم و سراسر سرزمین ایشان را به تل‌های ویران و فراموش شده مبدل ساختم.
متن منقول در بالا از آن جهت که ایالات مذکور را به دو گروه تقسیم کرده جالب است. این دو گروه عبارتند از: « ایالاتی که در حدود [[آریبی]] یا شرق قرار دارند » و گروه دوّم « ایالات [[مادهای مقتدر]] که ... در کوه‌ها و بیابان‌ها می‌گشتند ».
 
اصطلاح [[آریبی]] عادتاً در متون آشوری طبق موازین لهجهٔ آشوری زبان [[اکدی]] یا به حالت اضافی و یا جمع است و از حالت مفرد « عارابو » و « عاروبو » یا « عاراب » می‌آید<ref>Arabu, Arubu, Aribi آرابو، آروبو، آراب.</ref>. ولی مسلّم است که در این مورد صحبت از [[عرب]] در میان نیست و « آریبی‌شرق » که در متن سارگون‌دوم مذکور است مفهوم دیگری دارد. دو گونه می‌توان توضیح داد. توضیح اول این است که مقصود [[صحرانشینان شرق]] می‌باشد<ref>نظر [[هوگو وینکلر]] و [[اشترک]] و [[ماسپرو]] چنین است. کستون‌مسپرو عرب‌هائیعرب‌هایی را که [[آپیان]] بین [[باکتریا]] و [[تپوران]] ( تاپیران ) [[طبران]] قرارمی‌دهدقرار می‌دهد یکی می‌داند.</ref> یعنی، به ظنّ قوی، قبایل [[صحرا نشین ایرانی]]. اما طبق توضیح دوم پسوند «بی» را باید «په» خواند همچنانکه در مورد الی‌پی<ref>Elli-Bi</ref> چنین است یعنی چون پسوند [[عیلامی]] جمع، و «آری‌په»<ref>Ari-pe</ref>. در این صورت به معنی [[آریایی‌ها]] خواهد بود<ref>این نظر از طرف [[آندرئاس]] و [[هیوزینگ]] اظهار شده.</ref>. پیشتر گفتیم که این تعبیر به نظر می‌رسد درست است و ناگزیرمان نمی‌کند که این « آریائی‌هاآریایی‌ها » را عیلامی زبان بدانیم. ظواهر حکم می‌کنند که در اینجا منظور [[آریزانت|آریزانتها]] می‌باشند. یعنی آن قبیلهٔ مادی که، از قدیم ایرانی زبان بوده است. اسامی اماکن « در حدود آریبی »<ref>ممکن است « در میان حدود آریبی » نیز ترجمه شود.</ref> ایرانی است و این خود در سرزمین [[ماد]] در قرن هشتم پ. م. موضوع نادری است. این واقعیت نیز با نظر فوق وفق می‌دهد.
== مادهای مقتدر و مادهای مشرق ==
متن سارگون‌دوم میان مادها مقتدری که ... در کوه‌ها و بیابان‌ها در گردشند و آریبی‌ها (آریاها) تفاوت قائل است و این خود جالب است. منشیان سارگون‌دوم از ترکیب قومی ساکنان [[ماد]] نیک مطلع بودند - دیدیم که همواره مردم اصلی [[ماد غربی]] یا [[کوتیان]] را از [[اتحادیه قبایل ماد]] تمیز می‌دادند، بدین سبب جالب اینجاست که مادها را از آریائی‌هایآریایی‌های خاص و خلّص یا « آریبی » جدا می‌دانستند. البته از اینجا نباید چنین نتیجه گرفت که در آن زمان میان [[مادای]] به معنی محدود کلمه، عنصر ایرانی بسیار قوی وجود نداشت. بر عکس، نام‌های نمایندگان مادای به وضوح تمام حاکی از آن است که چنین عنصر نیرومندی وجود داشته است. ولی به هر تقدیر عنصر مزبور برتری نداشته و حکمفرما نبوده<ref>بخصوص در ایالات غربی و مرکزی ایران.</ref>.
 
یک متن دیگر سارگون‌دوم که متأسفانه بسیار بریده بریده است، فهرست دقیق‌تر و مشروح‌تری از ایالات ویران شده توسط آشوریان را در طی لشکرکشی سال - ۷۱۳ پ. م. - با ذکر نام فرمانفرمایان بدست می‌دهد. بخشی از این فهرست با پایان فهرست سال - ۷۱۴ پ. م. - مطابق است. طبق متون سارگون‌دوم، وی بر روی هم از ۴۵ نفر از پیشوایان [[ماد]] خراج یا هدیه گرفت و از فهرست‌های منقول وی نام قریب پنجاه تن به ویژه [[آرباکو]] مادی مشخص است.
بنابر این دولتی که که [[دیوک]] ( دیاکو ) تأسیس کرده بود - هر چه بوده باشد - هنوز برخلاف آنچه [[هرودوت]] گفته است دولتی که سراسر خاک ماد را متحد کرده باشد نبود.
== آخرین لشکرکشی سارگون‌دوم به خاک ماد ==
آخرین لشکرکشی آشوریان به خاک ماد در عهد سارگون‌دوم در سال - ۷۰۶ پ. م. -<ref>[[فهرست نام دهندگان]]: این لشکرکشی نخست علیه [[کارالا]] متوجه بوده</ref> وقوع یافت. [[تالتا]] پادشاه الی‌پی که خدمت‌گذار وفادار آشوریان بود در آن زمان درگذشته بود و نا برادری او [[نیبه]] که به [[شوتروک ناخونته دوم]] پادشاه [[عیلام]] استظهار داشت علیه [[اسپابارا]] نامیکهنامی که مورد توجه آشوریان بود برخاست. سارگون‌دوم لشکریان هفت تن از رئیسان ایالات<ref>به احتمال قوی اینان رئیسان نواحی [[خارخار]]، [[کیشه سو]]، [[پارسوا]]، [[بیت همبان]] و شاید [[آرانچی]] و همچنین سه ناحیهٔ منضم به آشور در خاک ماد بودند که بعدها در دوران [[اسرحدون]] مشاهده می‌شود. یعنی [[ساپاردا]]، [[بیت کاری]] و [[مادای]]. وضع دوران شورش و قیام [[نی‌بع]] را نامه‌های « هابل » بشمارهبه شماره ۱۷۴ و ۱۷۹ که از طرف رئیسان نواحی بنام [[مردوک شاروسوا]] و [[ایشتار دوری]] به پادشاه سارگون‌دوم نوشته شده مجسّم می‌سازد.</ref> را به جنگ [[الی پی]] گسیل داشت. نیبه با ۴۵۰۰ کماندار عیلامی در دژ [[مرعوبیشتو]] ( ماروبیشی )<ref>Mar,ubištu, Aspabâra, Nibé</ref> در حصار نشست ولی قلعه بدست دشمن افتاد و بعد یک پادگان آشوری در آنجا مستقر گشت.
 
با آنکه [[الی پی]] در ظاهر استقلال خوبش را حفظ کرده بود دیگر ممکن نبود چون عامل سیاسی مستقل و هستهٔ احتمالی اتحاد آتی [[ماد]] بدان بنگرند. و چون در سال - ۷۰۲ پ. م. - [[سنخریب]] پسر سارگوم‌دومسارگون دوم بار دیگر علیه الی‌پی لشکر کشید آن دولت ضعیفتر گشت. استوانهٔ راسام علی‌رسم می‌گویند که '''سارگون‌دوم''' در طی لشکرکشی سال ۷۰۵ پ. م. در [[آسیای صغیر]] هلاک شد. ولی [[اشترک]] قبیله یا جنگجویان [[کولومان]] را که ظاهراً موجب هلاکت سارگون‌دوم گشته همان ساکنان دژ مادی [[کیلمان]] و یا [[کولومان]] می‌داند. [[ای. م. دیاکونوف]] - « منابع آشوری بابلی در تاریخ اورارتو »<ref>ADIU</ref> شمارهٔ ۳۹، ذیل سال ۷۰۵ پ. م. اشاره می‌کند که سارگون‌دوم بخاطر « کولومیان » هلاک شد اشترک « کولومیان » را در خاک ماد می‌داند.
== وجه تسمیه کولومان ==
اصطلاح کولومان ( کی‌لمان ) با اسلوب [[زبان شناسی]] تطبیقی ممکن است اینگونه تعبیر شود که کلمه نخست یعنی « کی » یا « کو » همان مفهوم شاه را داشته و هر دو واژه کاربرد زیادی در زبان [[پارسی]] داشته‌اند، مانند [[کورش]] و [[کی‌خسرو]]. شاید قسمت اوّل کلمهٔ کولومان یا کیلمان به معنی شاه باشد. بخش دوم اصطلاح مزبور ممکن است به دو کلمهٔ « لوم » و « آن » در واژهٔ کولومان، « لم » و « آن » در واژهٔ کیلمان تجزیه شود. استنتاج از اصطلاحات یاد شده را باید با واژهٔ [[کولی]] تطبیق یا تشبیه نمود. اینکه کولی‌های مهاجر و چادر نشین از قبایل بسیار کهن ایرانی باشند تردیدی نیست ولی چرا کولی لقب یافته‌اند آشکار نیست. کولی‌ها اگر چه هیچگاه وارد دایرهٔ مدنیت نشدند اما همیشه پیشوا و رهبری بزرگ داشته‌اند که بر کُل ایشان فرمانروا بود به همین سبب '''کو''' که به مفهوم پیشوا و [[کولی]] به معنی دارای پیشوا یا [[شاه]] است به ایشان لقب داده شده است. در اذهان ملل ایرانی کولی‌ها به جنگجو بودن شهره بودند اما به سبب بینش کم سیاسی، در ادوار تاریخی، گاهی آلت دست دشمنان نیز قرار گرفته‌اند. به هر تقدیر شاید کولومان‌ها اسلاف کولی‌های امروزی باشند و این قبایل با [[اسکیت‌ها|اسکیت‌های]] مهاجر که در تیراندازی مهارت داشتند قابل قیاس است.
http://en.wikipedia.org/wiki/Sargon_II
* [http://irantarikh.com/tarikh/iran04.pdf چه گونگی تشکیل پادشاهی ماد در غرب فلات ایران - دکتر خنجی PDF]
* [http://irantarikh.com/tarikh/iran05.pdf چه‌گونگیچگونگی تشکیل شاهنشاهی ماد (نخستین شاهنشاهی در تاریخ ایران) - دکتر خنجی PDF]
* [[ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف]]. ''[[تاریخ ماد]]''. ترجمه [[کریم کشاورز]]، تهران: نشر امیرکبیر. ISBN 964-445-106-6