سازماندهی دانش: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ۶ سال پیش
جز
سوال به سؤال، replaced: سوال ← سؤال (2) با استفاده از AWB
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (سوال به سؤال، replaced: سوال ← سؤال (2) با استفاده از AWB)
'''سازماندهی دانش''' فعالیتهایی مثل توصیف مدرک، [[نمایه]] سازی و [[رده بندی]] در کتابخانه‌ها، پایگاههای اطلاعاتی، آرشیوها و غیره را دربرمی گیرد. این فعالیتها توسط کتابداران، آرشیویست‌ها، متخصصان موضوعی، و همچنین [[الگوریتم|الگوریتم‌های]] رایانه‌ای انجام می‌شود. [[سازماندهی]] [[دانش]] به عنوان یک زمینه مطالعاتی، با ماهیت و کیفیت فرایند سازماندهی دانش و همچنین نظام‌های سازماندهی دانش مرتبط می‌باشد که برای سازماندهی مدارک، بازنمون مدارک و [[مفاهیم]] استفاده می‌شود.
 
رویکردهای نظری و تاریخی گوناگونی در رابطه با سازماندهی دانش وجود دارد که با دیدگاه‌های مختلف دانش، معرفت، زبان، و سازمان اجتماعی مرتبط است. هر یک از این رویکردها به سمت پاسخگویی به این سوالسؤال که «سازماندهی دانش چیست؟» به صورتهای متفاوت گرایش دارد. به کرات مشاهده می‌شود که حرفه مندان و متخصصان [[علوم کتابداری و اطلاع رسانی]] بر روی کاربرد فناوری‌ها و استانداردهای جدید متمرکز شده‌اند و ممکن است کارهایی را که شامل تفسیر و تحلیل معناست مدنظر قرار نداده باشند. به عبارت دیگر گاهی اوقات رده بندی کتابخانه‌ها، به واسطه فقدان محتوای فکری ماهوی و حقیقی مورد انتقاد بوده‌است.
 
فعالیت‌های انسان مدار سنتی به صورت روزافزونی به وسیله فنون بازیابی وابسته به [[کامپیوتر]] به چالش کشیده شده‌است.
 
=== سنت بازیابی اطلاعات ===
به طور معمول [[بازیابی اطلاعات]] و سازماندهی دانش، دو حوزه فرعی متفاوت (گرچه به شدت با هم مرتبط هستند) [[علوم کتابداری]] و [[اطلاع رسانی]] هستند که به ترتیب با عمل جستجو و توصیف مرتبط می‌باشند. این دو حوزه برخی از مشکلات را حل می‌کند، به عبارت دیگر کاربران را قادر می‌سازد اطلاعات مرتبط و مناسب را بیابند. به همین دلیل ما مجبوریم این دو رویکرد را رویکردهای رقیب در نظر بگیریم. بنابراین باید نقاط قوت و ضعف نسبی شان را ارزیابی نماییم. سوالیسؤالی که مطرح می‌باشد این است که: چگونه می‌توان بازیابی اطلاعات را به عنوان یک رویکرد نسبی و وابسته به سایر رویکردهای بحث شده توصیف کرد؟
یک روش برای انجام این مهم این است که بین «پارادایم مادی و فیزیکی» (یا «پارادایم هدایت شده توسط سیستم») از یک طرف و «الگوی کاربرمدار» یا «الگوی شناختی» از طرف دیگر تمایز قایل شویم. عرف رایج این است که بازیابی اطلاعات توسط یک سیستم هدایت می‌شود همچنانکه سیستم تصمیم می‌گیرد که چه چیزی باید به کاربر ارائه دهد. از دیدگاه سیستم مدار مرسوم، یک سیستم کامل، سیستمی است که بهترین انطباق را بین درخواست بیان شده توسط کاربر و سند مورد نظر از مجموعه را برقرار کند. این دیدگاه بسیار قید و بند دارد. این مساله بسیاری از محققان را بدین سمت هدایت کرده‌است که فقط بر این مساله تاکید نمایند: چگونه جنبه‌های گوناگون بازنمایی سند و الگوریتم‌های انطباق را اصلاح نماییم؟
در نتیجه، رویکرد سیستم مدار در بازیابی اطلاعات، رفتارهای شناختی کاربران را نادیده می‌گیرد. همچنین در این رویکرد نسبت به حل مشکلاتی که در فرایند بازیابی اطلاعات روی می‌دهد غفلت می‌شود. این بدیهی است که محققان بازیابی اطلاعات برای موفقیت نیاز دارند که نگاهشان را فراتر از الگوریتم‌های ماشینی ببرند.