تفاوت میان نسخه‌های «فریدریش دورنمات»

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ۴ سال پیش
جز
←‏top: مسأله --> مسئله وپ:همزه با استفاده از AWB
جز (←‏top: اصلاح نشانی اینترنتی با استفاده از AWB)
جز (←‏top: مسأله --> مسئله وپ:همزه با استفاده از AWB)
دورنمات به فلسفه و زندگی علاقه زیادی داشت و در داستان‌ها و افسانه‌های کهن روم و [[یونان باستان]] مطالعات زیادی انجام داده بود. او همواره برای تحقق عدالت در جهان نگران بود و زندگی را با همه زشتی‌ها و زیبایی‌های آن در آثار خود به تصویر می‌کشید. البته او هیچ گاه دچار بدبینی یا سیاه نمایی‌های آزاردهنده نشد و همواره در پی ایجاد و حفظ اعتدال بود.
 
این [[نویسنده]] برجسته در سال ۱۹۳۵ نمایشنامه «ازدواج آقای می‌سی سی پی» را نوشت که این اثر هم از نظر مضمون به مسالهمسئله وجود بی عدالتی در جامعه می‌پردازد و از نظر ساختار نمایشی تلاشی برای رهایی از قید و بندهایی است که در آن زمان موجب آزار نمایشنامه نویسان بوده‌است. همین مسالهمسئله هم باعث شد تا این نمایشنامه به عنوان اثری شاخص مورد توجه سایر درام نویسان جهان قرار بگیرد. دورنمات در همان سال «فرشته‌ای به بابل می‌آید» را خلق کرد. داستان این نمایشنامه بر اساس یک افسانه قدیمی بابلی شکل می‌گیرد و اتفاقات آن در زمان حکومت [[بخت نصر]] در سرزمین بابل به وجود می‌آید.
 
بسیاری از صاحب نظران موفق ترین نمایشنامه این نویسنده را [[«ملاقات بانوی سالخورده»]] می‌دانند که در سال ۱۹۵۵ نوشته شد. این نمایشنامه [[داستان یک شهر]] کوچک اما موضوع آن کاملاً جهانشمول است و می‌تواند شامل تمامی جوامع باشد. داستان در شهر کوچکی به نام گولن اتفاق می‌افتد. آلفرد ایل با دختری زیبا و وضع مالی معمولی به نام کلارا رابطه دوستانه برقرار می‌کند. آلفرد که قول ازدواج به کلارا داده بود، به قول خود وفا نمی‌کند و در دادگاه نیز با دادن رشوه به شهود رای دادگاه را به نفع خود برمی گرداند. کلارا از شهر اخراج می‌شود. سال‌ها بعد زمانی که آلفرد با دختر یکی از تجار شهر ازدواج کرده و به ظاهر همه چیز به فراموشی سپرده شده‌است، کلارا در حالی که به عنوان یکی از ثروتمندترین زنان کشور خود شناخته می‌شود به شهر بازمی گردد و در برابر انتظار اهالی فقیر شهر از وی، در برابر کمک یک میلیاردی خود از آنها می‌خواهد تا آلفرد را به قتل برسانند. در بخشی از این نمایشنامه در خصوص انگیزه‌های حرکت مردمی برای پاسخ به درخواست کلارا و رفع نیاز خودشان آمده‌است:
دورنمات در سال ۱۹۶۲ نمایشنامه «فیزیکدان‌ها» را به نگارش درآورد. داستان این اثر در تیمارستان دانشمندان دیوانه می‌گذرد که هر کدام از آنها فکر می‌کند یک شخصیت برجسته دوران است. بوتلر خود را [[نیوتن]] می‌داند. ارنستی فکر می‌کند [[اینشتین]] است و مویبوس خود را [[حضرت سلیمان]] می‌داند. این نمایشنامه با آنکه ظاهری ساده و دیالوگ‌هایی قابل فهم دارد، اثری پیچیده و دشوار است که به [[تئاتر ابزورد]] تمایل دارد.
 
اثر مشهور بعدی این نویسنده «بازی استریندبرگ» نام دارد که اقتباسی از نمایشنامه «رقص مرگ» نوشته [[اگوست استریندبرگ]] است. این نمایشنامه به مسالهمسئله زندگی زناشویی و ازدواج می‌پردازد. داستان درباره زن و شوهری است که سال‌های طولانی در یک جزیره دورافتاده در کنار هم زندگی می‌کنند، اما همواره با یکدیگر مشکل دارند و زندگی آنها شبیه میدان جنگ است. در این میان ورود مردی که خود را از اقوام زن معرفی می‌کند، شرایط زندگی شان را به شدت تحت تاثیر قرار و آنها را به سمت جدایی سوق می‌دهد.
 
دورنمات به دلیل شکست‌های عاطفی و تجربه‌های بسیار تلخی که در زندگی زناشویی خود داشته همواره به مسالهمسئله ازدواج با نوعی کج اندیشی نگاه و این مسالهمسئله را یکی از مسایل آزاردهنده روح و جسم تلقی می‌کرد. او در این راه چنان پیش رفت که ازدواج را جهنم دانست، اما هیچ یک از زن یا مرد به طور کامل و مستقیم مقصر نمی‌داند و شرایط نامناسب حاکم بر زندگی زناشویی را حاصل شرایط کلی قلمداد می‌کند. به همین خاطر نمایشنامه «بازی استریندبرگ» در محیطی شبیه به رینگ بوکس به تصویر کشیده می‌شود و نمایش به جای بخش بندی، راندبندی می‌شود و ابتدا و انتهای هر تابلو، همانند مسابقه بوکس، با صدای زنگ شروع و تمام می‌شود.
 
دورنمات نویسنده‌ای [[تحلیل گر]] به حساب می‌آید که مسایل و مشکلات بشری را در آثارش مورد بررسی قرار می‌دهد و حتی به طرح مسایل سیاسی نیز می‌پردازد تا از این طریق [[وضع بشر]] را در شرایط کنونی جهان به تصویر بکشد. هر چند که بسیاری از مشکلات انسان امروز را حل نشدنی می‌داند و انسان‌ها را نیازمند پناه بردن به جنبه‌های طعنه آمیز زندگی معرفی می‌کند. نمایشنامه‌های این نویسنده از ظاهری کمدی برخوردارند و معدود آثار این نویسنده بر مبنای تراژدی نگاشته شده و متاثر از شیوه گروتسک است.