تفاوت میان نسخه‌های «واقع‌گرایی (هنر)»

جز (←‏جایگزینی با [[وپ:اشتباه|اشتباه‌یاب]]: خوشایندگرایی⟸خوشایندی،)
'''طبیعت‌گرایی''' یا '''ناتورالیسم''' اصطلاحی در تاریخ هنر و نقد هنری برای توصیف سنخی از هنر که در [[طبیعت]] بدان گونه که بنظر می‌آید، بازنمایی می‌شود. در این تعریف -که بیشتر از جنبهٔ صوری اعتبار دارد- [[طبیعت‌گرایی]] مفهومی [[متضاد]] با چکیده نگاری است. اگر [[هنر کلاسیک]] یونان را جلوهٔ کامل طبیعت‌گرایی تلقی می‌کنند وهنر [[رنسانس]] [[ایتالیا|ایتالیایی]] را تجدید حیات آن می دانند، بر اساس چنین استدلالی است که در هنرهای نامبرده، اثر هنری همانند آیینه‌ای، زیبایی طبیعی را باز می‌تابد. در این معنا، طبیعت‌گرایی با [[آرمانگرایی]] تناقصی ندارد؛ حال آنکه، مفهوم ناتورالیسم به لحاظ [[فلسفی]]، و چون یک روش هنری، خلاف این است.
 
اصطلاح (زیبایی شناسی طبیعت‌گرایانه) به نظریه‌ای فلسفی مربوط می‌شود که از [[اثباتگراییاثبات‌گرایی ]] [[سدهٔ نوزدهم]] ناشی شده و در نظریهٔ ادبی زولا-نویسندهٔ فرانسوی- به اوج رسیده است. در این نوع زیبایی شناسی، روشهای علمی مشاهده واقعیت به کار گرفته شد.
 
ناتورالیست‌های نیمه دوم سده نوزدهم بر طبق برنامه‌ای مشخص و با نوعی بیطرفی و فاصله گزینی، رو نگاشتی از جهان و زندگی پیرامون خود ارائه می‌کردند؛ و غالباً از پرورش دنیای [[خیال]]، از باور به آنچه که [[ملموس]] و محسوس نیست، از کاویدن معنای نهفته در چیزها، از تقلیل جنبه‌های ناخوشایند و پیش پا افتاده پس رونده و [[خشن]] زندگی امتناع می‌جستند. این نگرشی متضاد با آرمانگرایی، و واکنشی در برابر [[رمانتیسم]] بود.
اصطلاح ناتورالیسم، به مثابه مکتبی خاص در نقاشی، نخستین بار توسط بلوری درباره پیروان [[کاراوادجوکاراواجو]] به کار برده شد. به زعم او، اینان به تقلید وفادارانه از طبیعت (خواه زشت، خواه زیبا) می‌پرداختند. همچنین، کاستانیاری-منتقد فرانسوی-اصطلاح ناتورالیسم را جایگزین اصطلاح رئالیسم کرد تا بر عینی‌گرایی و پژواکهای فعالیت علوم طبیعی تاکید بیشتری گذارد. کاربرد اختیاری این دو اصطلاح باعث عدم صراحت معانی آنهاشد.<ref>{{پک|رویین پاکباز|1390|ک=دائرةالمعارف هنر|ص=570}}</ref>
 
=== ویژگی ===