تفاوت میان نسخه‌های «شهرستان قیر و کارزین»

اطلاعات ناقص است.
(متن صحيح نبود.)
(اطلاعات ناقص است.)
 
از جمله حوادثی که در این شهرستان رخ داده است می‌توان به زلزله سال ۱۳۵۱ شمسی اشاره کرد که به طور کلی این شهرستان را مخروبه کرد و مردم این شهرستان ناچار به کوچ از آن منطقه شدند و شهری که در حال حاضر به قیر مشهور است مقداری از این سرزمینی است فاصله دارد که غیر این سابقه تاریخی را دارد زیرا مردم این منطقه بعد از این زلزله مهیب مکان خود را تغییر دادند و شهر قیری که چنین قدمتی دارد اکنون جز مخروبه‌هایی از آن باقی نمانده است و در قسمت جنوبی قیر کنونی واقع می‌باشد.<ref name="newholidays"/>
 
== كارزين در لغت نامه دهخدا ==
کارزین . (اِخ ) شهری است به فارس . (انساب سمعانی ورق 470 ب ) (معجم البلدان ). یاقوت این کلمه رابه فتح راء و کسر زاء آورده است . شهری وسط است و گرمسیر و در آنجا درختان خرما بسیار، آبش از رود زکان است و قلعه ٔ محکمی دارد. (از نزهة القلوب چ لیسترانج ، المقالة الثالثه ص 118). و نیز رجوع به ص 119 و 134 و 186 و 217 از همین کتاب شود. کارزین شهرکی نیکو بوده است و از بسیاری ظلم خراب شده است . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 135). و نیز رجوع به ص 140 و 159 از همین کتاب شود. نام شهرکی است از بلاد فارس که در طرف اصطخر اتفاق افتاده است . (انجمن آرا) (آنندراج ). شهر کارزین کرسی نشین کوادخره یا قبادخره در پارس بوده است . (از یشتها ج 2 ص 311 تفسیر استاد پورداود). صاحب وصاف بیت ذیل را... در ج 4 ص 446 آورده :
گر کارزین نگردد جویم بفال خوب
معبر که گشت چهره ٔ آمال همچو قیر.
کارزین و جویم و فال و قیر همه اسامی بلوکاتی است در فارس ومعبر نام قدیم قسمت جنوبی سواحل شرقی شبه جزیره ٔ هندوستان بوده که در نقشه های امروزه بنام سواحل «کرماندل » معروف است . (شدالازار جنید شیرازی چ محمد قزوینی و عباس اقبال ، حاشیه ٔ ص 100). صاحب قاموس که مسقط الرأس او بتصریح خود او قریه ٔ کارزین بوده [ «و کارزین بَلدٌ بفارس و به وُلدت ُ - قاموس » ] آرد: کارزین ... بکلی متصل ببلوک اَبزَر است . (ایضاً شدالازار حاشیه ٔ ص 215). کارزین بلوک معروفی است در فارس و قصبه ٔ آن بلوک نیز که بهمین اسم موسوم است مسقط الرأس فیروز آبادی صاحب قاموس است بتصریح خود او در ماده ٔ «ک ر ز». (ایضاً شدالازار حاشیه ٔ ص 448).
 
== مردم‌شناسی و جمعیت ==
۱۷

ویرایش