تفاوت میان نسخه‌های «تساوی حقوق زن و مرد در دین بهائی»

 
=== ارث ===
لیندا و جان والبریج، در مقاله‌ای با عنوان قوانین بهائی به نفع مردان در نظم جهانی سال ۱۹۸۶، اولین مفسرانی بودند که مقاله‌ای را به زبان انگلیسی در مورد قانون ارث منتشر کردند. آنها برخی از ویژگی‌های جامعه شناختی جامعه بهائی، به ویژه یک الگوی پدرسالارانه را از نابرابری‌های موجود در آن استنباط کردند و سعی کردند دلیل اینکه چرا چنین الگویی برای جامعه و برای زنان مطلوبتر است را بیایند؛ بنابراین اقدس ساختار و چهارچوب خانواده را کمی منحرف می‌کند تا آن را در مسیری مردانه رقم بزند. در قوانین ارث کتاب اقدس، خانه محل زیست خانواده بهو پسربخش ارشد می‌رسد. گویا فرض شده که در تقسیم ارث، مادر هم بعنوان جزئیعمده‌ای از اموالدارایی‌های وداخل اثاثیه،خانه به پسر ارشد تعلق می‌گیردمی‌رسد. سهم همسر بازمانده نسبتاً اندک است. بخش عمده‌ایاز از دارایی‌های خانه بههیچ پسر می‌رسد. بیشتر این‌طور به نظر می‌رسد که مادر هم بخشیو از دارایی‌های خانه به حساب می‌آید، به‌خصوصدارایی حالاهای کهداخل خانه محلنیز سکونتنسبتاً هماندک بخشی از دارایی‌های پسرش شده‌استاست<ref>{{harvnb|Walbridge|1984|p=28}}</ref>.
 
قوانین ارث اقدس با این فرض بیان شده‌اند که متوفا یک مرد باشد؛ بنابراین بهاءالله به صراحت می گوید که محل اقامت و لباس شخصی مرحوم به مردان می‌رسد و نه زنان یا فرزندان. عبدالبهاء اینگونه تفسیر می‌کند که محل اقامت و لباس شخصی مرد متوفی بین وراث ذکور باقی می‌ماند. شوقی افندی در تفسیر این مطلب می‌گوید که محل اقامت و لباس‌های پدر متوفی به فرزندان ذکور می‌رسد نه فرزندان اناث<ref name="McGlinn 1993">{{harvnb|McGlinn|1993}}</ref>. والبریج به طور خاص به اثراتی اشاره می‌کند که اعمال این قانون در جامعه بهائی ممکن بود به وجود بیاورد. اما با این فرض که الگوی مالکیت در جامعه بهایی، به جوامع سنتی خاورمیانه شباهت دارد که در آنها اگر نیاز به مالکیت باشد، به طور کلی مرد یا پدر مالک مطلق قانونی خانه و خانواده است. اینکه چرا این الگو باید برای یک جامعه بهائی طراحی شود مشخص نیست. در مقایسه، قوانین اسلامی صریحاً به زنان اجازه می‌دهد مالک درآمد خود باشند. بنا بر آیه ۳۲ نساء ” مردان را از آنچه به دست آورده‌اند بهره‌ای است و زنان را نیز از آنچه به دست آورده‌اند بهره‌ای است”<ref name="McGlinn 1993"/>.